پرش به محتوا

امریکا می خواهد اروپا را به ورطه جنگ با روسیه بیاندازد

راشا تودی ترجمه رضا نافعی
آینده ما

پاسخ ناتو و آمریکا به ضمانت‌های امنیتی خواسته شده از سوی روسیه در روزنامه اسپانیایی El País منتشر شد. اسناد طبقه بندی شده به عنوان محرمانه لو رفته است . پاسخ مکتوب آمریکا و ناتو به درخواست روسیه برای تضمین امنیتی برای روسیه نومید کننده بود.

این ناامیدی کاملا قابل پیش بینی بود. امریکا و ناتو نمی‌خواهند به روسیه و در عین حال به اروپا تضمین امنیتی جامع بدهند زیرا امکان گسترش ناتو باید باقی بماند. در این رابطه گفته می شود که انتخاب ائتلاف امریست آزاد اما تعمدا فراموش می کنند که این آزادی مطلق نیست بلکه مشروط است. شرط آن هم اینست که این انتخاب ناقض منافع امنیتی کشور دیگری نشود. بنابر این، این اصل که ایجاد تعادل در موازنه قوا، اصلی منطقی است. اما، این اصل منطقی و پذیرفته شده در قرارداد، به طور مداوم و یک جانبه در قاره اروپا نقض می شود.

وقتی روسیه ضمانت می‌خواهد که نه گرجستان و نه اوکراین به عضویت ناتو پذیرفته نشوند، در واقع فقط خواستار پایبند ماندن به معاهدات و توافق‌های موجود در چارچوب سازمان امنیت و همکاری اروپا و سازمان‌های پیش از آن است. خودداری ایالات متحده آمریکا و ناتو از برآورده کردن این خواست ها، نشانه آنست که نه ناتو و نه ایالات متحده آمریکا علاقه‌ای به ساختار امنیتی پایدار در اروپا ندارند. براین اساس صلح شکننده ای که به هر حال چندین دهه حافظ صلح در اروپا بوده است باید از بین برود و اروپا دوباره میدان جنگ و روسیه بار دیگر تبدیل به دشمن گردد. به ویژه با توجه به تاریخ اروپای خودمان که آن را میشناسیم آنچه امروز دوباره در اروپا اتفاق می افتد سخت غم انگیز است. تمام زنگ های خطر باید برای اروپایی‌ها به صدا درآیند، برای همه مردمی که جایی بین لیسبون و اورال زندگی می‌کنند، زیرا سرنوشت آنها دوباره تبدیل به بازیچه ای در دست سیاست قدرت تهاجمی و ژئواستراتژیک می‌شود.

درک این موضوع، از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که پاسخ منفی به روسیه نه تنها برای این کشر رضایت بخش نیست زیرا با منافع امنیتی روسیه همخوان نیست بلکه این پاسخ منفی برای تمام اروپا نیز مهم است. اگر آنها نادیده گرفته شوند و نقض گردند، برای کل اروپا امنیت وجود ندارد. درک این امر یک ضرورت حیاتی است. هر شهروندی در قاره اروپا باید بتواند این ارتباط را به وضوح ببیند. اگر بزرگترین کشور اروپا احساس خطر کند، قاره بی ثبات می شود. بنابراین، منافع امنیتی روسیه همیشه منافع امنیتی اروپاست. امتناع ایالات متحده آمریکا و ناتو از نزدیک شدن به روسیه نیز ناقض منافع امنیتی هر ملت اروپایی و هر فرد اروپایی است. توجیهی که برای این امتناع عرضه شده سخت بدخواهانه است زیرا خیلی ساده وضعیت را وارونه جلوه گر می سازد. در اسناد فاش شده با اشاره به روسیه چنین آمده است: «به هیچ شریک دیگری تضمینی قابل مقایسه ارائه نشده است. آن قلب تپنده ای که کانون همکاری های ماست اعتمادی است که ما به یکدیگر داریم. روسیه آن اعتماد را شکسته است، روسیه اصول بنیادین معماری امنیتی جهانی اروپا و اتلانتیک را به چالش کشیده است.»

این ادعا کاملا نادرست اس.ت از اینرو ضروری است روند فسخ مهم ترین قراردادهای مرتبط با امنیت را به ترتیب وقوع بررسی کنیم. در اوایل سال 2002، ایالات متحده به طور یکجانبه معاهده ABM را فسخ کرد. طبق معاهده ABM استقرار سامانه های دفاع موشکی ممنوع شده بود. منطق اساسی قرارداد این بود که اگر حمله اول لزوماً با یک ضد حملۀ غیرقابل انسداد مواجه شود، حمله شکست خورده است. طبق قرارداد، فقط حفاظت از یک هدف با صفحه دفاع موشکی مجاز بود. اتحاد جماهیر شوروی محافظت از مسکو را انتخاب کرد، ایالات متحده محافظت از موشک های- ICBM – موشک های قاره پیمای هسته ای خود را- انتخاب کرد.

پس از آن، در سال 2006، ایالات متحده یک سپر موشکی در اروپای شرقی مستقر ساخت – با این ادعا که این سپر برای محافظت از اروپا در برابر تهدید هسته ای ایران، ضروری است . توجه داشته باشید که ایران اصلاً سلاح هسته ای ندارد. ایالات متحده پیشنهاد روسیه را برای ایجاد سپر مشترک در آذربایجان که دارای موقعیت استراتژیک بهتری هست رد کرد.

اکنون بین ایالات متحده و روسیه رقابتی بر سر سیستم های دفاع موشکی وجود دارد که تا کنون ایالات متحده در این رقابت شکست خورده است سپرهای دفاع موشکی روسیه از نظر فنی برتر هستند، که نمونه آن را می‌توان در سوریه و جاهای دیگر مشاهده کرد.

ایالات متحده همچنین به طور یکجانبه توافقنامه آسمان های باز را فسخ کرد. این توافقنامه به عنوان یک اقدام اعتمادساز عمل میکرد زیرا امکان نظارت هوایی متقابل را برای هردو کشورفراهم می ساخت. پس از فسخ ان توافقنامه، روسیه تلاش کرد تا همراه با دیگر کشورهای اروپائی به این معاهده پایبند بماند، اما چون کشورهای اروپائی حاضر به دادن تضمین برای انتقال ندادن تجربیات و دست آوردهای تازه علمی به امریکا نشدند این تلاش شکست خورد.

امریکا مهمترین قرارداد را در سال 2019 فسخ کرد. معاهده INF انهدام تسلیحات هسته ای کوتاه و میان برد زمینی را پیش بینی کرده بود. معاهده INF در واقع تضمینی بود برای این که اروپا به میدان جنگ هسته ای تبدیل نشود. این معاهدۀ – حیاتی برای منافع اروپا – به طور فعال توسط دو دولت ایالات متحده خنثی شد. باراک اوباما در سال 2014 شروع به زیر سوال بردن این معاهده کرد. طرف روسی سعی کرد شفاف باشد و به وضوح علاقه خود را برای حفظ این قرارداد نشان داد. در نهایت، موشک‌های اسکندر مستقر در کالینینگراد، که ایالات متحده معتقد بود ناقض معاهده INF است، برای خروج از این معاهده تعیین‌کننده بود. ناتو و ایالات متحده هر دو دعوت برای بازرسی سیستم های تسلیحاتی در محل را به عنوان تلاشی برای فریب رد کردند و ترجیح دادند به اطلاعات سرویس های اطلاعاتی خود که گویا موثق هستند تکیه کنند و چنین بود که مهمترین معاهده خلع سلاح برای اروپا در بایگانی تاریخ جای گرفت.

این فهرست میتوانست طولانی تر شود، آنچه حائز اهمیت است درک این نکته مهم است که نه تنها ناتو بیشتر و بیشتر به سمت شرق گسترش یافته است، بلکه ایالات متحده توافقنامه امنیت در اروپا را که طی سال‌ها کار دقیق دیپلماتیک که در زمان جنگ سرد حاصل شده بود، لغو کرده است. آن کس که امنیت اروپا را تهدید می کند روسیه نیست، بلکه آمریکا و ناتو هستند که امنیت اروپا را تهدید می کنند . روسیه به تغییرات در معماری امنیتی واکنش نشان می دهد، اما آنها را نابود نمی کند. نابود کننده معماری امنیتی ایالات متحده امریکاست.

اروپا برای آن که بتواند یک سیاست فعال و مختص قاره اروپا داشته باشد نخست باید خود چشم اندازی روشن از این امور و ارتباطات آنها با یکدیگرداشته باشد. اما متاسفانه اروپا نمی تواند و قادر نیست که خود را از مشارکت با فراتلانتیک – یعنی با ایالات متحده امریکا- و همدستی فراتلانتیکی با آن رها سازد. مشارکتی که بگونه ای فزاینده اروپا را تهدید می کند و مانع از آنست که اروپا بتواند مستقلا نیاز های مشخص خود را در ارتباط با سیاست دفاعی خود خطاب به ایالات متحده بیان کند.

این واقعیت که طبق اسناد فاش شده، ایالات متحده به خواست های کلیدی روسیه پاسخ نمی دهد، باید اروپا را نگران سازد. انجام ندادن خواست های روسیه نشان دهنده وضعیتی خطرناک است. اتحادیه اروپا قادر نیست بطور مستقل از منافع حیاتی خود مراقبت کند.

درک این نکته مهم است که روسیه با خواست های خود برای تضمین های امنیتی، منافع تمام اروپا را فرموله کرده است، زیرا روسیه همسایه ما است – ایالات متحده نیست. با این حال، تنها در صورتی می توان صلحی پایدار برقرار کرد که بین منافع تعادل وجود داشته باشد تخریب فعال این موازنه توسط ایالات متحده آمریکا، تدارک درگیری است امریکا آماده جنگ می شود.

https://de.rt.com/europa/131123-usa-und-nato-ignorieren-europaeische-sicherheitsinteressen/

پاسخ ناتو و آمریکا به ضمانت‌های امنیتی خواسته شده از سوی روسیه در روزنامه اسپانیایی El País منتشر شد. اسناد طبقه بندی شده به عنوان محرمانه لو رفته است . پاسخ مکتوب آمریکا و ناتو به درخواست روسیه برای تضمین امنیتی برای روسیه نومید کننده بود.

این ناامیدی کاملا قابل پیش بینی بود. امریکا و ناتو نمی‌خواهند به روسیه و در عین حال به اروپا تضمین امنیتی جامع بدهند زیرا امکان گسترش ناتو باید باقی بماند. در این رابطه گفته می شود که انتخاب ائتلاف امریست آزاد اما تعمدا فراموش می کنند که این آزادی مطلق نیست بلکه مشروط است. شرط آن هم اینست که این انتخاب ناقض منافع امنیتی کشور دیگری نشود. بنابر این، این اصل که ایجاد تعادل در موازنه قوا، اصلی منطقی است. اما، این اصل منطقی و پذیرفته شده در قرارداد، به طور مداوم و یک جانبه در قاره اروپا نقض می شود.

وقتی روسیه ضمانت می‌خواهد که نه گرجستان و نه اوکراین به عضویت ناتو پذیرفته نشوند، در واقع فقط خواستار پایبند ماندن به معاهدات و توافق‌های موجود در چارچوب سازمان امنیت و همکاری اروپا و سازمان‌های پیش از آن است. خودداری ایالات متحده آمریکا و ناتو از برآورده کردن این خواست ها، نشانه آنست که نه ناتو و نه ایالات متحده آمریکا علاقه‌ای به ساختار امنیتی پایدار در اروپا ندارند. براین اساس صلح شکننده ای که به هر حال چندین دهه حافظ صلح در اروپا بوده است باید از بین برود و اروپا دوباره میدان جنگ و روسیه بار دیگر تبدیل به دشمن گردد. به ویژه با توجه به تاریخ اروپای خودمان که آن را میشناسیم آنچه امروز دوباره در اروپا اتفاق می افتد سخت غم انگیز است. تمام زنگ های خطر باید برای اروپایی‌ها به صدا درآیند، برای همه مردمی که جایی بین لیسبون و اورال زندگی می‌کنند، زیرا سرنوشت آنها دوباره تبدیل به بازیچه ای در دست سیاست قدرت تهاجمی و ژئواستراتژیک می‌شود.

درک این موضوع، از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که پاسخ منفی به روسیه نه تنها برای این کشر رضایت بخش نیست زیرا با منافع امنیتی روسیه همخوان نیست بلکه این پاسخ منفی برای تمام اروپا نیز مهم است. اگر آنها نادیده گرفته شوند و نقض گردند، برای کل اروپا امنیت وجود ندارد. درک این امر یک ضرورت حیاتی است. هر شهروندی در قاره اروپا باید بتواند این ارتباط را به وضوح ببیند. اگر بزرگترین کشور اروپا احساس خطر کند، قاره بی ثبات می شود. بنابراین، منافع امنیتی روسیه همیشه منافع امنیتی اروپاست. امتناع ایالات متحده آمریکا و ناتو از نزدیک شدن به روسیه نیز ناقض منافع امنیتی هر ملت اروپایی و هر فرد اروپایی است. توجیهی که برای این امتناع عرضه شده سخت بدخواهانه است زیرا خیلی ساده وضعیت را وارونه جلوه گر می سازد. در اسناد فاش شده با اشاره به روسیه چنین آمده است: «به هیچ شریک دیگری تضمینی قابل مقایسه ارائه نشده است. آن قلب تپنده ای که کانون همکاری های ماست اعتمادی است که ما به یکدیگر داریم. روسیه آن اعتماد را شکسته است، روسیه اصول بنیادین معماری امنیتی جهانی اروپا و اتلانتیک را به چالش کشیده است.»

این ادعا کاملا نادرست اس.ت از اینرو ضروری است روند فسخ مهم ترین قراردادهای مرتبط با امنیت را به ترتیب وقوع بررسی کنیم. در اوایل سال 2002، ایالات متحده به طور یکجانبه معاهده ABM را فسخ کرد. طبق معاهده ABM استقرار سامانه های دفاع موشکی ممنوع شده بود. منطق اساسی قرارداد این بود که اگر حمله اول لزوماً با یک ضد حملۀ غیرقابل انسداد مواجه شود، حمله شکست خورده است. طبق قرارداد، فقط حفاظت از یک هدف با صفحه دفاع موشکی مجاز بود. اتحاد جماهیر شوروی محافظت از مسکو را انتخاب کرد، ایالات متحده محافظت از موشک های- ICBM – موشک های قاره پیمای هسته ای خود را- انتخاب کرد.

پس از آن، در سال 2006، ایالات متحده یک سپر موشکی در اروپای شرقی مستقر ساخت – با این ادعا که این سپر برای محافظت از اروپا در برابر تهدید هسته ای ایران، ضروری است . توجه داشته باشید که ایران اصلاً سلاح هسته ای ندارد. ایالات متحده پیشنهاد روسیه را برای ایجاد سپر مشترک در آذربایجان که دارای موقعیت استراتژیک بهتری هست رد کرد.

اکنون بین ایالات متحده و روسیه رقابتی بر سر سیستم های دفاع موشکی وجود دارد که تا کنون ایالات متحده در این رقابت شکست خورده است سپرهای دفاع موشکی روسیه از نظر فنی برتر هستند، که نمونه آن را می‌توان در سوریه و جاهای دیگر مشاهده کرد.

ایالات متحده همچنین به طور یکجانبه توافقنامه آسمان های باز را فسخ کرد. این توافقنامه به عنوان یک اقدام اعتمادساز عمل میکرد زیرا امکان نظارت هوایی متقابل را برای هردو کشورفراهم می ساخت. پس از فسخ ان توافقنامه، روسیه تلاش کرد تا همراه با دیگر کشورهای اروپائی به این معاهده پایبند بماند، اما چون کشورهای اروپائی حاضر به دادن تضمین برای انتقال ندادن تجربیات و دستاوردهای تازه علمی به آمریکا نشدند این تلاش شکست خورد.

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: