سياسی, سرتیتر

مذاکرات هسته ای : معادله قدرتمندی ایران – علی مطر، سایت المیادین – احمد مزارعی

نوشته : دکتر علی مطر، سایت المیادین

مترجم: احمد مزارعی، هیجدهم اوریل ۲۰۲۱

درتاریخ چهاردهم جولای سال ۲۰۱۵ ، مجموعه کوششهای دپلوماتیک بین المللی منجر به راه حلی همه جانبه درمورد مسئله هسته ای ایران گردید. این توافق عمومی ، پایه اساسی این مشکل دراین مرحله گردید، وقرار براین شد تا این توافق پایه ای برای اعتماد جمعی برروی امر مسالمت امیز بودن مسئله هسته ای ایران باشد، اما لجاجت امریکا وخروج دونالد ترامپ از توافقنامه برنامه هسته ای ایران برنامه را بسیار درهم ریخت وپیچیده ساخت وان را به نقطه صفر برگردانید ، لذا جو بایدن امروز باید جاده را مجددا هموار و رابطه بحرانی گذشته را ترمیم کند وگر نه راهی را که نمایند گانش درمذاکرات میخواهند ازطریق فشار برایران پیش ببرند نتیجه نخواهد داد.

بدون ذره ای شک مصلحت امریکا دراین است تا به قرارداد هسته ای باز گردد زیرا در غیر این صورت عواقب بسیار سنگینی برا ی منافع امریکا ومنافع هم پیمانانش درمنطقه خواهد داشت، اینکه ایران برنامه هسته ای خودرا متوقف کند احتمالش بسیار کم است وهیچگونه ضمانتی برایش نیست ، درحالی که امریکا به این امر واقف است وبهمین دلیل درانتخاب راه برگشت خود به توافق هسته ای دچار تردید است.

بازگشت امریکا به توافقنامه هسته ای فرصت زیادی دراختیار امریکا قرارمیدهد تا به مشکلات منطقه ای خود سروسامان داده وبه امور گوناگون دیگر بپردازد، امورات دیگری که برای امنیت ملی امریکا وشرکای منطقه ای امریکا بسیار مهم است، دراین میان ایران بدون اینکه همه مشکلاتش درمورد منطقه ومسئله هسته ای با امریکا حل نشود درهیچیک از مسائل منطقه ای با امریکا تشریک مساعی نخواهد کرد.

یکم : مسیر مذاکرات درگروی چند مطلب اساسی میباشد

درمورد برنامه مذاکرات میان ایران وامریکا تا کنون بحثهای گوناگونی مطرح شده است ، اما پس ازاینکه اخیرا دریک جلسه غیررسمی اروپائیها برای برگشت ایران به قرارداد هسته ای که دونالد ترامپ بطور یکطرفه ازان خارج شده است، پیشنهاد مذاکره مستقیم میان ایران وامریکا را مطرح کردند که ایران با این پیشنهاد مخالفت صریح خودرا اعلام نمود، امریکا هم اکنون ناچارا مسیر تازه ای را برای ادامه مذاکرات اغاز نموده است.

مسیر مذاکرات امروز ایران – امریکا ، درگروی مجموعه ای از اعتبارات است که بر حسب شرایط وموقعیت ان با اختلافات ونظرات تحلیلی گوناگونی روبرواست. دراینجا نظراتی براین مبنی قراردارد که اقتصاد ایران دروضعیت خفه کننده ای روبرو است لذا با وارد اوردن فشار مضاعف برایران باعث خواهد شد که این کشوربه شرایط امریکا تن دردهد ، ویا گروههای دیگری که باوردارند این سیاست ضروری است تا مانع یک جنگ هسته ای اتمی درمنطقه گردد . درهمین حال گروههای دیگری نیز وجود دارند وبراین عقیده هستند که فشار حد اکثری برایران ووارد کرن دردو رنج فراوان بر ملت ایران ، تهران را نه برسر میز مذاکرات برخواهد گرداند ونه اینکه برنامه هسته ای خودرا متوقف خواهد کرد.

ایرانیها تغییراتی بسیار سطحی درسیاست تازه امریکا مشاهده میکنند که بنا به گفته روحانی درحد یک عمل مفید وقابل ملاحظه برای ایران نیست، واینکه تاکنون ایران درحفظ برنامه هسته ای بطور کامل پایبند مانده است، لذا حق ملت ایران است تا تحریمها ی ظالمانه بیکباره لغو شوند. ازسوی دیگر بایدن اماده میشود تا روح تازه ای را در قرارداد هسته ای وارد کند ، اما درعین حال میخواهد از شرکای خود در خلیج (فا رس) نیز حفاظت کند ، بایدن نیاز به یک استراتژی دارد که بتواند عملا از انها حمایت کرده تا انها نیز به طریقه ای بتوانند دراین استراتژی شرکت داشته باشند.

دوم – مذاکرات طولانی خواهد بود…. وایران نیز تسلیم نخواهد شد.

مقاله ای بتوسط جان بی الترمان درسایت (دفنس وان) نوشته شده است که دران توضیح میدهد که بعد از خروج امریکا از قرارداد هسته ای بتوسط دونالد ترامپ ، مذاکرات بسیار شاق خواهد بود وازنظر این نویسنده انگونه که گروه بایدن فکر میکنند،نباید امیدداشت که بازگشت به مذاکرات اسان خواهد بود ونباید توقع داشته باشیم که ایران تسلیم خواهد شد بلکه باید منتظر مذاکراتی طولانی همراه با بحران خواهیم بود.

الترمان سپس ادامه میدهد:»اینچنین بنظر میرسد که برنامه هسته ای ایران بطور کامل بمثابه ابزاری عمل میکند تا طرفهای گوناگون بوسیله ان درگیریهای دیپلوماتیک خود راتنظیم کنند ونه اینکه یک کوشش علمی وجدی برای حل موضوع باشد».وی پیش بینی میکند که بعید بنظر میرسد تا قبل از انتخابات ایران درماه جون ،سال 2021، که به احتمال زیاد رئیس جمهوری بر سرکاربیاید که نسبت به مذاکرات هسته ای بیشتراز رئیس جمهور فعلی یعنی اقای روحانی شک وشبهه داشته باشد.

تحلیلگر دیگر امریکائی بنام «ستیون ارلانگر» ، با نوشتن مقاله ای درمجله «نیویورک تایمز»براین باور است که ایران تسلیم نخواهد شد وی اشاره میکند که تصمیم ترامپ برای خروج از قراردادهسته ای وتحمیل تحریمهای زیادی برایران به اسانی فراموش نخواهد شد، ایران بدون شک ، خواستار ملیاردها دلارتحریم وخسارتهائی خواهد شد که درنتیجه خروج امریکا ازاین قرارداددرسال 2018، متحمل شده است.

نویسنده دیگری بنام «دیوید گارنر» درمجله «فایننشال تایمز» چنین مینویسد: «گروه سیاسی وزارت خارجه بایدن برای مذاکره هسته ای که اکثریت انان را مبارزان کهنه کار دوره اباما تشکیل میدهند ، به خوبی به مشکل بودن مذاکرات خود واقف هستند ومیدانند که برگرداندن قرارداد هسته ای بجای اول خود با چه مشکلاتی روبرو میباشد زیرا به تجربه مستقیم خود میدانند که مذاکره کنندگان ایرانی تا چه اندازه هشیاری دارند ورابطه میان انها وامریکا دردوره ترامپ دراین مرحله به چه درجه ای از دشمنی فراروئیده است. ازاین نظر انها باید بسیار محتاطانه عمل کنند واستراتژی واشنگتن باید استراتژی»کمتر دربرابر کمتر» باشد.

سوم – شرط ایران بسیارروشن است..برداشتن همه تحریمها.

موضعگیری ایران دارای هیچ شک وشبهه ای نیست وبسیارروشن است وشرطی است که رئیس جمهور ایران مطرح نمود : لغو تحریمها قبل از هر چیز.

همچنین محمد جواد ظریف نیز همین نظررا دارد ، اگر واشنگتن دراستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران درماه جون اینده تحریمهارا علیه ایران محدود نکند قرارداد هسته ای درمعرض خطر قرارخواهد گرفت

خلاصه اینکه مسئولان ایران شرط اصلی بازگشت امریکا به قرارداد هسته ای را برداشتن ولغو همه تحریمها از طرف واشنگتن دانسته اند.

همچنین اقای علی خامنه ای رهبر معنوی ملت ایران دراین زمینه هرگونه شکی را با این بیانات خود تبدیل به یقین نمود :

«امریکائیها نخست باید تحریمهارا بردارند تا ما نیز بعد از تضمین رفع تحریمها به وظایف خود عمل کنیم»

وی درادامه توضیح داد که » پیشنهادهای کنونی امریکا ئیها توهین امیز بوده بطوریکه ارزش نظر انداختن برانها نیز ندارد».

بااین حساب ایران حرفه ای تر شده وبه خوبی میداند که چگونه از اوراق برنده خود در بازی های جهانی از موضع قدرت استفاده کند . زیرا قدرتها تنها در معادله قدرتشان با یکدیگر مورد احترام قرار میگیرند و اینکه تا چه حد قدرت تحمیل اراده خود را داشته ودارای اوراق برنده هستند.

غرب باید بداند که ایران دارای اوراق برنده ای میباشد که میتواند درمقابله با محاصره ایران ازانها استفاده کند ، هم اکنون ایران در خلال مذاکره غیر مستقیم ، مقابله به مثل ورودرروئی از موضع قدرت با امریکا وهم پیمانانش را درعمل بکار گرفته وبه امریکا فهمانیده است که ایران وزنه ای قوی بوده ونمیتوان با بازی خطرناک قرارداشتن در»لبه پرتگاه» با وی رفتار کرد، لذا راهی که امریکا درپیش گرفته به انعقاد قرارداد تازه ای منجر نخواهد شد.