پرش به محتوا

طالبان..پیشینه شرعی، فرقشان با القاعده، داعش و امکان دگرگونی در آنها – محمد خیر موسی – احمد مزارعی


طالبان..پیشینه شرعی، فرقشان با القاعده، داعش و امکان دگرگونی درانها

نوشته : محمد خیر موسی، سایت کنعان

مترجم: احمد مزارعی، پنجشنبه یازدهم شهریور 1400




توضیحی از طرف سایت «کنعان»:

«مقالات متعدد ومفیدی درسایتهای ضد انقلابی منتشر میشود که ما نمیخواهیم دراینجا به انها بپردازیم واینکه چرا بعضی افراد نوشته های خودرا درچنان سایتهائی منتشر میکنند ، اما نظر به مفید بودن این مقالات ما انها را منتشر میکنیم ، اما درعین حال به خوانندگان خود درمورد چنان سایتهائی هشدار میدهیم».

سایت کنعان متعلق به نیروهای ملی، مارکسیست لنینیست، مدافع محورمقاومت درمنطقه ومخالف نظام سرمایه داری ونیولیبرایسم میباشد

اخیرا حدث وگمانهائی درمورد جنبش طالبان بعد از پیروزی اخیرشان بر علیه اشغالگران امریکائی وحکومت دست نشانده انها منتشر شده است ، بعضی از حکومتیان به داعش وبعضی به القاعده ملحق شدند وبعضی هم نیز به طرق مختلفی پراکنده شدند ، من نیز به نوبه خود میکوشم دراین فضای کوچک نگاهی بیفکنم به سئوالاتی که به ذهن محققان ویا کسانی که رغبت دارند درمورد پیشینه فکری طالبان واینکه به کدام سو میروند ، جوابی بدهم

ایا انها سلفی جهادی هستند ویا صوفی جنگجو؟

طالبان به زبان پشتون یعنی جمع طلبه که بتوسط ملا عمر درسال 1994، درقندهاردرمنطقه مرزی افغانستان تاسیس گردید ومجموعه ای از طلبه دینی برای اموزش علوم شرعی بودند.

جنبش طالبان اولین گروهی افغانی بودند که دارای همبستگی فکری واحد ، منسجم ومخصوصی بودند که برامده از عمق وقلب جامعه افغانستان ، بلکه اکثریت قریب به اتفاق انها از قومیت پشتون افغانستان تشکیل میشدند ، اری انها پیش از انکه بزرگ شده وبطور افقی توسعه یافته ودرشکلی افقی در سراسر افغانستان گسترش یابند دراکثریت خود جنبشی افغانی واز قومیت پشتون بودند.

جنبش طالبان وابسته به » دیوبندیه»بوده و»دیوبند» نام قریه ای در شبه قاره هند است که دانشگاه «دار العلوم اسلامی»قراردارد، این دانشگاه از بزرگترین دانشگاههای شبه قاره هند محسوب میگردد، ونامش نیز به علت قرارداشتنش در قریه «دیوبند»اخذ شده است.فارغ التحصیلان این دانشگاه دارای طبیعتی بر گرفته شده ازهمان دانشگاه هستند که همگی طبیعت وخصلتهای مشترکی دارند که درهمه انها ریشه ای عمیق داردکه با گذر زمان بر همه این فارغ التحصیلان لقب «دیوبندیه»اتلاق میشود.

از مهمترین علمای جدید زمان فعلی دیوبندیه، متفکر اسلامی ابو الحسن ندوی، شیخ حبیب الرحمن اعظمی میباشند وعموما جنبش طالبان از ادامه دهندگان جنبش «دیو بندیه» نوین هستند، اما از جهت فقهی وطریقتشان،طالبان را میتوان در اشکال زیر تعریف کرد:

یکم : وابستگی عقیدتی

طالبان دراکثریت خود دارای عقیده «ماتریدی» میباشند که نسبت انها به امام ابو منصور ماتریدی میرسد ، وی از بزرگان اهل سنت وجماعت میباشد ، «ما تریدیه»از مشهورترین فرقه های اهل سنت میباشد که نزدیکی زیادی با «اشعری ها» دارند، ماتریدیها دراکثرکشورهای اسلامی از پیروان مذهب حنفیه میباشند، بیشترین پیروان انها در افغانستان ، هندوستان ، چین، بنگلادش، پاکستان، ترکیه ، ایران وجمهوریهای مسلمان نشین روسیه میباشند وایران میباشند، «ماتریدیه»مذهب اعتقادی ورسمی دولت عثمانی نیز بوده است.

گروه ویا شاخه ای از طالبان منتسب به مذهب «اشعری» از پیروان ابوالحسن اشعری میباشند، اما نمیتوان در صفوف طالبان چه در میان رهبرانشان ویا افراد جداگانه ، کسانی را یافت که به جریانهای «سلفی»، ازنوع سلفیهای «نجد وهابی»از پیروان شیخ محمد عبدالوهاب ویا سلفیهای دیگر، ازجمله سلفیهای جهادی که داعش والقاعده ازانها منشعب شده اند ، وابسته باشند وهیچگونه رابطه عقیدتی با انها ندارند.

جنبش طالبان ، نه جنبشی سلفی جهادی ونه سلفی علمی ونه سلفی مبارزاتی نیستند، هر انکس که بخواهد جنبش طالبان را به القاعده وداعش منتسب کند در اشتباهی اساسی وعلمی در غلتیده است، باید گفت که القاعده وداعش ، طالبان را از نظر عقیدتی منحرف وبدعت گزار میدانند ، اما بنا به شرایط موجود ونظر به نیازی که به انها دارند با انها تعامل میکنند ، درغیر اینصورت هیچگونه رابطه ای بین انها نمیتواند باشد.

دوم – وابستگی فقهی

جنبش طالبان از نظر فقهی پیرو مذهب حنفی هستند، حنفیه مرجعیت انها میباشد که احکام خودرا از کوچک وبزرگ بطور تفصیلی از ان میگیرند ، حنفیه درسراسر افغانستان وکشورهای اطرافش مذهب رسمی میباشد ، قابل ملاحظه است که حنفیهای غیر عرب ، فقه مذهب حنفی را با تعصب فراوان به اجرا درمیاورند وحتی دراجرای احکام ان مبالغه نیز میکنند، این وضعیت درمورد طالبان نیز منطبق است .

اما این وضعیت درمورد طالبان دراجرای احکام در بیست سال پیش وبر اساس واقعیت کشور افغانستان کاملا شکل دیگری بخود گرفت زیرا دراندوره طالبان حکمت سیاسی وملایمت فقهی دراجرای احکام نداشتند وهمین وضعیت باعث شد که با امدن دوباره طالبان درقدرت بسیاری در وحشت رفتند که مبادا طالبان مجددا همان اعمال سابق را نسبت به مردم اعمال کنند ، اما این قضاوت نمیتواند درست باشد زیرا انها هنوز بطور کامل قدرت رادر دست نگرفته اند.

دراینمورد ضروری ایت تا گفته شود که مجموعه تصمیماتی که از طرف طالبان دران دوره اتخاذ شد ، بویژه درمورد برخورد با مسئله زنان ، نه از یک نگاه فقهی بلکه واقعیت جامعه قبیله ای وفرهنگی افغانستان دراندوره این برخوردهای ظالمانه را با زنان برای طالبان توجیه میکرد، فرهنگ قبیله ای دریک فضای منزوی وبسته خودرا جبرا تحمیل میکند

فهم طبیعت تشبث طالبان به فروع مذهب حنفی باعث شد تا ملا عمر تصمیم قاطعانه ای بگیرد تا رهبران سازمان القاعده را تحویل ندهد حتی اگر این اقدام موجب ان میشد که ملک ، دولت وحتی امارت اسلامی خودرا از دست بدهد ، بعلت همین موضعگیری بسیاری امور درهم ریخت وبسیاری فکر کردند که طالبان والقاعده یکسانند وبر این ائتلاف نسبت القاعده وداعشی بودن داده وانها را از جمله طالبان یکسان پنداشتند ، درحقیقت این موضعگیری طالبان به هیچ عنوان توصیفهای القاعده وداعشی بودن را درمورد طالبان توجیه نمیکند، بلکه تشبث طالبان به حکم فقهی که انها به ان پایبند بودند به انان مرجعیت قانونی ودستوری میداد تا انگونه تصمیم گیری کنند .

سوم – وابستگی به «طرقی»

جنبش طالبان وابسته به مدرسه صوفی «طرقیه» میباشند که بطور عموم مشابه جنبش دیوبندیه هستند : افراد ورهبران انها به سه طریقه صوفییگری وابسته اند که عبارتند از :

طریقه نقشبندیه : منسوب به شیخ بها ءالدین محمد بخارائی وملقب به شاه نقشبند، تولد به سال (1389میلادی)

طریقه جشتیه(گشتیه) منسوب به شیخ معین الدین گشتی منطقه ای در افغانستان.

طریقه قادری سهره وردی: منسوب به شیخ ابوالنجیب عبد القادر سهره وردی (تولد 1168 میلادی)

همه علمای وابسته به جریانات سلفی علمی ویا جنبش جهادی ویا جهادیون ، جریانات وابسته به طریقت صوفی گری را گمراه وبدعت گزار مینامند ، ازاین نظر با جرات و تاکیدا باید گفت که یک جدائی قاطعانه میان طالبان وسلفی جهادی وهر انچه که ازانها سرچشمه گرفته است وجود دارد.

ازاین نظر جنبش طالبان جنبشی است اسلامی سنی وابسته به مدرسه سنتی از نظر فقهی وفکری وانها «ماتریدیه»حنفی صوفی هستند.

فرقهای ساختاری میان طالبان ، القاعده وداعش:

طالبان با القاعده وداعش از نظر وابستگی اعتقادی ومرجعیت فکری وفقهی انچنانچه دیدیم وغیر از این درانجا فرقهای اضافی دیگری نیز وجود دارد که میتوان انها رادراشکال زیرخلاصه نمود:

اولا – افراد طالبان درسطح رهبری وسربازان جزئی از جامعه افغانستان بوده وبه قبایل وابسته هستند واکثریت انها پشتون هستند ، انها فرزندان جامعه وسرزمین خود هستند واز این سرزمین مهاجرت نکرده اند تا حکومت خداوند را در زمین مستقر سازند ، ازطرفی درمیان صفوف طالبان مهاجران غیر افغانی وجود ندارد واین برعکس القاعده وداعش است که ساختارشان بر افراد وعناصر مهاجر قراردارد وفکر انها براساس هجرت ورفتن به سرزمینهای جهادی است.

دوم – طالبان وابستگی خودرا به جامعه افغانستانی تقویت واستوار کرده ودراین زمینه انسجام دارند وبا مرجعیت قبیله ای خود درپیوندند وباید گفت که نقش قبیله تاثیر بسیار مهمی در تصمیم گیریهای وتوجهات طالبان دارد واین بر خلاف القاعده وداعش است که درموارد زیادی با مرجعیات قبیله ای وارد درگیری درمناطقی شده اند که حضور داشته اند.

سوم – طالبان ساختاروبنیه تشکیلاتش همچون جماعتهای اسلام سیاسی وجهادی ازجمله القاعده وداعش نیست برعکس طالبان روی موضوع تشکیلاتی خود بر مرجعیت رئیس وشیخ قبیله واستفاده از مجالس شوراها نهاده است ، دراین زمینه شورا بمثابه معلم ودستور «ملا» درتصمیم گیریها نقش اصلی را دارد.

چهارم – طالبان خودرا به عنوان جنبشی اسلامی، ملی وازادیبخش معرفی میکند که میدان عملش سرزمین افغانستان است، طالبان خودرا به عنوان جنبشی بین المللی ، که خواستار برقراری شریعت درجهان ونجات جهانیان از کفر میباشد نمیداند واین درست برعکس خواسته های القاعده وداعش است که خواستار نجات جهانیان میباند.

نتیجه شناخت ، بنیه فکری ومرجعیت شرعی

شناخت بنیه فکری ومرجعیت شرعی اعتقادی وفقهی طالبان وفرقهائی که میان انها وتشکیلات داعش والقاعده وجود دارد تا حد زیادی به ما کمک میکند که فرق میان انها وعملکردشان را بهترشناخته و تفسیر کنیم، نحوه تفکروعملکرد طالبان نشان ازاین دارد که درانها بذرهای تغییردرسطح فکری وعملکرد سیاسی بیشتری وجود دارد تا سازمانهای القاعده وداعش.

دراینجا میتوان با تکیه بر بعضی از موضعگیریهای طالبان سال 2001، وطالبان سال 2021،تامل کرد وحجم تغییر را درانها مشاهده نمود .

اولا – موضعگیری انها درمورد جماعت اخوان المسلمین

درسال 2001، اخوان المسلمین از نظر طالبان به عنوان کفر شناخته میشدند وحتی انها را بدتر از کمونیسم میدانستند ، طالبان به اماکن اخوان المسلمین حمله کرده ومراکزشان را قفل میکردند ، اما طالبان درسالهای اخیر سیاست خودرا درمورد انها تغییر داده ورابطه ای گسترده با «جمعیت افغانی اصلاح» متعلق به اخوان برقرارکرده وهمچنین از شیخ قرضاوی در قطر تجلیل بعمل اوردند ویا طی دیداری با استاد اسماعیل هنیه ، رئیس دفتر سیاسی سازمان حماس با انان رابطه ا دوستانه برقرارکردند، اینها نشاندهنده تغییرات جدی میباشد که درطالبان اتفق افتاده است.

دوم – موضعگیری انها درمورد ایران وشیعه های افغانستان

هنگامی که طالبان درسالهای 1996، و2001، حکومت را درافغانستان بدست گرفتند نسبت به ایران نگاهی دشمنانه داشتند وایران نیز نسبت به طالبان همینگونه بودند.ازاینجهت ایران نقش مهمی درکمک به امریکا برای اشغال افغا نستان وسرنگون کردن طالبان به عهده داشتند.

ازسوی دیگر طالبان نسبت به شیعیان افغانستان که ده درصد جمعیت را تشکیل میدادند نگاهی دشمنانه داشتند وهمچنین اجازه نمیدادند که شیعیان مراسم عزاداری خودرا نیز برگزار کنند.

درحالی که این نگاه طالبان نسبت به شیعیان درسال 2020، تغییر کرد . دراین سال هیئتی از طرف طالبان به سفارت ایران دردوحه پایتخت قطر رفته وتاسف وتعزیه خودرا نسبت به ترور دانشمند اتمی ایران محسن فخری زاده به اعضای سفارت ایران ابراز داشتند، همچنین درسال 2021، بنا به دعوت وزارت خارجه ایران هیئتی از طرف طالبان به ایران دعوت گردید که طی ان مذاکراتی مفید میان دوکشور انجام شد.

درمورد نگاه طالبان به شیعیان افغانستان نیز باید گفت که تغییراتی بسیارجدی حاصل شده است ، پس از پیروزی طالبان وخروج امریکائیها ، یکی از مسئولان امنیتی طالبان درشهر مزار شریف، مولوی عبدالقادر ، مستقیما به زیارت حسینیه شیعیان رفته ودر مجلس عزای انان درروز عاشورا شرکت کردودرانجا طی سخنانی از اعمال نادرست بعضی ازعناصر طالبان که پرچم عزاداری را درروز عاشورا پایین کشیده اندعذرخواهی کرده وچنین گفت :» این اقدام غیر مسئولانه بوده وما نمیخواهیم که به برادران شیعه ما درشهر اهانت شود، ما خواستار ان هستیم که همگی برادر وار دراین شهر زندگی کنیم». وی تاکید ورزید که ازاین پس هیچکسی حق ندارد درمراسم شعائر دینی ومذهبی هیچ طایفه ای در افغانستان دخالت کند.

سوم – موضعگیری درمورد زنان

هنگامی که طالبان در سال 1996، و2001، حکومت را به دست گرفتند قوانینی بسیار سخت وجابرانه درمورد زنان بمورد اجرا گذاشتند، ازجمله اینکه زنان حق کارکردن را ندارند، دختران نباید به مدرسه بروند، زنان حق خروج از منزل را بدون همراهی مرد ندارند ، زنان باید صورت خودرا بپوشند ودرمواردی زنان بتوسط پلیس دینی تنبیه میشدند.

درحالیکه طالبان سال 2021، وبا شکست ومتلاشی شدن ارتش امریکا وتسلیم شدن دولت دست نشانده انان به طالبان ، اینبار سخنگویان طالبان تاکید ورزیدند که حقوق زنان در امر تحصیل وکارکردن قانونی ومحفوظ است بلکه طالبان اززنان دعوت نمودند که درموسسات دولتی اینده به شرط حفظ حجاب شرعی خود بکار مشغول شوند، سخنگوان طالبان همچنین اعلام داشتند که زنان هنگام خروجشان ازمنزل وسایر فعالیتهایشان نیازی به همراه داشتن مرد ندارند، درهمین رابطه فرماندهان طالبان دریک ملاقات دوستانه درشهر کابل با تعدادی از پزشکان زن دیدار کرده وحمایت خودرا ازانان درکارشان وهمچنین اززنان افغانستان بطورعموم اعلام نموده وزنان را تشویق نمود که بکار خود ادامه دهند.

سه موضعگیری طالبان درموارد فوق نشان میدهد که طالبان تا حدی دربنیه فکری وعملکرد خود متحول شده اند ، از نظر بسیاری این تغییرات هنوز کافی بنظر نمیرسد وتجربه سابق طالبان همچنان در اذهان بسیاری حضوردارد، البته این طبیعی بنظر میرسد ، اما ضروری است که دراینمورد عجله به خرج ندهیم بویژه که علامات مثبتی نیز درچشم انداز وجوددارد. پایان

(1) – توضیح مترجم: منظور از سایتهای ضد انقلابی دراینجا «سایت الجزیره»میباشد که اصل این مقاله درانجا منتشر شده است، سایت کنعان بطور عمده متعلق به نیروهای ملی، مدافعان مقاومت در منطقه ،نیروهای مارکسیست لنینیست ومنتقدان نظام سرمایه داری ونیو لیبرالیسم میباشد.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: