پرش به محتوا

چگونه روسیه و چین دکترین مونرو آمریکا را به چالش می کشند

با بالا گرفتن تنش ها بر سر اوکراین و گسترش پیمان آتلانتیک شمالی ناتو به سمت شرق اروپا، مسکو در حال بررسی تاکتیک های جدیدی برای واکنش های جدید است که هدف آنها نه اروپا بلکه آمریکای لاتین یعنی حیاط خلوت ایالات متحده آمریکاست که واشینگتن از سال ۱۸۳۲ مدعی است که به آمریکا تعلق دارد.

 نوشته پل رابینسون

دکترین مونرو از دویست سال پیش سنگ‌بنای سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بوده است در این سیاست  آمریکای لاتین حوزه نفوذ ایالات متحده آمریکا می باشد.اما با توجه به اینکه روسیه و چین مخالفت خود را با نظم موجود جهان به رهبری ایالات متحده اعلام می‌کنند که ایالات متحده در این منطقه نیز کمی دچار تزلزل شده است.

  علیرغم آنکه راهکار ایجاد هراس از تهاجم روسیه به ماه چهارم خود پای می‌گذارد هنوز تانکهای روسی در کیف دیده نمیشوند.

مسکو با اشاره به آنچه دهها سال تحقیر و بی توجهی به نگرانی‌های امنیتی خود می نامد خواستار ارائه تضمین‌های امنیتی از سوی ایالات متحده آمریکا و عدم گسترش پیمان آتلانتیک شمالی ناتو به شرق شده است.همانگونه که قابل پیش‌بینی بود پاسخ ایالات متحده به نگرانی های روسیه یک جواب منفی بود.

آنها هیچ قصدی برای پیروی از خواست روسیه ندارند.  حال سوال این است که کرملین چه واکنشی نشان خواهد داد. 

 با وجود تیترهای هیستریک در رسانه های غربی در مورد حمله احتمالی روسیه به اوکراین، مسکو قاطعانه این احتمال را رد کرده است.  الکسی زایتسف، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه در این هفته گفت: «ملت ما همچنین بارها اعلام کرده است که ما قصد حمله به کسی را نداریم. روسیه اساساً با این ایده که ملت‌ها با یکدیگر وارد جنگ و درگیری شوند مخالفت می کند»

 این تعجب آور نیست.  مقامات و کارشناسان امنیتی روسیه بارها به صراحت اعلام کرده‌اند که اوکراین برای آنها موضوعی جزئی است و نگرانی اصلی آنها بسیار گسترده‌تر است: نگرانی اصلی روسیه ماهیت کلی سیستم بین‌المللی است و مسئله معماری امنیتی است که در اروپا حاکم است، این تصور که عدم دستیابی به توافق در مورد معماری امنیتی در اروپا یعنی مسئله اوکراین باید منجر به یک تهاجم و یا جنگ در مورد مهمترین یعنی سیستم ماهیت کلی سیستم بین‌المللی شود هرگز واقعاً منطقی نبوده.

پاسخ روسیه به این بن بست نه هدف قرار دادن اوکراین بلکه پرداختن به ریشه مسئله یعنی طرفی که مقصر اصلی این مشکلات است می باشد و این ایالات متحده آمریکاست.

 و چه راهی بهتر از به چالش کشیدن ایالات متحده در حیاط خلوت خود برای انجام این کار؟  از زمانی که رئیس جمهور جیمز مونرو «دکترین» معروف خود را در سال ۱۸۳۲ اعلام کرد – که هرگونه مداخله خارجی در سیاست آمریکا یک اقدام خصمانه علیه واشنگتن تلقی میشود – ایالات متحده توانسته با به کار بردن این سیاست به شدت برتری خود را در قاره آمریکا حفظ کند.

 این امر در هیچ کجا به اندازه تلاش های متوالی دولت های ایالات متحده برای سرنگونی دولت کوبا و اعمال تحریم های ۶۰ ساله علیه این جزیره مشهود نبوده است.  در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ واشنگتن به صراحت اعلام کرد که حتی حاضر است برای جلوگیری از استقرار سلاح‌های بالقوه دشمن در نزدیکی مرزهای خود، با جنگ هسته‌ای جهان را به خطر بیندازد.  آمریکا در  گذشته به روش های مختلفی دست به سرنگونی و براندازی در کشورهای آمریکای لاتین که به نظر آنها با ایالات متحده روابط حسنه ای نداشتند زده است.، این سیاست شامل حمایت از کودتاها و قیام ها، مانند کمک به کنتراها در نیکاراگوئه در دهه ۱۹۸۰ می شود.

اما به نظر می رسد که تواناییهای واشینگتن برای به انحراف کشیدن آمریکای لاتین دچار ضعف شده است. حمایت از کودتا در بولیوی و هندوراس نتیجه معکوس داشته و اعضای دولت سرنگون شده دوباره به قدرت رسیده اند.  در همین حال، چین در حال گسترش طرح راه ابریشم خود به آمریکای جنوبی است.  هفت کشور قبلاً این توافقنامه را امضا کرده اند و مذاکرات با نیکاراگوئه به عنوان هشتمین کشور در حال انجام است.  آمریکا دیگر تنها بازیکن حاضر در زمین نیست.

 اکنون روسیه هم به صحنه مقابله با آمریکا اضافه شده است.  ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در هفته های اخیر با سران دولت های کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه تلفنی گفتگو کرده است.  همه کشورهایی که واشنگتن با آنها روابط بسیار بدی دارد.  به گفته سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه، هر سه کشور توافق کردند که «مشارکت استراتژیک بدون استثناء، از جمله نظامی و نظامی-فنی» را تعمیق کنند.

البته سرگئی ریابکوف، معاون لاوروف تایید نکرد که آیا این به معنای استقرار نیروهای روسیه در این کشورها است یا خیر، اما او نیز این امکان را رد هم نکرد.  او گفت: «رئیس جمهور روسیه 

بارها در این مورد به بحث و گفتگو پرداخته که اگر حوادث بین المللی به همین گونه ادامه یابد و آمریکا دست از تحریک روسیه برندارد و به افزایش فشار نظامی خود علیه کشور ما ادامه دهد طبعاً باید به دنبال راه حل های جدیدی بود از جمله از اقداماتی می توان به آن فکر کرد نقش پر رنگتر نیروی دریائی روسیه است.»

 یک گزینه افراطی که بسیار مورد بحث قرار گرفته است به سال ۱۹۶۲ باز می گردد و به معنای استقرار موشک در کوبا یا ونزوئلا است.  با توجه به اینکه روسیه در حال حاضر دارای موشک های مافوق صوت است، این موشکها می توانند در عرض چند دقیقه به اهدافی در ایالات متحده برسن و این کشور را مورد حمله قرار دهند و آمریکا ناتوان از هر نوع هرگونه دفاعی از خود در برابر این موشک ها می باشد.

 با این حال، بعید به نظر می رسد که دولت روسیه دست به چنین اقدام تحریک آمیزی بزند.  مگر اینکه آمریکا از قبل کاری مشابه در اوکراین یا جاهای دیگر نزدیک مرز روسیه انجام داده باشد.  

حتی گزینه ای که ریابکوف به آن اشاره کرد، یعنی ارسال ناوهای روسی به منطقه، چندان قطعی نیست.  دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور سابق روسیه این هفته گفت: «ما نمی‌توانیم چیزی به کوبا بفرستیم» و گفت که این به چشم‌انداز این کشور برای بهبود روابط با ایالات متحده آسیب می‌زند و «تنش‌ها را در جهان افزایش می‌دهد».

 با این حال، چون این تهدیدهایی در فضا موج می‌زند.

همانطور که امکان برداشتن گام های کوچکتر مانند فروش تسلیحات اضافی و حمایت اقتصادی برای توانمندسازی کوبایی ها و دیگران برای مقاومت در برابر تحریم های ایالات متحده هم وجود دارد.  

در حال حاضر باید منتظر ماند و دید که مسکو واقعاً چه اقدامات «نظامی و نظامی-فنی» را در سر دارد.  اما هر چه که باشد، احتمالا آمریکایی ها آن را دوست نخواهند داشت.  همانطور که آنها از حمایت عمومی تر از کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه متنفرند.

 در پاسخ به گمانه زنی ها در مورد استقرار نظامی روسیه در آمریکا، جیک سالیوان مشاور امنیت ملی وعده داد که ایالات متحده «قاطعانه» به اینگونه راه کارها پاسخ خواهد داد. این تهدیدها واقعا مسخره است چرا که به نظر می رسد سالیوان و همکارانش در دولت ایالات متحده اصلا حقی برای پاسخگوئی روسیه و دفاع از مرزهایش در برابر تحریکات غرب قائل نیستند آنها نیروهای نظامی شان را به مرزهای روسیه هزاران کیلومتر دورتر ارسال میکنند این طعنه آمیز است، اما اتفاقاً همین است.  در واقع، سخت است که ببینیم واشنگتن واقعاً چه کاری می تواند انجام دهد، مگر اینکه جنگی فاجعه بار به راه انداخته شود.  تلاش‌ها برای سرنگونی دولت‌های کوبا و ونزوئلا شکست خورده است و روابط اقتصادی با آنها به کلی قطع شده است.  آمریکا دیگر نمی تواند کار زیادی علیه این کشورها انجام دهد.

 واشنگتن اکنون باید با این واقعیت روبرو است با اینکه هنوز قدرت شماره یک جهان باقی مانده است،اما دیگر نمی تواند از موقعیت مسلط خود حتی در حیاط خلوتش اطمینان داشته باشد.  

شکست در گام های کوچک و آرام به سراغ آمریکا می آید.حتی بدون تنش‌های کنونی بین شرق و غرب، مسکو ممکن بود همکاری نزدیک‌تری با کوبا و دیگران را در پیش بگیرد.  اما اگر دارای روابط خوبی با واشنگتن بود، کرملین احتمالاً مراقب بود که ایالات متحده را آنهم در حیاط خلوتش به چالش نکشد.

  این گزارش ها بر این واقعیت تاکید دارند که فشار بر روسیه برای واشنگتن بدون هزینه هم نیست و قطعا می تواند به ضرر آن باشد.  

رهبران کاخ سفید باید به این موضوع فکر کنند.

 پل رابینسون استاد دانشگاه اتاوا است.  او مطالب زیادی در زمینه تاریخ روسیه و شوروی، تاریخ نظامی نوشته و نویسنده وبلاگ Irrussionality است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: