پرش به محتوا

چرا دموکراسی لزوما با انتخابات محقق نمی‌شود؟



نزدیک به یک سال است که انتخابات 2020 ریاست جمهوری آمریکا پایان یافته اما اختلافات پیرامون آن هنوز متوقف نشده است.

اخیرا نشریه «نیویورک پست» خبری منتشر کرده است مبنی بر اینکه «مارک زاکربرگ» بنیانگذار فیس بوک در انتخابات 2020 آمریکا مبلغی بیش از 419.5 میلیون دلار را از طریق دو سازمان خصوصی که خود را غیرانتفاعی معرفی کرده بودند، جهت جلب آراء رأی‌دهندگان به نفع حزب دموکرات هزینه کرده تا برتری «جو بایدن» نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری را تقویت کند و او را پیروز انتخابات گرداند.

این خبر مورد توجه گسترده ای در آمریکا قرار گرفت البته نه فقط به دلیل هزینه ای که برای این انتخابات شد بلکه به این علت که هزینه ای که زاکربرگ برای بایدن خرج کرد جدا از انواع هزینه های متعارف از جمله اعانه ها و هزینه های مخصوص لابی گری بوده و به همین دلیل چندان عادلانه به نظر نمی رسد.

زاکربرگ به منظور تقویت اراده سیاسی خود در تعیین نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از پول استفاده و سهم خود در تعیین نتیجه انتخابات را نسبت به یک رای دهنده معمولی بیشتر کرده است. به عبارت دیگر غیر قابل تصور است که یک رای دهنده معمولی بتواند با این روش تاثیر چشمگیری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بگذارد.

اما سؤال اینجاست که آیا این روش، به معنای انحراف از به اصطلاح دموکراسی آمریکاست که در حال حاضر بیشتر به شکل انتخابات مجسم می گردد و اگر جواب بله است، میزان انحراف انجام شده تا چه اندازه است؟

در پاسخ باید گفت که اگر چنین انحرافی رخ داده باشد، این انحراف از ماهیت و معنای دموکراسی آمریکایی محدود به رویداد فوق الذکر نیست.

 

هزینه های متعارف آمریکا برای برگزاری انتخابات در این کشور که حجم انبوهی دارد و سالانه در حال افزایش است نیز سهم رای دهندگان معمولی در این کشور در تعیین نتیجه انتخابات را به شدت کاهش داده اند.

بر اساس داده های ارائه شده از سوی سازمان «مرکز سیاست پاسخگو» که یک سازمان غیرحزبی در ایالات متحده محسوب می شود، مبلغی نزدیک به 14 میلیارد دلار برای برگزاری انتخابات 2020 این کشور هزینه شده که بالاترین رقم در تاریخ و معادل رقم تولید ناخالص داخلی ماداگاسکار بوده است.

هزینه فوق العاده بالا برای شرکت در انتخابات باعث می شود که نامزدهای دیگر به هیچ عنوان نتوانند با نامزدهای دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا رقابت کنند. در عین حال، گروه های ذینفع مختلف نیز به طرق مختلف به نامزد تحت حمایت خود رشوه قانونی می دهند و این عمل باعث می شود نفوذ اراده سیاسی آنها در نتیجه انتخابات اعمال گردد.

علاوه براین، دو حزب اصلی آمریکا جهت پیروزی نامزدهای خود در انتخابات به ترفندهای مختلفی از جمله افشای رسوایی های طرف مقابل، توهین و دروغ پردازی و حتی ترویج ملی گرایی می پردازند.

با این وجود، سؤال این است که چرا انتخابات آمریکا با نام «دموکراسی» برگزار می شود ولی نهایتا به مسابقه ساده مربوط به پول و ترفندهای مخصوص شرکت در این رقابت تبدیل می گردد و این سوال به وجود می آید که ارتباط بین انتخابات و دموکراسی در آمریکاست که در کانون توجه همگانی قرار می گیرد!؟

در پاسخ باید گفت که مسئله این است که انتخابات آمریکا به سادگی معادل مفهوم دموکراسی تلقی و معرفی می گردد اما فقط در ظاهر انتخابات جلوه داده می شود و به ماهیت و معنای واقعی دموکراسی در آمریکا بهایی داده نمی شود.

با نگاهی به ریشه کلمه «دموکراسی» در زبان رم قدیم به این نتیجه می رسیم که این کلمه دو قسمت دارد که به ترتیب به معنای مردم و حکومت است؛ به عبارت دیگر، ماهیت و معنای واقعی دموکراسی، حکومت مردم است و انتخابات تنها راه تحقق دموکراسی محسوب می شود.

دموکراسی در غرب و در طول دهه های پیش با تعریف دانشمندان متعددی از جمله «جوزف شومپیتر»، معادل «انتخابات» معرفی و ترویج داده شده است بدین معنا که یک راه حل را معادل هدف تعریف کردند و به عبارت دیگر، انتخابات را تنها راه حقق دموکراسی نشان دادند.

حال به این سؤال می رسیم که چطور می توان در انتخابات پرهزینه آمریکا، معادل اصل دموکراسی را پیدا کنیم؟! اگر دموکراسی هم وجود داشته باشد، باید از نوع دموکراسی آمریکایی باشد!

 دموکراسی کوکاکولا نیست که آمریکا طعم آن را تعیین و در جهان توزیع کند.

به عنوان مثال، مفهوم دموکراسی طرح شده از سوی چین با مفهوم دموکراسی آمریکایی تفاوت دارد و دموکراسی در چین، «دموکراسی با فرآیند کامل» نام دارد.

چین بر این باور است که دموکراسی نباید به گونه ای باشد که مردم فقط هر چهار الی پنج سال یک بار به بهانه شرکت در انتخابات از حق دموکراتیک خود استفاده کنند و بعد از دادن رای، حق دموکرات مردم به خواب رود!

چین این الگوی دموکراسی را «دموکراسی با فرآیند ناکامل و ناقص» می داند!

چین تحقیق در زمینه ایجاد یک الگوی دموکراسی با فرآیند کامل را آغاز کرده است. این کشور در تلاش است تا مطابق با سازوکارهای موجود خود که شامل مجلس، سازوکار مشورت های سیاسی، خودمختاری اقلیت ها، خودمختاری مردمی در روستاها و بلوک های مسکونی، سازوکار نظارتی مردمی و غیره می شود، یک الگوی دموکراسی متفاوت با غرب که واقعی تر و کارآمدتر است را تعریف نماید. چین این الگوی دمکراسی مورد نظر خود را «دمکراسی با فرایند کامل» نامیده است.

persian.cri.cn

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: