سياسی, سرتیتر

غرب آتش‌افروز اصلی در سوریه



دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری سوریه در می ۲۰۱۴ در شرایطی برگزار شد که دولت های غربی و آمریکا شمارش معکوس برای سرنگونی بشار اسد را آغاز کرده بودند. حالا از آن هنگام ۷ سال سپری شده است، با این وجود نمی خواهند واقعیات سوریه را به درستی درک کنند.

بعد از ۱۰ سال جنگ علیه تروریسم ، اکنون این سوال مطرح است که اگر دولت قانونی در سوریه سقوط کرده بود، امروز دمشق ، منطقه و جهان چه حال و روزی داشت؟

۱- گذشت زمان اولین حقیقتی را که ثابت کرد این بود: گروه های مخالف اسد که به ظاهر رنگ سیاسی به آنها زده بودند، اکثرا ماهیتی تروریستی داشته و دارند.

از ارتش آزاد و النصره تا جیش الاسلام که جملگی سر در آخور القاعده داشتند تا داعشی که از رحم القاعده متولد شد و تصویری غلط و وحشت افکن از اسلام به جهان ارائه کرد و نتیجه اش نابودی زیرساخت های دو کشور سوریه و عراق و کشتار وحشیانه هزاران تن از اهالی منطقه بود.

امروز بخش قابل توجهی از مردمان خاورمیانه به این حقیقت پی برده اند، اما غربی ها و آمریکایی ها هنوز بر اهداف پلید خود پای می فشارند و بر سر راه عادی شدن زندگی در سوریه مانع تراشی می کنند، از جمله همین که حقیقت دومین انتخابات ریاست جمهوری از سال ۲۰۱۱ را همچنان انکار می کنند.

۲- دومین حقیقتی که امپریالیسم و غرب متحد آن ندیده یا نخواسته ببیند، این است که دولت سوریه طی این سال ها که خط مقدم نبرد علیه تروریسم اسلام وهابی و سلفی بود، عاقلانه ترین رفتارهای سیاسی را از خود بروز داد. بطوری که در برابر مداخلات بی حد و حصر خارجی، از آمریکا گرفته تا ترکیه، با سعه صدر برخورد کرد تا جنگ علیه تروریسم را جلو ببرد. یکی از مهمترین راهبردهای هوشمند دولت سوریه در این ارتباط، برخورد آن با تجاوزات اسرائیل بود که با ماجراجویی های نتانیاهو عاقلانه برخورد کرد.



مجموعه این رفتارها جلوی وقوع یک جنگ تمام عیار منطقه ای را که می توانست برای جهان هزینه ساز باشد، گرفت.

۳- مسیر خطرناک ایجاد یک دولت تروریستی را برای اولین بار در تاریخ جهان تغییر داد. شاید سال ها طول بکشد تا این حقیقت بر جهانیان بیشتر آشکار شود. امروز هیچ ناظر بی طرفی نمی تواند این واقعیت را که اگر نبود ایستادگی دولت سوریه و حمایت های روسیه، ایران و محور مقاومت امروز جهان در این گوشه از خاورمیانه با یک دولت قدرتمند تروریستی هوادار عربستان و متحد اسرائیل و آمریکا روبه رو بود.

درک این واقعیت ها برای انسان‌های مستقل کار چندان دشواری نیست، اما غربی ها به دلیل سیاست های امپریالیستی و مداخله جویانه شان با این واقعیت ها کنار نمی آیند و نمی پذیرند که دولت فعلی سوریه به رهبری بشار اسد ، فعلا بهترین گزینه برای عبور دادن کشور به سمت ساحل امن با کمترین هزینه برای منطقه و جهان بوده است.

البته همچنان نیاز به یک دولت مقتدر با پشتوانه مردمی در سوریه احساس می شود و حضور سوری ها در پای صندوق های رای در سال های گذشته نشان می دهد که مردم این کشور مسئولیت و جایگاه تاریخی خود را خوب شناخته اند.


از طرفی دولت سوریه همچنان مشروعیت و مقبولیت خود را از مردم و از طریق صندوق های رای دارد و این نمره قبولی را می توان در سطح خیابان های دمشق و دیگرشهرهای سوریه دید.

غربی ها هنوز این واقعیت ها در سوریه را نپذیرفته اند و با تحریم ها موتور حرکتی جنگ علیه تروریسم در منطقه را کند کرده اند، با اینحال کشورهای عربی که تا دیروز از گروه های تروریستی آشکارا حمایت می کردند، امروز این حقیقت را درک کرده اند و تلاش دارند از این باتلاق خود ساخته خود را خارج کنند.

از همین روست که شاهدیم این روزها بسیاری از کشورهای عربی، با آن همه دشمنی، در حال بازگشت به سوریه و اصلاح سیاست های خود در منطقه هستند و دولت سوریه نیز اتفاقا دارای انعطاف خوبی در چنین صحنه هایی است.

سوریه فردا (چهارشنبه)برای تعیین روند و حرکت کشور یکبار دیگر به صندوق های رای رجوع می کند و این کشور بزودی نقش ها و مسئولیت های منطقه ای و بین المللی خود را از سر خواهد گرفت و این غربی ها هستند که باید تکلیف خود را با دولت آینده سوریه روشن کنند.