تیتر, سرمقاله, سرتیتر

مانیفستی عوام فریبانه برای تسلیم! – م. محسنی

tajzadeh rafsanjani


(نقدی بر بیانیه نماینده شاخص اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری)
م. محسنی


نماینده ی شاخص و پر سر و صدای این دوره‌ی ریاست جمهوری یعنی سید مصطفی تاج زاده پس از چند هفته هیاهو به راه انداختن در رسانه های اصلاح طلب داخلی و فارسی زبان خارج از کشور با هدف زمینه چینی برای در مرکز توجه و در دیدرس عامه قرار گرفتن، بالاخره در مرحله ی ثبت نام اولیه که به لطف رئیس جمهور کنونی با همان قانون قبلی انجام شد، پا به صحنه گذاشت و پس از ثبت نام، بیانیه ای قرائت کرد که ملغمه ای از اظهارات و مطالبات عوام فریبانه بودلازم به توضیح نیست که هر فردی که در این مرحله، اقدام به ثبت نام به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می کند، جدا از تایید یا رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان، طبق قانون اساسی، باید پذیرش و اعتقاد به اصولی را تایید و امضا کند که بسیاری از اظهارت آقای تاج زاده و نیز مطالباتی که او از موضع یک «اپوزیسیون عدالت خواه» بر زبان رانده است. اساسا در حوزه‌ی اعمال قدرت رئیس جمهوری قرار نمی گیرد.
بدین ترتیب، این نوع موضع گیری، به غیر از سوءاستفاده از موقعیت بوجود آمده برای عوام فریبی و یا معرفی خود به عنوان آلترناتیو موجود به نیروهای خاص داخل و خارج از کشور، چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد.
البته در این روزها، فقط ایشان نبود که اقدام به عوام فریبی کرد بلکه اکثریت قریب به اتفاق نامزدها، مطالبی به شدت عوام فریبانه ابراز کردند. اما ویژگی اظهارات آقای تاج زاده، در بیان نکاتی است که بیشتر مورد توجه نیروهای امپریالیستی است. وگرنه مطالبات او همچون دیگر نامزدها، در چارچوب قانون اساسی، با فرض تایید صلاحیتشان از طرف شورای نگهبان و حتی انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور بعدی، در حوزه ی ریاست جمهوری قابل اظهار نیست، چه رسد به اقدام برای تحقق آنها. به هر ترتیب، هرچند نیات بیان شده و نشده‌ی آقای تاج زاده، از متن بیانیه و بين سطور آن، به روشنی قابل درک است، اما، این بیانیه در حکم دیدگاه واقعی اصلاح طلبان است که هر روز بیش از پیش بر همگان آشکار شده و می شود و اکنون به روشنی توسط او عیان شده است. حال باید دید در گفتارها و رفتارهای ایشان و مجموعی اصلاح طلبان که اکنون با تمام قوای رسانه ای خود به میدان آمده اند در روزها و هفته های آینده چه چیزهای دیگری آشکار خواهد شد که تاکنون بر زبان نیامده، ولی در عملکرد و گفتار آنها طی چهار دهه ی گذشته کمابیش دیده شده است.
آشکار است که آنچه آقای تاج زاده به عنوان بیانیه‌ی انتخاباتی ارایه داده است، سال هاست که استراتژی و مانیفست همه اصلاح طلبان بوده و توسط آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی آنها به اشکال مختلف تبیین شده است و نکته جدیدی در آن وجود ندارد. استراتژی مورد تاکید آقای هاشمی شامل عوام فریبی در داخل، ستیز و دشمنی با برخی از کشورها شامل روسیه و چین و «ساخت و پاخت» و همسویی با کشورهای مرتجع منطقه که در نوکری و وابستگی اشان به امپریالیسم آمریکا کمترین تردیدی وجود ندارد، در همه‌ی دولت های اصلاح طلب بعدی نیز به خوبی انعکاس یافته و تلاش های زیادی در جهت تحقق آنها صورت نگرفته است؛ اما اگر تاکنون موفق به اجرای کامل این استراتژی نشده اند، عدم تحقق آن، ناشی از تغییر معادلات جهانی و تحولات ناگزیر و پویایی جوامع انسانی از جمله جامعه ی ایران و جوامع طرف معادله و معامله بوده و برعکس آنچه این جماعت می پندارند، چندان در اختیارشان نبوده است. البته آقای تاج زاده، در بیان واقعیات «اصلاح طلبی» گامی پیشتر نهاده و برخی از منویات قلبی اصلاح طلبان را بی پرده تر آشکار کرده است. همان نکاتی که پیش از این و در دوره های مکرر، با وجود در اختیار داشتن قوای مجریه و مقننه فقط به صورت زیر زبانی از اصلاح طلبان شنیده می شد.
به بیان دیگر، بنیان های این شیوه تفکر و عمل، در دوره ی قدرت فراگیر «سردار سازندگی» به صورتی برنامه ریزی شد و شکل گرفت و کادرهای مجری این سیاست ها در داخل و خارج از ایران بگونه ای پرورش یافتند تا اجرای بدون قید و شرط احکام بانک جهانی و صندوق بین المللی پول یا به زبان روشنتر، تحمیل سیاست های نئولیبرالیستی مورد نظر جهان سرمایه را بر عهده بگیرند.

tajzadeh
آقای تاج زاده نیز یکی از همان کادرهای آموزش دیده است که بلافاصله بعد از انقلاب در مشاغل متعددی که بر عهده گرفته، عملکردی مغایر با سیاست های کلی نئولیبرالیستی نداشته است که اکنون بخواهد «گل تازه ای بر سر این ملت بزند»، هر چند در همین بیانیه نیز به کرات بر مشی عدالت خواهانه ی خود اصرار داشته باشد این سیاست ها در دوره ی هشت ساله‌ی دولت های خاتمی و سپس تکرار همانها در دولت های روحانی و با یک به ظاهر وقفه هشت ساله و به مراتب بدتر از آن دو دوره، در دوره ی احمدی نژاد، با زبان هایی ظاهرأ متفاوت به اجرا در آمدند و کار را به مرحله کنونی رساندند و اکنون همه‌ی آمرین و عاملین همان سیاست ها در کمال اعجاب از آن تبری می جویند و همگی شان با زبان های مختلف، همه آنچه را در این چند دهه انجام داده اند، تخطئه می کنند، اکنون که جملگی زبان به شکوائیه از گذشته وا کرده اند، انسان در توضیح اینکه این اعمال و نتایج فاجعه بار آنها، از کجا و به دست چه کسانی بر سر این ملت باریده است، در می ماند؟
نیروهای مخالف سیاست های نئولیبرالیستی اگرنه از همان ابتدا، ولی بلافاصله پس از نمایان شدن اولین نتایج این سیاست های به ویژه در کشورهایی که این سیاست های مخرب در آنجا به اجرا گذاشته شده بود، نتایج فاجعه بار آن را مکررا هشدار دادند، ولی همانگونه که ذکر شد غلبه این سیاست ها توسط کادرهای پرورش یافته در مراکز داخلی و خارجی و با فرماندهی آقای هاشمی رفسنجانی بگونه ای بود که فضایی برای ابراز این نوع مخالفت ها فراهم نمی ساخت.
این جماعت که در مراکز استراتژیک و به اصطلاح پژوهشکده ها جمع شده بودند چنان بی محابا به اجرای بی کم و کاست این سیاست ها مشغول بودند که تا نمایان شدن عمق فاجعه همگی یک زبان و بی پروا از آنها به شدت دفاع می کردند و بر سرعت بخشیدن هر چه بیشتر اجرای این سیاست های مخرب اصرار می ورزیدند و باوری به تجدید نظر در اصول و مبانی این سیاست های ضد مردمی و حتی شکی به مخرب بودن آنها نداشتند، زیرا همگی از اجرای این سیاست ها، سودهای نامتعارف خود را دریافت می کردند.
آقای تاج زاده که همچون دیگر کاندیداها در همان فضا در حال اجرای فرامین بوده است، اکنون کمترین اختلاف نظری درباره ی اجرای بی کم و کاست این برنامه های ضد ملی و مخرب با این گروه چند صد نفری ندارد. اگرچه در برخی نکات می توان اندک اختلافاتی دید و اهداف پشت آنها را پیش بینی کرد. بنابراین، با این مقدمهی نسبتا طولانی به نکته اصلی و مرکزی بیانیه ی ایشان پرداخته می شود.
همانگونه که ذکر شد در سیاست های داخلی هیچ تفاوت چشمگیری میان این چند صد نفر کاندیدای کرسی ریاست جمهوری به چشم نمی خورد. می ماند سیاست خارجی و برخی شیوه های اجرایی و اهداف پس پشت بيانات ابراز شده که می‌تواند تفاوت میان این جماعت را قدری روشن تر و ضرر و زیان غلبه برخی از این تفکرات را برجسته سازد.

rohani_rafsanjani
یکی از این موارد بیانیه که درباره ی سیاست خارجی است، نوع نگاه و منویات قلبی آقای تاج زاده و اصلاح طالبان همسو با ایشان را به روشنی تمام آشکار می سازد، آنجا که می گوید: «من با سیاست خارجی پر هزینه و آمریکا ستیزی و روسیه دوستی مخالفم »، باید از ایشان پرسید آیا یکی از دلایل اصلی مشکلات کنونی ایران در تمامی مسایل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و …، دخالت های نامتعارف آمریکا برای سلطه‌ی مجدد بر کشورمان نبوده و نیست و توصیه به کنار گذاشتن آنچه ایشان «آمریکا ستیزی» می نامد، در واقع ایستادگی در برابر مطامع نامحدود ایالات متحده آمریکا نبوده است. به بیان دیگر، بنا به توصیه ایشان، در برابر یک قدرت سلطه گر جهانی چه باید کرد. آیا باید همه چیز را واگذار کرد و کشور را به ابرقدرت رو به افول سپرد. اگر ایشان برداشت دیگری از این موضوع دارد باید به موارد درخواست شده‌ی دولت پیشین آمریکا که توسط وزیر امور خارجه وقت آن کشور یعنی مایک پمپئو ابراز شده بود، نگاهی بیندازد و محدوده ی این خواسته ی آمریکا را برای «نرمال» دانستن حکومت ایران مرور کند و صراحتا اعلام کند، در صورت پذیرش این «احکام»، اساسا چیزی از استقلال کشور بر جای می ماند که بشود درباره آن صحبت کرد و یا به موارد درخواستی حکومت جدید آمریکا بنگرد که مکررا توسط رهبران آن کشور بیان می شود که پس از توافق در مذاکرات کنونی با ایران، تازه باید روی مسایلی که استقلال و تمامیت ارضی کشورمان را مورد تهدید قرار می دهد، موافقت کنند.
لابد چون آمریکا قدرتمندترین کشور کنونی جهان است باید در برابر همه ی این خواسته های نامشروع و غیر قانونی اش هم تسلیم شد. اگر ایشان نظری غیر از این دارند، بهتر است صریحا بیان کنند، تا مردم ایران به روشنی به همه چیز، از جمله دیدگاه ایشان درباره‌ی استقلال ملی و تمامیت ارضی پی ببرند. چرا که سایر مسایل مورد اشاره آقای تاج زاده به این نکته مرکزی برمی گردد و وقتی با بهانه قراردادن جعلیاتی همچون «آمریکاستیزی»، استقلال کشور به ایالات متحد آمریکا یا هر کشور دیگری محول شد دیگر چیزی باقی نمی ماند که بتوان بر سر آن چانه زنی کرد. متاسفانه به دلیل تبلیغات رسانه های وابسته به امپریالیسم و القا و پنهان کاری اصلاح طلبان، برخی از مردم برداشت اشتباهی از خواسته آمریکا برای «ترمال بودن» ایران دارند و می پندارند که آمریکا در پی ایجاد رابطه ای برابر حقوق» با ایران است در حالی که پس از سیطره آمریکا بر دنیا، سوابقی از برقراری رابطه ی برابر حقوق» آمریکا با هیچ کشوری در دسترس نیست.
درست برعکس، آمریکا علاوه بر جنایاتی که بر بومیان سرخپوست و در واقع ساکنین و مالکین اصلی آمریکا و سیاه پوستان تحمیل کرده، به حدود صد کشور یا مستقيما تجاوز کرده و یا با دخالت های خود موجبات کودتا را در آن کشورها از جمله کشورمان ایران، فراهم ساخته است. بنابراین شناخت از این کشور موضوعی است که نباید با جعلیاتی همچون عبارت «آمریکا ستیزی» لوث شود.
اینکه آقای تاج زاده، در دنباله‌ى نکته ی مرکزی خود اضافه می کند: «با روسیه دوستی هم مخالف» است ناشی از نوعی بی مزه‌گی خطرناک است که فقط از این چنین انسان هایی که مردم را نادان فرض می کنند برمی آید. مگر نه اینکه، روابط دوستانه‌ی دولت ها و کشورها در شاخصه هایی از حجم ارتباطات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی آنها با هم نمود می یابد، بنابراین ایشان باید به روشنی بگویند منظورشان کدام روسیه دوستی است وقتی حجم مبادلات تجاری میان ایران و روسیه در بهترین حالت کمی بیش از ۱/۵ میلیارد دلار در سال و تقریبا نزدیک به حجم مبادلات افغانستان و روسیه است. یعنی رقمی برابر با ۰.۳ درصد از کل مبادلات خارجی روسیه با سایر کشور های جهان. اگر ایشان این حجم از مبادله را «روسیه دوستی» می نامند، مختارند، اما هر انسان با هوش متوسط معنی این ارقام را می داند، نتایجی که تماما ناشی از همان سیاست های اصلاح طلبان در قدرت بوده است. آن هم با کشوری که در میان ۱۵ کشور همسایه ایران بزرگترین کشور است و دارای مرز آبی ارزان و آسان دریای خزر و رودخانه قابل کشتیرانی ولگا که تا عمق روسیه امتداد می یابد، است و به چند راه مواصلاتی ریلی ترانزیت در شرق و غرب دریای خزر نیز دسترسی وجود دارد. نکته دیگر، سخنان وزیر امور خارجه ایران است که چندی پیش روسیه را متهم به کارشکنی در برجام کرد و دلیل ایشان بر این مدعاء عدم حضور وزیر امور خارجه روسیه در عکس یادگاری برجام بود که البته بعدا معلوم شد، در زمان گرفتن آن عکس آقای لاوروف در تاشکند ازبکستان بوده اند و این عدم حضور با اطلاع و هماهنگی قبلی دیگر شرکت کنندگان در مذاکره برجام و برای انجام کاری ضروری صورت گرفته بوده است.

rafsanjani_5
این دو نمونه به عنوان مشت نمونه خروار آورده شد، والا کیست که نداند حرف آقای تاج زاده به این معنی است که ایران برای جلب رضایت آمریکا باید روسیه و لابد چین را، یعنی دو کشور قدرتمندی که هم توانایی مقابله با آمریکا را دارند و هم بیشترین کمک ها را در مجامع بین المللی از جمله شورای امنیت و همچنین در جریان مبارزه با پاندمی کرونا به ایران کرده اند، به کلی کنار بگذارد و کشور را در بست به آمریکا بسپارد. پذیرش این معنی از حرف آقای تاج زاده اگر چه قدری سخت و ناگوار است، اما با مواضع ایشان و بخش عمده اصلاح طلبان کاملا منطبق است و اگر نبودند نیروهای دیگری که با کمک گرفتن از چین و روسیه و اتکا و اعتقاد هر چه بیشتر به نیروهای پیشرو داخلی که حاضر به پذیرش این ننگ تاریخی (تسلیم به آمریکا) نبوده و نیستند، شاید این تسلیم توسط همین اصلاح طلبان در قدرت بسیار پیش از این انجام شده بود.

rafsanjani_arab

متاسفانه این دیدگاه تسليم طلب و عافیت جو با نگاه به آینده ای «احمد چلبی» وار، نه تنها در میان سلطنت طلب ها، مجاهدین و دیگر محافلی که به انتظار حمله آمریکا نشسته اند تا بیاید و ملت ایران را نجات دهد، بلکه در میان بخش بزرگی از اصلاح طلبان هم طرفداران کمی ندارد. اما نیروهای جوان و پر انرژی داخلی اجازه انجام این نوع تسليم طلبی ها را تا کنون به آنان نداده اند و هرگز هم نخواهند داد. نیروهایی که بخشی از همان «میدان» معروف را تشکیل می دهند. یعنی همان میدانی که آمریکا مکررا و با اصرار خلع سلاح آن را یکی از شروطش برای «ترمال» تلقی کردن ایران می داند.
در آخر، تاکید می گردد وظیفه ی همهی نیروهای پیشرو و مترقی در مقطع بسیار حساس کنونی این است که ضمن حفظ و تاکید بر مواضع مستقل و تلاش برای متحد نگه داشتن مردم، می بایست غبار این عوام فریبی های بسیار خطرناک که متاسفانه اکنون اصلاح طلبان رو به افول پرچمدار آن شده اند، هماناتی که خود مسبب بیشتر نابسامانی ها و گرفتاری ها بوده اند، را از اذهان بزدایند و پرده از چهره ی این دغلکاران برگیرند.


م. محسنی
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