سياسی, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

در جستجوی کودکی میان زباله‌-ها – قاسم حسنی


در جستجوی کودکی میان زباله‌-ها

قاسم حسنی

دانش و امید، شماره ۶، تیر ۱۴۰۰

افزایش جمعیت شهرها، ضرورت‌-های بعضاً گریز-ناپذیر بهداشتی، تغییرات فرهنگ رفتاری و شیوۀ زیستی، در کنار تشویق مردم به مصرف بیشتر که بخشی جدا-نشدنی از فرهنگ و اقتصاد سرمایه‌-داری-‌ست، سبب گردیده که هر روزه حجم عظیمی کاغذ و شیشه و پلاستیک، در قالب انواع زبالۀ خشک راهی سطل-‌های زباله گردد.

اینکه این حجم از تولید زباله و رها کردن آن در سطل و کوچه و خیابان و طبیعت، چه بر سر محیط زیست و منابع طبیعی می-‌آورد بحثی-‌ست که به نوبۀ خود جای تأمل دارد، اما نکته‌ای که در این مجال می-‌خواهیم بدان بپردازیم شکل‌-گیری جاذبه- درآمد و ثروت عظیمی-‌ست که با تولید این حجم از زباله آغاز می‌-شود و گرفتار شدن کودکان بسیاری در این چرخه، تنها به امید دستیابی به سهمی بسیار اندک از این ثروت.

فرایند بازیافت زباله یا همان پسماند خشک، بعد از اولین گام خود یعنی تولید زباله و روانه شدن آن به سطل-‌های زباله آغاز می-‌گردد و در مسیر خود ثروت عظیمی را سبب می‌گردد که علی-رغم اینکه هنوز بخش اعظم آن به-‌صورت کامل بازیافت نمی‌-شود، تنها در کلان‌‌شهری نظیر تهران، سالیانه درآمدی حدود ۴٠٠٠ میلیارد تومان را نصیب گردانندگان گودهای غیرقانونی جمع‌-آوری و تفکیک این ثروت دور ریخته شده می-‌گرداند.

توجه به چگونگی شکل‌-گیری و سرانجام تولید این به اصطلاح طلای کثیف از چند وجه قابل تأمل است. یک وجه این مسئله صرف‌‌نظر از نقدهایی که می-‌توانیم به مصرف-‌گرایی و شیوۀ زباله-‌ساز زندگی امروزین‌مان داشته باشیم، حجم ثروتی-‌ست که به‌-صورت مستمر از جیب درآمدهای عمومی شهر خارج و آشکارا راهی جیب افرادی خاص می-‌گردد. وجه دیگر آن، بلایی-‌ست که شکل موجود مواجهه با این پدیده بر سر محیط زیست و سلامت عمومی می‌-آورد و در نهایت وجه پر-اهمیت دیگر این مسئله، صدمات ویران-گر این چرخه بر سلامت جسم و جان بزرگ‌سالان و کودکان زباله-‌گرد است. 

کار کودکان در چرخۀ زباله-‌گردی چهره-‌ای واقعی و خشن از فقر و اختلاف طبقاتی حاکم بر جهان امروز است، چهره‌-ای از آنانی که تنها به ازای دادن لقمۀ نانی بخور و نمیر، تمامی رویاهای کودکانۀ کودکان گرفتار در این چرخه را از آنان می-‌رباید.

برای توصیف آنچه که در این فرایند بر سر کودکان می‌آید، واژگانی نظیر استثمار بسیار ناگویاست، چرا که هرگاه سخن از استثمار می‌-رود، در فحوای خود تداعی-‌گر کار فراوان در مقابل مزد اندک است. حال اینکه در مورد زباله-‌گردی کودکان، اساساً کل مسئله زیر سؤال قرار دارد، چرا که کار در چرخۀ زباله-‌گردی به هیچ وجه قرابتی با رویای کودکانه و ضرورت-‌های زندگی کودکان گرفتار در این چرخه ندارد.

در اینجا بحث بر سر کم یا زیاد بودن دستمزد این کودکان نیست، تنها عبارت گویا برای بیان این پدیده «بردگی کودکان در چرخۀ زباله‌گردی» است، چرا که آنچه که از چرخۀ پرسود زباله نصیب آنان می-‌گردد، در مقابل آنچه که قربانی می-‌کنند، همان لقمۀ نان بردگی-‌ست. این بردگی باید پایان یابد، اما چگونه؟

تجارب زیستۀ فعالین تشکل-‌های غیر-دولتی فعال در این عرصه، تاکنون بر این رویکرد تأکید داشته که هر گونه تلاش بازدارنده برای خارج نمودن کودکان از چرخۀ زباله، می‌-تواند شرایط را برایشان دشوار-تر کند و آنان را به-‌سوی مشاغل زیر-زمینی با شدت آسیب بیشتر و نرخ بهره-‌کشی بالاتر سوق دهد.

در نتیجه فعالین این عرصه، بر همین اساس علی-رغم میل خود، به نوعی هم‌-زیستی با این پدیدۀ تلخ تن داده و صرفاً به امید آنکه بتوانند رنج این کودکان را اندکی کاهش دهند رویکرد حمایتی از آنها را در پیش گرفته‌اند، اما آیا حمایت از کودکان گرفتار در زنجیر زباله‌-گردی، بدون آنکه اصل ریشه‌-ها-ی اجبار به کار را هدف بگیریم، می‌-تواند روزنه‌-ای از امید به رهایی را پیش روی آنان بگشاید؟

در پاسخ به این سؤال، تلاشی از سوی فعالین غیر-دولتی مخالف کار کودکان، برای شکستن این حصار در حال شکل-‌گیری است .اگر-چه ممکن است پیچیدگی-‌های موضوع و حجم پولی که در میان است نتیجه‌بخشی این تلاش را با فراز و نشیب‌های فراوانی مواجه سازد، اما مهم شکل-‌گیری این اراده و پذیرفتن این باور بنیادین است که بردگی کودکان در این چرخه، تحت هر شرایطی باید پایان یابد. شکل-‌گیری این اراده، بر اساس تجارب گذشته و رویکرد انسانی خود بر دو مبنای اصولی استوار است: حمایت از کودکان و مبارزه با کار کودکان.

مضمون این رویکرد، مبین این مهم است که آنجا که مخاطب خود کودکانند، به دلیل آسیب-‌پذیری و شرایط شکنندۀ آنان، برنامه لزوماً بایستی رویکرد حمایتی داشته باشد و آنجا که با پدیدۀ کار کودک مواجه می-‌شود، اساس رویکرد بایستی مبتنی بر مبارزه و بازدارندگی باشد. بنابراین، ایجاد بسترهای حمایت اجتماعی لازم، برای رفع اجبار به کار از زندگی کودکان و فراهم کردن امکانات ضروری برای برخورداری آنان از حق آموزش، بهداشت، امنیت، غذای کافی و با کیفیت و دیگر حقوق کودکانه‌-شان اولین گام و پیش‌-نیاز هرگونه اقدام در مسیر متوقف نمودن کار کودکان است.

گام بعدی، برخورد قاطع با بهره-‌گیران از نیروی کار کودکان و بالا بردن هزینه-‌های قانونی برای کسانی است که کودکان را به-‌کار می‌گمارند. البته در این گام لازم است همواره به این مهم توجه داشته باشیم که اگرچه بالا بردن هزینه‌-های به-‌کارگیری کودکان می‌-تواند اندکی شرایط را به نفع کودکان بهبود بخشد، اما آنچه مسلم است، تا زمانی که فقر حاکم بر زندگی آنان از میان برداشته نشود، جبر ناشی از فقر و تنگدستی، مجدداً به طرق مختلف آنان را به ورطۀ کار سوق می‌-دهد و در اینجاست که حتی مقررات سخت-‌گیرانه نیز نه تنها موجب رهایی آنان از چرخۀ کار نمی‌-شود، بلکه خود سبب سوق دادن آنان به مشاغل زیر-زمینی یا گودهای مخفی‌-تر و دور از دسترس، با آسیب بیشتر و نرخ بهره‌-کشی بالاتر می-‌گردد و در چنین شرایطی- مقررات سخت‌گیرانه خود سبب ستم مضاعف به کودکان می-‌شود.

تعطیلی کامل گودهای غیر-قانونی تفکیک زباله و تقویت زیر-ساخت‌-های تفکیک، توسط بخش دولتی و پیمانکاران رسمی طرف قرارداد شهرداری‌-ها، منوط بر ایجاد امکان نظارت عمومی و رصد اجتماعی فعالیت این سایت-‌ها، یکی دیگر از اقدامات بنیادینی است که می‌تواند سبب از بین رفتن امکان استفاده از نیروی کار کودکان در این چرخه گردد.

در این راستا باید به این نکته توجه داشته باشیم، مادامی که جاذبۀ درآمد این فعالیت کنترل نشود، رها-سازی پایدار این کودکان از چرخۀ زباله‌-گردی در پرده‌-ای از ابهام قرار دارد، چرا -که هر لحظه ممکن است باندهای قاچاق نیروی کار کودک، گروهی دیگر از این کودکان را وارد این چرخه سازند و با توجه به اینکه بخش عظیمی از کودکان کار فعال در این بخش، کودکان روستاهای کشور افغانستان هستند که بدون حضور خانواده و توسط قاچاق‌-بر-ها به ایران می‌آیند، عملاً برنامه‌-ریزی برای حمایت مؤثر و دور-سازی آنان از زباله‌-گردی به‌-صورت پایدار را تبدیل به امری محال می‌-نماید.

به‌-نظر می‌-رسد تنها راه پیش رو، مقابله- جدی و توقف کامل فعالیت باندهای غیر-قانونی است که در نهایت منجر به از بین رفتن جاذبه- درآمدی برای ترانزیت کودکان می-‌شود، که نه تنها سبب دور-سازی مؤثر کودکان از کار در این حوزه می-‌گردد، بلکه می‌-تواند موجب بازگشت درآمد قابل توجه این صنعت به-‌حساب درآمد-های عمومی شهر شود که این خود می-‌تواند منابع مالی مورد نیاز برای طرح-‌های حمایتی از کودکان کار در این عرصه و عرصه‌-های دیگر را به خوبی تأمین نماید. ایجاد صنف نظارت اجتماعی متشکل از نمایندگان دستگاه‌های مرتبط به منظور رصد و نظارت منظم و مستمر فعالیت سایت-‌های رسمی دولتی و پیمانکاران خصوصی این عرصه ضرورتی دیگر است که پیش‌نیازی اجتناب-‌ناپذیر برای کنترل فعالیت این سایت‌-ها هم از منظر عدم استفاده از نیروی کار کودکان و هم از منظر رعایت ضرورت-‌های ایمنی‌ـ‌بهداشتی برای کارگران بزرگ‌سال است، چرا- که یکی از خلاء-های مهم در این مسیر نبود ناظر یا ناظرین مستقل نفوذ-ناپذیر است.

شمارۀ ششم دانش و اميد منتشر شد.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.