پرش به محتوا

پیشینه فعالیت‌های «سیا» در کنگو 

پیشینه فعالیت‌های «سیا» در کنگو 

به قلم تی جی کولز*  / برگردان: محمد‌ سعادتمند

دانش و امید، شماره ۶، تیر ۱۴۰۰

استعمارگران بلژیکی در اواسط قرن نوزدهم پا به کنگو گذاشتند و این سرزمین را برای تجارت برده، لاستیک و عاج فیل به تسلط خود درآوردند. این سرزمین تا سال 1908 با نام «سرزمین‌آزاد کنگو» در واقع ملک شخصی لئوپولد دوم، پادشاه وقت بلژیک بود تا اینکه در سال ۱۹۰۸ در اختیار دولت بلژیک قرار گرفت. در دوران حاکمیتِ استعماری بلژیک، ۱۰میلیون نفر از مردم این سرزمین قتل‌عام شدند. این سرزمین پس از استقلال به دو کشور تبدیل شد، یکی جمهوری ‌دموکراتیک‌ کنگو (که با نام زئیر و یا «کنگوی کینشازا» نیز شناخته می‌شود) و دیگری جمهوری کنگو (معروف به کنگوی برازاویل).  در این نوشته عمدتاً به کنگوی ‌دموکراتیک پرداخته شده که 91 میلیون جمعیت دارد.

کنگوی ‌دموکراتیک با ۵۰میلیارد دلار تولید ‌ناخالص ‌داخلی و 70درصد جمعیت که در فقر مطلق به‌سر می‌برند، یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. این کشور دارای بالاترین نرخ مرگ‌ومیر کودکان در جهان است، از هر ۱۰۰۰ کودکی که زنده متولد می‌شوند ۶۶ کودک می‌میرند. امید به زندگی ۶۰ سال است. از هر ۱۰۰هزار زنی که باردار می‌شود ۶۹۰ نفر در دوران بارداری و یا پس از زایمان می‌میرند. درگیری‌هایی که از سال ۱۹۹۶ به‌بعد در این کشور ادامه داشته به اضافه سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از این درگیری‌ها منجر به کشته شدن ۶ میلیون نفر شده‌است. هدف اصلی امپریالیست‌های آمریکایی در جمهوری دموکراتیک کنگو همانند اسلاف فرانسوی و بلژیکی آنها، بهره‌برداری از معادن اورانیوم و معادن غنیِ کُلتان۱ در ایالت کاتانگا است که در جنوب‌شرقی کشور و در مرز آنگولا و زامبیا واقع شده‌است. 

معادن 

۸۰درصد جمعیت این کشور به قوم بانتو۲ تعلق دارند و نزدیک به ۲۰۰ جامعه قومی دیگر نیز در جمهوری دموکراتیک کنگو زندگی می‌کنند. بیشتر گروه‌های دیگر شامل اقوام کنگو، لوبا، لوندا و منگو هستند. استعمارگران بلژیکی تلاش می‌کردند کنگو را به یک واحد ملی با هویت یکسان تبدیل کنند، اما با مقاومت‌هایی روبرو بودند. در دهه 1920 جنبش مسیحی کیمبا نگوئیست۳ برای مقابله با اروپاییان در کینشازا شکل گرفت. یک دهه بعد قوم «باپندِ» در ایالت کویلو در جنوب‌غربی کنگو دست به اعتصاب زدند.

کاتانگا و به‌ویژه منطقۀ «شینکولوبو» در جنوب کشور ذخایر قابل توجهی از اورانیم دارد. این معدن که انگلستان در آن سرمایه‌گذاری کرده بود، در مالکیت ‌اتحادیه ‌معادن بلژیک بود. سنگ‌ معدن اورانیوم در بهترین معادن آمریکا و کانادا تنها دارای 3درصد اکسیدِ ‌اورانیوم است، اما میانگین این نسبت در سنگ‌ معدن شینکولوبو 65درصد است که در جهان نظیر ندارد. اورانیوم استخراج شده از این معدن در صنایع تسلیحاتی هسته‌ای مهم جهان به کار می‌رفت. سازمان‌های اطلاعاتی غربی نمی‌خواستند اتحاد شوروی به این معادن دسترسی داشته باشد.

آمریکا به منظور تامین اورانیوم برای پروژه مَنهَتَن (46-1942)، یک قرارداد محرمانه با اتحادیه ‌معادن ‌بلژیک به امضا رساند. فرماندهی مهندسی ارتش آمریکا که در آن زمان مدیریت پروژه منهتن را در اختیار داشت، برای کمک به استخراج و انتقال سنگ معدن اورانیوم از شینکولوبو به آمریکا وارد عمل شد. بمب هسته‌ای آمریکا که در سال 1945 بر روی هیروشیما و ناکازاکی پرتاب شد و صدها هزار غیرنظامی ژاپنی را کشت، با اورانیوم استخراج شده از معدن شینکولوبو ساخته شده بود. 

سازمان «سیا» در سال  ۱۹۵۱ در لئوپولدویل (کینشازای امروزی و پایتخت) قرارگاهی برپا کرد. در ایالت کویلو، و ایالت‌های دیگر، حزبی چپ‌گرا با نام «حزب همبستگی‌آفریقا» توسط آنتوان گیزِنگا بنیان نهاده شد. گیزنگا، که طرفدار استقلال کنگو بود، با «جنبش‌ ملی ‌کنگو» به رهبری لومومبا که در سال ۱۹۵۸ تأسیس شده بود متحد شد. موبوتو‌ سسه‌سکو نیز عضو «جنبش‌ ملی‌ کنگو» بود. او یک افسر بلندپایه ارتش و عامل سازمان «سیا» بود. [او که مسئول قتل لومومبا شناخته می‌شد، از سال 1965 تا 1997 رییس‌جمهور زئیر بود]. سازمان «سیا» در سال ۱۹۵۹ در گزارشی از نبود کنترل مقامات بلژیکی بر اوضاع ابراز نارضایتی می‌کند، زیرا موجب شده بود گروه‌های استقلال‌طلب قدرت‌ بیشتری بگیرند و رؤسای قبایل نیز خواهان اقتدار بیشتر در مناطق خود شوند. «سیا» در گزارش خود این وضعیت را «نبود رهبری مسئول آفریقایی» می‌نامد. واشنگتن‌پست در گزارشی می‌نویسد در سال ۱۹۵۹، و در جریان یک نشست در بلژیک، موبوتو سسه‌سکو به خدمت سازمان «سیا» درآمد. گزارش اما از ذکر جزئیات بیشتر خودداری کرده‌ است. 

 ژوزف کازاووبو که بعدها اولین رییس‌جمهور کنگو شد، رهبر حزب قومی آباکو  بود، حزبی که از سوی بلژیکی‌ها غیرقانونی اعلام شد. با حمایت «جنبش ملی کنگو» به رهبری پاتریس لومومبا بود که کازاووبو در سال 1960 رئیس‌جمهور شد، گیزنگا به معاونت نخست‌وزیری رسید و موبوتو [با اعطای درجه سرهنگی] به ریاست‌ ستاد‌ ارتش گمارده شد. پس از اعلام استقلال کنگو از سوی «جنبش ملی کنگو» در سی‌ام ژوئن ۱۹۶۰، «حزب‌ همبستگی آفریقا» دچار چند دستگی شد. در همین دوران است که ارتش ملی کنگو شکل می‌گیرد.

جلوگیری از ظهور کوبایی دیگر!

بنا به نوشته اداره تاریخ‌نگاریِ وزارت‌ امورخارجه ‌آمریکا، دولت آیزنهاور (1961-1953) «امید زیادی داشت که یک دولت مرکزی با ثبات و طرفدار غرب در کنگو سرِ کار بیاید. پس از استقلال و با بروز ناآرامی‌ها در کشور، این امیدها از بین رفت. در حالی‌که آمریکا از کوشش‌های سازمان ملل حمایت می‌کرد، برخی از اعضای دولت آیزنهاور نگران بودند که بحران کنگو شرایط را برای دخالت اتحاد شوروی در آن کشور فراهم کند».

موبوتو از حمایت دولت لومومبا سر باز زد و «کنفدراسیون ‌انجمن‌های ‌قومیِ کاتانگا» توسط موسی ‌چومبه تشکیل شد. موسی چومبه در ژوئیه 1960 با اعلام استقلال کاتانگا این منطقه را از کنگو جدا کرد. استعمارگران بلژیکی به این نتیجه رسیده بودند که اگر نمی‌توانند کنترل کنگو را کامل در اختیار داشته باشند، حداقل می‌توانند مهمترین مناطق را برای خود نگه دارند. در دوره ریاست جمهور جان اف کندی و پس از شکست مفتضحانۀ آمریکا در خلیج خوک‌ها در سال 1961، تاجری به نام جان‌مَک‌کُن به ریاست سازمان اطلاعات مرکزی گمارده شد. برخلاف نظرات سفیر آمریکا در کنگو، مَک‌کُن اصرار داشت تا عملیات پنهانی آمریکا در کنگو ادامه یابد و به ویژه روابط نزدیک‌تری با موسی چومبه برقرار شود. مک‌کُن به «دین راسک» وزیر امور خارجه آمریکا گفته بود «خوش‌‌باورها نباید سدّ راه ما شوند و واکنش کشورهای آفریقایی در سازمان ملل که به هر حال دوست ما نیستند، نیز نباید ما را از این کار باز دارد».

براساس قطعنامه 143 شورای امنیت سازمان ملل متحد، به دبیرکلی «داگ هامر‌شولد»، بلژیک می‌بایست نیروهای نظامی خود را از کنگو خارج می‌کرد و نیروهای‌ حافظ ‌صلح ‌سازمان ‌ملل جایگزین آنها می‌شدند. لومومبا به هامرشولد فشار می‌آورد که برای سرکوب شورش موسی چومبه از نیروی نظامی استفاده کند، اما هامرشولد این درخواست را نپذیرفت و در نتیجه لومومبا به عنوان نخست‌وزیر کنگو از اتحاد شوروی کمک نظامی درخواست کرد. در سال ۱۹۶۰ «لارنس ‌دِولین» رئیس قرارگاه سازمان «سیا» در لئوپولدویل، در پیامی به واشنگتن اعلام کرد که اینجا تلاش‌های کمونیستی برای تصرف دولت در جریان است. فارغ از اینکه لومومبا واقعاً یک کمونیست است یا فقط ادای کمونیست‌ها را درمی‌آورد، نیروهای ضدغرب با سرعت در حال قدرت‌گیری هستند. ما برای جلوگیری از ظهور کوبایی دیگر وقت زیادی نداریم.

