تاریخی, سرتیتر

فرقه عدالت ایران، نخستین حزب کارگری ایران

سلطان‌زاده در میان جمعی که با لنین مباحثه می کنند.

فرقه عدالت ایران، نخستین حزب کارگری ایران

به مناسبت 5 خرداد 1296(26 ماه مه1917)، یک‌صد و چهارمین سال تاسیس فرقه عدالت ایران

خسرو باقری

دانش و امید، شماره ۵، اردیبهشت ۱۴۰۰

درآمد

پیدایش جنبش کارگری و سوسیال دموکراسی در میهن ما ایران، با خیزش‌های انقلاب مشروطیت هم‌زمان بود و در روند مبارزات و پیروزی‌های این انقلاب نقشی شایان توجه ایفا کرد. گرچه سازمان سوسیال دمکرات ایران که بعدها به اجتماعیون عامیون (1283/1904) ترجمه شد، گروه همت (1283/1904)، سازمان سوسیال دموکرات تبریز (1285/1906)، سازمان سوسیال دمکرات تهران (1286/1907)، سازمان سوسیال دمکرات رشت (1287/1908) و… (شاهین1360، 96-54) بخشی از تاریخ سوسیال دمکراسی ایران را تشکیل می‌دهند، اما این جنبش در شکل سازمان‌یافته، با برنامه و اساسنامه منسجم و آرمان سوسیالیستی، نخستین بار در سیمای فرقه عدالت ایران تجلی یافت. در واقع فرقه عدالت ایران را باید اولین حزب کارگری ایران نامید.

زمینه‌های عینی و ذهنی

از میانه‌های سده نوزده میلادی، در پیامد بحران اقتصادی، روستائیان و پیشه‌وران تهیدست، به صورت فردی یا دسته‌جمعی، به مناطق مهاجرپذیر، به‌ویژه قفقاز مهاجرت می‌کردند. در سال‌های جنگ جهانی اول، 1918-1914 (1297-1293)، بازهم بر شمار مهاجران ایرانی افزوده شد، به گونه‌ای که در برخی از صنایع و معادن منطقه قفقاز، در ترکیب قومیتی کارگران، اکثریت با کارگران ایرانی بود. به عنوان نمونه در سال 1915 (1294)، در بین کارگران چند ملیتی صنعت نفت در باکو، کارگران ایران با 13500 نفر (29.1 در صد کل کارگران) و در صنایع مس کد ابیک در گنجه با 27.5 درصد کل کارگران، در اکثریت بودند. طبق برآورد دولت ایران، در ابتدای سال 1919 (1298)، از جمعیت ایرانیان ساکن قفقاز، بیش از یک صد هزار نفر کارگر بودند. (خسروپناه1392، 1)

این نیروی بزرگ کارگری، زمینه عینی تشکیل فرقه عدالت بود، اما زمینه ذهنی شکل‌گیری فرقه، به فعالیت‌های حزب سوسیال دمکرات روسیه در میان کارگران ایرانی باز می‌گشت. بخش مهمی از کارگران ایرانی که مجبور به مهاجرت شده بودند، طعمه خوبی برای کارفرمایان قفقازی بودند تا هم به بی‌رحمانه‌ترین صورت مورد استثمار قرار بگیرند (از جمله 15 تا 18 ساعت کار در برابر دستمزدی کمتر از کارگران سایر ملیت‌ها) و هم آنکه از آنان برای شکستن مقاومت کارگران اعتصابی متشکل در سندیکاها (به‌ویژه کارگران روس، ارمنی و گرجی)، بهره‌برداری شود. با آنکه کمیته باکوی حزب سوسیال دمکرات روسیه، برای مقابله با این وضعیت، کار در میان کارگران ایرانی را، رأساً و از طریق گروه همت، از سال 1902 (1281)، آغاز کرده بود، اما تا سال 1916 (1295)، به دلایل گوناگون (از جمله شکست انقلاب 1905، مخفی شدن حزب سوسیال دموکرات روسیه و گروه همت)، موفقیت قابل توجهی در این زمینه به دست نیامده بود. در این سال کمیته باکوی حزب سوسیال دمکرات روسیه، به اعضای ایرانی خود، به رهبری بهرام آقایف و محمد علی اکبری، که از سال 1905 (1284) به حزب پیوسته بودند، مأموریت داد تا فعالیت در میان کارگران ایرانی را آغاز کنند. آنان با کمک شخصیت‌هایی چون درویشی و میرزا اسداله غفارزاده اردبیلی، با تشکیل «شورای کارگران مهاجر ایرانی»، به همکاری با شوراهای کارگری دیگر ملیت‌ها و بلشویک‌ها پرداختند و تا فوریه 1917 (1296) به‌تدریج اعتماد و همکاری کارگران ایرانی را کسب کردند و رهبری مبارزات صنفی و سیاسی آنان را به دست آوردند. (خسروپناه1392، 8-2)

در سال 1916/1296 کارگران ایرانی که در صنایع نفت باکو کار می‌کردند، گروه عدالت را به‌وجود آوردند. با شعله‌ورشدن انقلاب اکتبر، اعضای حزب اجتماعیون‌ـ‌عامیون ایران که هوادار بلشویک‌ها بودند، همراه با گروه عدالت در باکو گرد آمدند و طرح تشکیل فرقه سوسیال دموکرات عدالت را مطرح کردند.

تشکیل فرقه عدالت ایران

فرقه عدالت ایران در 26 ماه مه 1917 (5 خرداد 1296)، در مدرسه تمدن ایرانیان در محله صابونچی باکو تشکیل شد. اسداله غفارزاده، میرزا قوام حسینقلی‌اوغلی، محمود ممی‌زاده، بهرام آقایف، ملابابا‌ هاشم‌زاده، رستم کریم‌زاده، محمد حسین صمدزاده، آقابابا یوسف‌زاده، محرم آقایف، قاسم مشهور به پیغمبر، مشهدی آقاوردی، سیف‌اله ابراهیم‌زاده، محمد فتح‌اله اوغلی، حسین‌خان طالب‌زاده، میر مقصود لطفی و محمد قلی علیخانوف به عضویت کمیته مرکزی، غفارزاده به ریاست (دبیر اول) و میرزا قوام ملاحسینقلی اوغلی به عنوان منشی (دبیر دوم) فرقه عدالت ایران انتخاب شدند. (خسروپناه1392، 9) 

اسداله خان غفارزاده از اهالی اردبیل و فارغ‌التحصیل دارالفنون بود. او در جنگ‌های داخلی پس از انقلاب مشروطیت (1288-1285/1909-1906) شرکت کرده بود و در انتقال مخفیانه روزنامه ایسکرای (1900/1279) حزب سوسیال دموکرات روسیه به رهبری لنین، از اروپا به قفقاز از طریق ایران نقش مهمی داشت. ( آبراهامیان1377، 142) او از مهم‌ترین فعالان حزب اجتماعیون‌ـ‌عامیون و مبلغ برجسته مارکسیسم بود.

پیش از تشکیل فرقه عدالت ایران، دو حزب ایرانی در باکو فعالیت می‌کردند؛ یکی شاخه «فرقه دموکرات ایران» در باکو که گرچه خود را حزب «کارگران، کسبه و رنجبران ایران» می‌خواند، ولی رهبران آن عمدتاً از معلمان «مدرسه اتحاد ایرانیان» و بیشتر اعضای آن از کسبه، اصناف و دانش‌آموزان بودند و دومی «فرقه استقلال ایران و اتحاد اسلام» که حزب متمولین و تجار ایرانی ساکن باکو بود. اما فرقه عدالت ایران، یک حزب کارگری به تمام معنا بود که فعالیت‌هایش را در کارخانه‌ها، معادن و محله‌های کارگری باکو متمرکز کرد و به عضوگیری و سازماندهی کارگران ایران پرداخت. در مقطعی از سال 1918 (1297)، فرقه عدالت ایران با حدود 4000 تا 6000 نفر عضو، به یکی از احزاب نیرومند سوسیال دموکرات در منطقه قفقاز تبدیل شد. (خسروپناه1392، 13-8)

فرقه عدالت ایران با الهام از نظریه لنین که بر اهمیت و ضرورت روزنامه سراسری در توسعه و تحکیم تشکیلات و تبلیغ و ترویج نظرات و مواضع حزب سوسیال دموکرات تاکید می‌کرد، دست به انتشار هفته نامه سیاسی، اجتماعی و ادبی «بیرق عدالت» به زبان‌های ترکی و فارسی زد. با توجه به این که فرقه تا دو سال‌و‌نیم پس از تشکیل، یعنی تا نوامبر 1919 (آذر1298)، دارای برنامه و نظام‌نامه مدون نبود، تنها از طریق مطالعه و بررسی پنج شماره بیرق عدالت (23 ژوئن تا 23 سپتامبر1917/تیرماه تا مهرماه1296) می‌توان به مواضع آن پی برد. بیرق عدالت، ایران را کشوری با اقتصاد زمینداری می‌دانست و معتقد بود که جامعه ایران از طبقات خاندان قاجار، علما، مالکان، تجار، پیشه‌وران، کارگران و دهقانان تشکیل شده است. این ترکیب، طبقات اول تا سوم و اکثر تجار را عامل ویرانی و فلاکت مردم ایران معرفی می‌کرد و طبقه کارگر، دهقانان و پیشه وران و تجار خرده پا را نیروی مولد و انقلابی می‌دانست. بیرق عدالت، خواستار نظام جمهوری، اجرای اصلاحات ارضی، احقاق حقوق زنان، وحدت و اتحاد بین ایلات و قبایل ایران و ترقی فرهنگی و مدنی آنان، جلوگیری از محدودیت‌های حقوقی ملت‌های غیرمسلمان و خاتمه فوری جنگ جهانی اول بود. بیرق عدالت در آغاز پشتیبان انقلاب فوریه 1917 (1296) روسیه بود اما با آشکار شدن سازشکاری منشویک‌ها و سوسیالیست‌های انقلابی (اس‌ار‌ها)، به دفاع از انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 پرداخت. (خسروپناه1392، 19-14)

در 25 آوریل 1918 (اردیبهشت1297)، «شورای کمیسرهای خلق» باکو به رهبری استپان شائومیان، در باکو و بخش مهمی از حاکم نشین باکو قدرت را به دست گرفت. این حکومت، هم به دلیل الهام گرفتن از کمون پاریس (1871/1250) و هم به دلیل سرنوشت آن، به کمون باکو شهرت یافت. نریمان نریمانوف، از سازمان همت باکو و میرحسین وزیروف، از سازمان اکینچی (سازمان مسلمانان جناح چپ سوسیالیست‌های انقلابی) نیز عضو این شورا بودند. شورای کمیسرهای باکو، بانک‌ها را به نفع خلق مصادره و کشتیرانی تجاری و شیلات و در دوم ژوئن 1918 (خرداد1297)، صنعت نفت را ملی کرد.

فرقه عدالت و گسترش فعالیت در ایران

با پیروزی شورای کمیسرهای خلق باکو، نفوذ فرقه عدالت در باکو و در میان زحمتکشان ایران در قفقاز افزایش یافت. اسداله غفارزاده و ده تا هجده نفر از رهبران فرقه عدالت در 30 ژوئن 1918 (تیرماه1297) با دو هدف وارد آستارای روسیه شدند. پس از بازگشت اجباری گروه زیادی از رهبران به علت ممانعت‌های دولت ایران، در هفته نخست ژوئیه (تیرماه) همان سال غفارزاده و دو همراهش، ملک‌زاده و حسین‌زاده، وارد رشت شدند. دو هدف فرقه عدالت از این سفر عبارت بودند از ایجاد رابطه مابین جنبش جنگل و فرقه عدالت و جلوگیری از نفوذ انگلستان به گیلان و قفقاز و تشکیل شعبه‌های فرقه در شهرهای بزرگ ایران. اما با توطئه مشترک فرقه استقلال ایران و اتحاد اسلام و حکومت مرکزی ایران، غفارزاده پیش از آنکه موفق به دیدار رهبران جنگل شود، در خیابانی در رشت مورد سوءقصد قرار گرفت و در زندان به قتل رسید. پس از غفارزاده، بهرام آقایف به عنوان رهبر فرقه عدالت انتخاب شد. (خسروپناه1392، 54-44) 

بهرام جعفر اوغلو آقایف در سال 1262/1883 در روستای شیخ ایرگول سراب در خانواده دهقانی مزدبگیر متولد شد. پس از درگذشت پدر، در سال 1278/1899 به باکو رفت و در سال 1283/1904 به عضویت حزب سوسیال دموکرات روسیه درآمد. او در مبارزات انقلاب مشروطیت ایران حضور داشت.

در نیمه اول ژوئیه 1918 (تیرماه1297) واحدهای نظامی ارتش عثمانی، باکوی انقلابی را محاصره کردند. در نشست وسیع 25 ژوئیه 1918 (مردادماه1297) شورای کمیسرهای خلق باکو، جناح اکثریت (شامل داشناک‌ها، منشویک‌ها و جناح راست سوسیالیست‌های انقلابی) هراسان از تصرف باکو از سوی ارتش عثمانی، کمک گرفتن از قوای انگلیسی به فرماندهی ژنرال دنسترویل را تصویب کرد و حکومتی با عنوان «دیکتاتوری سنتروکاسپی» تشکیل داد. بلشویک‌ها که حاضر به پذیرش این امر نبودند، به طور کامل از شورا استعفا دادند. انگلیسی‌ها در دو مرحله در روزهای 9 و 17 اوت 1918 (مردادماه1297) در باکو پیاده شدند.

در 11 اوت 1918 (مرداد1297)، سازمان همت باکو و فرقه عدالت تشکیل جلسه دادند و به دفاع از مواضع بلشویک‌ها پرداختند و اعلام کردند هر کس در مبارزه علیه قوای اشغالگر عثمانی و انگلیسی شرکت نکند، عضوی از همت و عدالت محسوب نمی‌شود. (شاهین1360،150) در دوره حکومت سنتروکاسپی (26 اوت تا 15 سپتامبر1918/ شهریور1297) و به‌خصوص در دوره تسلط عثمانی‌ها (16 سپتامبر تا 17 نوامبر1918/شهریور تا آبان1297)، یک‌صد نفر از رهبران (نیمی از اعضای کمیته مرکزی) و اعضای فرقه عدالت کشته و 95 نفر زندانی شدند. (خسروپناه1392، 57-54) و (شاهین1360، 152)

در 27 نوامبر1918 (آبان1297) واحدهای ارتش عثمانی باکو را تخلیه کردند و قوای انگلیس به فرماندهی ژنرال تامسن در باکو مستقر شد و دولت جمهوری آذربایجان (مساوات) را که یادگار تسلط عثمانی‌ها بر باکو بود، به رسمیت شناخت. این دولت تا 27 آوریل 1920 (اردیبهشت1299) که ارتش سرخ وارد باکو شد، بر این جمهوری حکومت می‌کرد. در این دوره فعالیت فرقه دمکرات و فرقه استقلال ایران و اتحاد اسلام، آزاد شد اما فعالیت کمیته باکوی حزب بلشویک و فرقه عدالت همچنان نیمه مخفی باقی ماند. با آنکه بسیاری از رهبران فرقه عدالت کشته شده بودند یا همراه ارتش سرخ در مناطقی از قفقاز و روسیه می‌جنگیدند، اما پیوستن بخشی از کادرهای فرقه دموکرات از جمله سیف‌اله ابراهیم زاده، حسن ضیا، جعفر جوادزاده خلخالی (پیشه‌وری) و برخی از روشنفکران مبارز ایرانی ساکن باکو از جمله محمدنعمت بصیرحاجی‌زاده و همچنین دو تن از رهبران ایرانی سازمان همت، داداش بنیادزاده و آقابابا یوسف‌زاده، به فرقه عدالت آن را بیش از پیش تقویت کرد. در کنفرانس عمومی فرقه عدالت در نیمه اول سال 1919 (1298)، این افراد به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شدند: داداش بنیادزاده، بهرام آقایف، ملابابا‌هاشم‌زاده، محمد آخوندزاده، یعقوب یوسف‌زاده، محمد نعمت بصیرحاجی زاده، سیف‌اله ابراهیم زاده، محمد فتح‌اله اوغلی، رستم کریم‌زاده، جهانگیر تقی‌یف، مشهدی حسین محمودزاده، محرم آقایف، کامران آقازاده، جعفر جوادزاده خلخالی و قاسم صمدزاده. فرقه عدالت ایران را حزب بلشویک روسیه و کمینترن، به عنوان حزب کمونیست ایران به رسمیت می‌شناختند.در نوامبر 1919 (آبان و آذر1298)، کمیته مرکزی فرقه عدالت، برنامه و اساسنامه فرقه را تدوین و به دو زبان فارسی و ترکی منتشر کرد. در مقدمه برنامه آمده است که این فرقه اولین حزب ایران است که به دست کارگران و زحمتکشان برای بازپس گرفتن حقوق پایمال شده پرولتاریای ایران از غاصبان تشکیل شده است. (خسروپناه1392، 67-58)

فرقه عدالت ایران از 22 ژوئن 1919 (تیر1298)، انتشار دومین روزنامه خود «حریت»را آغاز کرد. انتشار این روزنامه که هفته‌ای دو شماره از آن منتشر می‌شد تا 7 ژوئن 1920 (خرداد1299) ادامه یافت. روزنامه حریت از شماره اول تا 18 زیر نظر هیئت تحریریه، از شماره 19 تا شماره 23 به سردبیری آقابابا یوسف‌زاده، و از شماره 24 به بعد به سردبیری جعفر پیشه‌وری به زبان ترکی و فارسی منتشر شد. حریت انقلاب اکتبر1917 (1296) و تشکیل حکومت شورایی در روسیه را واقعه‌ای دوران‌ساز می‌دانست که بر سراسر دنیا تأثیر گذاشته است و در همه جا اندیشه حاکمیت فقرا را بیدار کرده است. این روزنامه حکومت ایران را حکومت مالکان و خوانین اعلام و از دهقانان و کارگران می‌خواست که برای پایان دادن به اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی ایران، نظام پادشاهی را سرنگون و نظام شورایی را برقرار کنند. حریت خواستار اجرای اصلاحات ارضی و واگذاری امور به شوراهای دهقانی، تامین ماشین‌های کشاورزی و مجهز کردن دهقانان به دانش کشاورزی نوین بود. این روزنامه به مبارزه گسترده علیه قرارداد 1919 (1298) ایران و انگلیس پرداخت و آن را خیانت بزرگ به خلق‌های ستمدیده خواند و در 11 سپتامبر 1919 (شهریور1298) تظاهرات گسترده‌ای را در مدرسه اتحاد ایرانیان باکو برپا کرد.

از بهار 1917 (1296)، فرقه عدالت دست به گسترش شعبه‌های خود زد. از اواخر سال 1917 (1296) تا اوایل 1918 (1297) سازمان‌های فرقه در داغستان، هشترخان، باطوم، ایروان، گنجه و… تشکیل شد. سازمان گنجه بزرگ‌ترین سازمان فرقه بود که 470 عضو داشت و دبیر آن میرزا علی زاده نام داشت. علاوه بر این‌ها، فرقه در شهرهای اودسا، کیف، رستوف، ولادی قفقاز و حتی مسکو حوزه‌هایی را تشکیل داد. از بهار1917 (1296)، فرقه سازمان‌های خود را در داخل ایران تشکیل داد که تا زمستان 1920 (1299) ادامه داشت. سازمان آستارا اولین سازمان درون ایران بود که به رهبری محمد آخوندزاده تشکیل شد و از اعضای اولیه آن می‌توان از میرآقا‌هادی‌اف، رضاقلی شکر، میرزانعمت حسین‌زاده، میرحبیب نقی‌زاده سرابی، میرزاصفر نوعی، میرایوب شکیبا و جلیل ستارزاده نام برد. سازمان تبریز هم در همان سال 1917 (1296) با رهبری حسین قنادزاده و علی رضازاده و مهدی شفیع‌زاده تأسیس شد. سازمان رشت و انزلی با رهبری جبار عسگرزاده (با 2000عضو) در اوایل سال 1918 (1297)؛ شعبه اردبیل در اواخر 1919 (1298) به رهبری جلیل قاسموف، عبدالحسین کاظموف، میرزاحسین فارس، مولازاده و علی‌یف؛ شعبه زنجان در اواخر 1919 (1298) با هدایت سیدقلی حدادزاده؛ شعبه مشهد در اواخر 1919 (1298) به رهبری سیدمهدی خیاط تشکیل شدند. اسناد نشان می‌دهد که فرقه عدالت در مرند، خوی و سلماس، تهران، قزوین و مازندران هم سازمان‌های خود را برپا کرده بود. (خسروپناه1392، 82-67)

کنفرانس کمیته ایالتی ترکستان فرقه عدالت ایران

در ماه دسامبر 1919 (آذر و دی1298)، از ادغام کمیته باکوی حزب سوسیال دموکرات روسیه، سازمان همت و بخشی از کمیته باکوی فرقه عدالت، حزب کمونیست آذربایجان پدید آمد. نریمان نریمانف، رهبر پیشین حزب اجتماعیون عامیون، به دبیر اولی حزب انتخاب شد. در اواخر ژانویه یا اوایل فوریه 1920 (دی و بهمن1299) محمدقلی علیخانوف، محمد فتح‌اله اوغلی و محمدزاده، از اعضای کمیته مرکزی فرقه عدالت به تاشکند مرکز ترکستان اعزام شدند تا فعالیت فرقه را در میان ۱۰۰هزار کارگر ایرانی گسترش دهند. در این زمان در 52 ناحیه از شهرها و قشلاق‌های آسیای مرکزی سازمان‌های حزب عدالت وجود داشت. در این زمان کنفرانس کمیته ایالتی ترکستان فرقه عدالت به ریاست علیخانوف تشکیل شد. کنفرانس لنین را به ریاست افتخاری انتخاب کرد و پس از آن آواتیس میکائیلیان (احمد سلطان‌زاده) درباره «انقلاب اجتماعی ایران» علیخانوف در باره «تاکتیک فرقه»، مصطفی صبحی (رهبر آینده کمونیست‌های ترکیه) درباره مسئله سازماندهی و حیدرخان عمواوغلی درباره اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران سخن گفتند. کنفرانس تأکید کرد که برخلاف کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری، که طبقه کارگر آنها متشکل‌اند و بنابراین احزاب کمونیست قادرند به صورت مستقل عمل نمایند، حزب عدالت باید با توجه به شرایط ایران، تمام نیروهایی را که به خاطر بحران اقتصادی، در براندازی الیگارشی اربابی ذی‌نفع می‌باشند، به سوی خود جلب کند. اقدام بسیار مهم کنفرانس که جایگاه آن را به حد کنگره حزبی ارتقا داد، تصویب برنامه و اساسنامه جدید فرقه عدالت ایران بود. کنفرانس سیاست فلاکت بارو خیانتکارانه دولت ایران را که پوششی برای پنهان ساختن اقدامات پلید امپریالیست‌های انگلیسی بود، محکوم کرد. کنفرانس کمیته ایالتی ترکستان فرقه عدالت زمینه ساز تحول فرقه عدالت به حزب جدید، یعنی حزب کمونیست ایران، بود. (شاهین1360، 155) و (خسروپناه1392، 99)

در 27 آوریل1920 (اردیبهشت1299) ارتش سرخ وارد باکو شد، دولت دست‌نشانده انگلستان و عثمانی یعنی دولت مساوات سقوط کرد و حزب کمونیست آذربایجان قدرت را به دست گرفت. در پی این تحول، فرقه عدالت که فعالیت نیمه مخفی داشت، علنی شد و در هفته نخست ماه مه 1920 (اردیبهشت1299) هیئت اجرائیه خود را با میرجعفر پیشه‌وری دبیر اول، سیف‌اله ابراهیم‌زاده دبیر دوم، بهرام آقایف و نعمت بصیر حاجی‌زاده تشکیل داد. میرجعفر جوادزاده (پیشه‌وری)، در سال 1272/1893 در روستای زاویه خلخال به دنیا آمد و در 12 سالگی با خانواده به باکو رفته، در آنجا تحصیل و سپس تدریس کرده بود. از 9 تا 20 آوریل 1920 (فروردین1299) هیئت اجرائیه روندی را که با کنفرانس ترکستان آغاز شده بود، ادامه داد و با انتشار اطلاعیه‌هایی در روزنامه «کمونیست» باکو، اعلام کرد که وظیفه این هیئت تشکیل واحدهای حزبی در بین کارگران ایرانی مقیم باکو، انتقال دفتر مرکزی به ایران، جذب و سازماندهی کارگران و دهقانان و به دست گرفتن رهبری مبارزه آزادیبخش ملی و مبارزه با «طفیلی‌های» جامعه ایران است. (خسروپناه1392، 103)

کنگره فرقه عدالت ایران

در اطلاعیه 13 ماه مه 1920 (اردیبهشت1299) هیئت اجرائیه اعلام کرد که در 15 ژوئن (24خرداد) همین سال کنگره کمونیست‌های ایران تشکیل می‌شود. کمیته ایالتی ترکستان فرقه عدالت (سلطان‌زاده، علیخانوف و فتح‌اله اوغلی) در این زمینه با هیئت اجرائیه هماهنگی کامل داشت. در حالی که اعضای فرقه عدالت ایران در تدارک تشکیل کنگره و همکاری با جنبش جنگل بودند، از وظایف انتر ناسیونالیستی خود هم غافل نبودند. در 25 آوریل 1920 (اردیبهشت1299)، ارتش لهستان به روسیه شوروی یورش برد و شهر کیف را اشغال کرد. در اعلامیه 15 ماه مه هیئت اجرائیه آمده است: تمام کمونیست‌های ایرانی را که در روسیه زندگی می‌کنند، علیه یورشی که از جانب امپریالیسم دنیا بر ضد روسیه انقلابی از لهستان تدارک دیده شده، به مبارزه دعوت می‌کنیم.»

در 28 آوریل 1920/8 اردیبهشت 1299 ارتش سرخ پس از شکست ارتش انگلستان و گاردهای سفید در آذربایجان و باکو، آنها را از انزلی هم بیرون راند. انزلی از سال 1297/1918 به پایگاه جنگی و انبار اسلحه ارتش انگلستان علیه روسیه شوروی تبدیل شده بود.

در 24 ماه مه 1920 (3 خرداد 1299)، کنفرانس فرقه عدالت در شرایط خروج نیروهای انگلیسی و حضور محدود ارتش سرخ، در بندر انزلی برگزار شد. در این کنفرانس که 48 نماینده شرکت داشتند، حیدرخان عمواوغلی گزارش سیاسی را قرائت کرد اما در مسائل سازمانی تصمیمی اتخاذ نشد. 

سرانجام نخستین کنگره فرقه عدالت ایران در 22 ژوئن 1920 (اول تیرماه1299) با حضور 62 نماینده و 9 مهمان در بندر انزلی به ریاست افتخاری و.ا.لنین و نریمان نریمانف گشایش یافت. کامران آقازاده کنگره را افتتاح کرد. هیئت رئیسه کنگره عبارت بودند از: کامران آقازاده، میر جعفر جوادزاده (پیشه‌وری)، محمدقلی علیخانوف و میربشیر قاسم زاده. کنگره نام فرقه عدالت ایران را به فرقه کمونیست ایران (عدالت) تغییر داد. بعدها واژه عدالت از این عنوان حذف شد. ترکیب طبقاتی اعضای فرقه عدالت ایران در زمان برگزاری کنگره عبارت بود از:60 درصد کارگر و کارآموز، 30 درصد کارمند، 17 درصد صنعتگر و پیشه ور و 3 در صد روشنفکر و سرباز. کنگره نخست آواتیس میکائیلیان (احمد سلطان زاده) را به دبیر اولی برگزید اما در مهرماه همان سال، در مخالفت با برنامه تندروانه سلطان‌زاده، حیدرخان عمواوغلو را جایگزین او کرد. (خسروپناه1392، 108-83) و (آبراهامیان1377، 145-144)

سرچشمه‌ها

1. خسروپناه، محمدحسین و باست، الیور.1392. فرقه عدالت ایران از جنوب قفقاز تا شمال خراسان1920-1917. تهران. نشر پردیس دانش.

2.آبراهامیان، یرواند. 1377. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی. تهران. نشر نی.

3. شاهین (ابراهیموف)، تقی. 1360. پیدایش حزب کمونیست ایران. ترجمه ر. رادنیا. تهران. نشر گونش.

رگی از مشکلات اقتصادی کشور را حل کند.



دریافت دانش و امید ۵ از اینجاHerunterladen