پرش به محتوا

نگاهی به «دموکراسی دلار» و نفوذ ثروت در سیاست‌گذاری های آمریکا

«دولت مردم،‌ با مردم و برای مردم»؛ این نظریه ای است که «آبراهام لینکلن» رئیس جمهور وقت آمریکا در سخنرانی سال 1863 میلادی خود در «نطق گتیسبورگ» مطرح کرد؛ نظریه ای که غالبا برای توصیف دموکراسی به سبک آمریکایی به آن استناد شده است.

نگاهی به «دموکراسی دلار» و نفوذ ثروت در سیاست‌گذاری های آمریکا_fororder_345543534

حقیقت این است که دموکراسی آمریکایی بوی تعفن پول می دهد.

این کلمات نیستند که معیار تعیین کننده تناسب یک دولت با مفهوم مردم محوری هستند بلکه معیار، بررسی این است که دولت حقیقتا در راستای تحقق بخشیدن به منافع چه قشری گام بر می دارد.

در حال حاضر روز به روز بیشتر واضح و مشخص می شود که دموکراسی به اصطلاح آمریکایی صرفا به حمایت از ثروتمندان می پردازد. با نگاهی به بحران 2008 مسکن و پاندمی فعلی کووید-19، به خوبی می توان دید که ثروتمندان آمریکا همیشه گروهی بوده اند که بیشترین حفاظت ها از آنها در دوره های سخت به عمل آمده است؛ از طرف دیگر وقتی بحرانی به پایان می رسد، این ثروتمندان آمریکایی هستند که معمولا ثروتمندتر می گردند در حالیکه فقرا، فقیرتر می شوند.

این نابرابری شدت یافته ثروت در آمریکا اغلب از سوی برخی اقتصاددانان غربی با عنوان «احیای کی (K) شکل» توصیف می گردد؛ به این معنا که حرکات صعودی و نزولی حرف «کی» با نحوه برگشت به زندگی ثروتمندان و فقرا در دوره بعد از رکود مقایسه می شود.

حقایق همواره ثابت کرده اند که دموکراسی به اصطلاح آمریکایی صرفا طرفدار ثروتمندان است.

در جریان مطالعات انجام شده سال 2014 میلادی توسط دانشگاه های «پرینستون» و «نورث وسترن» بعد از بررسی جواب های لحاظ شده در هزار و 779 پرسشنامه جمع آوری شده در فواصل سال های 1981 تا 2002 میلادی با محور موضوعات سیاست عمومی آمریکا، کارشناسان به این نتیجه رسیدند که نخبگان اقتصادی و گروه های سازمان یافته که نماینده منافع تجاری هستند، تاثیرات مستقل قابل ملاحظه ای در سیاست گذاری های دولت آمریکا دارند درحالیکه شهروندان عادی نفوذ مستقل اندکی در این سیاست گذاری ها دارند و یا اصلا فاقد هر گونه نفوذی هستند.

بر اساس داده های حاصل از تحقیق «پروپابلیکا» (ProPublica: یک سازمان غیر دولتی مستقر در نیویورک)، درحالیکه خانوارهای متوسط آمریکا 14 درصد از درآمد خود را به عنوان مالیات های فدرال پرداخت می کردند، 25 نفر از ثروتمندترین های آمریکا نرخ مالیات واقعی صرفا 3.4 درصدی را بین سال های 2014 تا 2018 میلادی پرداخته اند و دارایی خالص آنها در همین بازه زمانی بیش از 400 میلیارد دلار افزایش یافته است.

حقیقت تاسف بار دیگر این است که دموکراسی آمریکایی توسط همین قشر ثروتمند دیکته می شود!

«چارلز ویلان» (Charles Wheelan) مدرس ارشد مرکز «راکفلر» در کالج «دارتموث» آمریکا می گوید: «دموکراسی آمریکایی یک توهم است و این مردم نیستند که حکومت می کنند و سیاستمداران تقریبا منحصرا به خواسته های خاص افراد پولدار و ثروتمندترین شهروندان پاسخ می دهند.»

برای مثال، در مورد شرکت آمریکایی داروسازی «پردو فارما»، این شرکت در برابر دادخواست های قشر متوسط مصونیت داشت آن هم در حالیکه عامل بحران دارویی در آمریکا بود و مسکن های این شرکت آمریکایی ها به راحتی می توانند بیماران را معتاد کنند. نتیجه اینکه، قربانیان این شرکت داروسازی آمریکایی به دلیل تصمیم دادگاه، نسبت به آنچه انتظار می رفت، خسارت بسیار کمتری دریافت کردند.

بر اساس بررسی انجام شده سال 2020 میلادی توسط مرکز تحقیقاتی «پیو»، تعجبی ندارد که 70 درصد از مردم آمریکا بر این باورند که سیستم اقتصادی کشورشان به شیوه ای ناعادلانه از منافع قدرتمندان دفاع می کند.

باید گفت که دموکراسی آمریکا از همان ابتدا در خدمت ثروتمندان بوده است. پدران بنیانگذار این کشور از میان ثروتمندترین افراد مستعمره هنگام تهیه پیش نویس و امضای قانون اساسی آمریکا بوده اند و بنابراین درک این موضوع که چرا آمریکا کشوری تحت حاکمیت دلار است، چندان دشوار نیست.

از آنجایی که ثروت در آمریکا مساوی است با نفوذ، دموکراسی مردم، توسط مردم و برای مردم فریبی بیش نیست!

رادیو بین المللی پکن

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: