تاریخی, سرتیتر

نقش طبقه کارگر در ملی شدن صنعت نفت – حسین بهادری


نقش طبقه کارگر در ملی شدن صنعت نفت

حسین بهادری


صد و چهارده سال پیش نمایندگان ویلیام ناکس دارسى در۳۱ اردیبهشت۱۲۸۰(۲۱مه سال۱۹۰۱) با امین السلطان صدراعظم مظفرالدین شاه «امتیاز انحصارى ۶۰ ساله ی اکتشاف٬ استخراج٬ پالایش و صادرات تمامى فرآورده هاى نفتى از هر نقطه کشور٬ به استٽناى استان هاى هم مرز با روسیه [گیلان، مازندران، گرگان، خراسان و آذربایجان] را از شاه ایران خریدارى کرد. دارسی در مقابل این امتیازات٬ ۵۰ هزار لیره انگلیسى را نقدأ به شاه پرداخت و۲۰هزار لیره دیگر را به شکل سهام در اختیار سایر چهره هاى مهم گذاشت و تعهد کرد مجموعأ برابر۱۶درصد از سود خالص سالانه خود را هم به عنوان حق الامتیاز به دولت ایران بپردازد.

درسال ۱۳۱۲شمسی رضا شاه قرارداد نفت را با دولت انگلیس برای۶۰ سال تمدید کرد. و درسال۱۳۱۴شمسی شرکت نام خود را به شرکت نفت ایران و انگلیس تغییر داد که از جوانب متعدد برای انگلیس اهمیت حیاتی داشت

فروپاشی دیکتاتوری بیست ساله رضا شاه در شهریور۱۳۲۰و باز شدن فضای سیاسی کشور، آزادی زندانیان سیاسی و ایجاد تشکل های مختلف سیاسی و دموکراتیک و بوجود آمدن جنبش های ملی و اجتماعی از یک سو و از جانب دیگر رشد سریع جنبش کارگری و ایجاد سندیکاها و اتحادیه های کارگری در سراسر کشور و در پی آن متحد شدن تشکل های کارگری و ایجاد «شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران» به عنوان تنها تشکل کارگری سراسری که مورد قبول تمام گروه ها و احزاب موجود بود، دولت و وزارت کار را مجبور به رسمیت شناختن نقش شورای متحده مرکزی کرد. شورای متحده توانست حق نمایندگی کارگران و زحمتکشان را درشورای عالی کار به دست آورد و به مثابه تنها تشکل کارگری ایران به عضویت « فدراسیون سندیکاهای جهانی» W.F.T.U) ) The leftist world federation of traue union درآید.

طبقه کارگر ایران به ویژه کارگران صنایع نفت به مثابه پیشاهنگ مبارزات مردم توان بالقوه و بالفعل خود را با برگزاری اعتراضات و اعتصابات علیه تسلط امپریالیسم انگلیس بر منابع فسیلی کشور درعمل نشان دادند. یک سال بعد از ایجاد، شورای متحده اولین اعتصاب ۶ روزه پس ازاعتصاب هزاران کارگرشرکت نفت ایران و انگلیس دراردیبهشت ۱۳۰۸در ۹خرداد ۱۳۲۴ (۳۰مه ۱۹۴۵) هزار نفری كارگران نفت كرمانشاه با خواست های رفاهی و سیاسی صورت گرفت. خواست کارگران در این اعتصاب افزايش حقوق، ۸ ساعت كار روزانه، يك روز مرخصی در هفته، مرخصی ساليانه با حقوق، به رسميت شناختن اتحاديه، برابری مزد و شرايط كار با كارگران خارجی بود. اين اعتصاب ۶ روزه با فشارمديرانگليسی شركت درهم شكست و ازمجموع ۹۵۰ كارگر ايرانی۴۰۰ نفراخراج شدند.

کارگران نفت به مناسبت روزکارگر درسال ۱۳۲۵ در یک گردهمایی ۸۰۰۰۰ نفری در آبادان خواسته های سال ۱۳۰۸ را تکرار و پرداخت دستمزد براى روز جمعه و اجراى دقیق قانون کار جدید کشور را که به تازگى تصویب شده بود نیز به خواسته های قبلی خود اضافه کردند. در این تجمع یک کارگر زن در اعتراض به کم بودن دستمزد روزانه و اجحاف های شرکت به حقوق کارگران و مردم ایران خواهان پس گرفتن صنعت نفت کشور می شود، این خواست در مراسم روزکارگر نخستین دعوت آشکار به ملى کردن نفت درملاء عام بود. کارگران سراسر کشوردر پشتیبانی از مبارزات کارگران صنعت نفت با شعار دست امپریالیست ها از ایران کوتاه به خیابان ها ریختند.

کارگران نفت در تیر ماه ۱۳۲۵با تجربه آموزی از مبارزات جنبش های کارگری ۱۲۸۶ تا ۱۳۰۸با رعایت اصول مخفی کاری و پنهان کاری به ابتکار «علی امید» و دیگر کارگران جان به در برده از زندان های رضاشاهی موفق به سازماندهی بزرگترین اعتصاب جنبش کارگری در ایران و خاورمیانه شدند. در این اعتصاب علاوه بر خواست های رفاهی کارگران و مردم زحمتکش خواستار عدم دخالت شرکت نفت درمسائل سیاسی کشور، انحلال شعبه سیاسی، برکناری مصباح فاطمی استاندار خوزستان، آزادی قلم و بیان، آزادی اجتماعات و اجرای کامل قانون کار بودند. در حمله پلیس و فرمانداری نظامی جنوب به تجمع کارگران شرکت نفت در تیرماه ۱۳۲۵ بیش از۸۰ کارگر کشته و ده ها نفرزخمی و تعدادی دستگیر شدند.

سرانجام پس از بیش از دو دهه مبارزات کارگران نفت و خواست پس گرفتن صنعت نفت از انگلیس در۲۹ اسفند۱۳۲۹ با تصویب قانون ملی شدن نفت درمجلس شورای ملی و سنا نفت ایران ملی شد.

دراول فروردین۱۳۳۰مسئولین انگلیسی شرکت نفت در واکنش به نقش کارگران درطرح ملی کردن نفت حق مسکن کارگران و کارکنان را قطع می کند، این عمل باعث اعتراض و اعتصاب کارگران شد. ابتدا کارگران در بندرمعشور (ماهشهر) دست از کار کشیدند. و سپس دامنه اعتصاب به آغاجاری، لالی، نفت سفید و پالایشگاه آبادان گسترش یافت. دولت در منطقه حکومت نظامی اعلام کرد و ۲۰هزار نیروی نظامی جهت سرکوب کارگران اعتصابی به مناطق نفتی استان خوزستان فرستاد.

شاه اسلام پناه که باطرح ملی کردن نفت مخالف بود با هدف تحریک نیروهای مذهبی علیه کارگران اعتصابی، در پیام به ملت ایران، که در مجله تهران مصور مورخه ۲۰ فرودین ۱۳۳۰به چاپ رسید به ملت هشدار می دهد که تضاد طبقاتى زندگى اجتماعى را آلوده کرده و کل موجودیت کشور را به خطر انداخته و بهترین راه براى درمان این اوضاع، رجوع به قوانین اسلام و زندگى به عنوان یک مسلمان حقیقى است. به دنبال پیام شاه حسین علاء نخست وزیر در۲۳ فروردین۱۳۳۰درمجلس شورای ملی ضمن اعلام حکوکت نظامی گفت: اعتصابات کارگری جنگ طبقاتى را شعله ور کرده و موجب تضعیف بنیان هاى جامعه شده است.(نقل از مذاکرات مجلس شانزدهم)

مجله اطلاعات هفتگى، در شماره ۲۳ فروردین۱۳۳۰خود به شکل تحقیرآمیزی تظاهر کنندگان را « احمق و آدم های ساده لوحی» که معناى واقعى فعالیت هاى صنعتى را درک نکرده اند، محکوم کرد.

رضا شفیق، ۲۴ فروردین۱۳۳۰در مجلس سنا، اعلام می کند: که تنش هاى طبقاتى به چنان نقطه جوشانی رسیده است که بیم آن می رود بر تمامی کشور غالب شود…. طبقات بیسواد و بی اطلاع به وسیله شعارها و وعده هاى دهن پر کن گمراه شده اند. (نقل از کتاب کودتا ۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشه هاى روابط ایران و آمریکا در عصر مدرن ص۱۰۱و۱۰۴)

در۲۵فروردین ماه۱۳۳۰مقامات محلی اقدام به دستگیری فعالین کارگری کردند. نیروی نظامی و مرتجعین محلی با تحریک کارگزاران انگلیس به سوى راهپیمایان و معترضان در آبادان و بندر معشور [ماهشهر] آتش گشودند. در بندر معشور، بر اثر تیراندازى نیروهاى دولتى دو زن و یک کودک کشته شدند و در آبادان نیز۹ نفرکشته و۳۰ نفر زخمى شدند. این تیراندازى ها مردم آبادان را به توده هایى خشمگین تبدیل کرد که با حمله به انگلیسی ها،۳ تن ازآنان – دو مهندس و یک ناخدا – رابه قتل رساندند. و ۳۵ نفر دیگر را تا سینماى اصلى شهر تعقیب کردند. نیروهاى کمکى نظامى سعى کردند انگلیسی ها را از آن محل “خارج” کنند، اما جمعیت خشمگین به سردستگى دانشجویان فنى و کارآموزان شرکت، سینما را زیر و رو کردند و کالج فنى و خوابگاه دانشجویان را به تصرف خود در آوردند. در این میان، بسیارى از بریتانیایی ها از شهر فرار کردند. ارتش مجبور شد از۱۴ تانک،۶ خودروى زره پوش و۴۰ کامیون مملو از سرباز براى بازگرداندن حداقلى از نظم و قانون به شهر استفاده کند. تظاهر کنندگان با انداختن خودشان جلوى تانک ها مانع از ورود ارتش به آبادان شدند.

امپریالیسم انگلیس هم زمان با مسلح کردن قبایل عرب علیه کارگران با دمیدن به احساسات ناسیونالیستی آنان خوزستان را عربستان می نامید و به نوشته مجله اطلاعات هفتگی در۳۰ فروردین۱۳۳۰ با استقرار سه ناو جنگی در بندر آبادان آماده گرفتن انتقام از کارگران نفت و اشغال پالایشگاه آبادان می شود.

فلیپ نوٸل بیکر وزیر امور خارجه بریتانیا در برابر خواست های به حق مردم ایران و طبقه کارگر وقیحانه می گوید: اهمیت نفت ایران براى اقتصاد و دفاع از پادشاهى متحده بریتانیا و کشورهاى مشترک المنافع آنقدر بالاست که نمی توانیم کوچک ترین خطرى در زمینه درد سرهاى کارگرى یا ناآرامى اجتماعى را به جان بخریم، به خصوص از این بابت که شرکت نفت سود و ذخاٸر هنگفتى به بار می آورد. (نقل از کودتا ۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشه هاى روابط ایران و آمریکا در عصر مدرن)

با وجود این که برای نخستین بارکارگران صنعت نفت با خواست لغو امتیاز نفت و بیرون راندن امپریالیست ها و کسب استقلال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نهادینه کردن اهرم های دمکراسی در جامعه، مبارزه کردند و خون دادند، متاسفانه در نبود یک حزب انقلابی که بتواند درعمل حافظ منافع روزمره و آینده طبقه کارگر و مردم باشد مبارزات ضد ارتجاعی و ضد امپریالیستی طبقه کارگر و مردم ایران به علت مماشات، کم کاری وسیاست غلط رهبری حزب توده و رهبری شورای متحده در جریان ملی کردن نفت و قانونمندی مصدق در سازش با سلطنت به بیراهه کشیده شد و پرچم ملی کردن نفت که به همت مبارزات ضد امپریالیستی طبقه کارگر برافراشته شده بود، به دست مصدق که یک آریستو کرات مشروطه خواه بود، افتاد که نتیجه آن سلاخی طبقه کارگر ومردم درکودتا ۲۸مرداد ومتعاقب آن بعداز ۲۵سال حاکمیت نظام جهل وسرمایه جمهوری اسلامی شد.