پرش به محتوا

مسئله فعلی آمریکا این است که آیا می تواند بدون دشمن تراشی، توسعه پیدا کند یا خیر؟

«رابرت رایش» وزیر کار اسبق آمریکا در مقاله ای در روزنامه انگلیسی «گاردین» به بررسی این موضوع پرداخته است.

رایش تاکید دارد که بزرگ ترین خطر پیش روی آمریکا در جهان امروز از سوی چین نیست بلکه این خطر ناشی از تبدیل شدن آمریکا به پروتو فاشیست است. آمریکا باید احتیاط کند که چین را اهریمن و شیطانی جلوه ندهد چرا که در غیر این صورت وارد دور تازه ای از پارانویا خواهد شد.

با این وجود بعید به نظر می رسد که امروزه سیاستمداران آمریکایی بتوانند دیدگاهی منطقی نسبت به چین داشته باشند چرا که این سیاستمداران بیشتر به موقعیت و قدرت آمریکا اعتقاد دارند و بر این باورند که با زورگویی های سیاسی و تشکیل باند می توانند پیشرفت چین را مهار کنند و در حالی که ایده های ضد چینی آنها بارها با شکست مواجه شده است اما همچنان به این رویکرد ضد چینی خود پایبند مانده اند.

«شیه فنگ» معاون وزیر خارجه چین روز دوشنبه 26 ژوییه/ 4 مرداد ضمن دیدار با «وندی شرمن» همتای آمریکایی خود در شهر «تیان جین» تاکید کرد: روابط چین و آمریکا به بن بست رسیده و با مشکلاتی جدی مواجه شده و علت اصلی آن این است که برخی آمریکایی ها چین را به عنوان «دشمن خیالی » تصور کرده اند. طرف آمریکا چین را همانند ژاپن در جنگ دوم جهانی و شوروی در دوران جنگ سرد تصور کرده است و قصد دارد با مجسم ساختن چین به عنوان «دشمنی خیالی»، حس هدف ملی خود را دوباره احیا کند و با سیاهنمایی چین، نارضایتی مردم آمریکا از امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را منحرف سازد و تقصیر تناقضات ساختاری عمیق در آمریکا را بر گردن چین بیندازد.

حقیقت این است که هر چقدر هم سیاست آمریکا در قبال چین تغییر کند، هدف همان سرکوب و مهار چین است. در نگاه اول اینطور به نظر می رسد که سیاست «رقابت،‌ همکاری و تقابل» دولت بایدن رویکردی متعادل تر را نسبت به سیاست های دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور سابق آمریکا در قبال چین پیش گرفته و صرفا در این بین، علاوه بر رقابت، بر همکاری نیز تاکید شده است اما با نگاهی به 6 ماه اخیر می توان به این درک رسید که همکاری از دید آمریکا فقط یک تدبیر موقتی بوده و رقابت نیز دامی برای گفتمان است.

این در حالیست که رقابت متعادل و میانه رو بر این اساس تعریف می شود که از طریق احیای مداوم، قدرت نیز ارتقاء یابد اما رقابت از دیدگاه آمریکا به جای ارتقاء این کشور با سرکوب چین محقق می شود.

شرمن در دیدار با «وانگ یی» عضو شورای دولتی و وزیر امور خارجه چین، بار دیگر تاکید کرد که اصطلاح نظم بین المللی مبتنی بر قوانین باید رعایت شود.

وزیر خارجه چین نیز صریحا این اظهار نظر شرمن را زیر سؤال برد و گفت: اصطلاح قوانین آمریکا به چه معناست؟ اگر این اصطلاح به منشور سازمان ملل و قوانین بین المللی اشاره دارد، چین مدت هاست که تاکید کرده است که همه کشورها باید این قوانین را رعایت کنند و اگر اصلاح قوانین آمریکا تدوین شده توسط خود آمریکا و تعداد معدودی از کشورهاست، در این صورت چه دلیلی دارد که چین این قوانین را تحمل کند؟ وقتی چین در تدوین این قوانین حضور نداشته است، چرا باید آنها را رعایت کند؟

امکان ندارد که چین قوانینی که هدف از آنها صرفا تامین منافع آمریکاست، رعایت کند. آمریکا هنوز از رؤیای قدیمی سلطه خود بر جهان گذشته بیدار نشده است و عادت دارد که به نام دموکراسی، اقدام به تحمیل تحریم علیه کشورهای مستقل نماید و وقتی کشوری در برابر مداخلات آمریکا مقاومت می کند، واشنگتن آن کشور را ناقض قوانین معرفی می کند و مجازات پر سر و صدایی علیه آن کشور به راه می اندازد.

حقیقت این است که‌ آمریکا نمی تواند تعریفی برای این قوانین داشته باشد. به عقید واشنگتن، معیارهای رفتاری آمریکا به معنای قوانین است و در نهایت قوانین بین الملل و قراردادهای بین کشورها صرفا ابزاری برای تامین منافع آمریکا هستند. به این ترتیب می توان گفت که یکجانبه گرایی و سلطه جویی آمریکا در برخورد با قوانین بین المللی به وضوح دیده می شود.

فرهنگ کنفوسیوس به مهربانی، ادب، مجاهدت، عدالت، خرد و اعتماد اهمیت می دهد. چینی ها با حسن نیت صحبت می کنند اما برعکس چین، برخی سیاستمداران آمریکایی هستند که با وجود اینکه وارد قرن بیست و یکم شده اند، ولی هنوز در تفکرات قرن بیست و حتی نوزده باقی مانده اند و باید با زبانی قابل فهم با آنها صحبت کرد.

چین در جریان مذاکرات «تیان جین» دو «چک لیست» به آمریکا ارائه کرد و در عین حال به ترسیم سه خط قرمز پرداخت. دو چگ لیست چین عبارتند از اینکه آمریکا سیاست های اشتباه، گفتار و کردار خود در قبال چین را اصلاح نماید و لیست دیگر شامل پرونده هایی است که چین توجه ویژه ای برای آنها قائل است.

این دو لیست را می توان در قالب یک لیست نیز در نظر گرفت که همان «لیست تجدید نظر» مورد نیاز آمریکا محسوب می شود.

دشمن انگاری چین، راه نجات آمریکا نیست_fororder_src=http___inews.gtimg.com_newsapp_bt_0_13815888727_1000&refer=http___inews.gtimg
سه خط قرمز ترسیم شده از سوی چین نیز عبارتند از اینکه: آمریکا نباید سیستم سوسیالیستی با ویژگی های چینی را به چالش بکشد، تهمت بزند و یا بدنبال براندازی باشد و در عین حال نباید درصدد این باشد که مانع توسعه اقتصادی چین شود و یا اینکه پیشرفت اقتصادی چین را مهار کند. آمریکا بر اساس این خطوط قرمز تعریف شده از سوی چین حق ندارد حاکمیت و تمامیت ارضی چین را نقض کند.

حرف و خواسته های چینی ها کاملا مشخص و واضح است ولی سؤال اینجاست که آیا آمریکا این درخواست های چین را کاملا درک کرده است یا خیر؟

نادیده گرفتن خواسته ها و هشدارهای چین، برای آمریکا پیامد دارد و آمریکا باید هنگام تعامل با چین این نکته را در ذهن داشته باشد که به خواسته های چین اهمیت بدهد و به آنها احترام بگذارد چرا که اگر آمریکا همواره چین را «دشمنی خیالی» جلوه دهد و سیاست ها و اقداماتش را بر اساس این دیدگاه در قبال چین تدوین کند، نه تنها نمی تواند چین را مهار کند بلکه دیگر راه نجاتی برای خود آمریکا نیز باقی نخواهد ماند.





© China Radio International.CRI. All Rights Reserved

16A Shijingshan Road, Beijing, China. 100040

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: