گوناگون, سرتیتر

چرا ایران توپ اتشین خودرا به دامن بایدن می اندازد؟  – قاسم عز الدین – احمد مزارعی

چرا ایران توپ اتشین خودرا به دامن بایدن می اندازد؟

نوشته : قاسم عز الدین ، سایت المیادین

مترجم: احمد مزارعی، شانزدهم اسفند 1399


دستگاه اداری بایدن میکوشد جریان مذاکرات هسته ای با ایران را به سالهای قبل از قرارداد هسته ای (برجام) بکشاند، هدف بایدن از اتخاذ این سیاست این است که شاید بتواند از شدت بحرانهای داخلی وخارجی امریکا بکاهد، اما ایران از «امربرداشتن همه تحریمها را بطور کامل» وسیله ای قرارداده است تا با استفاده ازان بتواند به یک رابطه متساوی ومتقابل بر ضد سیاستهای زورگویانه غرب با خود برسد.

درگیریهای اخیر میان ایران وغرب بر سر اینموضوع که کدامشان باید گام اول را بردارند، نشاندهنده عمق این درگیری وابعاد گوناگون علنی وپنهان انست، اقدام برای برداشتن این گام ورسیدن به پایان این راه نشاندهنده سمت وسو وپایان راهی است که یا به ازادی وخلاصی ایران از هیمنه وتسلط غرب منجر خواهد شد ویا اینکه به تبعیت وتن دادن ایران به سیاستهای کشورهای غربی برای همیشه،راه سومی دربرابر ایران وجود ندارد.

تحولاتی که درمجموعه منظومه جهانی به وقوع پیوسته است،موجب عقب گردقدرت امریکا وبطور کلی اردوگاه غرب گردیده واین خود بیش از پیش موجب ترس غرب از برامدن ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای بزرگ گردیده است که توانائی رقابت استراتژیک وحتی تهدید انچه را که غرب انرا منافع وامنیت ملی خود میداند، گردیده است.

اما انچه را که بیشتر درنتیجه این ضعف قدرت غربی ، برترسشان می افزاید این است که ارتقای یک دولتی از منطقه کشورهای جنوب درمقابله با توسعه طلبی امپریالیستی ، همراه با تزلزل همبستگی سیاسی واجتماعی داخلی درقلب امریکا ودر سایر کشورهای غربی میباشد.همین امر باعث میشود که کشورهای غربی نسبت به تعهدات خود درقبال پرونده هسته ای ایران دچار عدم اطمینان شوند ، زیرا این امر باعث میشود که موقعیت استراتژیک ایران درمنطقه بهبود یابد.

این عقده کشورهای اتحادیه اروپا در برابر ایران باعث گردید که انها سال ۲۰۱۵ ،دربرنامه اقدام مشترک خود دربرابر ایران دچارسرخوردگی شوند ودر ادامه هنگام اقدام ترامپ مبنی بر خارج شدن از برجام ، روشی حیله گرانه همچون روباه درپیش بگیرند.

این برای بایدن بمثابه مرحله بسیار سخت وسنگینی است که بخواهد مرحله ای را که دونالد ترا مپ نسبت به امریکا وهم پیمانان امریکا وهمچنین دردرون وخارج امریکا خرابکاری مرتکب شده است از سر بگذراند، ترامپ همچنین رویاهای عظمت طلبانه ایدئولوژیک امریکا درباره «پرنسیبهای جهانی امریکا»که موجب اعتبار جهانی، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وحتی نظامی امریکا میشد نیز تخریب نموده است.

هم اکنون جو بایدن کوشش دارد که مرحله ترامپ را پشت سر بگذارد و»امریکارا به رهبری جهانی بکشاند که بتواند مجددا اسلحه زنگ زده «پرنسیبهای جهانی امریکا» را زنده کند ، اما بکار گیری این «پرنسیب ……» ایدئولوژیک در مرحله ای قرار گرفته که جهان وارد تحولات عظیمی شده وقدرتهای بین المللی بزرگی همچون روسیه وچین حضور یافته اند وایران نیز درمنطقه خاورمیانه بعنوان قدرتی نمونه از جنبشهای ازادیخواهانه در منطقه جنوب جهان حضورجدی دارد.

پرونده هسته ای ایران همه اصل وفصل وابزارهای ازمایشگاه جو بایدن است که مرحله داخلی وخارجی شکستهای استراتژیکی دونالد ترامپ وتصمیم گیریهای شکست خورده وی همچون تحریمهای حد اکثری بر علیه ایران وکشورهای جنوب را طی کند. تصمیمات واقداماتی که در نتیجه انها دردوره دونالد ترامپ ، سلاح استراتژی جهانی، سیاسی، ونظامی را ازدست امریکا خارج ساحت.

دراین موقعیت بایدن میکوشد همپیمانان وشرکای سابق خودرا «درزیر رهبری امریکا دراورد ودر این مسیر عملکرد هریک را با اروپائیها توزیع میکند وبه امید وقت گذرانی بیشتر واین ادعا که میخواهد مجددا به برجام بازگردد که دراین میان التزامات ومسئولیتهای اروپا وامریکا نسبت به ایران وبرجام به فراموشی سپرده میشود

باید گفت که بحران وگرفتاری اصلی جو بایدن در امریکا ، دردرون حزب واداره سیاسی وی نهفته است ، اساسا تصمیم گیریهای سیاسی درامریکا بوسیله لابیهای گوناگون فشار ومنافع گوناگون انها بستگی دارد، اما این لابیها اساسا براساس فشار وبازی کردن با پرونده ایران طی گذر سالها درامریکا تربیت شده اند واینگونه عملکرد انها بر علیه ایران به صورت یک فرهنگ درامده که لابیهای نژاد سفید امریکائی که دردو حزب حاکم وسایر ادارات امریکائی نفوذ دارند درسیاست گزاریهای خود به طرق مختلف اعمال میکنند.

هم اکنون این لابیها ومنافع ویژه وگوناگونی که دارند دراداره سیاسی بایدن و»مجلس امنیت ملی امریکا «دارای نفوذ هستند ، برای مثال ، وزیر خارجه فعلی امریکا تونی بلینگتن از نزدیکان سیاسی نو محافظه کاران است که انها اساسا دارای سیاستی تهاجمی وخواستار دخالتهای نظامی امریکا تحت نام «دپلوماسی تهاجمی»میباشند، بلینگتن به همراهی با رابرت کیگان ، درتاریخ درتاریخ دوازدهم ژانویه 2019، مقاله مشترکی نوشتند واز دونالد ترامپ درخواست کردند تا درخاورمیانه دخالت نظامی گسترده کند.اضافه براین بلینگتن وزیر خارجه فعلی ولوید اوستن وزیر دفاع ، هردو ازسهامداران صنایع نظامی هوائی و…/ میبا شند.

وبسیاری دیگر نیز که درمجلس امنیت ملی امریکا حضوردارند واز نزدیکان ووابستگان لابیهای فشار برای رودرروئی با ایران میباشند همچون ، جان هیل ، «رئیس نمایندگی دفاع موشکی»، وکورت کمبل که نماینده استراتژیکی همین شرکت درامور منطقه اقیانوس هند وارام است.

درمقابل جناح تندرو وخشونت طلب فوق شخصیتهای متعادلی نیز وجوددارند که باوردارند که امریکا باید از تحریمها برعلیه ایران درمقابل عقب نشینی ایران از غنی سازی اورانیوم،عقب نشینی کند تا این کشورتبدیل به یک قدرت هسته ای نظامی نگردد.

شخصیت دیگری که درمجلس امنیت ملی امریکا حضوردارد وخواستار عقب نشینی امریکا از سیاست فشاروتحریم برعلیه ایران است، جاک سولیوان میباشد ، وی درتاریخ چهاردهم جون 2020، طی مقاله ای تحقیقی درمرکز «کارنیگی»درخواست تجدید نظر در سیاست امریکا نسبت به ایران گردید. شخصیتهای دیگری که درهمراهی وهمزبانی با جاک سولیوان خواستار تعدیل سیاست امریکا بر علیه ایران بودند میتوان از ویلیام برنز، رئیس سابق «سی آی ا» ورئیس موسسه «کارنیگی» نام برد، ویا نماینده سابق امریکا درامور ایران ، رابرت مالی که تجربه فراوانی درامور رابطه با ایران دارد.

پرونده هسته ای ایران عنوان بارز درگیری میان این کشور ودولتهای غربی است، اما رودرروئی با ایران درمورد این پرونده نیازمند اصولی عادلانه درمقابله با جنبشهای ازادیخواهانه ای میباشد که زمان زیادی درمقابله با تسلط منظومه کشورهای غربی از سر گذرانیده اند وباید به این وضعیت خاتمه داد.