تاریخی, سرتیتر

راه فرار سخت وپراز فراز ونشیب استقلال ژاپن اززیرتسلط استراتژی امریکا – قدری جمیل – احمد مزارعی

راه فرار سخت وپراز فراز ونشیب استقلال ژاپن اززیرتسلط استراتژی امریکا

مجله قاسیون وابسته به «حزب اراده ملی سوریه»به سردبیری قدری جمیل رئیس سابق حزب کمونیست سوریه

مترجم : احمد مزارعی ، دوازدهم اوریل 2021


هفتادوپنج سال پیش ژاپن در جنگ جهانی دوم شکست خورد، از ان زمان ارتش این کشور منحل وکشوربطور کامل خلع سلاح گردید، واز همین زمان امریکا ژاپن را وادار نمود تا یک قانون اساسی مسالمت امیز بنویسد که تسلط امریکا را بر کشور ژاپن تسهیل وامکان پذیر گرداند. یکی ازاهداف اصلی این قانون اساسی این است تا کشور ژاپن بطور دائم درزیر مراقبتهای امریکا باشد ومانع بلند پروازیهای دشمنانه وی گردد، دران زمان این عملکرد منطقی بنظر میرسید ، اما برای امریکا این قانون اساسی بمثابه تاکیدی بود که ژاپن را تحت تسلط خود میگرفت ، درحقیقت ژاپن اجبارا سهم بسیار بزرگی را درجنگهای مختلف امریکا به عهده میگرفت ، همچون شرکت درجنگ امریکا علیه کره بین سالهای 1950 – 1953 ، جنگ امریکا درویتنام 1955 – 1975 ، ودرجریان جنگ امریکا در خلیج (فارس)، 1991 – 1990، سهم ژاپن در زمینه کمکهای مالی ونظامی به نیروهای ائتلاف جنگ دراین مرحله بسیار افزایش یافت.

مرکزگلوبال تایمز

امریکا برای اینکه بتواند استراتژی جهانی خودرا اعمال کند به تابعین ووابستگانی نیاز داشت ودراین میان ژاپن چون هم تکنولوژی واقتصاد داشت وهم بلند پروازی ، لذا امریکا این کشوررا انتخاب نمود تا نقش پشتیبانی اصلی را از استراتژی جهانی خودش به عهده بگیرد.

اما درمقابل ژاپن امروز نیازمند چیزی است : وان رها شدن از قانون اساسی مسالمت امیزموجود ، برای اینکه این خواست ژاپن اتفاق بیفتد ، امریکا میکوشد تا ژاپن را همچنان برای مدت دیگری درتبعیت از خود نگهدارد، امریکا میداند که ژاپن مدت زیادی همچون سابق در زیر تسلطش باقی نمیماند، لذا میکوشد تا این کشوررا به تعداد بیشتری از قراردادها ، ائتلافها وهماهنگیها وابسته سازد. ازجمله این ائتلافها که مورد نظر امریکا میباشد»سازمان اطلاعاتی «چشمان پنج گانه»است.

امریکا خواستار ان است تا مسیراین تحول وحرکت ژاپن را بویژه انگاه که خواستار تبدیل «نیروهای دفاع ذاتی» خود، به «نیروهای دفاع ملی» خود، تبدیل کند به تمهیداتی ساختاری بویژه درزمینه جنگ افزاری دست بزند وهم اینکه تضمین بدهد که که این تمهیدات مطلوب سیاستگزاریهای نظامی امریکا بوده وبران اعتماد داشته باشد.

خلاصه اینکه امریکا خواستار انست که ژاپن ونیروهای تازه اش بمثابه محوری باشد که بتواند انرا برعلیه چین وروسیه درمنطقه اسیا واقیانوس ارام بکار بگیرد، اما اینچنین سیاستی ژاپن را درموقعیتی بسیار خطرناک ودر مقابله با قدرتهای بزرگ منطقه ای قرارخواهد داد، سیاستمداران ژاپنی اینرا میدانند، زیرا انها در دایره تنگ حرکت قدرتهای مذکور قراردارند. لذا ژاپنیها مابین خندق امریکا از یکطرف واز طرفی خروج از صف بندیها ئی قراردارند که بتواند منافع کشورشان را تامین کند.

مشکلات استقلال ژاپن

مشکل اصلی واولیه توانائیهای نظامی فعلی وامکاناتی که ژاپن دارد این است که نمیتواند بطور کامل از امریکا جدا شود . یکم اینکه ارتش ژاپن از نظر تسلیحات وتکنولوژی تا حد زیادی به امریکا وابسته است واز همه مهمتر اینکه ژاپن صلاحیت استخدام این تکنولوژیها را بطور مستقل ندارد وبدتر از همه اینکه ژاپن مجاز نیست که بطور مستقل برای پیشبرد تکنولوژی نظامی خود دست به تحقیقات بزند.

اضافه بر همه اینها ، اسانترین تکنیک در شرایط فعلی این است تا «نیروهای دفاع ذاتی» خودرابه نیروهای دفاع ملی تبدیل کند ، بر طبق شیوه هائی که امریکا درشرایط مشابه عمل میکند اینست که نیروهای دفاع ذاتی ژاپن را اموزش دهد تا به مرحله نیروهای دفاع ملی ارتقا پیدا کند ونیازمندیهای ضروری لازم را برای انها تامین کند، اما این امر وابستگی ژاپن را به امریکا عمیق تر میکند وتوانائی رها شدن را ازانها میگیرد . این وضعیت مشکل ژاپن را در تسلط برداشتن سیستمهای مستقل جنگی، اطلاعاتی ودریائی بیشتر میکند که موجب وابستگی بیشتر ژاپن به امریکا میگردد، وحتی اگر این را درنظر بگیریم که اگرازاعتبار جهانی امریکا کا سته شود وژاپن قدرت مانور بیشتری پیدا کند بازهم بعید بنظر میرسد که در کوتاه مدت بتواند بدون وابستگی وکمک امریکا تبدیل به قدرتی تاثیر گزاربرای خود گردد.

با درنظر گرفتن وضعیت وشرایط موجود برای امریکا این امکان وجوددارد تا همچنان ژاپن را در چنبره سیاستهای خود نگهدارد. واما نگاهی به گزینه های دیگردر اینمورد : اقتصاد داخلی ژاپن ومنظره متغیر جهانی : ژاپن باید عمیق تر به این موضوع فکر کند که تا چه اندازه تحمل انرا دارد تا با درکنار امریکا ماندنش میتواند درضدیت با چین ادامه دهد . این امر به مصلحت ژاپن نیست ، ژاپن به اقتصاد وبازار چین نیازمند است . درشرایط فعلی شاید بتوان گفت که بیطرف ماندن کامل مابین امریکا وچین میتواند بهترین گزینه برای ژاپن باشد.ژاپن میتواند بعضی کمکهارا دراختیار «ائتلاف پنج چشم»ویا ائتلافاتی مشابه قراردهد واین امر از نظر چینیها غالبا قابل درک است، اما ادغام شدن گسترده با امریکائیها به این معنی است که انها باید بهای سنگینی بپردازند که عواقب خطرناکی برای ژاپن دربر خواهد داشت.

نباید شک داشت که امریکا امیدوار است تا ژاپن را بطور کامل به تبعیت از خود وادارد ، اما این سیاست امریکا اگر هم اعمال شود نمیتواند برای مدت زیادی ادامه پیدا کند ، اما درخوشبینانه ترین وضع هم این اتفاق نخواهد افتاد ، ژاپنیها نیز برای خود سیاست خاصی را تعقیب میکنند ، انها میدانند که درمنطقه شرق اسیا قراردارند وبه مصلحت انها است که با همه اقلیم همکاری کنند.چین،ژاپن وکره جنوبی بطور گسترده ای بیکدیگر متصل هستند ، طوکیو امور منطقه را با نگاهی پراگماتیستی ارزیابی میکند واجازه نخواهد داد که رابطه اش با پکن وموسکو به دشمنی تبدیل گردد.

امارهای انفجاری

ژاپن نگران فشارهای اقتصادی رو به ازدیاد خود میباشد، اقتصاد ژاپن درنتیجه ویروس کورنا درحالتی استثنائی بسر میبرد . برای مثال امارهای هیجدهم ماه اوت گذشته در ژاپن نشان میدهد که تولیدات داخلی به نسبت سالیانه ( 28،7%،) کاهش داشته است، به این معنی که ژاپن از نظرجهانی دردرجه سوم کسری تولید داخلی قرارداشته است. این کاهش اقتصادی از سال 1980، تاکنون بیسابقه بوده است .

علیرغم اینکه حکومت ژاپن اقداماتی را درجهت بهبود زندگی وکاستن از فشارهای وضعیت اضطراری کورنا انجام داد ، اما نظر به اینکه ابزارهای کار دولت همچنان شیوه های سنتی وقدیمی است نتوانست موثرباشد وژاپن را از باتلاق کنونی نجات دهد. درماه اکتبر سال 2019، حکومت مالیات بر مواد مصرفی مردم را از 8% ، به 10% ، افزایش داد ، این اقدام حکومت عملا باعث یک زمین لرزه دراقتصاد کشور ژاپن گردید ، همزمانی این افزایش مالیات با تاثیر ویروس کورنا درجامعه بمثابه ضربه ای هولناک بر مصرف کنندگان وهمچنین بازرگانی ژاپن بطور ویژه بود، در مقرراتی اضطراری که حکومت درماه اوریل برقرارکرد ، مصرف کالاهای داخلی ژاپن که نیمی از اقتصاد کشوررا تشکیل میدهد ، به نصف کاهش یافت ، یعنی 8،2% ، واین دقیقا به این علت بود که خانواده ها درمنزل میماندند لذا استهلاک کم میشد وهم اینکه کوشش میکردند از مصرف کالاهای غیر ضروری اجتناب بورزند که باز هم موجب رکود اقتصاد داخلی میگردید.

ازسوئی امارهای اولیه حکومتی ژاپن نشان میدهد که صادرات کالا وخدمات به نسبت 18،5%، کاهش داشته است واین در هماهنگی با عقب گرد درخواست جهانی برای تقاضای ماشینهای ژاپنی وقطعات یدکی ان بوده است که البته این اتفاقی جهانی بوده است، درهمین حال مرکز واردات کشوری ژاپن اعلام نمود که فقط 5،. %کاهش واردات داشته اند ، بطوریکه استقرار واردات از چین باعث قدرت ژاپن در پوشش دادن وجبران کسریهای بزرگ وارداتی خود از امریکا واتحادیه اروپا بوده است.

درزمینه کاهش سرمایه گزاریهای خصوصی باید گفت که در یکسوم چهارم سال 2020،مقدار %1،5،کاهش یافته است، سرمایه گزاریها در زمینه مسکن ، نیز 2،.% ، کاهش داشته است ، با پیش بینی به متلاشی شدن اقتصاد که امکان وقوعش دراینده میرود.درزمینه کند شدن حرکت اقتصادی سالانه ژاپن ، به نسبت 26،4% ، خواهد بود.

مسیرروشن امیدوبهبودی

درزمان فعلی ثابت شده است که اقتصاد محلی به تنهائی نمیتواند بهبود یابد ، با این حساب روشن است که ژاپن نیازمند گرفتن کمک خارجی میباشد، این وام نیز باید در راه تجارت ازاد وگسترش اقتصاد داخلی وشرکت در اقتصاد منطقه اسیا بکار گرفته شود، بویژه این را باید درنظر گرفت که امریکا همپیمان سنتی ژاپن که خود نمیتواند به مشکلات خود درداخل امریکا سروسامان دهد ، مسلما قادر نخواهد بود به ژاپن کمک کند.

اگر به رابطه چین وژاپن نگاهی بیندازیم وازسوئی بهبود اقتصاد چین که با وجود کورنا ادامه یافته است ، بنظر میرسد که ژاپنیها باید کوشش کنند راههای تازه ای را برای گسترش وتعمیق اقتصادی وبازرگانی خود باچین ایجاد کنند ، وبرای اینکه انها بتوانند از فاجعه ای که برایشان درراه است نجات یابند ، باید رابطه با چین برایشان دراو لویت قرار بگیرد ، ضروری است بدانیم که رابطه دوگانه میان این دوکشوردرمرحله اخیر وبخاطر وجود استقرارسیاسی موجود پیشرفتهای قابل ملاحظه ای داشته است، علیرغم وجود کورنا رابطه بازرگانی واقتصادی میان دوکشور تا نیمه اول سال 2020، نزدیک به 150 ملیارددلار بود ، همچنین ژاپن به غیر از رابطه بازرگانی وتجارتی که با چین داشت ، مبلغ دوملیارد دلارنیز در چین سرمایه گزاری دارد واین نشاندهنده رابطه بسیار خوب سطح همکاری میان دو کشور میباشد.

با این حساب سیاستمداران ژاپنی از رودرروئی ووفرازونشیبهائی که میان امریکا وچین وجوددارد باید مضطرب باشند، بویژه اینکه ژاپنیها امروز بیش از هرزمانی دیگر نیازمند عملکردی هستند که بتوانند ازاستقلال بیشتری برخردار باشند، ژاپنیها به حجم خسارت وفاجعه ای که ممکن است درنتیجه بروز بحران میان انها وچین بروز کند اگاهی دارند ، لذا انها باید دراینمورد با درایت، واقع بینی وتفحص بیشتری بیندیشند، این وضعیت میطلبد که انها با شجاعت قابل ملاحظه ای حرکت کنند وکوشش کنند که بین خود وچینیها رابطه اقتصادی عمیق وروبه رشدی را برقرارکنند.

کوشش درجهت عدم ایجاد انفجار درمنطقه

براساس نظریه مارشال بیلنگسلی مسئول مذاکرات امریکائیها برای کنترل اسلحه ، امریکا میکوشد ژاپن را قانع کند که موشکهائی بابرد متوسط برای «تهدیدات فعلی» که چین مصدر این تهدیدات است در ژاپن نصب کند . این مارشال اضافه نمود:

«این سلاحی دفاعی است واز نوعی است که ژاپن میخواهد وبه ان احتیاج دارد»

پس از اینکه امریکا در ماه اگست 2019، از معاهده استفاده از موشکهای اتمی با برد متوسط عقب نشینی نمود ، اینبار واشنگتن پیشنهاد دیگری را باهدف مستحکم نمودن قدرتهای نظامی خود در منطقه غرب اقیا نوس ارام مطرح ساخت . واشنگتن میداند که قدرت متمایزوکلاسیکی که نیروی دریائی ، هوائی وزمینی امریکا ازان برخرداراست هم اکنون به علت قدرت یابی نظامی واستراتژیکی رقبای تازه (چین وروسیه)، کاهش یافته است وازاین نظر منطقه عملیات نظامی اسیا – اقیا نوس ارام را باید به نفع قدرت نظامی امریکا دراین مناطق تغییر داد، ازاین نظر امریکائیها مایلند با بکار گیری موشکهایی با برد متوسط ویا موشکهائی مافوق سرعت صوت توانائی تهاجمی خودرا تقویت کنند.

نقش وموقعیت ژاپن دراین منطقه برای امریکا بسیار مهم است (1)، زیرا امریکا با نصب انواع موشکهای تهاجمی خود درپایگاههای نظامی ژاپن میتواند چین وروسیه را در منطقه شرق دور مورد اصابت قراردهد ومهمتر اینکه میتواند ناوگان دریائی روسیه را هم در اقیانوس ارام مورد هدف قراردهد. اما پذیرش ژاپن بر نصب این موشکها درخاک خود به معنی بحرانی کردن رابطه خود با چین است ، لذا احتمال این اقدام از طرف ژاپن بعید بنظر میرسد ودرنتیجه ژاپن این پیشنهاد امریکارا قبول نخواهد کرد، صرف نظر ازهر چیزی وتنها با نگاه نظامی به اینموضوع ، این سناریو ژاپن را در نقطه خطرناکی قرارخواهد داد زیرا روسیه نیز اقدام به نصب پایگاههای پرتاب موشکهای بالستیک خواهد کرد که میتواند پایگاههای امریکا را در ژاپن مورد اصابت خود قراردهد.

ژاپونیها میدانند که انچه را که دراطرافشان میگذرد چقدر خطرناک است ، ازاین نظر جدائی برنامه های نظامی میان این کشور وامریکا از مدتی است که اغاز شده است، برهمین اساس ژاپن نصب سیستمهای ضد موشکی امریکا را درسرزمین خود لغو نمود، صاحبنظران امور استراتژیک این اقدام ژاپن را بمثابه گامی مهم درجهت عدم تمایل این کشور در خشمگین نمودن همسایگان خود دانستند ، زیرا عواقب اینگونه اقدامات مشکلاتی را برای ژاپن ببار خواهد اورد که ارزشی برایشان ندارد.

علیرغم اینکه ژاپن در اساس وبر حسب قرارداد نظامی که با امریکا امضا نموده است ونمیتواند مانع نصب موشکهای امریکا ئی درخاک خود شود، اما با وجود این، روشهائی وجودداردکه درخلال ان ژاپن میتواند مانع اقدامات امریکا مبنی بر نصب این موشکها درخاک خود شود. اگر امریکائیها علیرغم مخالفت ژاپنیها اقدام به نصب وانتشار این موشکها درخاک ژاپن کنند ، ژاپونیها ، میتوانند از طریق نپذیرفتن مخارج وتعمیرات گزاف نصب موشکها ویا ایجاد موانع برجاها واماکنی که انها میخواهند موشکها یشان را نصب کنند وبطرق مختلف دیگربرای انها مانع تراشی کنند ، طوکیو همچنین میتواند با مراجعه به افکار عمومی بویژه میدان دادن به گروههائی که مخالف بقای امریکائیها وموشکهایشان درژاپن هستند اقداماتی جدی به عمل اورد، درمورد مراجعه به افکار عمومی امریکائیها نیز این موضوع یعنی مراجعه به افکار عمومی وشنیدن صدای مخالفان، را درموارد گوناگون پذیرفته اند.

دراین مورد مردم امریکا نیز باید با این نگرانی ژاپنیها درمورد عکس العمل نظامی چینیها همدردی وهمفکری کنند . پیش بینی میشود که چین نیز دریک عکس العمل نظامی موشکهای «دونگ فینگ» بالیستیکی وهدایت شونده خودرا که دارای قدرت تخریبی بسیار زیادی بوده به تعداد زیادی وارد عمل کند وپایگاههای امریکائیهارا در ژاپن مورد هجوم خود قراردهد. بنظر میرسد توازن استراتژیکی موجود مانع اقدام امریکائیها در ژاپن شود، امریکائیها علیرغم اینکه بطور گسترده ای خواستار بحرانی کردن منطقه هستند، اما بعید بنظر میرسد که وارد یک جنگ رودررو با چین وروسیه شوند.

«چشمهای پنجگانه»

«چشمهای پنجگانه» ائتلافی اطلاعاتی است که از پنج کشور «انگلوساکسون» به رهبری امریکا تاسیس یافته ونقش برجسته ای دررودرروئی میان امریکا واتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق ودر مرحله جنگ سرد بعهده داشته است ، امروز علیرغم خاطرات شومی که این مرحله نزد ژاپنیها بیادگار گذاشته ، اما شنیده میشود که ژاپن به این ائتلاف استعماری پیوسته است.

اینکه ژاپن به این ائتلاف استعماری پیوسته است چیز تازه ای نیست ، از دوسال پیش امریکا با ژاپن برای مقابله با مساله هسته ای در شبه جزیره کره همکاری داشتند ، ژاپن درانزمان بهمراهی با کره جنوبی علاقه خودرا برای همکاری با ائتلاف مذکور اعلام داشتند ، درادامه ژاپن تمایل خودرا با ائتلاف مذکور بطور کامل شامل کشورهای المان وفرانسه نیز ادامه داد.اما پیدایش بحران میان ژاپن وکره جنوبی موانعی را درسرراه همکاری دوکشور به وجود اورد.

هم اکنون وبا شدت یافتن درگیری با چین، امریکائیها مجددا با ژاپونیها تماس برقرار کرده اند تا با تشکیل یک «باند» چین را در منطقه منزوی کنند. هم اکنون ژاپن قرارداد همکاری دوجانبه درمورد «تهدید امنیت ملی» با هفت کشور امضا نموده است که سه عدد از این کشورها اعضای «چشمان پنج گانه» هستند : امریکا ، انگلستان واسترالیا. برای ائتلاف»چشمان پنجگانه» این امکان وجود دا رد که از این مرکز استفاده کرده وبه مرحله اطلاعاتی عمیقی ارتقا پیدا کنند . اما اگر این اتفاق هم بیفتد این وابستگی به معنی این نیست که ژاپن هم به عضویت انها درامده است.

اگر همه موانع برای پیوستن ژاپن به ائتلاف کشورهائی که به زبان انگلیسی صحبت میکنند از میان برداشته شد ، وزمینه برای پیوستن کشورهای بیشتری به این ائتلاف فراهم گردید ودر ادامه کشورهائی همچون فرانسه ، المان وکره جنوبی نیز به انها پیوستند ، ضرورتا به این معنی میباشد که اهمیت محرمانه بودن این تشکل ازمیان رفته واین ائتلاف اطلاعاتی با خطر بزرگتری روبرو میشود . پیوستن ژاپن تنها به معنی این نیست که فقط عضوی اضافه شده است، بلکه نیاز به ان است که همه ساختار کامل عملیاتی وابزارهای لجستیکی و اطلاعاتی ژاپن نیز تغییر یابد واین امری است که هر یک عضو به سادگی به ان تن در نخواهد داد.

اکنون بر میگردیم به اساس مسئله ای که مانع میشود تا ژاپن به سادگی به دنبال پیوستن به این ائتلاف نباشد وهمین مسئله میباشد که ژاپن را وامیدارد که بر استقلال عمل خود پافشاری کند به این معنی که ژاپن نمیخواهد عواقب بحران وبرهم زدن روابط خود با چین را تحمل کند . پیوستن ژاپن به عضویت ائتلاف «چشمهای پنجگانه»بدون شک به معنی انست که باید هرچه بیشتربه تبعیت از امریکارا تن دردهد.امری که موجب ترس بیشترژاپن میشود.سیاست خارجی ژاپن بطور کلی با سیاست سایر اعضای ائتلاف مذکوراختلاف دارد ، ژاپن نیازمند همکاری عمیق با چین است ، موضوعی که ژاپن را وامیدارد تا بطور حتم از ائتلاف خارج شود واگر در ائتلاف بماند با انها محتا طانه عمل کند.هدف بسیار روشن ائتلاف «چشمان پنجگانه»تنها «انزوای چین» است، امری که از نظر طوکیو بمثابه معضلی میباشد که ازان دوری میجوید.

برای ژاپن این امکان وجودداردکه با ائتلاف «چشمهای پنجگانه»ویا هر ائتلاف دیگر امریکائی همکاری کند اما با این شرط که درانها ادغام نشده وتابع سیاست وعملکردهای انها نگرد د، امری که برای چین این عملکرد اضطراری ژاپن قابل فهم است. اما اگر ژاپن بطوررسمی به ائتلاف»چشمهای پنجگانه» ویا ائتلافاتی مشابه آن نپیوندد ، اما همکاری درشکل عمیق آن ونه ظاهری با چنان ائتلافاتی ، به ان منجر خواهد شد که ناقوس خطر ان درچین به صدا دراید وچین را وادار نماید تا به اقداماتی بسیار جدی ودرجهت منع وتوقف اینگونه اقدامات دست بزند. امری که چین نمیخواهد ژاپن عواقب شوم انرا ازمایش کند.