پرش به محتوا

بازی بزرگ برای درهم شکستن ملتها – جان پیلجر – احمد مزارعی


بازی بزرگ برای درهم شکستن ملتها

نوشته : جان پیلجر، روزنامه نگار ونویسنده استرالیائی

مترجم : احمد مزارعی ، دوشنبه 22، نوامبر2021




درمورد زنان درافغانستان انروز باید گفت که درمیان انان پیشرفت کاملا بیسابقه ای به وقوع پیوست، دراواخر سالهای هشتاد نیمی از دانشجویان دانشگاهها ی افغانستان را زنان تشکیل میدادند ، چهل در صد پزشکان ،هفتاد درصد استادان دانشگاهها وسی درصد کارمندان دانشگاهها را زنان تشکیل میدادند.(1)

پس ازگذشت چند نسل افغانستان توانست ازادی خودرا که بتوسط امریکا وانگلستان منهدم شده بود بدست اورد، جنبش ازادیخواهانه درافغانستان به رهبری «حزب دموکراتیک توده ای افغانستان درسال 1978، توانست قدرت سیاسی را دراین کشور قبضه کند وامریکا وانگلستان را دچار بهت وشگفتی کند.

حکومت تازه که دارای اندیشه وسیاستهای علمی ، مدرن وتاحد زیادی سوسیالیستی بود برنامه ای را برای اداره کشور مطرح نمود که اصلاحات گسترده ای را همچون حقوق متساوی برای زنان واقلیتها شامل میشد، حکومت تازه زندانیان سیاسی را ازاد وپرونده اداره پلیس را درمقابل چشم همگان به اتش کشید.

درحالیکه طول متوسط عمر در رژیم شاهنشاهی گذشته افغانستان 35، سال بود واز هر سه کودک یکی جان میسپرد ونود درصد ملت بیسواد بودند، حکومت تازه بهداشت مجانی را قانونی کرده ورستاخیزی را برای ریشه کن کردن بیسوادی اعلام داشت.

درمورد زنان درافغانستان انروز باید گفت که درمیان انان پیشرفت کاملا بیسابقه ای به وقوع پیوست، دراواخر سالهای هشتاد نیمی از دانشجویان دانشگاهها ی افغانستان را زنان تشکیل میدادند ، چهل در صد پزشکان ،هفتاد درصد استادان دانشگاهها وسی درصد کارمندان دانشگاهها را زنان تشکیل میدادند.

این تغییرات ریشه ای درکشورافغانستان انچنان تاثیری بر جای گذاشت که خاطره انها درمیان کسانیکه دراندوره زندگی کرده اند تا کنون باقیمانده است.

درمورد امریکا دراندوره باید گفت که مشکل انها این بود فکر میکردند این حکومت از طرف شوروی سوسیالیستی حمایت میشود ، اما حقیقت این بود که انقلاب بر علیه نظام شاهنشاهی افغانستان انطور که مطبوعات امریکا وانگلستان دراندوره مینوشتند مورد حمایت وکمک شوروی نبود.

سایروس وانس وزیر خارجه امریکا درزمان جیمی کارتر دراندوره درخاطرات خود چنین
نوشت :» ما هیچ دلیلی بر دخالت ویا توطئه روسیه در انقلاب افغانستان دردست نداشتیم»

برژنسکی که درهماندوره مشاور امنیت ملی امریکا بود ، وی که از لهستان به امریکا مهاجرت کرده بود ، شخصیتی بسیار متعصب وضد کمونیستی داشت واز نظر اخلاقی نیز بسیار افراطی بود ، تاثیر بسیار زیادش بر رهبران امریکا تنها با مرگش درسال 2017، به پایان رسید.

درروز سوم جولای 1979، بدون اطلاع ملت امریکا وکنگره این کشور برژنسکی به کارتر اجازه داد که درتحت یک «برنامه محرمانه» وبودجه پانصد ملیون دلار ، حکومت سکولارو مترقی افغانستان را سرنگون کند ، سازمان «سی ای ا»سیا، اسم این برنامه را «عملیات گردباد» گذاشت.

این برنامه توانست عده زیادی از متعصبین مذهبی وقبیله ای بنام مجاهدین با رشوه وخریدنشان بوسیله پول به خدمت بگیرد.

دریک روایت رسمی که بوسیله «باب وودوارد»درروزنامه واشتگنن گزارش داد نوشت: سی ای ا تنها مبلغ هفتاد ملیون دلار برای دادن رشوه به افراد پرداخت نمود.

دراین دوره «سی آی ا» عده زیادی را از سراسر جهان اسلامی به خدمت گرفت وانهارا در اردوگاههای مشترک پاکستان وانگلستان ،که درکشور پاکستان قرارداشت اموزش داد . عده زیادی نیز از این مسلمانان متعصب در منطقه بروکلین نیویورک جمع اوری کرده ویکی ازاین مزدوران مهندسی بود که «اسامه بن لادن» نامیده میشد وملیت عربستانی داشت.

هدف اصلی ، سی آی ا ، انتشار مذهب اصولگرائی در کشورهای اسیای میانه ومتزلزل کردن استقرار در اتحاد شوروی سوسیالیستی بود که درنهایت بتوانند شوروی را نابود کنند.

درماه اگست سال 1979، سفارت امریکا درکابل طی اطلاعیه ای اعلام داشت :

«منافع امریکا میطلبد که علیرغم همه عواقب شومی که برای اصلاحات اجتماعی واقتصادی این کشور دارد، دولت فعلی افغانستان باید ازمیان برود».

امریکا به خوبی میدانست که حکومت افغانستان مترقی بوده وتهاجم به ان میتواند برای حقوق زنان فاجعه ببار بیاورد.

شش ماه بعد از این تهاجم امریکا ، شورویها گامهای اولیه مرگبار خودرا برعلیه این تهاجم مجاهدین که مسلح به موشکهای استینگر بودند برداشتند.این موشکها بتوسط سازمان «سیا» دراختیار مجاهدین قرارداده شده بود که به داشتن ان افتخار میکردند وبرایش»جشن میگرفتند».مجاهدین دراین مرحله خودرا «مبارزان راه ازادی میدانستند» لقبی که البته مارگارت تاچرنخست وزیر وقت انگلیس

به انها داده بود.درنهایت مجاهدین موفق شدند ارتش سرخ را از افغانستان بیرون کنند.

مجاهدین دراین دوره که خودرا ائتلاف شمال میدانستند زیر نظر فرماندهانی جنگی عمل میکردند که که بر تجارت هروئین اشراف داشتند وزنانرا درروستاها درزیر وحشت خود قرارمیدادند، دراوایل سالهای نود شاخه بنیاد گرای دیگری به ظهوررسید که خودرا طالبان مینامیدند ، انها لباس سیاه میپوشیدند وبا سرقت ، قتل وتجاوز به زنان مبارزه میکردند، اما اجازه نمیدادند زنان درزندگی اجتماعی حضور پیداکنند.

سال 1996، حکومت مترقی افغانستان غرق در مشکلات محمد نجیب الله رهبر وقت افغانستان برای درخواست کمک به سازمان ملل رفت هنگام بازگشت به یکی از ستونهای برق به دار اویخته شد.

تونی بلر نخست وزیروقت انگلیس پس از حوادث یازدهم سپتامبراظهارداشت»باید این لحظه را مغتنم بشماریم….، اجازه بدهید دنیای اطراف خودرا دوباره سازی کنیم»

تونی بلر درادامه، گفته های استاد خود جورج بوش را تکرار کردکه به قربانیان جنگ افغانستان بتوسط امریکا واز دفتر ریاست جمهوری خود درکاخ سفید، چنین پیام داده بود:

«ملت ستمدیده افغانستان کرم ورحمت ایالت متحده امریکارا نسبت به خود خواهند دید ، درحالی که ما انهارا بمباران میکنیم ، درمقابل برای گرسنگان غذا، دارو وکمکهای دیگر نیز برایشان از هواپیما به پایین میریزیم تا استفاده کنند»(1)

دراین جنگ افغانستان منهدم شد وامید واعتماد مردم به ارسال کمکهای ضروری از طرف پاکستان گردید، از قول چانتان استیل ، خبر نگار، این جنگ بطور غیر مستقیم باعث قتل بیست هزارنفر گردید بطوری که کمک ازروی مردم قربانی قطع گردید ، مردم ازخانه های خود فرارکردند.

هیجده ماه پس از پایان جنگ، درخرابه های شهر کابل ، بمبهای خوشه ای منفجر نشده ای پیدا شد که همراه با بسته های غذا به زمین ریخته شده بود که که موجب انفجار گردید وبسیاری کودکا ن گرسنه که بدنبال یافتن غذا بودند ، اعضایی از بدن خودرا ازدست دادند .

ماهها بعد ازاین امریکائیها پاکتهائی که حاوی دو دلار بود میان افغانیها توزیع نمودند تا خونبهای کشته های انها باشد.

جنگ افغانستان دراساس خود اقدامی فریبکارانه بود

پس از حادثه یازدهم سپتامبر ، طالبان کوشید تا خودرا از اسامه بن لادن مبرا سازد، اما دربسیاری موارد انها مزدوران امریکا بودند، بیل کلینتون با انها قراردادی محرمانه را به مبلغ سه ملیارددلار به امضارسانید تا لوله های نفت شرکت یونیکال را از افغانستان عبور بدهد،ازطرف دیگربیل کلینتون رهبران طالبان را دراقدامی بسیار محرمانه به امریکا دعوت نمود که با رئیس شرکت مذکور درقصر اختصاصی خود در تکزاس ملاقات کند وقبل ازاین نیزانها با مسئولان دفتر»سی آی ا»درمرکز ویرجینیا نیزملاقات کرده بودند. دیک چینی که بعدها معاون جورج بوش گردید درسال 2010، یکی از مسئولان امضای قرارداد مذکور بود

درسال 2010، درواشنگتن بودم وترتیب مصاحبه ای را با برژنسکی که طراح اصلی اینهمه دردورنج درافغانستان بود دادم

درخلال مصاحبه اعتراف کرد که درجریان برنامه بزرگ اخراج شورویها ازافغانستان عده قلیلی از مسلمانان بنیاد گرا بجا مانده ا ند .

ازوی سئوال کردم ایا از انچه که گذشته پشیمان نیستی؟ پاسخ داد : پشیمان شوم ؟ معنی پشیمانی چیست؟

هنگامی که منظره های وحشت انگیز فعلی را در فرودگاه مشاهده میکنیم ومیشنویم که روزنامه نگاران وجنرالها در سالنها واستودیوها از اینکه نیروهایشان را از افغانستان بیرون برده اند اظهار تاسف میکنند، ایا وقت ان نرسیده است که به این فکر کنیم که فجایع ودردو رنجهای مذکوردیگر تکرارنشود؟




زیر نویس از مترجم است

(1) – دردوره مذکور محدودیتی برای تحصیل مجانی دانشجویان افغانستانی در دانشگاههای شوروی سوسیالیستی بویژه دردانشگاههای تاجیکستان وجود نداشت وتا انجا که از یک استاد دانشگاه افغانستانی شنیدم دراین دوره نزدیک به هشتاد هزاردانشجوی افغانستانی فارغ التحصیل شده وبه افغانستان بازگشتند، قابل ذکر است که درشوروی سابق دانشگاه بزرگ دیگری بنام پاتریس لومومبا ، رهبر ملی افریقائی کنگووجود داشت که بتوسط کودتای امریکائیها به قتل رسیده بود، این دانشگاه نیز سالیانه دهها هزار دانشجورا بطور مجانی از کشورهای جهان سوم بویژه افریقا برای تحصیل میپذیرفت.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: