پرش به محتوا

وقتی «قلدر محله» ردای منجی به دوش می‌اندازد!

آمریکای لاتین در گرداب مداخلات ایالات متحده/ وقتی «قلدر محله» ردای منجی به دوش می‌اندازد!


حاکمان رژیم آمریکا ادعا می‌کنند قصد دارند کشورهای آمریکای لاتین را در راه مبارزه با فساد کمک کنند تا از این طریق، «علل ریشه‌ای» مهاجرت از کشورهای این منطقه به سوی ایالات متحده را از میان ببرند و نیز اعلام کرده‌اند می‌خواهند به مردم کوبا در راه رسیدن به آزادی کمک کنند اما سوابق داخلی و خارجی این کشور حکایت از این دارد که آنها صلاحیت تدریس دموکراسی، مبارزه با فقر، از بین بردن فساد و یا هر موضوعی که به نحوی از انحا مرتبط با حقوق بشر باشد را ندارند و گفتمان اخیر در مورد کشورهای آمریکای لاتین را تنها با قصد ارائه تصویری از خود به عنوان «قلدر بامرام محله» دارند که ردای منجی ملت‌های منطقه را بر دوش انداخته است!

ایالات متحده با مهندسی و ایفای نقش اساسی در ایجاد مشکلاتی نظیر گرسنگی و کمبود دارو و همچنین بزرگنمایی یا تحریف مشکلات موجود، کلافی سردرگم از ترکیب آنها با مشکلات واقعی در جامعه هدف پدید می‌آورد تا در این آب گل‌آلود، مداخله و سلطه خود در آن کشورها را به عنوان «کمکی» که هیچ‌کس نتواند به طور منطقی با آن مخالفت کند، در ظاهر دو دستی پیشکش ملت‌های آمریکای لاتین کند. این گفتمان اعطای کمک، درک بسیاری از افراد از دستورکار واقعی ایالات متحده و منافع پنهان سیاسی آن کشور در لفافه این کمک‌ها را دشوار می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌کند که امپراتوری رسانه‌های استکبار به راحتی بتواند بر تمایل آمریکا برای بهره‌برداری هر چه بیشتر از آمریکای لاتین سرپوش گذارد.

وقتی صحبت از کمک‌های آمریکا به کشورهای آمریکای لاتین در میان است؛ حمایت مالی از گروه‌های مخالف دولت (بخوانید گروه‌های طرفدار آمریکا) به‌ویژه از طریق USAID (سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده) به عنوان «کمک» مطرح می‌شود، به قدرت رساندن یک رهبر طرفدار آمریکا به منزله سرنگونی یک دیکتاتور بی‌رحم تفسیر می‌شود و ساختن شهرهایی که شرکت‌های آمریکایی و کارخانه‌های تولیدی آن کشور بتوانند هر کاری که بخواهند را در آنجا انجام دهند (به عنوان مثال منطقه اشتغال و توسعه اقتصادی ZEDES در هندوراس یا شهرک‌های صنعتی در مکزیک) و تحمیل سیاست‌های خصوصی‌سازی به کشورهای فقیر؛ «آزادی»، «دموکراسی»، «سرمایه‌گذاری» یا «حمایت‌های اقتصادی» نامیده می‌شوند.همراهی بایدن با معترضان خیابانی!

در حالی که محاصره اقتصادی کوبا توسط آمریکا در طی ۶ دهه گذشته بیش از ۱۴۴ میلیارد دلار خسارت به اقتصاد کوبا زده است، چندی پیش بایدن با معترضان خیابانی در کوبا همراه و خواستار «رهایی از چنگال دردناک بیماری کرونا و رفع مشکلات اقتصادی» برای آنها شد. این محاصره اقتصادی باعث کمبود شدید در کوبا، بحران نفت و ایجاد مشکلات عدیده بر سر راه تولید واکسن کافی برای شهروندان این کشور شده است.

دنیل مونترو روزنامه‌نگار مستقلی که در هاوانا فعالیت می‌کند و در جریان اعتراضات دستگیر شده بود، در مصاحبه با تلویزیون «دموکراسی اکنون» (Democracy Now) خاطرنشان کرد که رسانه‌ها از این واقعیت غافل شده‌اند که بیشتر افراد دستگیر شده در همان روز دستگیری، آزاد شده‌اند و خشونت نه فقط از سوی پلیس بلکه از طرف معترضان نیز صورت گرفته است. وی تحریم‌های آمریکا را دلیل اصلی مشکلات اقتصادی کوبا دانست و درخواست کوبایی-آمریکایی‌های ساکن فلوریدای ایالات متحده مبنی بر مداخله نظامی این کشور در کوبا را «یکی از استعمارگرانه‌ترین رفتارهایی که در طول عمرم دیده‌ام» توصیف کرد.

بایدن در موضعی ریاکارانه و علی‌رغم قتل‌ها و سرکوب‌هایی که در کشور خودش توسط نیروهای انتظامی آمریکا رخ می‌دهد، از دولت کوبا خواست تا «از خشونت پرهیز کند!» جن ساکی نیز در راستای نقش دروغینی که منجی ملت‌های منطقه برای خود قائل است، عنوان کرده که «ما در حال ارزیابی این موضوع هستیم که چگونه می‌توانیم برای مردم کوبا مفید باشیم!» و این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که کوچک‌ترین اقدامی در راستای لغو تحریم‌ها بر علیه این کشور انجام نمی‌دهند.

در حالی که محاصره اقتصادی کوبا توسط آمریکا در طی ۶ دهه گذشته بیش از ۱۴۴ میلیارد دلار خسارت به اقتصاد کوبا زده است، چندی پیش بایدن با معترضان خیابانی در کوبا همراه و خواستار «رهایی از چنگال دردناک بیماری کرونا و رفع مشکلات اقتصادی» برای آنها شد

کامالا هریس معاون رئیس جمهور آمریکا هم به نوبه خود با رویکردی دوگانه به موضوعات مهاجران و کمک‌های کشورش به آمریکای لاتین پرداخته است. او درحالی با اقدامات نمایشی خود از کمک‌های آمریکا دم می‌زند و این کمک‌ها را موجب برچیدن فساد و «دلایل اصلی» مهاجرت عنوان می‌کند که با گذشت هفت ماه از شروع سال میلادی، کشورهای این منطقه عملاً هیچ کمکی از جانب آمریکا دریافت نکرده‌اند‍ اما ضعیف عمل کردن آمریکا در موضوع «کمک‌ها» دلیلی برای عملکرد ضعیف این کشور در رابطه با موضوع «مهاجران» نیست و بلکه ایالات متحده در موضوع مهاجران بسیار قاطعانه عمل کرده است! او به مهاجرانی که برای حفظ جان خود به سوی مرزهای آمریکا فرار کرده‌اند تأکید می‌کند به آمریکا نیایند و این کشور همچنان مرزهای خود را بر روی آنها بسته نگه داشته که این کار مصداق بارز نقض حقوق بشر و قوانینی است که خود آمریکا درباره مسئله پناهجویی وضع کرده است.

«منافع امنیت ملی»، کلیدواژه آمریکا برای آغاز جنگ و مداخله در کشورها

کاخ سفید در ماه ژوئن برنامه «مبارزه با فساد» در آمریکای لاتین را اعلام و از آن به عنوان منافع امنیت ملی ایالات متحده یاد کرد. به‌طورکلی، «منافع امنیت ملی» کلیدواژه‌ای برای آغاز جنگ، مداخله و حمله به کشورهایی است که در راستای منافع آمریکا قرار ندارند. در ادامه، وزارت امور خارجه ایالات متحده در عملیات ضد فساد موسوم به «کارواش» در برزیل مشارکت داشت که منجر به دستگیری رئیس جمهور لوئیز ایناسیو لولا شد؛ رئیس جمهوری که سیاست‌های حمایتی برای فقرزدایی از جامعه برزیل را در دستور کار قرار داده بود. یکی از دادستان‌هایی که در زندانی کردن لولا نقش داشت از این ماجرا با عنوان «هدیه‌ای از طرف سازمان سیا» یاد کرد و لزلی بکشی رابط اصلی وقت سازمان FBI افتخار می‌کرد که موجب سرنگونی رؤسای جمهور در برزیل می‌شود.

اما در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی که در ماه می برگزار شد، هریس از مقصود واقعی آمریکا از مبارزه با فساد در آمریکای مرکزی پرده برداشت: «ما معتقدیم که فساد در مثلث شمالی (مثلث شمالی آمریکای مرکزی اصطلاحی است که در ایالات متحده به‌طور جمعی به سه کشور آمریکای مرکزی گواتمالا ، هندوراس و السالوادور اطلاق می‌شود.)، مانعی جدی در راه ایجاد شرایط مساعد برای سرمایه‌گذاری است.» حتی بیانیه کاخ نیز اذعان دارد که اقدامات ضد فساد در رابطه با تأمین «‌یک امتیاز اساسی برای ایالات متحده» است.


دولت آمریکا به تازگی لیستی از شخصیت‌های قدرتمند آمریکای مرکزی که به دلیل فساد از دریافت ویزای آمریکا محروم هستند را منتشر کرد. در این لیست افرادی چون خوزه لبو (رئیس جمهور سابق هندوراس) که آمریکا با حمایت از کودتای ۲۰۰۹، به او در رسیدن به قدرت کمک کرده بود و یک مشاور فعلی رئیس جمهور السالوادور قرار دارند اما خوان هرناندز رئیس جمهوری کنونی هندوراس، جنایتکاری که جرایمش در دادگاه‌های ایالات متحده به اثبات رسیده در این لیست جایی ندارد. این موضوع شاهد این مدعاست که منافع سیاسی زیربنای انتخاب چهره‌های این لیست و لیست‌های مشابه است.

ایالات متحده همچنین می‌خواهد حمایت مالی و پشتیبانی در تأمین منابع و «کمک‌های سیاسی» برای چهره‌های اثرگذار در کشورهایی که از خود «تمایل به کاهش فساد را بروز دهند» (عبارتی مبهم با پتانسیل تعابیر بسیار) و «مشارکت با بخش خصوصی» را افزایش دهد. یک گروه ویژه ضد فساد، «آموزش» را برای مقامات آمریکای لاتین مهیا می‌کنند و کارشناسان اجرای قانون ایالات متحده برای «ارائه مشاوره» در آن کشورها مستقر می‌شوند؛ این در حالی است که ایالات متحده کارنامه‌ای سیاه در آموزش رهبران کودتا، فرماندهان سرکوبگر ارتش و سرکردگان ضد انقلاب در همه کشورهایی که به زعم آمریکا برخلاف منافع این کشور گام برداشته‌اند را یدک می‌کشد.

به‌طورکلی، «منافع امنیت ملی» کلیدواژه‌ای برای آغاز جنگ، مداخله و حمله به کشورهایی است که در راستای منافع آمریکا قرار ندارند

برای بیش از یک قرن، ایالات متحده پیوسته رابطه‌ای سوءاستفاده‌گرانه با آمریکای لاتین برقرار کرده است؛ از نیروی کار ارزان آنها بهره‌مند شده، سرزمین این کشورها را در جست‌وجوی انواع مواد معدنی شخم زده، منابع آنها را غارت کرده است و با روشی تحکم‌آمیز، به بهانه فراهم آوردن پیش‌نیازهای «آزادی»، آنها را به تبعیت از سیاست‌هایی واداشته که این سیاست‌ها را تنها بر اساس سود تجاری خودش شکل داده است.

وقتی این کشورها از آمریکا تبعیت نمی‌کنند، بر هویت ملی خود اتکا می‌کنند، برای رسیدن به عزت تلاش می‌کنند و در راستای مبارزه با فقر، نیروی کار ارزان خود را در اختیار ایالات متحده نمی‌گذارند، آمریکا واکنش نشان می‌دهد. این کشور از نیروهای ضد انقلاب در نیکاراگوا با پول و آموزش نفرات‌شان حمایت می‌کند، سازمان سیا برای سرنگونی جاکوبو آربنز رئیس جمهور گواتمالا کودتا به راه انداخت و انقلاب را در آنجا پایان داد، طرف نظامیانی را گرفت که اخیراً در بولیوی کودتا کردند، بارها از جنبش‌های ضد دموکراتیک برای برکناری چاوز از قدرت حمایت کرد و پیوسته سعی کرده رئیس جمهور کوبا را بکشد یا برکنار کند.

استاندارد دوگانه واشنگتن درباره حق تعیین سرنوشت ملت‌ها

حکومت آمریکا به‌طور سیستماتیک از دولت‌های سرکوبگر حمایت می‌کند زیرا آنها کسانی هستند که از منافع تجاری این کشور محافظت می‌کنند. آمریکا با وجود شعارهای خود مبنی بر از بین بردن «علل اصلی مهاجرت» از آمریکای لاتین به ایالات متحده، پیوسته و با خشونت با جنبش‌ها و دولت‌هایی در این منطقه مقابله می‌کند که اتفاقاً در کنار فقرا هستند و در تلاش هستند تا با کاهش نابرابری، از مهاجرت اجباری مردم خود جلوگیری کنند.

برای بیش از یک قرن، ایالات متحده پیوسته رابطه‌ای سوءاستفاده‌گرانه با آمریکای لاتین برقرار کرده است

آمریکا و رسانه‌های جریان اصلی در این کشور دارای دو مجموعه استاندارد هستند: یکی برای کشورهای انقلابی یا به زعم آنها شورشی و دیگری برای کشورهای طرفدار آمریکا. به همین دلیل است که ایالات متحده و رسانه‌هایش در مورد دستگیری‌ها در کوبا صحبت می‌کنند اما در مورد ناپدید شدن فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران در مکزیک مهر سکوت بر لب می‌گذارند و به همین دلیل است که وزارت امور خارجه ایالات متحده اخیراً به جای انتقاد از سرکوب وحشیانه تظاهرات مخالفان در کلمبیا، در مورد «خشونت و خرابکاری» معترضان در این کشور سخن‌پراکنی می‌کند. بایدن به صراحت و علناً از «طرح کلمبیا» (که به تازگی نامش را به «طرح صلح کلمبیا» تغییر داده‌اند) حمایت کرده است؛ طرحی که این کشور را به یکی از بزرگترین خریداران تجهیزات نظامی ایالات متحده تبدیل کرده است. همین استاندارد دوگانه است که سبب می‌شود آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا در مورد حق مردم کوبا برای «تعیین سرنوشت و آینده خود» صحبت کند اما هرگز این سخنان را در مورد بسیاری از ملت‌ها که حکومت‌های خودکامه و مستبد آنها روابط حسنه‌ای با ایالات متحده دارند، بر زبان نخواهد آورد و «تعیین حق سرنوشت» ‌را برای آن ملت‌ها درخواست نخواهد کرد.

نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا

آنچه که اکنون در مورد نگرش آمریکا نسبت به کوبا شاهد هستیم، چیز جدیدی نیست. ما شاهد استفاده از تاکتیک‌های بسیار مشابهی در ونزوئلا بودم. در این کشور پلاکاردها و هشتگ‌های «SOSVenezuela#» بولد شده بود، سپس وقتی که به اکوادور می‌رویم شاهد استفاده از «SOSEcuador#» علیه رافائل کورِآ رئیس جمهور این کشور هستیم و اکنون «SOSCuba#» استفاده می‌شود.

این تاکتیک همچنین شامل نسخه‌هایی از موارد زیر است: ایجاد یا تشدید کمبود غذا و دارو از طریق تحریم و احتکار، ایجاد کمپین رسانه‌ای که دولت را به عنوان یک رژیم دیکتاتور معرفی می‌کند، راه‌اندازی تظاهراتی که اکثراً مردم سفیدپوست و از طبقات بالای اجتماعی در آنها شرکت دارند، پوشش اغراق‌آمیز رسانه‌های رسمی و اجتماعی از راهپیمایی‌های مخالف دولت با تصاویر گزینشی یا حتی تصاویری از کشورهای دیگر (یا در تازه‌ترین آنها در مورد کوبا، استفاده از تصاویر تجمعات طرفدار دولت به عنوان تصاویر تجمعات مخالفان) و در کل تحریم رسانه‌ای هرگونه تظاهرات طرفدار دولت. در این هجمه همه‌جانبه تنها بر «آزادی» تمرکز می‌شود؛ به سایر علل زمینه‌ای پرداخته نمی‌شود، به علل تاریخی مشکلات یا راه‌حل آنها اهمیتی داده نمی‌شود و همه ناکاستی‌ها را بر گردن دولتی می‌اندازند که آمریکا به دنبال تغییر آن است.

کمپین رسانه‌های اجتماعی SOSCuba# فقط یک هفته قبل از راهپیمایی‌ها آغاز شد. اولین توییت‌ها از یک حساب در اسپانیا (با بیش از هزار توییت در چند روز و بازتوییت‌های خودکار) به دست آمد که سپس توسط حساب‌هایی که به تازگی ایجاد شده بودند و ربات‌های دیگر پشتیبانی شدند. این توییت‌ها با افزایش آمار شیوع و تلفات کووید-۱۹ در کوبا هم‌زمان شد، اگرچه این آمار (حدود ۴۰ مرگ در روز) حتی از میزان مرگ و میر فعلی ایالات متحده نیز بسیار کمتر است.

هیچ نوع کمک و همراهی از طرف ایالات متحده به کشورهای دیگر پیشکش نمی‌شود مگر اینکه شرایط و انگیزه‌های مخفی به همراه خود داشته باشد؛ مهم نیست که این شرایط و انگیزه‌های مخفی چقدر پیچیده و استادانه نهفته شده باشد اما «قلدر» در واقع به کسی کمک نمی‌کند!

خبرگزاری آنا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: