پرش به محتوا

سگ نازی آباد – وزیر فتحی (رهیاب)

منبع : سگ نازی آباد

شعری از : وزیر فتحی (رهیاب)

سگ نازی آباد


اشاره :

«سگ نازی آباد» ، قصیده ای ست که انگیزه و الهام آن سالها پیش در زمین دل و ضمیرجانم جوانه زد وشاکله ی آن شکل گرقت و این هنگامی بود که سگ نازی آباد معینی به ناگهان به ما حمله ور شد و در این پاچه گیری از هیچ بی شرمی و دریده رویی و درنده خویی ابا نکرد و کم نگذاشت .

دربرابر ؛ خوشبختانه بی درنگ و به سرعت ، شماری از سازمانها و گروها و روشنفکران و فعالین سیاسی به این حادثه واکنش نشان دادند و با صدور بیانیه هایی شدید الحن و انتشار مقالاتی مستدل و مستحکم ، این حمله و چنین دریده رویی و درنده خویی یی را قاطعانه محکوم کردند . از اینرو خویشتن را بی نیاز از پاسخگویی مستقیم از سوی خودم یافتم بویژه آنکه پرهیز ازتقابل و بنا به قول متداول :  دهن به دهن شدن با موجودات حقیر و بی مقدار و بی آبرویان و دریده رویانی از این دست ؛ بخشی از مرام و منش و آموزه های ماست .

بتدریج اما طی سالیان پسین این اندیشه در ذهنم نیرو می گرفت که :از سویی «سگ نازی آباد» بنابر فحوای این ضرب المثل ، اسم عام ی ست که یک صفت و یک کاراکتر را توصیف می کند وبر این اساس ، مختص و منحصر به به سگ نازی آباد ِ خاص و موجد انگیزه ی سرایش این قصیده نیست تا مشمول مروز زمان شده وانتشار آن ازموضوعیت افتاده باشد و منتفی گردد . سک های نازی آباد همچنان هستند و همچنان پاچه می گیرند و تا هنگامی که کشتارگاه هایی برپا و امعا و احشا و استخوانهایی در اطراف ، پراکنده اند ؛ محیط ، مناسب زاد و ولد و تکثیر و اشاعه و جولان آنهاست .

و از سوی دیگر ؛ وجه غالب این شعرچه از حیث بیت های خود-گویا و چه از نظر مضمون   ؛ چنانند که مستقلا صفت این بی صفتان و خلق و خوی و شخصیت این موجودات را توصیف می کنند و می توانند در وصف هر سگ نازی آبادی دیگری نیز مورد استاد قرار گیرند و خواننده این قصیده را بی نیاز از آن می کنند که برای تجسم آن بدنبال مصداقی خاص بگردند زیرا مصادیق چنین جانورانی فراوانند و پیرامون ما جولان می دهند !

اینست که این قصیده را به این ترتیب و اینک از حصر ِ اختصاص ؛ آزاد و منتشر می کنم .

در اینجا یادآوری این نکته ، خالی از فایده نیست که عنوان « سگ نازی آباد» ، همانگونه که پیشتر اشاره رفت ، ناظر بر صفت و خلق و خوی و رفتاریست که زمانی در شرایطی در گونه ای از سگ هایی بروز و ظهور یافت که در اطراف کشتارگاه پیشین واقع در محله ی نازی آباد آن دوران پدیدار شدند و موجد و و موجب ضرب المثلی با همین عنوان شدند وگرنه ؛ کیست که نداند که سگ ، جانداری بی نهایت وفادار و فداکار و مهربان و صمیمی و بسیار دوست داشتنی ست .

سگ نازی آباد !

باز واق واق و زوزه سردادی          سگ ولگرد نازی آبادی !

بیش ازاین ازتوانتظاری نیست        تو همان ناسپاس ِ ناشادی

حیف ازسگ که سگ شرف دارد     بر چنان چون توآدمیزادی

سگ اصحاب کهف شیروفاست       تو سگ پاچه گیر شدادی

گرچه امعاء و ای بسا احشاء         بر گرفتی و بیش لمباندی

کس ندیده ست در میان سگان          چون توناشکروشروشیادی

روزگاریست با دهان گشاد             بر گذرگاه خلق لم دادی

در کمین خلایق از ره کین            سرهر کوی وبرزن استادی

ای بسا پاچه ها که بگرفتی            وی بسا آدمی که تاراندی

نقل بازار خودفروشانی               جار و پژواک طیف بیدادی

 هردم ارباب تازه بگرفتی           بی مرام و اصول و بنیادی

بر ارباب دولت و قدرت             دم خوش خدمتیت جنباندی  

تو به میدان عاشقان دلیر             خر لنگ ِ وجود خود راندی

غافل از آنکه بی جنم بودی          زین سبب همچوخربه گل ماندی

خر لنگ وجود چیست ؟همان :     بید ِ لرزنده در بر ِ بادی

در نخستین تلاطم میدان             بزدلانه بریده ، وادادی

جان بی قدرخود رهاندی لیک     در برابر بگو چه ها دادی ؟!

دوستان رافروختی توبه خصم      دشمنان را نشانه ها دادی

نه به اصلی تو پایبندی و نه        به مرامی و طرز و بنیادی

از شرف دور و کور و بیگانه     و ز هرهفت دولت آزادی

گرچه جنبنده ای در این هستی     نیست مازاد ، لیک مازادی

مرده ای،زنده می نمایی خویش   تو همان اجتماع اضدادی

بیش از این فاش تر نمی گویم     تو که هستی و با که همزادی

کار بی جایگاه و بیهوده ست       برِ گوش جنازه فریادی

یافتم با دودیده ی رهیاب            راه هایی  به سوی آزادی

روزگاری به شعر نو گفتم          در مقام ِ پلید ِ جلادی

اینک ای مرده با تو می گویم      ای که مزدور جمع بیدادی

روکه نفرین یک جهان باتوست    تف به تابوت چون تو قوادی !


و.ف (رهیاب )

شیکاگو

فروردین 1400- مارچ2021

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: