سياسی, سرتیتر

چین: ناقضان حقوق بشر، در سایه حمایت واشنگتن؛ آمریکا به دنبال هژمونی و تامین منافع ملی

آمریکا مدعیانه خود را چراغ راهنمای حقوق بشر جهان می نامد و خود را به کاربرد دیپلماسی مبتنی بر حقوق بشر مشتاق نشان می دهد اما حقیقت این است که این به اصطلاح چراغ راهنمای حقوق بشر صرفا به دیگران می تابد و خودش را نادیده می گیرد آن هم در شرایطی که بیشترین مشکلات مربوط به نقض حقوق بشر در کل دنیا، در آمریکا اتفاق می افتد!

ناقضان حقوق بشر، در سایه حمایت واشنگتن؛ آمریکا به دنبال هژمونی و تامین منافع ملی_fororder__20210325171851

دفتر خبری شورای دولتی چین روز گذشته برابر با 24 مارس/ 4 فروردین ماه، گزارش نقض حقوق بشر در آمریکا در سال 2020 را منتشر کرد؛ محتویات این گزارش حاصل گزارش های رسیدگی شده توسط سازمان ملل و گزارش های منتشر شده از سوی رسانه های عمومی است که شامل 15 هزار کلمه می شود؛ پشت هر کلمه نوشته شده در این گزارش، خون و اشک مردم آمریکا را به وضوح می توان دید.

همزمان با انتشار این گزارش در روز 24 مارس، برگزاری چهل و ششمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز به پایان رسید؛ نمایندگان 116 کشور و نهاد بین المللی در حاشیه برگزاری این نشست و بعد از ارزیابی شرایط حقوق بشر در آمریکا، 347 پیشنهاد برای بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور مطرح کردند که شامل حقوق پایمال شده زندگی و سلامتی اقلیت های قومی و اقشار فقیر تحت ظلم در آمریکا و همچنین رفتارهای خشونت آمیز همراه با سلاح گرم علیه این اقلیت ها بود؛ تمامی این موارد از سیستم نقض حقوق بشر در آمریکا پرده برمی دارند.

باید توجه داشت که حقوق بشر صرفا در حکم یک نقاب برای آمریکاست؛ وقتی کسی آمریکا را به نقض حقوق بشر متهم می کند، این کشور از این نقاب برای تظاهر استفاده می کند و خود را به کری و لالی می زند و به اظهار نظرات غیر مسئولانه می پردازد.

در شرایطی که آمریکا در زمینه حمایت از حقوق بشر عملکرد خوبی ارائه نکرده است، چطور می تواند خودش را به عنوان یک چهره مقدس جلوه دهد و به انتقاد از وضعیت حقوق بشر سایر کشورها بپردازد؟

پاسخ این سؤال ساده است؛ علت این است که‌ آمریکا خودش را کشوری در اوج می داند و اصرار دارد که این کشور استثناست؛ آمریکا اهمیتی به بحران وضعیت حقوق بشر خودش نمی دهد ولی دست از ادعای رعایت اخلاق و انصاف نیز بر نمی دارد.

آنچه آمریکا در امور بین الملل روی آن متمرکز شده است، حقوق بشر و یا دموکراسی سایر کشورها نیست بلکه منافع ملی واشنگتن است؛ در چنین شرایطی حتی اگر کشوری باشد که وضعیت حقوق بشری نامناسبی داشته باشد اما از آمریکا تبعیت کند، همچنان دوست واشنگتن محسوب می شود و برعکس اگر کشوری باشد که وضعیت نسبتا خوبی از نظر حمایت از حقوق بشر داشته باشد اما سیاست خارجی مستقلی از واشنگتن را اجرایی کند و جسارت مخالفت با هژمونی و سلطه جویی های آمریکا را داشته باشد، به دشمن آمریکا تبدیل می شود و هدف تهمت و بدگویی و دشمنی واشنگتن قرار می گیرد.

ناقضان حقوق بشر، در سایه حمایت واشنگتن؛ آمریکا به دنبال هژمونی و تامین منافع ملی_fororder__20210325171902

ریاکاری در دیپلماسی حقوق بشر آمریکا را به وضوح می توان در طول چند دهه گذشته و در نوع عملکرد واشنگتن در ایران و عراق مشاهده کرد؛ قبل از انقلاب اسلامی در ایران، پادشاه پهلوی با مشتی آهنین در این کشور حکومت و از پلیس مخفی برای سرکوب های بی رحمانه و آزار و اذیت مخالفان استفاده می کرد و به هیچ عنوان دموکراسی و حمایت از حقوق بشری در این کشور حاکم نبود اما با این حال رژیم پهلوی متحد وفادار آمریکا محسوب می شد و واشنگتن رابطه بسیار نزدیکی با این رژیم داشت و تلاش می کرد تا ایران را به پلیس نظامی غرب مستقر در خلیج فارس تبدیل کند.

بعد از انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم پهلوی بود که آمریکا، ایران را رها کرد و به حمایت از حکومت صدام حسین در عراق روی آورد؛ آمریکا در طول جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، به حمایت نظامی و تجهیزاتی از حکومت صدام حسین پرداخت و چشم خود را به استفاده حکومت صدام از تسلیحات شیمیایی در این جنگ بست و حتی او را تحت پوشش واشنگتن قرار داد.

این در حالیست که صدام حسین بعدها به اجرای فرمان آمریکا اهمیتی نداد و باز هم واشنگتن بلافاصله از حکومت عراق فاصله گرفت و از «پودر لباسشویی» به عنوان مدرک وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق استفاده و رژیم صدام حسین را به زور سرنگون کرد.

یک مثال تازه تر درباره پرونده نقض حقوق بشر آمریکا، پرونده ترور «جمال خاشقچی» روزنامه نگار سعودی است؛ دولت «جو بایدن» رئیس جمهور آمریکا به محض روی کار آمدن،‌ گزارشی درباره افشای اسرار این پرونده منتشر و از مجازات مسئولان و عاملان پرونده قتل خاشقچی خبر داد اما به آرامی از این موضع خود عقب نشینی کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به شبهات ایجاد شده برای جهان خارج در رابطه با موضع واشنگتن در قبال عربستان، مدعی شد که این کشور هرگز رهبران کشورهایی که واشنگتن با آنها روابط دیپلماتیک دارد و یا حتی رهبران برخی از کشورها که فاقد روابط دیپلماتیک با واشنگتن هستند را تحریم نکرده است.

این در حالیست که چنین ادعایی از سوی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا توسط «مت لی» خبرنگار «آسوشیتدپرس» زیر سؤال رفت؛‌ این خبرنگار در پاسخ به این اظهارات سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به نمونه هایی از تحریم رهبران نیکاراگوئه، زیمباوه، بلاروس، میانمار، سودان و سایر کشورها توسط آمریکا اشاره کرد ولی باز هم اشاره به یک مثال بزرگ را فراموش کرد و آن اشاره به تحریم «آیت الله خامنه ای» رهبر ایران بود که هم اکنون در فهرست تحریم های آمریکا قرار دارد.

آنچه بدیهی است، این است که این منافع ملی آمریکا است که تعیین کننده به اصطلاح دیپلماسی حقوق بشر این کشور است؛ حقیقت این است که آمریکا هیچ اهمیتی برای دموکراسی و حقوق بشر قائل نیست و تنها هدفش این است که با دفاع ریاکارانه از ارزش های جهانی و دیپلماسی حقوق بشر،‌ هژمونی و سلطه جویی های خود را محقق سازد که باید گفت این رویکرد، یک دیپلماسی کاملا ریاکارانه محسوب می شود.

رادیو بین‌المللی چین