در ماه مه، «سیا» اذعان کرد که «هیچ کمونیست شناخته شده‌ای در میان رهبران کنگو وجود ندارد»، ولی ما به برخی از آنان مشکوک هستیم که هوادار کمونیست‌ها باشند، «به علاوه کمک‌های بلوک شوروی به این کشور موجب خواهد شد که کنگو سیاست بی‌طرفی اتخاذ کند و به جنبش غیر‌متعهدها که در حال شکل‌گیری نهایی بود بپیوندد».

‏«سیا» خواهان کنگویی طرفدار آمریکا بود و یک کنگوی بی‌طرف نمی‌خواست. برخلاف داستان‌سرایی‌های آلن دالس رئیس سازمان «سیا» و دیدگاه‌های دِولین، رئیس قرارگاه «سیا» در لئوپولدویل که لومومبا را عامل شوروی می‌خواندند، در جلسه توجیهی شورای امنیت ملی در ژوئیه 1960 این‌گونه گفته شده بود که «لومومبا از تمامی کشورهای جهان درخواست کمک کرده‌است، بنابراین مایل نیست تمام پل‌های ارتباطی با غرب را پشت سرش خراب کند». در جلسه توجیهی دیگر شورای ‌امنیت‌ ملی، موضع بلژیک نسبت به جدایی کاتانگا دو پهلو ارزیابی شد، چرا که  می‌شد از موسی چومبه رهبر جدایی‌طلبان کاتانگا در جنگ نیابتی علیه لومومبا استفاده کرد. «بروکسل می‌خواهد از سرمایه‌گذاری‌های خود در کاتانگا حمایت کند و احتمالاً لومومبا را فیدل کاسترویی جوان و نوپا می‌بیند.»

 آلن دالس رئیس سازمان «سیا» و «برونسون توئیدی»، رئیس بخش آفریقایی این سازمان معتقد بودند «وجود لومومبا پیامدهای فاجعه‌باری برای اعتبار سازمان ملل و به‌طور کلی برای منافع دنیای آزاد خواهد داشت». آلن‌دالس به عوامل خود اجازه می‌دهد تا بدون رضایت سفیر آمریکا دست به عملیات بزنند. دالس می‌نویسد: «زمان تنگ است و برای رجوع به ما وقت ندارید، [می‌توانید به اختیار خود عمل کنید].» (این تلگرام که با امضا دالس مخابره شده بود، احتمالاً توسط توئیدی تنظیم شده بود.) 

قتل لومومبا: من خود آن را سازمان‌دهی کردم!

«سیا» نقشه‌ای برای مسموم کردن لومومبا کشیده بود تا او را با موادی که «سیدنی گوتلیب»، شیمیدان این سازمان، ساخته بود مسموم کند۴. علاوه بر آن، «سیا» در چارچوب عملیات پنهانی خود، سیاستمداران و شبه‌‌نظامیان مخالف لومومبا را به خدمت گرفته بود. ریچارد ‌بیسل، معاون «سیا» در امور طرح‌ها، و برونسون توئیدی در اواخر سال ۱۹۶۰ با ارسال پیامی پیشنهاد می‌کنند که «مخالفان لومومبا در نیروهای مسلح سازماندهی شوند و مورد پشتیبانی قرار گیرند». توئیدی بعدها نوشت «مشکل ما با شخص لومومبا نبود، نگرانی ما نفوذی بود که او از آن برخوردار بود و می‌توانست توازن قوا در قاره آفریقا را بهم بریزد».

آلن دالس رئیس «سیا» در یک جلسه شورای ‌امنیت‌ ملی در ژوئیه 1960 اظهار داشت «مطمئناً لومومبا توسط کمونیست‌ها خریداری شده‌است، به هرجهت گرایشات او فرض ما را تأیید می‌کند». کازاووبو نمی‌خواست در نقشۀ قتل لومبا، که ریچارد ‌بیسل طراحی کرده بود، مشارکت داشته باشد. «توماس پَرُس» نماینده «سیا»، نیز تلاش می‌کرد از طریق اتحادیه‌های کارگری به مجلس سنا فشار بیاورد تا به لومومبا رأی عدم اعتماد بدهند. رئیس قرارگاه «سیا» در 18 اوت ۱۹۶۰ با مخابره پیامی اعلام داشت «تشخیص عوامل تأثیرگذار بر سیر رخدادها و پیش‌بینی نتایج آن بسیار دشوار است. مبارزه برای قدرت ادامه دارد و به‌زودی شاهد رخدادهای سرنوشت‌سازی خواهیم بود». 

 «سِر هوارد ‌اسمیت»، کارمند وقت وزارت‌خارجه‌انگلیس، که بعدها رئیس ام‌آی‌۵ شد، سناریوهای متفاوتی برای برکناری لومومبا تنظیم کرده بود. «نخستین سناریو خیلی ساده‌است، او را بِکُشیم.» «دافنه ‌پارک»، معروف به ملکه جاسوسان و مامور ام‌آی۶ در واحد عملیات ‌ویژه، بین سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ رئیس قرارگاه ام‌آی۶ در لئوپولدویل بود. او روابط بسیار نزدیکی با جنگجویان کنگوئی به خصوص جدایی‌طلبان کاتانگا برقرار کرده بود. وقتی از او پرسیده شد که آیا ام‌آی‌۶ در قتل لومومبا دخالت داشته، پاسخ داد «سازماندهی قتل لومومبا با خودِ من بود.»

 نیروهای موبوتو در دسامبر ۱۹۶۰ لومومبا را که قصد داشت خود را به شهر استنلی‌ویل در شمال کشور برساند، دستگیر کردند. موبوتو لومومبا را تحویل نیروهای جدایی‌طلبِ کاتانگا داد. لومومبا در 17 ژانویه ۱۹۶۱ در سن ۳۴ سالگی به قتل رسید. برای جلوگیری از اینکه محل کشته شدن لومومبا به مکانی برای یادبود و بزرگداشت او تبدیل شود، بقایای پیکر او را با حل کردن در اسید از بین بردند.

«دیوید‌ روبارگ»، رئیس بخش تاریخ نگاری «سیا» می‌نویسد، «پس از قتل لومومبا با هدف ایجاد ثبات در کنگو و حمایت از کازاووبو، رئیس‌جمهور و «سیریل آدولا»، نخست‌وزیر و همچنین پشتیبانی از موسی چومبه رئیس‌جمهور منطقۀ جداشدۀ کاتانگا، «سیا» به عملیات پنهانی خود ادامه داد. موبوتو نیز در پشت صحنه به عنوان رابط عمل می‌کرد».

«سیا» به سربازان موبوتو پول پرداخت می‌کرد تا وفادار باقی بمانند. (این وفاداری ساختگی پس از پایان دوره حاکمیت طولانی موبوتو به سرعت از هم پاشید). گرچه جزئیات امر مشخص نیست، اما «سیا»، با پرداخت رشوه به سیاستمداران، از آنها می‌خواست تا با «بازی‌های پارلمانی» از دولت مرکزی حمایت کنند.

قتل هامرشولد، دبیر کل سازمان ملل متحد! 

 موبوتو خیلی زود نقاب دموکراسی‌خواهی از چهره برگرفت و با مشت آهنین قدرت را قبضه کرد. او کارگزاران دولت را از قوم خود به نام «نگبندی» برگزید. «آندره لوبایا» فرماندار پیشین ایالت کاسای که بعدها وزیر اقتصاد شد و نیز بنیانگذار «اتحادیه ‌دموکراتیک ‌آفریقا»، متهم به شرکت در توطئه کودتا شد و به دستور موبوتو اعدام گردید. بین سال‌های ۱۹۶۳ تا 1965 قیام طرفداران لومومبا در شمال کشور را سرکوب کرد و همچنین کازاووبو رئیس‌جمهور سابق را، تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۹، در بازداشت خانگی نگهداشت. در گزارش «سیا» درباره اواخر سال ۱۹۶۱ آمده‌است جنگ شبه‌داخلی کنگو را نمی‌توان بخشی «از یک نقشۀ حساب شده کمونیست‌ها» به‌حساب آورد، چرا که «دلایلی برای اثبات آن وجود ندارد.»

«سیا» همچنین یادآور شد، کشته شدن نیروهای سازمان ملل متحد توسط سربازان ارتش کنگو نشانۀ ضعف 20هزار نیروی‌های حافظ صلح سازمان ملل متحد است. بر همین اساس «سیا» هم‌سو با وزارت‌خارجه بلژیک خواهانِ دخالت «ناتو» در کنگو بود. هامرشولد دبیرکل سازمان ملل متحد ناخوشنودی خود از سرعت خروج بلژیک از کاتانگا را اظهار داشت. در اواخر سال ۱۹۶۱ «توماس جی‌. دود» مامور سابق اف‌بی‌آی و دلال سابق شرکت‌ها در گواتمالا علیه هامرشولد و تلاش‌های او برای صلح مطلب می‌نوشت. او به دروغ ادعا کرد که جناح‌های درگیر در دولت قادر به اداره امور خود هستند و شوروی با پشتیبانی از دخالت سازمان ملل متحد در کنگو دنبال بی‌ثبات کردن کشور است. 

 برخلاف آنچه تبلیغ می‌شد، عملیات هوایی «سیا» از سال ۱۹۶۲ به عنوان تاکتیکی برای قدرتمند نشان دادن موبوتو آغاز شد. آنها خیلی زود با ادعایِ پشتیبانی از نیروهای ‌حافظ صلح ‌سازمان ‌ملل ‌متحد عملیات هوایی خود را گسترش دادند تا در پوشش آن به سازماندهی مزدوران خارجی بپردازند. روبارج، تاریخ‌نگار «سیا»، می‌گوید «نیروی هوایی کنگو تنها با کمک‌های آمریکا» سر پاست». ۱۲۵ مزدور، از جمله 79 خلبان خارجی، تحت امر 6 مأمور «سیا» قرار داشتند. 

 سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، بلژیک، انگلیس و آفریقای جنوبی در طراحی نقشۀ عملیاتِ «سِلِست» برای کشتن هامرشولد مشارکت داشتند. سازمان اطلاعات آفریقای جنوبی زیر پوشش یک شرکت مزدور، «مؤسسه‌ تحقیقات ‌دریایی ‌آفریقای جنوبی» به اختصار سایمار، فعالیت می‌کرد. قبل از کشته شدن هامرشولد، ام‌آی۵ و واحد عملیات اجرایی ویژه‌انگلیس (که گروهبان دافنه پارک برای آن کار می‌کرد) با شرکت سایمار دیدار داشتند. در اسنادی، که مقامات مختلف سعی بر جعلی خواندن‌آنها داشتند، آمده است «سازمان ملل متحد دردسرساز شده‌ و هامرشولد باید حذف شود». دالس، رئیس «سیا»، «موافق است و قول داده تا مامورانش همکاری کامل بکنند». دالس در ادامه می‌نویسد «من می‌خواهم که حذف هامرشولد نسبت به حذف لومومبا با دقت و کارایی بیشتری انجام شود.»

بنا بر تدارکات سایمار هواپیمای دی‌سی6 حامل هامرشولد باید با شش پوند تی‌ان‌تی منفجر می‌شد، اما به دلیل منفجر نشدن بمب، طرح جایگزین به اجرا درآمد و با شلیک «جَن وَن ریسِگِم»، خلبان سابق نیروی هوایی سلطنتی انگلیس- بلژیک، معروف به «رِنجِرِ تنها»  هواپیمای هامر شولد سقوط کرد.

در آن زمان رودزیا بخشی از امپراتوری رو به افول انگلیس به شمار می‌رفت. «چارلز ساوتال»، افسر نیروی دریایی آمریکا، مکالمات رهگیری شده خلبان ریسِگِم را می‌شنود که می‌گوید هواپیمای هامرشولد می‌خواهد در فرودگاه روزدیا بنشیند: «من دارم می‌رم پایین یه هُلش بدم. بله، اون دی‌سی6 خطِ هوایی تِرَنس‌اِیره. من آن را زده‌ام. شعله‌های آتش دیده می‌شوند. داره سقوط می‌کنه! داره می‌خوره زمین!»

 تلگرام‌های محرمانۀ «ادموند گالیون» سفیر وقت آمریکا، که اکنون از بایگانی درآمده است. هری ترومن رئیس جمهور سابق آمریکا نیز بعدها در گفتگو با خبرنگاران گفت: «وقتی هامرشولد را کشتند، او در یک سفر کاری بود. توجه کنید، من گفتم «وقتی او را کشتند»». 

درعکس‌هایی که از جسد هامرشولد گرفته شده یک برگ ورق‌ِبازی آسِ‌ِپیک روی یقه لباس او دیده میشود که بسیار رمزآلودست. گفته میشود آسِ‌ِپیک نشانه‌ایست از دخالت «سیا» در قتل هامرشولد. 

حکومت وحشت 

پس از آنکه لومومبا و هامرشولد از سر راه برداشته شدند، «سیا» دست به تقویت ارتش موبوتو زد. حکومت‌جدائی‌طلب کاتانگا در سال ۱۹۶۳ سقوط کرد و [به کنگو بازپیوست]. ژاندارم‌های کاتانگا به آنگولا گریختند و «جبهه ‌آزادیبخش‌ ملی ‌کنگو‌« را تشکیل دادند که بیشتر اعضا آن از قوم لوندا بودند. «سیا» این گروه را تنها تهدید جدی علیه حکومت موبوتو می‌پنداشت. در سالهای ۱۹۶۳ و 1964 شورش‌هایی در مناطق کاسای، «کی‌وو» و «کوئیلو» رخ داد. شورشیان منطقۀ کوئیلو به رهبری «پی‌یرموله‌له» که مارکسیست بودند نتوانستند مردم محلی را با خود همراه کنند. موله‌له زیر شکنجه نیروهای موبوتو کشته شد. 

دِولین، رئیس قرارگاه «سیا»، با هدف آموزش نیروهای موبوتو برای سرکوب شورش‌ها، مزدوران انگلیسی از جمله سرهنگ «مد‌مایک» را به خدمت خود در آورد. موسی ‌چومبه رهبر جدائی‌طلبان کاتانگا غیابا به مرگ محکوم شد. چومبه که بعدها در اسپانیای تحت حاکمیت فرانکو اقامت گزیده بود، توسط یک مامور فرانسوی به نام «فرانسیس‌ بودنان» ربوده و به الجزایر منتقل شد. چومبه در سال 1969 در الجزایر درگذشت. 

حملات هوایی کنگو علیه چریک‌هایی که ادعا می‌شد توسط کوبا و چین آموزش دیده‌اند از سال 1964 با پشتیبانی «سیا» آغاز شد و تا سال ۱۹۶۶ ادامه داشت. این عملیات شاملِ کمک به نیروهای موبوتو برای سرکوب شبه‌نظامیان کاتانگا نیز می‌شد. «سیا» همچنین با نیروی‌ دریایی نُقلی خود در کنگو، علیه مخالفان موبوتو در دریاچه تانگانیکا در مرز شرقی و همچنین دریاچه آلبرت در شمال شرقی دست به عملیات می‌زد. 

 برآورد «سیا» در سال ۱۹۶۶ این بود که حضور کوبا در آفریقا قابل توجه نیست. حتی بزرگترین گروه کوبایی در کنگوی ‌برازاویل در آموزش، تأمین نیروی انسانی و تدارکات سهم کوچکی داشت. با این‌حال «سیا» نگران بود که احتمال تشکیل گروه‌های شورشی افزایش یابد. «کنفدراسیون ‌عمومی ‌کارگران ‌کنگو» که گرایشات کمونیستی داشت در همان سال توسط موبوتو ممنوع اعلام شد. موبوتو یک اتحادیه فرمایشی با نام «اتحادیه ‌ملی کارگران زئیر» برای حمایت از دولت خود ایجاد کرد. هرگونه اعتصاب، غیرقانونی اعلام شد و تبعیت از قانون کار الزامی نبود. به این ترتیب موبوتو روابط کار را نیز تحت کنترل خود در آورد. 

بین سال‌های 1957 تا 1972، نسبت پزشکان به جمعیت از یک پزشک برای ۲۰هزار نفر، که پایین ترین نسبت در قاره آفریقا بود، به یک پزشک برای ۳۰هزار نفر کاهش یافت. این نسبت در مناطق روستایی بدتر و یک به ۵۰هزار نفر می‌رسید. کاتانگایی‌ها دیگر از حمله مزدوران مستقر در آنگولا حمایت نمی‌کردند. «سیا» به قیام سیمبا۵ در حد یک گروه راهزن نگاه می‌کرد. اقدامات موبوتو تا سال ۱۹۷۰ دیگر کاملاً مورد تایید « سیا» قرار داشت. موبوتو امنیت و ثبات سیاسی را در کشورش برقرار کرده بود، ارتش بی‌نظم کنگو را به یک نیروی ضد شورش منضبط تبدیل کرده بود و گروه‌های شورشی را که زمانی تهدید بزرگی به شمار می‌رفتند، سرکوب کرده و آنها را به گروه‌های کوچک و پراکنده تبدیل کرده بود. همۀ این اقدامات مورد رضایت و پشتیبانی «سیا» بود. بعلاوه «سیا» معتقد بود که موبوتو با سیاست‌های خود فرصتی فراهم کرده تا رأی‌دهندگان بتوانند کاندیداهای مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند. در سال ۱۹۷۱ موبوتو نام کشور را به زئیر تغییر داد و کمتر از یک سال بعد کاتانگا نیز نامش به شابا (به معنی مِس) تغییر یافت. در اوائل سال 1973 «سیا» خیالش راحت بود که شابا با تمام منابع زیرزمینی ارزشمندش تحت حاکمیت بی چون و چرای موبوتو قرار دارد. 

در یک یادداشت بدون تاریخ، «سیا» معتقد است که «بدون شابا، زئیر ثروت آنچنانی نخواهد داشت». «جبهه ‌آزادیبخش‌ ملی ‌کنگو» که از بقایای ژاندارمری کاتانگا تشکیل شده و در آنگولا مستقر بود، هر از گاهی تلاش می‌کرد شابا (کاتانگای سابق) را بازپس گیرد. این جبهه در سال ۱۹۷۷ شهرهای بزرگ منطقۀ را تصرف کرد، اما از پشتیبانی مردم کاتانگا برخوردار نشد. آمریکا، فرانسه و بلژیک نیروهای نظامی خود را به این منطقه اعزام کردند. کمک آمریکا به نیروی ۱۲۰۰ نفره هوابرد بلژیک و حضور جنگجویان لژیونر فرانسوی، باعث شد که حملۀ دیگر این جبهه در سال ۱۹۷۸ نیز ناکام بماند. به تلافی کشته شدن یک مقام دولتی در این حمله که به گردن قوم مومبوندا (Mumbunda)، گذاشته شده بود، ۳۵۰ نفر از قوم مومبوندا در شهر «ایدیوفا» قتل‌عام شدند و ۱۲ مسیحی کیمبانگوئیست به دار آویخته شدند. بر اساس گزارش «سازمان‌اطلاعات‌ارتش» (DIA)، در اواخر سال 1979صدها دانشجو و معدن‌کار نیز در منطقۀ غنی از الماس کاسای قتل عام شدند. در سال 1980، به علت تشکیل دادن یک حزب مخالف در غرب کشور، ۶۰ نفر دستگیر شدند. در همان سال موبوتو تعدادی از نمایندگان سابق مجلس را به اتهام کوشش برای تشکیل حاکمیت جدید در کاتانگا دستگیر و تبعید کرد. «باب‌کیتینگ»، دیپلمات آمریکایی و رئیس کمیته‌ای که به ابتکار موبوتو برای توسعه صنعتی زئیر تشکیل شده بود و بعدها مدیر اجرائی بانک‌جهانی شد، خطاب به «استنسفیلد‌ ترنر» رئیس «سیا» می‌نویسد «سیاست آمریکا، کمک به ثبات وضعیت سیاسی و اقتصادی است، با همین هدف مبالغ هنگفتی طی سه سال آینده در چارچوب برنامه کمک‌های اضطراری خارجی هزینه خواهد شد». 

 در تحلیلی در سال ۱۹۷۹ می‌خوانیم «ارتش زئیر بیش از آنکه نیرویی برای مقابله با تهدیدات خارجی باشد، در مقابل مردم خود قرار دارد. در زئیر یک رژیم نظامی، با نقاب غیرنظامی، حاکم است»، بعلاوه جانشین مشخص و مناسبی برای موبوتو وجود ندارد. خشک‌سالی در منطقۀ «باس» زئیر، کمبود جدی مواد غذایی را در پی داشته ‌است. اپوزیسیون داخلی «وجود خارجی» ندارد و مخالفان حکومت در اروپا «پراکنده و ضعیف» هستند. «سیا» نگران «شورش‌های‌ خودجوش» در کینشازا و شابا بود. «بدون ادامه کمک‌های اقتصادی و نظامی خارجی، حکومت موبوتو با سرعت بیشتری رو به سقوط خواهد رفت». کمک‌های نظامی همچنان به زئیر سرازیر است.

دهه 1980، سال‌های تقدیر‌گرایی! 

 «سیا» در دهه ۱۹۸۰، زئیر را مرکز آموزش نظامی بین‌المللی می‌نامید. نیروهای بلژیکی بیشتر روی آموزش کماندو‌ها در کینشازا، «کوتاکولی» و شابا متمرکز بودند. مشاوران چینی اسلحه‌های سبک و آموزش ارائه می‌دادند. نظامیان مصری ارتشیان را آموزش می‌دادند و آنها را مسلح می‌کردند. چتربازان فرانسوی واحدهای زرهی ونیروی‌هوایی را تجهیز می‌کردند. اسرائیل به تیپ نیروهای‌ویژه ریاست‌جمهوری کمک می‌کرد. آلمان‌غربی هم تجهیزات ارتباطی و سرباز صادر می‌کرد. 

آمریکا برای تامین مالی خودروهای‌ ارتش، ناوگان‌هوایی، برخی شناورهای نیروی‌دریایی و بسیاری از تجهیزات ارتباطی، میلیون‌ها‌ دلار هزینه می‌کرد. این پرداخت‌ها زیر پوشش برنامۀ‌ بین‌المللی ‌آموزش‌ نظامی انجام می‌گرفت. بنا به گزارش «سیا» در ژوئن 1980، «منافع راهبردی آمریکا و سایر قدرت‌های صنعتی در زئیر به دلیل اتکا و نیاز این کشورها به کوبالت وارداتی از زئیر و نقشی است که این کشور در تامین این فلز حیاتی دارد».

 ۶۰ درصد درآمد ارزی زئیر تنها از منطقۀ شابا به دست می‌آمد. در سال 1982، «سیا» در گزارشی می‌نویسد: «امروزه اوضاع از هر زمان دیگری پس از استقلال این کشور بدتر است». کنگو با بار سنگین بدهی‌های خارجی، رکودِ ‌تورمی و بیکاری روبروست. حتی اگر کودتایی علیه موبوتو رخ دهد، «به احتمال زیاد این کشور همچنان متحد غرب و متکی به کمک‌های آن باقی خواهد ماند، ضمن اینکه غرب بازار خوبی برای صادرات مواد معدنی زئیر خواهد بود».

 در اوایل دهه 1980، به دلیل کاهش ارزش پول و منفی بودن تراز بازرگانی، موبوتو سیاست ریاضت اقتصادی در پیش گرفت. ارزیابی «سیا» این بود که «کارگران معادن، دانشجویان و کارمندان دولت ممکن است در آینده دست به تظاهرات بزنند، اما موبوتو همچنان کنترل اوضاع را در دست خواهد داشت. به نظر می‌رسد اکثریت مردم، با باور به تقدیرگرایایی و قضا ‌و ‌قدر، فعلاً شرایط دشوار موجود را تحمل می‌کنند. اما باور به تقدیر‌گرایی همیشگی نخواهد بود». «سیا» در گزارش دیگری در اواسط دهه 1980 می‌گوید «کاهش بودجۀ آموزش و پرورش موجب اعتصابات دانشجویی در تعدادی از دانشگاه‌ها شد و موبوتو برای مقابله با آن چندین دانشگاه‌ را تعطیل و تعدادی از استادان و دانشجویان را بازداشت کرد». این شرایط «می‌تواند باعث بروز ناآرامی در میان گروه‌های دیگر اجتماعی شود». در ادامۀ این گزارش اضافه شده که موبوتو «با طرح آمریکا برای فروش کوبالت از محل ذخایر راهبردی زئیر» مخالف است، «چرا که ادعا می‌کند این اقدام آمریکا قیمت‌ جهانی کوبالت را کاهش خواهد داد». 

جمع‌بندی، جنگ‌های کنگو

اسناد «سیا» درارتباط با کنگو که در دسترس عموم قراردارد تا دهه ۱۹۸۰ را بیشتر پوشش نمی‌دهند. در اوایل دهۀ 1990، تنش‌های داخلی و خارجی، از جمله فعال شدن مردم در عرصه سیاسی و همچنین درگیری‌های مرزی، رژیم موبوتو را در آستانه سقوط قرار داد. زمانی که دیکتاتور موبوتو برای درمان پزشکی در خارج از کشور به سر می‌برد، «لورن‌کابیلا»، یکی از رقبای قدیمی و از رهبران چریکی منطقۀ کاتانگا و شرق کنگو دست به عملیاتی زد که به اولین جنگ‌های کنگو ( 1997-1996 و 2003-1998) معروف شده‌اند. در سال ۱۹۹۷ موبوتو برکنار شد و کابیلا به ریاست جمهوری رسید و مردم از دوران سخت دیکتاتوری به دوران درد و رنج نسل‌کشی در کشور وارد شده‌اند، اما شرکت‌های غربی همچنان از تجارت کُلتان سودهای کلان می‌برند، سودهایی که حضور 60 ساله «سیا» در کنگو برایشان تضمین کرده‌است.

* تی جی کولز ( T.J. Coles) مدیر موسسه پژوهشی پلیموث برای صلح و نویسنده چندین کتاب از جمله «صدای صلح» با نوآم چامسکی و دیگران، «آتش و خشم» و «محاصرۀ چین و خطر جنگ هسته‌ای در آسیا».

توضیحات مترجم

1. کُلتان مخفف کلمبیت – تانتالیت و در صنعت به عنوان تانتالیت شناخته می‌شود. یک سنگ معدن فلزی سیاه مات است که عناصر نیوبیم و تانتالوم از آن استخراج می‌شود. از آن در تولید خازن‌های تانتالیم، تلفن‌های همراه، رایانه‌های شخصی، وسایل الکترونیکی و دوربین‌ها استفاده می‌شود. درگیری‌ها در جمهوری دموکراتیک‌کنگو عمدتاً بر سر بهره‌برداری ازمعادن کُلتان است.

2. بانتو نام یک قوم و خانواده زبانی در آفریقا است که بیش از ۴۰۰ گروه قومی را از کامرون تا آفریقای‌جنوبی در برمی‌گیرد.

3. کیمبانگوئیست به پیروان سیمون کیمبانگو (1951-1887) اهل کنگو گفته می‌شود که رهبر و بنیان‌گذار یک جنبش مذهبی جدید در آیین مسیحیت بود.

4. سیدنی گوتلیب در سال 1951 به «سیا» پیوست. او شیمیدانی بود که لقب جادوگر تاریک را داشت زیرا متخصص ساخت سم‌های مختلف بود. او کسی بود که مواد شیمیایی لازم برای کنترل ذهن ساخت. در آوریل ۱۹۵۳ گوتلیب رئیس پروژه‌ای شد که به افراد، بدون اطلاع خودشان، داروهای روان‌گردان مانند ال‌اس‌دی بیش از اندازه می‌داد تا ذهن فرد را به کنترل درآورد، تا مرحله‌ای که او به هر چیزی اعتراف کند. از داروهای ساخت گوتلیب بود که «سیا» چندین بار تلاش کرد فیدل کاسترو رهبر کوبا را مسموم کند.

5. قیام سیمبا (Simbaبه‌رهبری «شورای ‌ملی ‌آزادی ‌بخش کنگو‌» و از سوی طرفداران تندرو پاتریس لومومبا قهرمان استقلال آن کشور، بین سال‌های 1963 و 1965 در شرق کنگو ادامه داشت و با قیام دیگری به رهبری مو‌له‌له در منطقۀ‌کوئیلو هم‌زمان بود. سیمبا در ابتدا موفق شد بخش وسیعی از شرق کنگو را به تصرف درآورد و در استانلی ویل، شهر زادگاه لومومبا، «جمهوری خلق» اعلام کند. سیمبا که از ضعف تشکیلاتی و عدم انسجام و همچنین اختلافات درونی رنج می‌برد، در سال 1964 با چندین پاتک دولت مرکزی و مزدوران خارجی، با پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی، روبرو شد و شکست بزرگی خورد. تا سال 1997، که لوران کابیلا به ریاست جمهوری رسید، بقایای سیمبا بطور پراکنده دست به اقدامات چریکی می‌زدند. لوران کابیلا از رهبران سابق سیمبا بود و تا سال‌ها عملیات پراکنده چریکی را هدایت می‌کرد. او از سال 1997 تا 2001 رئیس جمهورکنگوی دموکراتیک بود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: