پرش به محتوا

داستان دو کشور: کوبا و هاییتی – گرگ گودلز – محمد سعادتمند

داستان دو کشور: کوبا و هاییتی

به قلم گرگ گودلز

برگردان: محمد سعادتمند

دانش و امید، شماره ۷، شهریور ۱۴۰۰

دو کشور کوبا و هاییتی این روزها به سرخط اخبار و تیتر اول رسانه‌های سرمایه‌داری بدل شده‌اند. هاییتی کشوری است که از الگوی «دموکراسی‌های غربی» به شیوه خاص خود پیروی کرده‌است. در سال ۱۸۰۳ با شکست برده‌داران به اولین کشوری در تاریخ بدل شد که از سلطه استعمارگران اروپایی خود را رهانید و مستقل شد. برده‌داران اروپائی و سرمایه‌سالاران آمریکایی‌ هیچگاه توسن لو وِرتور (پدر استقلال هاییتی)* را نبخشیدند. استعمارگران و امپریالیست‌ها با تهدید و تطمیع، با اشغال نظامی و تسلط اقتصادی و با اخاذی و باج خواهی موجب شده‌اند که هاییتی امروزه در میان فقیرترین کشورهای قاره آمریکا جای داشته باشد. این کشور بر اساس شاخص‌های توسعه انسانی کشورهای جهان در رده ۱۴۵ قرار دارد.        

ترور جنایتکارانه رئیس‌جمهور هاییتی و تلاش مزدوران راستگرا برای انجام کودتا، تنها بر درد و رنج مردم این کشور افزوده است. آمریکا هنوز تصمیم نگرفته‌ که چه کسی سکان رهبری هاییتی را در دست بگیرد. «هلن لا لایم»، شهروند آمریکایی و نماینده ویژه سازمان ملل در هاییتی، کلود ژوزف را برگزیده بود، اما یک گروهِ خود‌خواندهِ بین‌المللیِ تحتِ امرِ آمریکا، متشکل از سفرای آمریکا، آلمان، فرانسه، کانادا، اسپانیا و اتحادیه اروپا، شخص دیگری به نام آریل هنری را در نظر دارد. اما به روال همیشه مردم هاییتی در این تصمیم‌گیری غایب‌اند.     

کوبا شصت سال پیش در جریان انقلاب 1959 خود، حکومت دست نشانده فولخِنسیو باتیستا را سرنگون کرد و کشور را از بند اسارت آمریکا نجات داد و نیروی کار را از استثمار شدید سرمایه‌داران آمریکایی رهانید. امپریالیسم آمریکا هیچگاه مردم کوبا و رهبر انقلاب فیدل کاسترو را نبخشید. سمت‌گیری سوسیالیستی کوبا هم همچنان بر خشم این دیوِ استعمارِ بیرون رانده‌شده می‌افزود. سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا با تخصیص میلیون‌ها دلار، تمام کوشش خود را صرف سرنگون کردن دولت انقلابی کوبا کرده‌اند. برخلاف خواست و رأی تقریبا همه کشورهای عضو سازمان ملل، آمریکا این جزیره کوچک را با ۱۱میلیون جمعیت، تحت محاصره بسیار شدید قرار داده و مانع بهره‌مند شدن مردم کوبا از مواهب اقتصادی شده است. به‌علاوه کوبا هر روز شاهد دخالت آمریکا در امور داخلی خود می‌باشد. بنابراین کسانی که با تاریخ معاصر کوبا آشنایی دارند، و خبرهای «تظاهرات» ۱۱ ژوئیه علیه دولت آن کشور را خوانده یا شنیده باشند، آشکارا دست‌های پنهان سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا را پشت این «تظاهرات» می‌بینند که از آن پشتیبانی یا حتی رهبری می‌کند. هیچ روزنامه‌نگار صادقی نمی‌تواند احتمال دخالت آمریکا را نادیده بگیرد.

با تمام این احوال اولین گزارشاتی که از سوی ان‌پی‌آر (شبکه خبری به اصطلاح دولتی در آمریکا) در این رابطه منتشر شد به‌گونه‌ای تنظیم شده بود که گویی تظاهراتی خود‌جوش و بدون سازماندهی بوده است. ادعایی خنده‌دار از طرف این بنگاه خبری که همیشه اصرار دارد کوبا را یک حکومت پلیسی بنامد. گزارشگرانِ به هیجان‌آمده تعداد تظاهرکنندگان را از صدها نفر به هزاران نفر افزایش دادند. رسانه‌های جریان غالب، مانند آسوشیتدپرس، رویترز، فایننشال تایمز، گاردین و غیره، همگی عکس‌های دست‌کاری شده و یا برگرفته از رخدادهای کاملاً غیرمرتبط و حتی تصاویری از تظاهرات حامیان دولت را به‌عنوان شواهدی برای اعتراضات خیابانی به مخاطبان خود قالب کردند. 

پس از حوادث ۱۱ ژوئیه، ادعاهای عجیب و غریب علیه کوبا به شدت افزایش یافت. ناظران شبکه‌های اجتماعی این ادعاها را کار همیشگی ایالات متحده آمریکا به‌منظور بی‌ثبات کردن کوبا ارزیابی می‌کنند. ان‌پی‌آر و وال استریت ژورنال رخدادهای ۱۱ ژوئیه را به ویدیوئی نسبت می‌دهند که یک خواننده رپ ناراضی با همدستی یک «سوپر استار» پول‌دار پناهنده در آمریکا ساخته و منتشر کرده است. انتشار این ویدئوی بسیار جذاب و ابتکاری، فقط ظاهر امر بود. رسانه‌های جریان غالب از کارزار توییتری هدایت شده از خارج علیه کوبا با کمک دلارهای آمریکا هیچ سخنی به‌میان نمی‌آورند؛ یا به کارزار گسترده‌ای که آمریکا برای تحریک و برانگیختن برخی از گرایش‌های فرهنگی جوانان کوبایی به مخالفت با حکومت هیچ اشاره‌ای نمی‌کنند.

 این رسانه‌ها با جعل «دخالت کوبا در امور داخلی آمریکا»، شصت سال دخالت آمریکا در کوبا به‌منظور تغییر ژریم آن کشور را نادیده می‌گیرند. شورای جهانی صلح لیستی از رسانه‌‌های مورد حمایت آمریکا تهیه کرده است که به‌راحتی قادرنخواهند بود تا دخالت آشکار خود در امور داخلی کوبا را پنهان نمایند.

شرم‌آور است که مدعیان دلسوزی برای کوبا، مشکلات کوبا را به گردن رهبری انقلابی کوبا می‌اندازند و به تأثیر شصت سال محاصره و تحریم این کشور از سوی آمریکا کاملاً بی‌اعتنا می‌مانند .آنها از فرصت‌های تجاری از دست رفته؛ ازممنوعیت حواله پول به کوبا؛ و از ممانعت از سفر گردشگران آمریکایی به کوبا که می‌توانند در بهبود زندگی کوبایی‌ها مؤثر واقع شوند کلمه‌ای به زبان نمی‌آورند.

رسانه‌های غربی که به افزایش واقعی موارد ابتلا به کووید در کوبا استناد می‌کنند، از ذکر این حقیقت به کلی طفره می‌روند که کمبود سرنگ برای تزریق واکسن‌های تولیدی خود کوبا، نتیجه مستقیم تحریم‌های آمریکا است. رسانه‌های سرمایه‌داری عمداً کارزار جهانی ماه‌های اخیر برای رفع تحریم‌ها و تأمین سرنگ برای نجات جان کوبایی‌ها را به کلی نادیده گرفته‌اند. با اکثریت قریب به اتفاق کوبایی‌ها، علیرغم تمام مشکلاتی که کوبا با آنها روبروست، از دولت انقلابی خود حمایت می‌کنند، دولتی که کوبا را از فقر و فساد نجات داده و شرایط زندگی شایسته‌ای برای مردمش فراهم کرده است. حتی نسل‌های جدید که دوران خفت‌باراستعمار و یا دوران وحشتناک دیکتاتوری را تجربه نکرده‌اند، به استقلال کشور خود و رهبرانی چون خوزه مارتی و فیدل کاسترو افتخار می‌کنند. آنها حق تعیین نوشت کشورشان را به مزدوران آزادی‌کُش و به حافظان منافع خارجی نخواهند سپرد.

 متحدان سرمایه‌داری آمریکا با ایستادن در کنار این قلدر جهان و همگامی با تحریم مردم سربلند کوبا، تنها عزت و استقلال خود را قربانی می‌کنند. ناتو با مشارکت در محاصره این جزیره کوچک در دریای کارائیب، عملاً معیارهای ادعایی خود را زیر پا می‌گذارد.

بایدن برخلاف قول‌هایی که به رأی‌دهندگان و به‌خصوص به طرفداران حزب دموکرات داده بود، همان سیاست‌های سخت‌گیرانه ترامپ در رابطه با کوبا را ادامه میدهد و حتی پا از آن فراتر گذاشته است. سخنگوی مطبوعاتی او نیز از پاسخ به روزنامه‌نگارانی که خواهان توضیح درباره سیاست‌های مربوط به کوبا بودند، طفره رفت. اکنون دیگر این سیاست‌ها آشکار شده‌اند. مافیای میامی و هاوانای نیوجرسی دولت بایدن را مجبور کردند از سیاست‌های اوباما در رابطه با کوبا پیروی نکند. سناتور منندزِ کوبایی‌تبار از نیوجرسی در اتخاذ سیاست‌های ضد کوبایی بایدن نقش مهمی داشته است.

در میانه هیاهوی برپا شده به بهانه «تظاهرات» ۱۱ ژوئیه علیه حاکمیت ملی کوبا و سوسیالیسم آن، گروهی از روشنفکران آمریکایی شامل «چپ»‌هایی مثل اتین بالیبار، نوآم چامسکی، رابرت برنر و مایک دیویس نامه درخواست آزادی «روشنفکران» کوبایی، که گویا توسط مقامات کوبا در 11 ژوئیه دستگیر شدند را امضا و منتشر کردند. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که حکایت از گفتگوی علنی یا خصوصی این روشنفکران با مقامات کوبایی دراین زمینه داشته باشد. آنها اصولاً برای نظام عدالت کیفری کوبا اعتباری قائل نیستند. آنها دورادور، و بدون اطلاع کافی از واقعیات، دم از اصل برائت می‌زنند. خلاصه اینکه گویا مقامات کوبا همچون حکومت‌های پلیسی بدون دلیل و خودسرانه افراد را دستگیر می‌کنند. این است موضع عجیب‌و‌غریب کسانی که خود را «دوستان» انقلاب کوبا می‌نامند و در شرایطی دست به این اقدام غیرمسئولانه و نامعقول می‌زنند که کوبا تحت شدیدترین فشا‌رهای امپریالیسم آمریکا قرار دارد. اکنون زمان مناقشه بر سر حقوق فردی نیست، که فقط دغدغه بی‌دردان و راحت‌طلبان است، الان حق جمعی 11میلیون کوبایی برای تعیین سرنوشت کشورشان مطرح است. کوبا برای اینکه به سرنوشت هاییتی دچار نشود و زیر سلطه دیو امپریالیسم آمریکا قرار نگیرد، بهای سنگینی پرداخته است. در صورت پیروزی امپریالیسم آمریکا در این کارزار، کوبا همچون هائیتی، گرفتار انواع کمک‌های فسادآفرین و ویرانگری می‌بود که توسط سازمان‌های گوناگون امپریالیستی مثل بانک جهانی و صندوق بین‌الملی ‌پول، و مبلغان مذهبی دوران استعمار به این کشور سرازیر می‌شدند.

هاییتی و کوبا دشمنان مشترکی دارند. سیاستمداران فرصت‌طلب، روزنامه‌نگاران قلم به مزد و جاسوسانی که می‌خواهند هر دو کشورهاییتی و کوبا را در دایره سیاست‌های نواستعماری نگهدارند، دشمن هر دو ملت هستند. در پشت ترور رئیس‌جمهور هاییتی در هفتم ژوئیه همان ضدانقلابیون و جنایتکاران و لاشخورهایی قرار دارند که در میامی پناه گرفته و خواستار بمباران کوبا و دخالت در امور این کشور هستند و از اعزام نیروی نظامی به هاییتی طرفداری می‌کنند.

کوبا و هاییتی پیروز خواهند شد! 


منبع: 

http://zzs-blg.blogspot.com/

* توسن لو ورتور معروف به پدر استقلال هاییتی از سال 1802-1801 رئیس‌جمهور سیاه‌پوست هاییتی بود. او در مبارزه علیه استعمارگران فرانسوی و امپراطور وقت آن ناپلئون بناپارت توانست شورش بردگان را به جنبشی انقلابی برای استقلال هاییتی بدل کند و این سرزمین در نهایت در سال 1804 استقلال خود را به‌دست آورد. لو ورتور اگر چه در زمان استقلال هاییتی زنده نبود، اما مبارزات او زمینه را برای این پیروزی فراهم کرد. او که در سال 1802 به دعوت فرمانده ارتش فرانسه به این کشور رفته بود، به محض ورود دستگیر و زندانی شد و در سال 1803 در زندان درگذشت.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: