گوناگون, سرتیتر

وقتی قدرت نرم به یاری قدرت نظامی می شتابد!

سپهر سمیعی


اخیرا شبکه سی بی اس نیوز مستند کوتاهی منتشر کرد که برای اولین بار فیلم هوایی از پایگاه عین الاسد آمریکایی را در لحظه ای نشان می دهد که موشکهای سپاه پاسداران آن را کوبیدند.

Inside the attack that almost sent the U.S. to war with Iran – CBS News

این فیلم نمونه خوبی است برای مشاهده چیزی که در حقیقت بزرگترین سلاح و منبع اقتدار آمریکاست: یعنی تسلط بر رسانه.

فیلم بطور کاملا حرفه ای سناریو نویسی، طراحی، کارگردانی و اجرا شده. اما هدف این بوده تا مخاطب تصور کند در حال مشاهده یک مصاحبه تلویزیونی است که بطور بی طرف به دنبال کشف ناگفته ها و حقایق است!

بعبارت دیگر، کارگردان بطور کلی به دنبال تلقین دو مطلب اساسی در عرصه حسی مخاطب است:

1- اینکه این مستند پرده از رازی برداشته و با دیدن آن حقیقت بر مخاطب کشف می گردد. یکی از مهمترین تکنیک ها برای القای این حس، گنجاندن صحنه موشکباران عین الاسد است که تا قبل از انتشار این فیلم، جزو اطلاعات طبقه بندی شده ارتش آمریکا بوده و بطور خاص برای استفاده در این فیلم از طبقه بندی خارج شده یا اصطلاحا (Declassify) گردیده.

2- اینکه مطالب ارائه شده کاملا حقیقی بوده و بدون هیچ تحریفی به مخاطب تحویل داده شده است. در راستای القای این حس هم صحنه هایی از جمله فیلم بغض و گریه فرمانده آمریکایی مستقر در پایگاه، یا اظهارات سربازانی که از وحشت و استیصال خود در لحظه انفجار موشک ها می گویند را گنجانده است.

اما هدف اصلی از این دو مطلب، زمینه سازی برای القای مطلب دیگری است که لابلای دیگر صحنه ها به مخاطب عرضه می شود.

در یکی از صحنه ها، ابتدا صحبت از این می شود که منابع اطلاعاتی آمریکایی قبل از حمله مطلع می شوند که چنین حمله ای در شرف وقوع است. همین مطلب در تناقض با خط خبری قبلی است که ادعا می شد مقامات ایرانی قبل از حمله، آمریکاییها را مطلع کرده بودند تا فرصت تخلیه پایگاه را داشته باشند. ادعایی که در این فیلم می شود این است که دستگاه اطلاعاتی ارتش آمریکا مستقلا از این مطلب با خبر شده بود.

حتی فرمانده آمریکایی اشاره می کند:

این که چه زمانی پایگاه را تخلیه کنیم خیلی مهم بود. چون اگر خیلی زود تخلیه می کردیم آنها متوجه می شدند و اهداف خود را تغییر می دادند. باید تا لحظه آخر وانمود می کردیم ما همچنان در همان پایگاه مستقر هستیم.
معنای این حرف این است که حمله موشکی سپاه با هدف کشتار سربازان آمریکایی بوده و جنبه نمایشی نداشته.

نکته جالب دیگر اینکه گفته می شود فردی که این خبر را به اطلاع فرمانده آمریکایی می رساند، این را هم می گوید که:

خبر بدی دارم. آنها قصد دارند ما را موشکباران کنند، و هیچ کاری هم از دست ما بر نمی آید.
فرمانده آمریکایی ادعا می کند:

ما حتی صبر کردیم تا آنها آخرین عکس را از ماهواره تجاری که اجاره کرده بودند دریافت کنند، و بعد اقدام به تخلیه پایگاه کردیم.
هدف از بیان این اظهارات القای این حس در مخاطب است که ارتش آمریکا بطور کامل روی همه چیز اشراف داشته. یعنی نه تنها نیازی به این نداشته که مقامات ایرانی پیش از حمله آنها را مطلع کنند، بلکه حتی در آن یکی دو ساعت زمانی که در اختیار داشتند، در شرایطی که همین جناب فرمانده در صحنه بغض و گریه اول فیلم به وضوح احساساتی شده و زیر فشار شدید عصبی قرار داشته، حتی جزئیات ریزی مانند اینکه ایرانیان چه زمانی آخرین عکس را از فلان ماهواره تجاری دریافت می کنند را هم به دقت تحت کنترل و رصد خود داشته اند!

در یکی از صحنه ها، فرمانده آمریکایی در حالی که به صندلی تکیه داده ادعا می کند:

وقتی شروع به تخلیه کردیم، ناچار بودیم عده ای را در پایگاه نگه داریم، چون ما آنجا بودیم تا ماموریتمان را انجام دهیم.
عده زیادی از نیروهای ما حاضر به ترک پایگاه نبودند و همه اصرار داشتند با وجود خطرات آنجا بمانند.
یعنی در حقیقت ادعا می کند سربازان آمریکایی هم مانند سربازان ما شهادت طلب و جان برکفند! و البته برای اثبات این ادعای بزرگ هیچ مدرک و سندی هم ارائه نمی دهد و صرفا به قول جناب فرمانده آمریکایی اکتفا می کند. یکی از اهداف فیلم هم دقیقا همین است که بر روی ضعف و ترس و بزدلی سربازان آمریکایی سرپوش بگذارد.

در دیگر صحنه های فیلم کاملا واضح است سربازان آمریکایی که تا آن لحظه روی هیچ زمین سفتی نشاشیده بودند، با مشاهده آتش کوبنده یک نیروی متخاصم بکلی خود را باخته بودند.

نه تنها در همین فیلم بار دیگر تایید می کند که پس از حمله، 110 سرباز آمریکایی دچار ضربه مغزی شدند، بلکه اواخر فیلم خود فرمانده آمریکایی هم اعتراف می کند که شخصا بعد از این حمله همچنان از «اختلال استرس پس از سانحه» (PTST – Post Traumatic Stress Disorder) عذاب می کشد.

این در حالی است که تنها یازده موشک به سمت آمریکاییها شلیک شد.

با این وجود، ادعای بزرگ دیگری که فرمانده آمریکایی می کند این است که در نتیجه اقدامات سریع و قهرمانانه نیروهای آمریکایی (در فرار کردن و تخلیه پایگاه)، هیچ آمریکایی کشته نشد و به این ترتیب از وقوع جنگ پیشگیری شد. و روی این جمله تاکید می کنند که:

اگر حتی یک آمریکایی کشته می شد، داستان به کلی متفاوت بود!
یعنی ادعا می کنند اگر حتی یک آمریکایی کشته می شد، آمریکاییها با تمام قوا به ایران حمله می کردند، و لابد ما باید تصور کنیم طرف ایرانی هم ساکت و بی سر و صدا می نشست و هیچ اقدام متقابلی نمی کرد!

موشکباران عین الاسد بزرگترین تحقیری بود که ارتش آمریکا بعد از جنگ ویتنام متحمل شد.

هدف اصلی فیلم به قول معروف ماست مالی کردن همین تحقیر بزرگ است. در شرایطی که ایران در حال کاهش تعهدات برجامی خود و افزایش میزان و سطح غنی سازی اورانیوم است، آمریکاییها خود را در یک بن بست بزرگ یافته اند.

همانطور که قبلا بطور علنی هم گفته بودند، قرار بود رفع تحریم ها مانند یک هویج عمل کرده و «سایه جنگ» مانند چماق بالای سر ایران قرار گیرد. اما استراتژی «چماق و هویج» با شکست مواجه شده، چون آمریکا نه هویجی در دست دارد و نه دیگر حتی چماقی.

هویجشان از این جهت ناپدید شده که اولا آن خوش باوری که هفت هشت سال پیش در جامعه ایران بود و تصور می کردند میرویم با کدخدا می بندیم و از آن به بعد هر ایرانی هر شب جمعه می تواند برود سانفرانسیسکو، امروز دیگر از میان رفته و ایرانیان به فجیعترین شکل ممکن وادار به فهم برخی واقعیات جهان شده اند. ثانیا، خود آمریکا درگیر بحرانی است که معلوم نیست کی بتواند اندکی از وخامت آن بکاهد.

و چماقشان هم دقیقا زمانی از دستشان در آمد که ترامپ دیوانه خود را خام صهیونیست ها کرد و سردار سلیمانی را به شهادت رساند، و بعد هم از یک طرف در صحنه های حماسی تشییع جنازه سردار ایرانی مشخص شد مجیز گویان وطن فروش ایرانیش که دایم ادعا می کردند «کل طرفداران این رژیم صدهزار نفر هم نیستند» در حد المپیک یاوه تحویلش می دادند! و از طرف دیگر در جریان موشکباران عین الاسد وقتی با سمبه پرزور طرف شد چاره ای جز عقب نشینی نداشت.

فیلم شبکه سی بی اس نیوز تلاشی است برای احیای هیمنه از دست رفته ابرقدرتی آمریکا. از آنجا که ترامپ دیوانه کاخ سفید را ترک کرده و دولت «تدبیر و امید» بایدن روی کار آمده، رسانه های آمریکایی از این به بعد بطور یکدست تر و همه جانبه تری از سیاست های آمریکا پشتیبانی و حمایت خواهند نمود.

فراموش نکنیم، قدرتمندترین سلاح آمریکا نه بمب هیدروژنی است و نه ناوهای هواپیمابر عتیقه و اسباب بازی های مدرنی مانند جنگنده اف 35 و غیره.

قدرتمندترین سلاح آمریکا رسانه است. این سلاحی است که آمریکا با تمام توان و در همه عرصه ها به کار خواهد انداخت.