پرش به محتوا

«تجارت آزاد» یا در بند کشیدن کشورهای درحال. توسعه! – رادر درایور – محمد سعادتمند

«تجارت آزاد»

یا در بند کشیدن کشورهای درحال. توسعه!

نویسنده: رادر درایور* / مترجم: محمد سعادتمند

دانش و امید، شماره ۸، آبان ۱۴۰۰


پس از تسلط استعمارگران اروپایی بر آمریکای‌لاتین و غارت سرزمین‌های نیمکره غربی بود که ثروت «کشورهای‌ فقیر» به سوی «کشورهای ثروتمند» سرازیر شد. امروزه کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری تلاش دارند با انواع لطایف‌الحیل کشورهای فقیر را مجبور به پذیرش «تجارت‌آزاد» کنند. «تجارت‌آزاد» مفهومی فریبنده است و در رسانه‌های جریان‌غالب با تبلیغات گسترده سعی می‌شود، منتقدان سرمایه‌داری جهانی را خلع ‌سلاح کنند. این نوشته تلاشی‌ست برای نمایاندن چهره واقعی «تجارت‌آزاد».

واقعیت این است که کشورها مجبورند باهم مبادله تجاری داشته باشند. همه کشورها قادر به تولید تمام کالاهای مورد نیاز خود نیستند و یا اینکه همه کشورها از ذخایر نفت و گاز کافی برای تأمین سوخت خود برخوردار نیستند، در نتیجه اجباراً وارد مبادله با دیگر کشورها می‌شوند. به بیان دیگر کشورها چون برای خریدهای خارجی نیاز به پول دارند مجبورند برای به‌دست آوردن پول، کالا یا کالاهایی را برای فروش عرضه کنند. تجارت‌آزاد، را می‌توان نبود هرگونه سد و مانعی در مقابل مبادلات تجاری تعریف کرد. البته دلایلی منطقی برای حاکم بودن یک سری قوانین بر مبادلات تجاری وجود دارد، قوانینی که مثلاً از تقلب در کیفیت کالا جلوگیری کنند و یا اینکه اطمینان حاصل شود که کالاهای مبادله شده برای سلامتی مصرف‌کنندگان و یا محیط زیست زیان‌آور نبوده و برای بقای حیات بشری و تامین نیازهای انسانی مفید باشند. چنانچه تنظیمات درستی بر تجارت بین کشورها حاکم باشد می‌تواند موجب اشتغال بیشتر و توسعه فن‌آوری گردد و در نتیجه به توسعه کشورهای فقیر کمک کند و آنها را از فقر برهاند. اما نبود چنین تنظیمات درستی پیامدهای فاجعه‌باری برای این کشورها خواهد داشت. 

اصطلاح «تجارت‌آزاد» که آن را آزادسازی یا لیبراسیون تجارت می‌نامند همانند اصطلاح «بازار آزاد»، فقط در کتاب‌های درسی است که نظریه‌های فوق‌العاده جذابی به نظر می‌رسند. در کتاب‌های درسی و در شرح این اصطلاحات تأکید می‌شود که در برابر تجارت و مبادلات باید کم‌ترین سد و مانع وجود داشته باشد و هیچ کسب‌و‌کاری نباید از حمایت‌ دولت به‌عنوان یک امتیاز برخوردار باشد، و فرض براین است که همه طرف‌های تجاری در زمین‌های بازی مشابه به رقابت می‌پردازند. 

در جهان واقعی، اما موقعیت طرف‌های تجاری کاملاً نابرابر است. شرکت‌های بزرگ دارای بودجه‌ها هنگفت هستند، وام‌های کلان دریافت می‌کنند و ارتشی از وکلا، حسابداران و متخصصان مالیاتی را به خدمت می‌گیرند تا از هرگونه امتیاز احتمالی بهره بگیرند. آنها با کسب‌و‌کارهای دیگر ارتباطات گسترده‌ای دارند، می‌توانند پول‌هایشان را در خارج از کشور خود پنهان کنند، رشوه بیشتری بپردازند و برای مدت کوتاهی قیمت‌های خود را آنقدر پایین بیاورند که رقبای خود را از صحنه خارج کنند. این شرکت‌ها از حمایت دولت‌هایشان نیز برخوردارند.  شرکت‌های کوچک در کشورهای فقیر از چنین امتیازاتی برخوردار نیستند. آنچه  ما در جهان واقعی شاهدیم،  شبیه مسابقه بین یک تیم حرفه‌ای فوتبال با کودکانی است که هنوز راه رفتن را به‌خوبی نیاموخته‌اند. شرکت‌های بزرگ تقریباً همیشه برند‌ه‌ا‌ند و شرکت‌های کوچک را از کسب‌و‌کار بیرون می‌اندازند.

تحمیل حذف یارانه‌ها و تعرفه‌های گمرگی زیر نام «تجارت‌آزاد» 

بیشترِ کسب‌وکارها و صنایع در شروع کار و تا زمانی که هنوز توسعه پیدا نکرد‌ه‌اند سودآوری چندانی ندارند، در نتیجه بسیار آسیب پذیرند و با خطر ورشکستگی روبرو هستند. به همین دلیل است که دولت‌ها بایستی در مراحل اولیه از آنها حمایت کنند. حمایت از صنایع نوپا و در حال توسعه را می‌توان با حمایت و یا آموزشی که کودکانِ در حالِ رشد لازم دارند مقایسه کرد. ما هیچ گاه انتظار نداریم کودکان مانند بزرگسالان دارای استقلال کامل باشند. باید  سال‌ها آموزش ببینند، مرتکب اشتباه شوند، تجربه کسب کنند و در نهایت به مرحله‌ای برسند  که مستقل شوند و بتوانند از خودشان مراقبت کنند.

تقریباً تمام کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری سالیان دراز از صنایع خود، در مقابل آسیب‌های ناشی از رقابت حمایت کرده‌اند. بین سال‌های ۱۷۹۰ تا 1914 یعنی قبل از اینکه مالیات بر درآمد اهمیت امروزی خود را پیدا کند، تعرفه‌های گمرکی بزرگ‌ترین منبع درآمد دولت ایالات متحده آمریکا بود. کشورهای نسبتاً پیشرفته‌ای همچون تایوان و کره جنوبی نیز همین راه را پیموده‌اند. آنها بازار خود را نه یکباره که به‌تدریج بهروی رقبای خارجی خود گشودند. اگر ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم تجارت‌آزاد را به کار گرفته بود، هیچ گاه قادر نبود که از رکود و فقری که بر آسیا حاکم بود رهایی یابد. کارخانه اتومبیل‌سازی تویوتا نمونه بسیار موفق از حمایت‌های دولتی از صنایع ملی است. اگر حمایت دولت ژاپن از تویوتا نبود، این شرکت نمی‌توانست به جایگاه امروزی خود دست یابد. چند دهه قبل، محصولات تویوتا در مقایسه با اتومبیل‌های اروپایی و آمریکایی، دارای کیفیت و کارایی پایین و طراحی بسیار بدی بودند. تویوتا بدون حمایت‌های دولت قطعاً در رقابت با رقبای غربی شکست می‌خورد و از کسب‌و‌کار بیرون رانده می‌شد. با اتخاذ سیاست‌های حمایتی بوده است که امروز ژاپن پیشرفته‌ترین تولیدکننده اتومبیل در جهان به شمار می‌رود.

تعرفه‌های بالای گمرکی موجب می‌شود که کالاهای وارداتی با قیمت‌های گران‌تر به دست خریدار برسد. در اینجا منظور این نیست که تعرفه‌های گمرکی را به‌عنوان بهترین گزینه معرفی کنیم. منظور این ست که باید به کشورهای فقیر اجازه داد تا در صورت تمایل از صنایع خود حمایت کنند. ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و بسیاری از کشورهای ثروتمند هنوز برای برخی از کالاهای وارداتی خود تعرفه گمرکی بالا اعمال می‌کنند. اما سیاست یک‌بام‌ودو‌هوای کشورهای امپریالیستی بر تجارت جهانی نیز حاکم است و کشورهای فقیر را مجبور می‌کنند که تعرفه‌های گمرکی خود را حذف کنند.

صنعت‌زدائی!

شرکت‌های بزرگ در کشورهای پیشرفته از یارانه‌های دولتی برخوردارند. وقتی این شرکت‌های بزرگِ یارانه‌بگیر با کسب‌و‌کارهای کوچک و بدون حمایت‌های دولتی در کشورهای فقیر به رقابت بپردازند،  نتیجه‌ای جز نابودی کسب‌وکارهای کوچک نخواهد داشت.

زمانی که جامائیکا مجبور شد مرزهای تجاری خود را به روی انحصارات بزرگ بگشاید، شیرخشک یارانه‌ای ایالات متحده با قیمت ارزان‌تر از شیر تازه محلی وارد بازار این کشورشد  و موجب شد  بسیاری از تولیدکنندگان شیر تازه در این کشور یک شبه نابود شوند. وقتی هاییتی مجبور شد بازار خود را به روی واردکنندگان خارجی باز کند، تولیدکنندگان برنج و مرغداران این کشور کسب‌و‌کارهای خود را کنار گذاشتند. حذف تولیدکنندگان داخلی، باعث می‌شود این کشورها به  واردات مواد غذایی از کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته وابسته شوند. ایجاد «وابستگی غذایی» ، هدف سیاست‌های حساب شده ایالات متحده آمریکا در این‌گونه کشورها به شمار می‌رود. 

در ساحل عاج صنایع شیمیایی، نساجی، کفش و اتومبیل به کلی نابود شدند. در کنیا صنایع شکر، تنباکو، نوشابه و نساجی برای بقای خود دست به تلاش‌های طاقت‌فرسا زد‌ه‌اند. پس از آنکه نیجریه بازار خود را به روی رقابت خارجی گشود، ۳۵ کارخانه نساجی تعطیل شد و ۲۰۰ هزار کارگر شغل خود را از دست دادند. این‌ها نمونه بسیار کوچکی است از آنچه که در کشورهای جهان رخ می‌دهد. این روند موجب صنعت‌زدایی شده و مانع پیشرفت و توسعه این کشورها شده و می‌شود. 

مخدوش کردن درک عمومی از سیاست‌های حمایتی!

قوانین حاکم بر یارانه‌ها، تعرفه‌ها و تجارت یکی از روشن‌ترین سیاست‌های یک‌بام و‌دو‌هوا و فریب آشکاری است که از سوی بازرگانان، سیاستمداران و مذاکره‌کنندگان تجاریِ کشورهای امپریالیستی به کار گرفته می‌شود. برخی از نویسندگان این وضعیت را « سرمایه‌داری واقعاً موجود» می‌خوانند که هیچ ارتباطی با رقابت آزاد و نیروهای بازار ندارد. کشورهای ثروتمند امپریالیستی در حالی‌که از غول‌های تجاری با یارانه‌های دولتی حمایت می‌کنند، کشورهای فقیر را مجبور می‌سازند که سیاست‌های حمایتی از صنایع خود را کنار بگذارند. رسانه‌های غالب گاهی این موضوع را به بحث می‌گذارند، بحث‌هایی که گمراه کننده‌اند. در این بحث‌ها فقط در مورد یارانه‌هایی که در کشورهای ثروتمند به کشاورزان پرداخت می‌شود، گفتگو می‌کنند و از یارانه‌هایی که به کسب‌و‌کارهای دیگر پرداخت می‌شود حرفی به میان نمی‌آورند. لزوم پیش‌گرفتن سیاست‌های حمایتی در کشورهای فقیر در این بحث‌ها  اصلاً جایی ندارد . 

شایان ذکر است که شرکت‌های بزرگِ کشورهای امپریالیستی حتی بدون یارانه قادر خواهند بود تسلط خود را بر کشورهای در حال توسعه حفظ کنند، بنابراین کشورهای فقیر برای توسعه صنایع خود چاره‌ای ندارند جز اینکه سیاست‌های حمایتی در پیش بگیرند. بازرگانان کشورهای فقیر قبل از این که آمادگی و قابلیت لازم را داشته باشند، در رقابت با شرکت‌های بزرگ هیچ شانسی برای موفقیت نخواهند داشت. 

ثروتمندان عاشق «تجارت‌آزاد»!

وقتی کشورهای فقیر مرزهای خود را بر روی کالاهای کشورهای صنعتی پیشرفته باز می کنند، با هجوم کالاهای مصرفی مثل تلویزیون و یخچال با کیفیت بالا روبرو می‌شوند. در کشورهای فقیر این کالاها را فقط ثروتمندان ولایه بالایی اقشار میانی می‌خرند و استاندارد زندگی خود را بالا می‌برند، بنابراین دلیلی وجود ندارد که این اقشار به تجارت‌آزاد معترض باشند. اما در یک تصویر کلی‌تر باید دید بر سر تولید کنندگان لوازم خانگی داخلی چه خواهد آمد. چنین صنایعی یا اصلاً وجود ندارد یا هنوز پانگرفته‌اند و قادر به رقابت با کالاهای وارداتی نخواهند بود و در نتیجه نابود خواهند شد. با ادامه این روند، کشورهای فقیر در درازمدت نیز قادر نخواهند بود که صنایع پیشرفته را در کشور خود توسعه دهند.

ثروتمندان، در کشورهای فقیر، از اینکه صنایع داخلی آنها در حال نابودی است یا آگاهی ندارند یا اصلاً برایشان اهمیتی ندارد. برایشان اصلاً مهم نیست که بسیاری از مردم در فقر بسر می‌برند. برای بسیاری از این ثروتمندان همیشه این چنین بود‌ه است.  آنها دوست دارند افراد بسیار فقیر زیادی برای آنها با دستمزد بسیار پایین کار کنند. ثروتمندان در مورد سیاست‌هایی که آنها را ثروتمند کرده و بسیاری از مردم را به فقر کشانده ترجیح می‌دهند که صحبت نکنند.

رسانه‌های جریان غالب وقتی که «تجارت‌آزاد» را به بحث می‌گذارند، بیشتر بهبود وضعیت ثروتمندان و گاهی طبقه متوسط را مورد توجه قرار می‌دهند، و معمولا از آثار منفی آن بر زندگی زحمتکشان و پیامدهای منفی بلند‌مدت آن برای کشورهای در حال توسعه حرفی به میان نمی‌آورند. 

تبلیغ «تجارت‌آزاد» برای پنهان کردن بهره‌کشی شرکت‌های بزرگ!

هدف تجارت آزاد و جابجایی آزاد پول این است که سرمایه‌گذاران و  شرکت‌های بزرگِ کشورهای امپریالیستی بتوانند: ۱. به راحتی پول جابجا کنند؛ ۲. ساختارهای بین‌المللی پیچیده‌ای را برای دستکاری قیمت‌ها و سود بیشتر ایجاد کنند؛ ۳. با شرایط ناعادلانه مواد اولیه را در کشورهای دیگر استخراج کنند؛ ۴.  محصولات خود را در کشورهای دیگر به فروش برسانند و تولیدات داخلی آنها را از صحنه خارج کنند؛ ۵. و به نیروی کار ارزان در کشورهای فقیر دسترسی پیدا کند.

یک صاحب‌نظر در رابطه با توافق‌نامه تجاری بین ایالات متحده آمریکا و کلمبیا می‌گوید: «آنچه رخ می‌دهد این است که مشاغل از کشورهای ثروتمند، به‌علت بالا بودن دستمزدها، به کشورهایی می‌روند که کارگران با دستمزدهای بسیار پایین تن به کار می‌دهند، ضمن اینکه  کالاهای مصرفی از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر سرازیر می‌شوند و صنایع ملی این کشورها را نابود می‌کنند.»

مذاکره‌کنندگان اغلب از اصطلاح «توافق‌نامه‌های تجاری» استفاده می‌کنند، اما منظور آنها توافقی است که بر اساس آن سرمایه‌گذاران قدرت بیشتری نسبت به دولت‌ها خواهند داشت. سیاست‌های «تجارت‌آزاد» و قرار گرفتن کشورهای فقیر در این چرخه تجاری را «جهانی‌سازی» می‌نامند. یک مفسر منتقد می‌گوید: «جهانی‌سازی» پدیده‌ای‌ست که ما قرن‌هاست در جهان سوم با آن آشنا هستیم و آن را استعمار می‌نامیم.

گروه انگشت‌شماری از کشورها در ۷۵ سال گذشته پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌اند. کره جنوبی،تایوان، هنگ‌کنگ، سنگاپور، ژاپن، و اسرائیل توانسته‌اند با کمک‌های دست‌ودل‌بازانه آمریکا، که هدف‌های سیاسی مشخصی را دنبال می‌کرد، به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یابند. از این کشورها اغلب به عنوان نمونه‌هایی از پیشرفت و توسعه سریع از طریق تجارت آزاد یاد می‌شود، اما این چیزی جز تبلیغات گمراه کننده نیست. پژوهش‌های دانشگاهی متعدد نشان می‌دهند که این کشورها از سیاست‌های بازار آزاد پیروی نکرد‌ه‌اند، آنها برای دستیابی به پیشرفت همان کاری را کردند که سایر کشورهای پیشرفته در گذشته کرده بودند. این دولت‌ها از صنایع در حال توسعه خود در برابر رقابت خارجی حمایت می‌کردند و صنایع کلیدی آنها و صادر کنندگان از کمک‌های دولتی برخوردار بوده‌اند. امروزه همین مسئله در مورد چین صادق است.


منبع

*راد درایور ( Rod Driver) استاد پاره وقت دانشگاه است که برای مقابله با تبلیغات آمریکا و انگلیس قلم می‌زند و ترفندهای رسانه‌های غالب را به چالش می‌کشد.  

پ.ن 

خوانندگان گرامی برای مطالعه بیشتر در زمینه «تجارت‌آزاد» می‌توانند به کتاب بسیار ارزشمند پروفسور هاجون‌چانگ، اقتصاددان برجسته کره‌ای تبار و استاد دانشگاه کمبریج مراجعه کنند: 

نیکوکاران نابکار، افسانه تجارت خارجی آزاد و تاریخچه پنهان سرمایه‌داری، پروفسور هاجون‌چانگ، مترجمان میرمحمود نبوی و مهرداد شهابی، چاپ 1395، نشر اختران.

پروفسور هاجون‌چانگ در این کتاب با ریزبینی خاص خود افسانه «تجارت‌آزاد» را به چالش کشیده و به روشنی نشان می‌دهد که کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری از جمله ایالات متحده و بریتانیا و همچنین کشورهای چون کره جنوبی همه با سیاست‌های حمایتی و دخالت دولت در عرصه اقتصاد بوده که توانسته‌اند به این درجه از پیشرفت برسند. بنا به گفته مترجمان کتاب «کشورها‌ی ثروتمند خود را از این بابت به فراموشی زده‌اند، درباره معجزات تجارت خارجی آزاد، افسانه شاه پریان می‌بافند و از طریق وکلای‌شان، مانند بانک ‌جهانی، صندوق‌ بین‌المللی‌ پول و سازمان ‌تجارت‌ جهانی، سیاست‌هایی را که به نفع خودشان است در حلقوم کشورهای در حال توسعه حُقنه کنند.» پروفسور هاجون‌چانگ در کتاب دیگر خود با نام «انداختن‌نردبان، استراتژی توسعه در چشم‌انداز تاریخی» که به فارسی ترجمه و منتشر شده، با تمثیلی قابل درک نشان می‌دهد که کشورهای امپریالیستی نمی‌خواهند کشورهای در حال توسعه به جایگاه کشورهای پیشرفته دست یابند. به بیان دیگر کشورهای امپریالیستی نمی‌خواهند به کشورهای در حال توسعه اجازه دهند از همان نردبانی بالا بروند که خودشان قبلاً رفته‌اند و در نتیجه تلاش می‌کنند این نردبان توسعه را از زیر پای کشورهای درحال رشد بکشند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: