تیتر, سياسی, سرتیتر

رضا پهلوی بدون نقاب – شبگیر حسنی

رضا پهلوی بدون نقاب

شبگیر حسنی


رضا پهلوی همراه سناتور جان مک کین که آرزوی بمباران ایران را به گور برد؟


گرچه بخش عمده ای از نوخاستگان سیاسی سلطنت طلب در کنار هواداران فرتوت خاندان پهلوی، هیچ گونه نقدی را بر عملکرد پنجاه سال زمامداری پهلوی ها برنمی تابند، اما افرادی نیز تلاش دارند تا چهره ای کمتر غیر منطقی از هواداران نظام پادشاهی را به تصویر کشند: اینان در عین پذیرش برخی از وجوه نامطلوب رژیم پیشین، با اتخاذ یک استاندارد دوگانه، در حالی که دائما متذکر میشوند که نباید رضا پهلوی را به علت کاستی ها و مشکلات دوران زمامداری پدر و پدربزرگش سرزنش کرد، در همان حال میکوشند تا از نکاتی که از منظر شان نقاط قوت حکومت پهلوی ها محسوب می شوند، برای تبلیغ به سود رضا پهلوی بهره بگیرند. خود وی نیز این سیاست را به صراحت بیان می کند. او در بخشی از کتابش فرزند شاه بودن و وارث نهاد پادشاهی بودن را سرمایه سیاسی خود می داند و در بخش دیگری خود را فعال سیاسی مستقلی می خواند که حسابدار و مسؤول گذشته نیست.

بعضی از هواداران او همچنین دائما بر این نظر پافشاری میکنند که وی فردی دموکرات و مشروطه خواه است که تمایلی به تداوم شیوه مستبدانه پهلوی اول و دوم ندارد.

اما دم خروس واقعیت از لابه لای مصاحبه ها، رفتار و اظهارنظرهای «شاهزاده دموکرات» باعث ابطال قسم حضرت عباس هوادارانش است. در ادامه به چند نمونه از این نظرات و عملکردهای « مشعشع» اشاره میکنیم:

یک:

ایشان در کتاب نسیم دگرگونی می نویسند: «یکی از هدف های من بازسازی و ایجاد غرور در واژه های پر افتخار ایران و ایرانی است و این کار بزرگی است که پدربزرگم آغاز کرد و من مصمم هستم آن را ادامه دهم … به عنوان شهروندان ایران، به عنوان ایرانیان نباید از گذشته سیاسی خود شرم داشته باشیم» (پهلوی، ۱۳۸۰, ۶).

در همان کتاب از منسوخ شدن پادشاهی مطلقه و جایگزینی نظام مردم سالار پارلمانی توسط انقلاب مشروطه سخن می گوید و بلافاصله در جمله بعدی درباره درایت و رهبری پدربزرگشان سخن می رانند! توگویی پدربزرگ ایشان کسی نبود که قانون اساسی مشروطه را تعطیل نمود و کشور را به سبک سلطنت مطلقه اداره کرد.

البته برای آن که از جاده انصاف دور نشویم، لازم است تا به این نکته نیز اشاره کنیم که ایشان به فقدان دموکراسی در دوران حکومت پهلوی به تلویح نیز اشاره کرده اند اما مقصر این مسئله یا «خائنینی» بودند که به پهلوی دوم گزارشهای دروغ و دست چین شده می دادند ( پهلوی، ۸ : ۱۳۸۰) و یا «روحیات ملی» ایرانیان که «گرایش به پرستش مردی شمشیر به دست و سوار بر اسب دارد» (پهلوی، ۱۰۹:۱۳۸۰).

دو:

ایشان به کرات تمایل خود برای حکومت پادشاهی مشروطه اعلام کرده اند و خود را نماینده این گزینه دانسته اند. برای نمونه به مصاحبه ایشان که تحت نام کتاب «زمان انتخاب» منتشر شده بنگرید. ایشان در این کتاب خود را وارث نهاد پادشاهی می خوانند و جالب است که حقی برای دیگران (از جمله بازماندگان خاندان های قاجار، زند، افشاریه و یا حتی یک خانواده تازه) در این زمینه قائل نیستند؛ البته باید به یاد داشت که ایشان شاید تنها فردی باشند که بدون آن که به پادشاهی برسند موفق شدند در مقام پادشاه نسبت به نقض قانون اساسی مشروطه اقدام کنند؛ رضا پهلوی در سن بیست سالگی در قاهره سوگند پادشاهی خورد؛ در صورتی که طبق قانون اساسی مشروطه این سوگند باید در حضور مجلس باشد. وی تا به امروز هم از این کار غیرقانونی خود نه تنها ابراز پشیمانی نکرده بلکه به توجیه آن نیز پرداخته است (پهلوی، ۲۰۰۹: ۶).

reza_pahlavi_iran_saudi_arabia

سه:

رسوایی مصاحبه ایشان با نشریه آلمانی زبان فوكوس آنلاین یکی دیگر از وجوه رفتاری و اعتقادی ایشان را افشا میکند:

وی در این مصاحبه علاوه بر این که خود را شاه قانونی ایران خواند در ارتباط با شیوه زمامداری پدرش چنین گفت:

«پدرم بر این باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعه مدنی ایجاد کند». این عبارت در حقیقت بیان دیپلوماتیک این باور است که مردم ایران لیاقت دموکراسی را نداشتند و «پدر تاجدار» باید این مردم صغیر را برای یک حکومت دموکراتیک «تربیت» کند؛ این مصاحبه و دیدگاه بیان شده در آن، در تعارضی کامل با دیدگاه بیان شده از سوی رضا پهلوی در کتاب نسیم دگرگونی بود؛ زیرا که در آن – سال ۱۳۸۰- به صراحت در نقد روند اصلاحات در کشور اظهارنظر کرده بود که:

« دستیابی به دموکراسی به مثابه خیابانی یک طرفه نیست و دموکراسی نباید با دیدگاهی زیر دست نوازانه از طرف دولت به مردم ارزانی شود. آزادی و مردم سالاری در واقع اعطا کردنی نیست بلکه باید از جانب آنان که خواستارش هستند گرفته شود» (پهلوی، ۱۳۸۰: ۱۹).

اما ماجرای این مصاحبه به همین جا ختم نشد: پس از انتشار ترجمه فارسی این مصاحبه انتقادات فراوانی به آن شد و نهایتا دفتر رضا پهلوی طی بیانیه ای اعلام نمود که فوکوس سخنان ایشان را بدون دقت کافی منتشر کرده است و این مطلب نیز به نشریه مذکور تذکر داده شده است. پس از انتشار این بیانیه، محمد امینی، مورخ و از هواداران دکتر محمد مصدق، با پیگیری از نشریه فوکوس نشان داد که چنین تذکری اصلا برای آن نشریه ارسال نشده است و نشریه فوکوس نیز در پاسخ به استعلام امینی اعلام کرد که متن کاملا دقیق بوده و اشتباهی نیز رخ نداده است.

افشای دروغگویی دفتر رضا پهلوی در ارتباط با تذکر به نشریه به علت نادقیق بودن متن، موجب تشدید فشارها بر وی شد و نهایتا وی اعلام کرد که توسط یک وکیل آلمانی از فوکوس شکایت کرده است. پیگیری های محمد امینی از دفتر وی برای انتشار نام دادگاه بی پاسخ ماند و جستجوهای دعاوی طرح شده در دادگاه های آلمان نیز نشان داد که این بار هم دروغی دیگر برای لاپوشانی دروغ پیشین و فریب افکار عمومی فارسی زبانان بیان شده است و هیچ شکایت، تذکر یا بی دقتی در میان نبوده است، بلکه ایشان به سادگی در برابر خبرنگار آلمانی مکنونات قلبی خویش را عیان کرده اند و هنگامی که راز از پرده بیرون افتاده برای رفع و رجوع این رسوایی اقدام به دروغگویی کرده اند ( دلخواسته، ۲۰۱۸).

بعضی از هواداران او همچنين دائما بر این نظر پافشاری میکنند که وی فردی دموکرات و مشروطه خواه است که تمایلی به تداوم شیوه مستبدانه پهلوی اول و دوم ندارد.

چهار:

وی پدرش را فردی «آزادمنش» می داند ( پهلوی، ۲۰۰۹: ۱۱) که بعدا به خاطر ترس از فعالیت حزب توده ایران؛ کارایی بیشتر و همچنین مخالفت روحانیون با اصلاحات موسوم به انقلاب سفید، ناچار شد تا تمام قدرت را در دست خود متمرکز کند».

وی حکومت پدرش را دیکتاتوری نمیداند: « فکر میکنم نمی توان اصطلاح بسیار بحث برانگیز دیکتاتوری را در مورد رژیم پدرم به کار برد»؛ رضا پهلوی مایل است تا به جای واژه دیکتاتوری، برای توصیف حکومت پدرش از عبارت «اقتدارگرا» استفاده کند، اما در همان حال تأکید می کند که نباید پدرش را مسؤول همه مشکلات دانست! وی پرت و پلاگویی در این عرصه را به حدی می رساند که مصاحبه کننده به تناقض گفتار وی در این زمینه اشاره می کند. همچنین وی معتقد است علی رغم این که پدرش تمام قدرت را در دست خود متمرکز کرده بود، از سوء استفاده های انجام شده از قدرت مطلع نبود ( پهلوی، ۲۰۰۹ ۱۴۶ ۱۱).

reza_amrikaie

پنج:

رضا پهلوی با لحنی ستایش گونه از پدربزرگش نام می برد و وی را ناجی مینامد و هرگز کلمه ای در انتقاد از استبداد وحشیانه او به زبان نمی آورد.

شش:

پهلوی سوم نیز مانند پدر و پدربزرگش برای دستیابی به حکومت در طی بیش از چهل و دو سال گذشته، بر روی کمک و مداخله خارجی حساب ویژه ای گشوده است: از دریافت کمک مالی از عربستان سعودی و مقرری ماهیانه از CIA ( دست کم در خلال سالهای ۱۹۸۸-۱۹۸۴) تا ملاقات با چهره های بدنامی همچون شلدون أدلسون ( میلیاردر هوادار اسرائیل) که خواستار بمباران اتمی ایران بود و دیگر موافقان مداخله نظامی در ایران نظیر سناتورهای جمهوری خواه تد کروز و مک کین تا حمایت از تحریم های اقتصادی ایران در مصاحبه با دیلی تلگراف لندن در سال ۲۰۰۹. همچنین در سال ۱۳۹۲، در زمان انتخابات ریاست جمهوری کشور که منجر به انتخاب آقای روحانی شد، وقتی موضوع مداخله نظامی در ایران در صدای آمریکا مطرح شد، پهلوی سوم چنین گفت ( قريب به مضمون): « چرا دخالت نه؟ مگر هیتلر بدون دخالت نظامی ساقط شد؟» علاوه بر موارد پیش گفته، وی در روز حمله تروریستی به آمریکا در مصاحبه ای با یک رادیوی فارسی زبان در لس آنجلس گفت: «تروریسم مانند اختاپوس است. نقطه ضعيف اختاپوس چشم آن است. برای کشتن آن باید چشم آن را زد. چشم اختاپوس تروریسم در تهران است» ( سهیمی، ۲۰۱۹).

هفت:

اگرچه وی در مصاحبه اش – زمان انتخاب بر این نکته تأکید میکند که پدرش انتقادهای روشنفکران را ناشنیده گرفت. پایه های رژیم رو به ضعف نهاد» (پهلوی، ۲۰۰۹: ۱۲)، اما تنها چند سال بعد و با تقویت موضع سلطنت طلبان، در جمع حامیان خود یکی از کاستی های کارگزاران رژیم پدرش را چنین برشمرد که چرا نتوانستند پاسخ «وزوز» مارکسیست ها و سایر مخالفان را بدهند؟


برخی از منابع:

– پهلوی، رضا (۱۳۸۰)؛ نسیم دگرگونی؛ وب سایت رسمی رضا پهلوی – پهلوی، رضا (۲۰۰۹)؛ زمان انتخاب؛ وب سایت رسمی رضا پهلوی – دلخواسته، محمود(۲۰۱۸)؛ رضا پهلوی، ماجرای شاه قانونی ایران از زبان خودش. قسمت اول؛ خبرنامه گویا

https://news.gooya.com/2018/02/post-12410.php

– سهیمی، محمد (۲۰۱۹)، کارنامه چهل ساله رضا پهلوی: کوشش برای بازگشت نظام پادشاهی با کمک دولت های خارجی؛ سایت رادیو زمانه

https://www.radiozamaneh.com/453074?fbclid=IwAR3pFPjVp2CphAlfJQEyjBKzw gdeMDs5enXCdIh17U=5IAX8Bccs840vj8