پرش به محتوا

خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگران – حسین بهادری


خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگران

حسین بهادری

مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر، سمبل همبستگی بین المللی این  طبقه در سراسرجهان  درشرایطی برگزار می شود که امروز بیش ازهر زمان کارگران جهان با فقر روزافزون ، بیکاری ، خشونت  دولتی ، دستگیری ، شکنجه ، عدم اطمینان به آینده ، تبعیض و نابرابری روبرو بوده و در شرایطی که اپیدمی کرونا جان انسان های فقیر و کارگران را بیشتر از دیگران می گیرد برای تهیه لقمه نانی از جان مایه می گذارند.

در جمهوری اسلامی ایران موقعیت اقتصادی کارگران روز به روز در نتیجه به کار گیری دستور عمل های نهادهای امپریالیستی، چون صندوق بین‌المللی پول بانک جهانی و تجارت جهانی مبنی بر خصوصی سازی و حذف سوبسیدهای نیازمندی های ضروری سخت تر می شود و به گفته دکتر صادق پیوسته، جامعه‌شناس اقتصادی ۷۰ درصد از ۴۰ میلیون خانواده کارگری زیر خط فقر قرار دارند. برای رژیم و سرمایه داران جان و زندگی نیروی کار هیچ ارزشی ندارد تنها معیاریشان در اقتصاد کشور دلالی، دزدی، اختلاس، رانت خواری و ثروت اندوزی است.

در شرایطی که اکثریت مردم به ویژه بر کارگران با دو ویروس خطرناک و کشنده یکی کرونا و دیگری نظام اسلامی درگیر هستند واگذاری کارخانه های صنعتی به ویژه موسسات کلیدی کشور مثل کارخانه ماشین سازی تبریز، هپکو، نیشکر هفت تپه و … به پادوهای نظام و تغییر روزمره قانون کار به نفع تصاحب کنندگان اموال عمومی هزاران کارگران، بیکار و به قعر دره فقر مطلق سقوط آزاد می کنند.

در مقابل این همه وحشی گری و استثمار سیستم سرمایه داری کارگران جهان هرروز  در سراسر جهان دست به اعتراض و اعتصاب علیه  شرایط غیر انسانی میزنند و با به جان خریدن خطرات بسیاری  از جمله اخراج ، دستگیری، شکنجه و بازداشت طولانی مدت ، برعلیه سیستم  استثمار انسان از انسان به مبارزه و اعتراض بر میخیزند.

در ایران به علت آشکار شدن بحران های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و گندیدگی ساختار نظام جمهوری اسلامی، تضادهای حل نشدنی موجود به مرحله ای رسیده که اکثریت مردم ایران را درمقابل رژیم قرار داده است. در چنین شرایط، تاریخ وظیفه مهمی در برابر طبقه کارگر و بخش آگاه آن قرار داده. با توجه به این که قدرت طبقه کارگر در دو فاکتور مهم یعنی تشکل و آگاهی طبقاتی نهفته است و نظر به این که طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی با سیستم سرمایه داری بدون داشتن تشکل های مستقل خود یعنی حزبی که حافظ منافع روزمره و آینده طبقه کارگر باشد و اتحادیه های سراسری کارگران به مثابه تسمه اتصال حزب با طبقه و توده مردم نمی تواند در تغییر تحولات جامعه نقش داشته باشد. بنابراین فعالین جنبش کارگری دو وظیفه تخطی ناپذیر دارند:

۱- مبارزه خطی با انحرافات بورژوازی، خرده بورژوازی و پروژه حزب سازی تشکل هائی که حداقل چهل سال در خارج از کشور به نحوی موجودیت خود را حفظ کرده و برای جنبش نسخه می پیچند و ادعای رهبری دارند.

۲- در نبود حزب سیاسی طبقه کارگر به مثابه ستاد رهبری کننده درنبردطبقاتی باسیستم سرمایه داری با استفاده از تجربیات و دستآوردهای کارگران در۱۳۵سال گذشته ( از نخستین فراخوان کارگران شیکاگو برای برگزاری اعتصاب سراسری کارگران شیکاگو در روز ۱مه ۱۸۸۶ تا به امروز) به امر تشکل یابی کارگران در حزبی با جهان بینی سوسیالیسم علمی و تدوین استراتژی و تاکتیک مبارزاتی براساس تحلیل مشخص از شرایط عمومی ایران تلاش کنند.

تجربه رویدادهای سال ۵۷ در عمل ثابت کرد که طبقه کارگر فقط در شرایطی می تواند تغییر و تحولات اجتماعی را، به نفع اکثریت مردم ، ملیت های تحت ستم و کارگران مهاجر کشور جنگ زده افغانستان که تحت ستم و استثمار چند لایه سرمایه داران قرار دارند رقم بزند که در مبارزه علیه سیستم موجود در جامعه به مثابه یک طبقه متشکل برای حفظ منافع طبقاتی خود و اکثریت مردم نقش تعیین کننده داشته باشد.

فرخنده و پرشکوه با اول ماه مه روز جهانی کارگر

زنده و برقرار با همبستگی کارگران جهان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: