پرش به محتوا

الگوی «انقلاب رنگی» در قزاقستان مورد آزمایش قرار گرفت.

مقاله‌ای را که یازده سال پیش در  رابطه با انقلاب رنگی در قزاقستان توسط رفیق ابراهیم شیری تنظیم شده بود بار دیگر منتشر می‌شود. چرا که حوادث روزهای اخیر قزاقستان دقیقاً ادامه و تکرار همان رخدادهای یازده پیش در این جمهوری، منتها در ابعاد بسیار گسترده‌تر و خشونت‌بارتر و همۀ انقلاب‌های رنگی در سایر کشورها، از جمله در اوکراین است، که امروز فاشیست‌ها با آرم و سمبل‌های ناز‌ی‌ها در جای جای اوکراین رژه می‌روند

الگوی «انقلاب رنگی» در قزاقستان مورد آزمایش قرار گرفت.

ا. م. شیری
۴ دی ماه ۱۳۹۰
روز ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱، گروه‌های مسلح ناشناس با استفاده از وضعیت پیش‌آمده در شهر ژانائوزن قزاقستان در اثر اعتصاب کارگران شرکت نفتی «کاراژانباسمونای»، به مردمی که بمناسبت بیستمین سالگرد استقلال این جمهوری در میدان مرکزی شهر گرد آمده بودند، حمله کرده، درخت کریسمس را در هم شکسته، ساختمان فرمانداری و برخی مؤسسات دیگر دولتی را به آتش کشیدند. این رویدادها، در انطباق کامل با الگوی «دموکراتیزه کردن» آمریکایی برای نوسازی آوروآسیا بوقوع پیوست.
اعتراضات کارگران شرکت «کاراژانباسمونای» به ابتکار مسئول امور حقوقی این شرکت، ناتالیا ساکالووا آغاز شد. این زن حقوقدان پیش از آن چند بار هم به اتهام ارتکاب تخلفات جنحه‌ای از سوی ارگان‌های قضایی قزاقستان مورد بازخواست قرار گرفته بود. ۸ اوت سال ۲۰۱۱، او به شش سال زندان محکوم گردید. لازم به یادآوری است که محکومیت او را همانوقت، همزاد بومی رادیو «آزادی» آمریکا یک فاجعه نامید و برای آزادی او تلاش‌های گسترده‌ای برهبری یان کلی نمایندۀ آمریکا در سازمان امنیت و همکاری اروپا بعمل آمد.
تحقیقات روزنامه‌نگارانۀ به عمل آمده در بارۀ ناتالیا ساکالووا نشان می‌دهند، که او قبلا به یکسری تحریکات در این شرکت دست زده بود. یکی از این تحریکات وعده افزایش سه برابری حقوق‌ها بوده است. بنظر می‌رسد او از اهداف سوداگرانۀ خود پیروی می‌کرده است. اگر این هم در نظر گرفته شود که ساکالووا قبلا بعنوان مترجم در شعبۀ بشردوستانۀ ارتش و نیروی دریایی آمریکا و همچنین در مقام کارمند شعبه‌های مختلف آژانس «کمک‌های آمریکا» وابسته به وزارت خارجۀ آمریکا به کار اشتغال داشته است، نقش او در این حوادث بوضوح آشکار می‌شود.
مناقشه با پشتیبانی رسانه‌ای بسیاری از الیگارش‌های فراری پساشوروی مقیم لندن آغاز شد. یکی از آن‌ها، مختار آبلیازوف است که از راه اختلاس و کلاهبرداری به ثروت‌های کلان و املاک و مستغلات فراوانی دست یافته، بودجۀ روزنامۀ «جمهوری» را هم تأمین می‌کند، که بطور سیستماتیک به تحریف سیمای قزاقستان و روسیه مشغول است. سایت این روزنامه را یک گروه موسوم به «هکرهای تورنتو» اداره می‌کند که هدف خود را مبارزه با رژیم‌های توتالیتاری اعلام کرده است.
یکی دیگر از مهاجران، آکه ژان کاژت الدین، نخست وزیر سابق قزاقستان می‌باشد، که نقش بزرگی در امر بی‌ثبات‌‌‌سازی این جمهوری بازی می‌کند. او زمانی در پاسخ به این پرسش خبرنگاران که در خارج به چه کاری مشغول است، جواب می‌دهد: «کاژت الدین در خارج از کشور نیز به کشور خود خدمت می‌کند. او با محافل سیاسی، با دوایر سیاسی و حتی با مقامات اجرائی قدرت‌های پیشرو غرب به امور دیپلوماتیک مشغول است تا قزاقستان بتواند بجای این که از جامعۀ جهانی طرد شود، به جمع خانوادۀ کشورهای دموکراتیک بپیوندد. این است مشغله او». همانوقت او اظهار اطمینان کرد که قزاقستان آبستن حوادث بزرگی است.
از سوی دیگر، اپوزیسیون قزاقستان از خط چپ هم در پارلمان اروپا پشتیبانی می‌شود. در همین رابطه، پُل مورفی (Paul Murphy) یکی از نمایندگان آن، در سال ۲۰۱۱  چند بار از قزاقستان دیدن کرد و حتی جنجال‌های خبری  پیرامون اهداف سفر خود براه انداخت. بنظر می‌رسد که پُل مورفی با مداخله در امور داخلی قزاقستان، از منافع الیگارش‌های فراری این جمهوری حمایت می‌کند.
برای درک ماهیت مداخلۀ اروسوسیالیست‌ها در امور قزاقستان، باید توجه داشت که امروز تروتسکیسم در پشت شعار «جنبش بین‌المللی کارگری» سنگر گرفته است. و یکی از آن‌ها، هاویر سولانا، سوسیالیست- تروتسکیست مشهور است که در جوانی تظاهرات ضد جنگ براه می‌انداخت و سپس به فرماندهی ناتو برگزیده شد و در سال ۱۹۹۹ فرمان بمباران یوگسلاوی را صادر کرد. آنچه که به پُل مورفی مربوط می‌شود، این است که او یکی از فعالان حزب سوسیالیست ایرلند و نمایندۀ این حزب در کمیتۀ انترناسیونال کارگری، یعنی دومین سازمان جهانی تروتسکیستی حامی و هوادار گسترش همجنسگرایی و سقط جنین می‌باشد.
یک روزنامه‌نگار قزاقستانی بنام یارسلاو کراسینکو این حوادث را از جنبۀ دیگری مورد توجه قرار داد و نوشت: «گروه‌های مسلح خوب آموزش دیده و سازمانیافته به مقابله با نیروی پلیس پرداختند. آنها از کجا آمدند؟ فقط از یک طرف، از جنوب، از ازبکستان می‌توانستند بیایند و این شاید تصادفی نبود که این حادثه چند روز پس از سفر هیلاری کلینتون به این جمهوری و انتقادات همزمان رئیس جمهور از اتحادیۀ آوروآسیا اتفاق افتاد». در این نوشته از دو عروسک مدافع حقوق بشر، بنام‌های گالیم (حلیم) آگلئووف و بختژان تاریگوژین یاد شده است. نفر اخیر، تقریبا یک ماه پیش در وبلاگ خودش نفتگران را به خشونت سازمانیافته فراخواند و نوشت: «زمان دست بردن پرولتاریای محروم به سلاح فرارسیده است».
یارسلاو کراسینکو موارد دیگری از خبرهای جعلی، از جمله، فراخوان تارنمای «donors.kz» خطاب به اهداء کنندگان خون برای مراجعه به «بانک خون قزاقستان» و اهداء خون به آسیب دیدگان آکتائو را مورد توجه قرار می‌دهد. پس از بررسی‌ها، این واقعیت آشکار شد که یک چنین منبع اطلاع‌رسانی هیچ ارتباطی با مؤسسات قانونی دستگاه پزشکی قزاقستان ندارد و سِرویس‌دهنده (سرور) «donors.kz» در جزایر ویرجین بریتانیا مستقر است. این مهم نیست که آیا این تارنما رابطه مستقیمی با الیگارش‌های فراری مقیم لندن دارد یا خیر، بلکه این مسئله اهمیت دارد که این عملیات خبررسانی با اطمینان به شروع خشونت برنامه‌ریزی شده، از قبل تدارک دیده شده بود.
  هفدهم دسامبر در ژانائوزن وضعیت فوق‌العاده اعلام گردید. با این وجود، قابل درک بود که خیمه‌شب‌بازان غرب همچنان بندهای عروسک‌های خود را تکان خواهند داد. درست همان روز در آلماآتا یک حرکت اعتراضی سازمانیافته صورت گرفت که در آن، حسن کاژاحمد، یکی دیگر از رهبران اپوزیسیون ضمن برابر شمردن حاکمان کنونی قزاقستان با مقامات چندی پیش سرنگون شده عرب، مثل مبارک و قذافی گفت: «ما را نباید قاتل و شرور رهبری کند». بنظر می‌رسد این تصمیم برای این که از نظربایوف یک «دیکتاتور خونخوار» بسازند و راه دخالت «بشردوستانه» در قزاقستان را هموار کنند، اتخاذ شده است.
این هم یک امر اتفاقی نیست که اولین اقدام جدی برای بی‌ثبات‌سازی قزاقستان، در منطقۀ نفت‌خیز این جمهوری بعمل آمد. قزاقستان یک گنجینه عظیم منابع طبیعی می‌باشد. این جمهوری بلحاظ داشتن معادن کروم و سرب، جایگاه اول، بلحاظ ذخایر نفت، نقره، مس، منگنز، روی، نیکل و مواد خام فسفریک، جایگاه دوم و از نظر ذخایر گاز، زغال، طلا و قلع، جایگاه سوم را در میان جمهوری سابقا عضو اتحاد شوروی به خود اختصاص می دهد. همچنین قزاقستان با داشتن یک و شش دهم میلیون تن ذخیرۀ اورانیوم، در جایگاه دوم در مقیاس جهانی قرار گرفته است.
زیبگینیو برژینسکی در مورد اهمیت ژئوپلتیک قزاقستان چنین اظهار عقیده می‌کند: «دستیابی به این دمبه چرب و نرم آوروآسیا، کنترل آسیای میانه را امکان‌پذیر می‌سازد و همراه با آن، راه بسوی روسیه، چین و از طریق دریای خزر، به قفقاز را باز می‌کند. آیندۀ اتحادیه آوروآسیا، با سرنوشت قزاقستان همپیوندی مستقیم دارد».
بالآخره، آنچه که در شهر ژانائوزن اتفاق افتاد، در واقع ادامۀ همان خطی است که آلن دالس رئیس سابق سازمان «سیا» در سال ۱۹۴۵ ترسیم کرد و گفت: «ما باید با اجرای طرح ایجاد مناطق اغتشاش هدایت‌شونده هر چه بیشتر در جهان، در امو دولتها اخلال کنیم و سردرگمی بوجود آوریم. در این کار، البته ما قابل مشاهده نخواهیم بود، اما همواره و بطور فعال بر استبداد مقامات، ترویج رشوه و عدم اصولیت تأکید خواهیم کرد».

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: