پرش به محتوا

نگرانی آمریکا از روابط صلح آمیز چین و روسیه با طالبان

روزنامه فرا منطقه‌ای رأی الیوم با اشاره به نگرانی آمریکا از برقراری روابط عادی بین گروه طالبان و چین و تبدیل شدن افغانستان به پایگاهی برای پکن، افزود آمریکا برای گرفتن انتقام شکست خود در این کشور تلاش می‌کند و شاید از سناریوی به کارگیری نیرو‌های اسلام گرای افراطی برای حمله علیه طالبان و چین استفاده کند.

اين روزنامه در سرمقاله خود نوشت: این روز‌ها دو موضوع اصلی بیش از هر چیزی دولت جو بایدن رئیس جمهور آمریکا را نگران می‌کند: نخست اینکه به محض عقب نشینی نیرو‌های آمریکایی، گروه طالبان امارات اسلامی خود را اعلام کند و حکومت را به تنهایی در دست بگیرد. دوم اینکه گروه طالبان روابط قدرتمندانه‌ای با چین همسایه شرقی خود برقرار کند و افغانستان به پایگاهی برای پکن تبدیل شود. یعنی چین روی آوار‌های شکست آمریکا در مرکز آسیا پایگاهی برای خود داشته باشد.

با سفر هیئتی شامل نُه تن با ریاست ملا برادر مذاکره کننده و نایب رئیس گروه طالبان به پکن و دیدار آن‌ها با وانگ یی وزیر خارجه چین و شماری از دیگر مسئولان امنیتی و سیاستمداران دولت چین، این نگرانی آمریکا به اوج خود رسید.

افغانستان به سبب موقعیت راهبردی اش، «مرکز آسیا» محسوب می‌شود. به طوری که با شش کشور پاکستان، چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران مرز‌های زمینی دارد و قبیله پشتون وابسته به گروه طالبان حدود ۴۵ درصد از همه ساکنان این کشور را تشکیل می‌دهد.

دولت کنونی آمریکا که چین نخستین دشمن آن محسوب می‌شود، در گذشته و حال به دنبال این بوده است که افغانستان به پایگاهی برای جنبش اسلامی ترکمنستان از نژاد اسلامی ترکی الاصل اویغور‌ها تبدیل شود تا نیرو‌های آن از افغانستان به سمت چین حمله کنند. به عبارتی دیگر دولت آمریکا می‌خواهد سناریوی «مجاهدین» را تکرار کند. کاری که آمریکا ۴۰ سال پیش، با به کارگیری صد‌ها هزار تن از نیرو‌های اسلام گرا برای خارج کردن نیرو‌های شوروی از افغانستان انجام داد و انتقام شکست خود در ویتنام را گرفت. اما موضوعی که دولت آمریکا به آن توجه نمی‌کند، این است که افغانستان تغییر کرده است.

گواه این موضوع پیام توئیتری محمد نعیم سخنگوی گروه طالبان است که اعلام کرد هیئت گروه طالبان که به چین سفر کرده است، تمایل داشت در گفتگو با مسئولان چینی بر این موضوع تاکید کند که به هیچ طرفی (آمریکا و هند) اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان برای حمله به چین استفاده کند.

از سوی دیگر، چینی‌ها به ایجاد روابط دوستانه با دولت آینده افغانستان، ایفای نقشی مهم در عملیات بازسازی، وارد کردن میلیارد‌ها دلار برای سرمایه گذاری و تقویت اقتصاد افغانستان متعهد شدند. پیام اقدام آن‌ها واضح و روشن است: آمریکایی‌ها ویرانگری و ما بازسازی می‌کنیم.

تعامل گروه طالبان با چین و روسیه (هیئت این جنبش چند هفته قبل به مسکو نیز سفر کرد) به رغم تفاوت‌های ایدئولوژیک، یک اتفاق غافلگیرکننده نیست. پاکستان پدر معنوی گروه طالبان و بنیان گذار واقعی آن، مهم‌ترین متحد راهبردی چین در شرق آسیا محسوب می‌شود. طبیعی است که گروه طالبان در محور متحدان آن، به ویژه چین بایستد. شاید ذکر این موضوع مفید باشد که بر اساس اتهام‌های آمریکا، مسکو برای گروه طالبان تسلیحات ارسال و برای هر کس که یک آمریکایی را در افغانستان بکشد، جایزه تعیین کرد.

گروه طالبان اکنون بر بیشتر گذرگاه‌های زمینی با کشور‌های همسایه به ویژه گذرگاه چین سیطره دارد. افزون بر آن، ۹۰ درصد از خاک افغانستان تحت تسلط این گروه است و طالبان در انتظار عقب نشینی آخرین سرباز آمریکایی برای اعلام امارت خود است.

این گروه آمریکا را شکست داد و با بیش از ۳۵۰۰ کشته از نیرو‌های آمریکایی، هزینه بیش از دو تریلیون دلاری روی دست واشنگتن گذاشت. به همین سبب، واشنگتن با ایجاد فرماندهی عملیات نظامی در دوحه، آمادگی خود برای گرفتن انتقام این شکست را آغاز کرد که شاید یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های آن، به کارگیری «مجاهدان» جدید و تجهیز تسلیحاتی آن‌ها علیه جنبش طالبان و چین باشد؛ آن هم در حالی که شرایط ایدئولوژیک و نژادی برای این کار مهیا است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: