سياسی, سرتیتر

ناکامی بایدن در ایجاد ائتلاف علیه چین در سفر به اروپا

گزارش تاریخ 17 ژوئن برابر با 27 خردادماه شبکه تلویزیونی «سی ان ان» ارائه خلاصه ای پیرامون «جو بایدن» رئیس جمهور آمریکا بود؛ سی ان ان گزارش داد که بایدن به رغم بی میلی طرفین صحبت خود در اروپا، چین را در دستور کار خود قرار داد و سران اروپا و آمریکا در حالی در پایان، بیانیه ای مشترک امضا کردند که هیچ تعهد مالی خاصی در این بیانیه ذکر نشد.




این دو جمله در گزارش «سی ان ان» انتقادی ترین جملات در واکنش به سفر هفته گذشته بایدن به اروپا محسوب می شوند.

اولین سفر بایدن به اروپا به عنوان رئیس جمهور آمریکا از زمان روی کار آمدن او در کاخ سفید با حضور او در نشست سران کشورهای عضو گروه 7، نشست ناتو و اجلاس آمریکا-اروپا همراه بود؛ بایدن در این سفر تلاش کرد تا به اصطلاح به ایجاد «ائتلاف ارزشی» علیه چین بپردازد.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که پاسخ اروپا به آمریکایی ها در مسیر تلاش برای ایجاد ائتلاف ارزشی علیه چین چه بود؟

در پاسخ باید گفت که «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان تاکید کرد که به رغم اختلافاتی که برلین با چین و روسیه دارد، اما G7 امیدوار به همکاری با این کشورها به خصوص در زمینه بررسی تغییرات اقلیمی و حفظ تنوع زیستی است.

از طرف دیگر، «امانوئل مکرون» رئیس جمهور فرانسه نیز با تاکید بر اینکه گروه 7 خصومتی با چین ندارد، گفت: «اگر چین در این عرصه ها تنها گذاشته شود، ما هیچ گاه راه حلی نمی یابیم.»

مکرون افزود که گروه 7 باید در زمینه هایی از جمله تغییرات آب و هوایی، تجارت بین المللی و سیاست های توسعه با چین همکاری داشته باشد.

با این اوصاف، آنچه بدیهی به نظر می رسد این است که مکرون و مرکل به عنوان دو تن از سران اتحادیه اروپا تمایلی به پیروی از آمریکا ندارند و دیدگاه های مستقل خود را بیان کرده اند.

تا به امروز، اگرچه آمریکا و اروپا همچنان در زمینه امنیتی متحد یکدیگر به حساب می آیند اما اختلافات بسیار زیادی بین دو طرف وجود دارد که مشارکت آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه ترانس آتلانتیک را صرفا به یک مشارکت ظاهری تبدیل کرده در حالیکه مشکلات زیادی پیش روی این مشارکت مطرح است.

اول از همه اینکه جهت گیری های استراتژیک آمریکا و اروپا با یکدیگر متفاوت است. آمریکا درصدد ایجاد یک حلقه کوچک مبتنی بر ایدئولوژی و ترغیب سران کشورهای عضو گروه 7 به رقابت با چین در زمینه هایی مانند ساخت زیرساخت ها و رقابت های تکنولوژیکی است.

این در حالیست که بدون شک این رویکرد واشنگتن باعث می شود که اتحادیه اروپا به قیمت از بین رفتن و آسیب به منافع خودش، به نجات آمریکا بیاید درحالیکه چنین رویکردی، اراده مستقل استراتژیک اروپا و خواسته های واقع گرایانه مطرح در عرصه همکاری آن با چین را نقض می کند.

مطلب دوم نیز این است که منافع اساسی آمریکا و اروپا نیز با یکدیگر فرق دارند. فرانسه اخیرا تاکید کرده است که اروپا نباید از اقدامات ضد چین حمایت و پشتیبانی کند چرا که پکن سال گذشته از واشنگتن سبقت گرفت و به بزرگ ترین شریک تجاری اروپا تبدیل شد.

در عین حال، نمی توان از جایگاه پکن در نبرد با تغییرات اقلیمی صرف نظر کرد و آن را نادیده گرفت.

بدیهی است که کشورهای اروپایی همچون آلمان و فرانسه می دانند که منزوی کردن و مهار چین به نفع آنها نیست.

از طرف دیگر، افت میزان اعتماد اروپا به آمریکا نیز تا حد بسیار زیادی تعیین می کند که مسیر آمریکا علیه چین از اتحادیه اروپا نمی گذرد.

دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور سابق آمریکا در طول چهار سال اخیر سیاست های یکجانبه و افراط گرایانه ای را علیه اروپا به کار گرفت و متعاقب آن، کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی تحت تاثیر پیامدهای این سیاست های واشنگتن قرار گرفتند.

از بحث و جنجال پیش آمده بین «بوئینگ» و «ایرباس» گرفته تا اختلافات درباره خط لوله گازی نورد استریم 2 و مالیات دیجیتال، می توان دید که درگیری ها میان آمریکا و اروپا همچنان ادامه دارد.

از طرف دیگر، رسوای اخیر درباره جاسوسی طولانی مدت و قدیمی آمریکا از سران اروپایی نیز اعتماد اروپا به واشنگتن را بیش از پیش تضعیف کرده است.

با این وجود، بایدن امیدوار است که اروپا را با خود همراه کند ولی حقیقت این است که تمرکز استراتژیک اروپا و منافع توسعه آن با آمریکا مغایرت دارد.

در چنین شرایطی تشکیل یک موضع واحد علیه چین برای آمریکا و اروپا و حتی تشکیل این ائتلاف داخل اتحادیه اروپا علیه پکن کار دشواری خواهد بود.

از همه مهم تر این است که در روابط بین المللی چند قطبی جهان امروز، مشغول شدن در یک چرخه کوچک و پرداختن به سیاست های گروهی مبتنی بر باورهای ایدئولوژیکی، مغایر گرایش های تاریخی خواهد بود.

 persian.cri.cn