پرش به محتوا

سرنوشت کسانی که به «مردم» ظلم می کنند چیست؟! – سپهر سمیعی

سپهر سمیعی

رئیس جمهور کشورمان حین برنامه سفر به استان فارس، از بنای باستانی تخت جمشید هم بازدید نمودند:

ضمن قدردانی از حسن نظر جناب رئیس جمهور، از اینکه این میراث ملی را مورد عنایت خود قرار دادند نهایت تشکر خود را ابراز می داریم.

در خبرها آمده بود:

احسنت! اگر رئیس پلیس امنیت عمومی در زمان داریوش سوم هم به همین اندازه دقت می کرد که نیروی انتظامی شاهنشاهی هخامنشی به «مردم» ظلم نکند، قطعا اسکندر مقدونی آنطور وحشیانه تخت جمشید را به آتش نمی کشید!

از اسکندر گجستک هم تشکر می کنیم که با لشکر کشی به ایران و اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز منطقه پاسارگاد، داد «مردم» مظلوم ایران را از شاهنشاه ظالم وقت ستاند… احتمالا به همین دلیل هم هنوز که هنوز است در جوامع غربی او را با عنوان «اسکندر کبیر» یاد می کنند. یعنی نه به این دلیل که نماد شکستن ابهت تمدن ایرانی است، بلکه به دلیل حمایت او از مظلومین و ایستادن در برابر ظالم!

البته به فضل الهی ما امروز به جایی رسیده ایم که خودمان پرچم دفاع از مظلوم در برابر ظالم را بلند کرده ایم و دیگر نیازی به کمک و همراهی جنگاوران دلسوز و خیرخواه غربی نداریم. و البته چون خیلی انسانهای صادق و پاکیزه ای هستیم، اول از همه از خودمان شروع می کنیم و از اول تاریخ ایران باستان تا همین امروز، همیشه از «مردم» در برابر «رژیم» دفاع می کنیم.

اینجا یک نکته بسیار ظریفی هم هست که ثابت می کند خادمان واقعی «مردم» ما هستیم و نه عزیزان و دوستان اپوزیسیون بر انداز. درست است که هم ما و هم اپوزیسیون برانداز هر دو ادعا می کنیم از «مردم» در برابر «رژیم» دفاع می کنیم. اما اپوزیسیون برانداز معمولا از این چند هزار سال تاریخ ایران فقط همین چهل سال اخیر را مصداق ظلم «رژیم» بر «مردم» می داند و به رژیم های قبلی کاری ندارد. در حالیکه ما هزاران سال حکومت ظالمانه تمام رژیم های ایران را محکوم می کنیم و فقط به همین چهل سال اخیر کاری نداریم. بنابراین با هر متری اندازه بگیریم ما خیلی ظلم ستیزتر از اپوزیسیون برانداز هستیم!

اصلا گور بابای تمدن ایرانی. فقط «مردم» را بچسب. به قول سید حسن آقای خمینی، وظیفه حکومت ایجاد رفاه و آسایش برای «مردم» است.

حُسن و خوبی صحبت کردن از «مردم» این است که تفاوتی نمی کند به دنبال اجرای چه سیاستها و تامین منافع کدام باند و گروه و دسته ای هستیم. از حمله اسکندر به ایران، تا حمله اعراب به ایران. از واردات انبوه محصولات کشاورزی و ورشکست کردن کشاورز ایرانی به اسم «حمایت از سفره مردم»، تا واردات لوازم خانگی و ورشکست کردن صنایع ایرانی به اسم «ایجاد رفاه برای مردم». از تبانی با دشمن و اسلحه دست گرفتن علیه سربازان ایرانی در جنگ با این توجیه که «مردم این رژیم را نمی خواهند» تا سر دادن شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای اسرائیل». از راه انداختن «کمپین» برای تحریم ورزشکاران ایرانی تا شادی و سرور از ترور دانشمندان هسته ای ایرانی.

هر کدام از این موارد بالاخره زیر زبان یک بخشی از «مردم» مزه شیرینی خواهد داشت. اگر هم یک بخش دیگری از مردم اعتراض کردند می شود خیلی ساده یک برچسب «مزدور رژیم» بزنی روی پیشانیشان و حرف خودت را تکرار کنی.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: