پرش به محتوا

سالگرد ۱۱ سپتامبر و بررسی ۲۰ سال «مبارزه با تروریسم» بیهوده آمریکا در خاورمیانه

امروز بیستمین سالگرد حادثه یازدهم سپتامبر است. این رویداد بعد از حمله به پرل هاربر جدی ترین حمله تروریستی به سرزمین اصلی ایالات متحده و همچنین به عنوان یک نقطه عطف مهم در تاریخ آمریکا محسوب می شود. با گذشت 20 سال از 11 سپتامبر 2021، ما باید چگونه به این حمله تروریستی و جنگ علیه تروریسم ایالات متحده نگاه کنیم؟

بدون شک،  حادثه «11 سپتامبر» یک فاجعه بزرگ بود. در آن زمان تقریباً همه کشورهای جهان با ایالات متحده ابراز همدردی و حمایت کردند؛ حتی کشورهایی مانند ایران، کوبا و کره شمالی که مدتها تنش های مداوم با ایالات متحده داشته، علنا این حمله تروریستی را محکوم و با مردم آمریکا ابراز همدردی کردند. تروریسم به عنوان دشمن بزرگ بشریت به شیوه بی‌رحمانه، کشتارهای خشونت آمیز به راه می اندازد که  چالشی جدی برای دولت ها و نظم اجتماعی مدرن است و باید از سوی مردم  سراسر جهان محکوم شود.

کمتر از یک ماه پس از حادثه «11 سپتامبر»، ایالات متحده جنگ افغانستان را به نام مبارزه با تروریسم آغاز کرد. جنگ علیه تروریسم در ماه های اول مورد حمایت اکثر کشورهای جهان قرار گرفت. اما اوضاع در «نیمه دوم» این جنگ تغییر کرد. در20 مارس 2003، ایالات متحده شورای امنیت سازمان ملل را دور زد و یکجانبه به عراق حمله نظامی انجام داد. «پال ولفوویتز» معاون وزیر دفاع وقت ایالات متحده درباره هدف این جنگ، آشکارا اعلان کرد: «جنگ در عراق برای تغییر دادن قدرت سیاسی و ایجاد عراق دموکراتیک و آزاد است. این الگویی برای مردم خاور میانه خواهد بود. مردم ایران و سوریه از این امر الهام  خواهند گرفت و کشورهایی مانند عربستان سعودی نیز اصلاحات را اعمال خواهند کرد.»

ایالات متحده دو عملیات نظامی پرهزینه را آغاز کرد که نه تنها نتوانست تروریسم را در منطقه ریشه کن کند، بلکه مشکلات بیشتری را نیز به همراه داشت. از آغاز جنگ افغانستان در سال 2001 به این سو، عملیات نظامی آمریکا منجر به کشته شدن بیش از صد هزار غیرنظامی افغان و تقریبا 11 میلیون پناهنده شده است. افغانستان که مدتهاست آشفته است، به محلی برای پرورش تروریسم بین المللی تبدیل شده و سازمان های تروریستی محلی از یک رقمی به بیش از 20 عدد رسیده است. جنگ عراق که نزدیک به 9 سال، به طول انجامید منجر به کشته شدن بیش از 100 هزار عراقی و 4.8 میلیون پناهنده شد؛ در نهایت سازمان تروریستی داعش در آن زمان متولد شد و گسترش یافت.

ایران نیز به عنوان یک همسایه مهم افغانستان و عراق، قربانی تروریسم منطقه ای، جریان پناهندگان و قاچاق مواد مخدر شده است. چندین تروریست در گروه های مختلف در سال 2017 به ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم امام خمینی رهبر فقید ایران حمله کردند که باعث کشته و مجروح شدن شماری از غیرنظامیان شد. تروریست ها همچنین در سال 2018 به سوی رژه نظامی در اهواز تیراندازی کرده و چندین نفر را کشته و زخمی کردند.

علاوه بر این، بر اساس آمارهای دولت ایران در سال 1399، در حال حاضر 800 هزار پناهنده ثبت شده در ایران زندگی می کنند که از این تعداد 780 هزار نفر افغان و 20 هزار نفر عراقی هستند. تخمین زده می شود که 2 میلیون افغانستانی بدون کارت اقامت در ایران زندگی می کنند. ایران همچنین راه اصلی ترانزیت قاچاق مواد مخدر افغانستان به اروپا محسوب می شود.

«محمد مرندی» استاد دانشگاه تهران هنگام مصاحبه با خبرنگار تلویزیون «فینیکس» هنگ کنگ چین به  پدیده «مبارزه بیشتر و تروریسم بیشتر» ایالات متحده در خاورمیانه اشاره و تاکید کرد دلیل اساسی آن استانداردهای دوگانه ایالات متحده در مبارزه با تروریسم است. از یک سو، آنها به سازمان های تروریستی که به منافع خود آسیب می رسانند حمله می کنند و از سوی دیگر، سازمان های تروریستی دیگری را برای انجام جنگ های نیابتی در منطقه تشویق می کنند.

در واقع، ایالات متحده همیشه با نگرشی عملگرا با تروریسم رفتار کرده است. اگرچه این دیدگاه که «تروریسم دشمن مهم بشریت است» به اجماع جامعه بین المللی تبدیل شده، اما در بعد عملی مبارزه با تروریسم، معیار تشخیص دادن آنکه تروریست کیست، در ایالات متحده معمولاً با توجه به منافع برخی گروهای سیاسی یا سیاستمداران هدایت می شود.  

به عنوان مثال، «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» یکی از خطرناکترین سازمان های تروریستی است که  در سال 2002  توسط سازمان ملل متحد در فهرست سازمان های تروریستی قرار گرفت. سالهاست که تروریست های این سازمان در بسیاری از کشورها فعالیت داشته و توسعه یافته اند و با سازمان «القاعده» و دیگر نیروهای تروریستی بین المللی ارتباط داشته و تهدیدی جدی برای امنیت و ثبات منطقه هستند. با این حال،  دولت گذشته آمریکا با هدف تخریب شین جیانگ و مهار چین، از حذف این سازمان از فهرست سازمان های تروریستی جهانی خبر داد.

مثال دیگر سازمان مجاهدین خلق یا هماهن گروهک تروریستی منافقین است که پس از انقلاب اسلامی علیه دولت ایران عملیات های تروریستی خونبار و وحشیانه زیادی انجام داد و حتی به ایالات متحده نیز آسیب رساند. با این حال، ایالات متحده شبهات قبلی را نادیده گرفت و آن را از لیست سازمان های تروریستی حذف کرد. هدف آمریکا از این اقدام هم کاملا روشن و واضح است زیرا می خواست از این گروهک تروریستی به عنوان یک ابزار مفید در جهت منافع خود استفاده کند تا به هدف براندازی نظام کنونی ایران دست یابد.

سیاستمداران آمریکایی تفکر عجیبی دارند به گونه ای که فقط وقتی عامل جنایت کسانی هستند که برای آنان ناخوشایند هستند، خشونت های آنها را  حملات تروریستی توصیف می کنند، در غیر این صورت «سربازان دموکراتیک» محسوب می شوند و ایالات متحده در کنار آنها می ایستد. آنها فعالیت تروریست ها در ایران را مورد تشویق و حتی کمک مالی مخفیانه قرار می دهند و رفتار شان با آشوبگران در کوبا، روسیه و هنگ کنگ  چین نیز همینطور است .

«سید محمد خاتمی» رئیس جمهور وقت ایران پس از مطلع شدن از رویداد 11سپتامبر،  بلافاصله این حمله  تروریستی را محکوم کرد و از طرف مردم ایران با مردم آمریکا ابراز همدردی کرد، اما این مهربانی منجر به تغییر دادن دشمنی آمریکا  با ایران نشد. در سال 2002، ایالات متحده  ایران، عراق و کره شمالی را در فهرست «محور شرارت» قرار داد. بعدها، عبارت «محور شرارت» را به «کشورهای حامی تروریسم» تغییر نام داد. در طول سال ها، لیست آمریکایی «حمایت از تروریسم» در حال افزایش، کاهش و تعدیل بوده است اما ایران همیشه در این فهرست باقی مانده و به عبارت دیگر این فهرست به یک ابزار مهم آمریکا برای تحریم علیه  ایران تبدیل شده است.

می توان گفت آمریکا کاملا حمایت سایر کشورهای جهان در عملیات ضد تروریستی خود را از دست داده و به عبارت روشن تر مبارزه به اصطلاح «ضد تروریسم» آن بسیار فراتر از گستره واقعی ضد تروریسم رفته است.

ایالات متحده در پوشش «ضد تروریسم» با مخالفان خود، مبارزه می کند و این اقدام را با هدف خدمت به امور داخلی و دیپلماسی آمریکا و نهایتا حفظ جایگاه هژمونیک آن انجام می دهد. این نیز علت اصلی عدم محبوبیت مبارزه آمریکا با تروریسم است که باعث «مبارزه بیشتر، تروریسم بیشتر» شده است.

persian.cri.cn

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: