سرمقاله, سرتیتر

نگاهی اجمالی به کتاب «سایفرپانک‌ها» جولیان آسانژ – رضا خاکسار


نگاهی اجمالی به کتاب «سایفرپانک‌ها» جولیان آسانژ

رضا خاکسار

دانش و امید، شماره ۵، اردیبهشت ۱۴۰۰


جولیان آسانژ خبرنگار و نویسندۀ فراملیتی، زادۀ استرالیا و از بنیان‌گذاران سایت ویکی‌لیکس از ۹ سال پیش تحت تعقیب حکومت‌های سوئد، آمریکا و انگلستان بوده است. او هفت سال از عمر خود را به عنوان پناهنده در یکی از اتاق‌های سفارت اکوادور در انگلستان گذراند تا اینکه دو سال پیش تحت فشار قدرت‌های غربی اکوادور درهای سفارت را به روی پلیس انگلستان گشود و از آن زمان تا کنون آسانژ در لندن زندانی است. سیستم قضایی انگلستان هنوز آسانژ را به آمریکا تحویل نداده است. تأثیر آسانژ و افشاگری‌های سایت ویکی‌لیکس بر رخدادهای جهانی انکارناپذیر است و در این نوشته به این جنبه از زندگی آسانژ پرداخته نمی‌شود و از منظری دیگر به او نگاه می‌کنیم.

جهان همواره در حال تغییر است و این تغییرات منجر به ظهور پدیده‌های نو می‌شود و این پدیده‌های نو دنیا را به شیوه‌ای تازه بازآفرینی می‌کنند. برای شناخت و درک پدیده‌های نوظهور و تأثیرات آن‌ها بر حال و آینده باید واژه‌ها و مفاهیم جدیدی ساخت. واژه‌ها و مفاهیمی که توان تحلیل و توصیف این پدیده‌ها را داشته باشند و ماهیت آن‌ها را به دقت نشان دهند. و این کاریست که از عهدۀ متخصصان پیشگام برمی‌آید.

جولیان آسانژ یک متخصص علوم رایانه‌ای و شبکه‌های کامپیوتری است. فردی پیشرو با آرمان‌های انسانی که همواره از دانش خود به نفع ملت‌ها و علیه قدرت‌های انحصاری استفاده کرده است. نگاه او به اینترنت و شیوهٔ برخورد او با صاحبان قدرت در این عرصه از آسانژ شخصیتی گرانبها برای ملت‌ها و خطرناک برای صاحبان قدرت ساخته است. در دوران پناهندگی آسانژ در سفارت اکوادور اریک اشمیت از مدیران ارشد گوگل به دیدار آسانژ می‌رود. خود آسانژ در این باره می‌گوید:

در میان انسان‌های قدرتمندی که پس از تاسیس ویکی‌لیکس به اجبار با آنها برخورد داشته‌ام، اریک اشمیت یک چهرۀ بانفوذ است.

اریک اشمیت از عناصر اصلی یکی از بزرگ‌ترین غول‌های اینترنتی یعنی گوگل و جولیان آسانژ از پایه‌گذاران ویکی‌لیکس با یکدیگر به گفتگو می‌نشینند و حاصل کار در کتابی به نام «وقتی گوگل با ویکی‌لیکس ملاقات کرد.» به قلم آسانژ در سال ۲۰۱۴ منتشر می‌شود. همین نمونه کافی‌ست تا پی به جایگاه این مبارز متفکر ببریم.

آسانژ به طور خستگی‌ناپذیری به توصیف آنچه که در پشت پردۀ شبکۀ جهانی اینترنت در حال رخ دادن است پرداخته و همواره در بطن مبارزه با قدرت‌هایی بوده که قدرت‌شان برخاسته از اینترنت است. از طرفی او اینترنت را یک ابزار رهایی‌بخش می‌داند و با دانش فنی‌ بالایی که در این زمینه دارد ابزارهایی هم برای مبارزهٔ مردم علیه این قدرت‌ها معرفی کرده است. آسانژ و سه تن از دوستانش کتابی به نام «سایفرپانک‌ها» در سال ۲۰۱۲ منتشر کردند. عنوان فرعی این کتاب «آزادی و آیندۀ اینترنت» است.

سایفرپانک واژۀ جدیدی است با قدمتی حدود چهل سال هنوز در واژه‌نامه‌هایی مانند لانگمن و وبستر تعریفی برای آن ارائه نشده. واژه‌نامۀ آکسفورد آن‌ را به این شکل تعریف می‌کند:

کسی که هنگام کار با شبکه‌های کامپیوتری برای اطمینان از حفظ حریم شخصی از رمزنگاری استفاده می‌کند به ویژه در برابر مقامات دولتی.

امنیت، آزادی، حریم خصوصی و شبکه‌های کامپیوتری از واژه‌ها و مفاهیم کلیدی به کار گرفته شده در تعریف واژۀ سایفرپانک هستند. آسانژ و دوستانش در کتاب سایفرپانک‌ها با گسترش مفهوم واژۀ سایفرپانک دست به روشنگری زده و راهکارهای عملی ارائه داده‌اند.

مقدمۀ کتاب که نوشتۀ خود آسانژ است این‌گونه آغاز می‌شود:

این یک مانیفست نیست. اکنون زمان این کار نیست. این یک هشدار است. اکنون دنیا در حال لغزیدن به سمت یک پادآرمان‌شهر(dystopia) نیست بلکه چهارنعل به سمت آن می‌تازد. ابعاد این تحولات با پنهان‌کاری و پیچیده‌سازی و تغییر مقیاس مخفی شده است و این تغییر و تحول برای افراد بیرون از حلقه‌های امنیت ملی به درستی شناخته‌شده نیست.اینترنت، این بزرگترین ابزار رهایی ما به خطرناک‌ترین جاده صاف‌کن تمامیت خواهی که تاکنون دیده‌ایم تبدیل شده است. و این تبدیل در سکوت رخ می‌دهد زیرا کسانی که می‌دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است در صنعت نظارت جهانی مشغول به کارند و انگیزه‌ای برای حرف زدن ندارند.اینترنت اکنون یک تهدید برای تمدن بشری است.در توصیف‌های بسیاری از نویسندگان اینترنت به معنی یک تمدن جهانی است اما آنها بر خطا هستند. بر خطا هستند چون چشم‌اندازی را که در نتیجۀ یک تجربۀ مستقیم نصیب انسان می‌شود ندارند. آنها هرگز دشمن را ندیده‌اند. اما ما با دشمن ملاقات کرده‌ایم.

در شش سال گذشته ویکی‌لیکس تقریباً با همۀ دولت‌های قدرتمند درگیری داشته است. ما از وضعیت نظارت جدید آگاهیم و آن را از منظر یک مبارز می‌شناسیم زیرا مجبور بوده‌ایم از مردم و دارایی‌ها و منابع‌مان در برابرش دفاع کنیم. ما آن را از منظر زمان می‌شناسیم زیرا سال‌ها است که با آن مبارزه می‌کنیم…

در ادامه آسانژ به این پرسش آشنا می‌رسد: چه باید کرد؟

سپس با ارائه اطلاعات لازم مقدمات پاسخ به این پرسش را فراهم و بیان می‌کند که چگونه ادغام ساختارهای دولتی موجود با اینترنت باعث تغییر ماهیت دولت‌ها شده است. واژۀ کلیدی در پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟»، «رمزنگاری» است. آسانژ می‌گوید:

ما چیزی را کشف کرده‌ایم. امیدی در برابر سلطۀ کامل. با این امید، می‌توانیم با همبستگی و بصیرت و شجاعت در برابر سلطۀ کامل مقاومت کنیم. خاصیت عجیبی از دنیای فیزیکی: رمزنگاری اطلاعات آسان‌تر از رمز گشایی آنهاست. ما می‌توانیم به یاری این ویژگی قوانین دنیای جدید را خلق کنیم. در این دنیای جدید پیگیری ما توسط کسانی که کنترل دنیای فیزیکی مانند ماهواره‌ها و کابل‌های زیر دریا را در اختیار دارند ناممکن است چون به منابع نامحدود نیاز دارند. یک رمزنگاری قوی توان آن را دارد که در برابر هر اندازه از اعمال زور مقاومت کند. هیچ نیروی سرکوبی نمی‌تواند یک مسالۀ ریاضی را حل کند. به این روش مردم می‌توانند خواستۀ خود را در برابر خواستۀ ابرقدرت‌های متحد قرار دهند و پیروز شوند. رمزنگاری تجسم قوانین فیزیک است و به رجزخوانی‌های دولت‌ها گوش نمی‌دهد. ما باید زنگ خطر را به صدا درآوریم. این کتاب فریاد یک دیده‌بان است در شب تاریک. وقت آنست که سلاح‌های دنیای جدید را گرفته و به‌خاطر خودمان و کسانی که دوستشان داریم بجنگیم.

البته در اینجا تنها بخش‌هایی از مقدمهٔ کتاب آورده شد، به امید آنکه این کتاب به فارسی ترجمه شود و در دسترس خوانندگان قرار گیرد.


دریافت دانش و امید ۵ از اینجا Download

اشتراک گذاری