گوناگون, سرتیتر

طالبان جنایت میکنند و سازمان ملل فقط ابراز نظر، آیا سازمان های مدافع حقوق بشر استقلالیت دارند؟ – جواد عارفی

جامعۀ جهانی و سازمان‌های بین المللی، در آستانۀ گفتگوهای مذاکرات صلح بین الافغانی، هم چنان جنایات علیه بشریت و‌ رفتارهای‌خشونت‌بار‌ و ضدانسانی‌گروه تروریستی طالبان‌را نظاره می‌کنند و شهروندان افغانستان هم‌چنان‌قربانی استقرارصلح شده‌اند. این رویداد خونین درحالی است که جامعه جهانی و سازمان های بین المللی ناظران استقرارصلح و کشورهای منطقه و جهان جنایت و نسل کشی را به تماشای این تراژدی بزرگ قرن نشسته‌اند، این سکوت مرگبار و این جنایت هولناک‌گروه تروریستی طالبان با حمایت مستقیم ایالات متحده آمریکا و پاکستان با هیچ منطق و معیار انسانی و عقلانی قابل سنجش و ارزیابی نیست.

گروه تروریستی طالبان، تمام توان خویش را در حملات مرگبار تروریستی و رفتارهای خشونت بار ضد انسانی علیه نیروهای امنیتی و دفاعی و شهروندان ملکی و تخریب و ویرانگری تباهی دولت، مردم و کشور افغانستان به کارگرفته اند، حال آن که هیأت مذاکره کنندۀ دولت جمهوری افغانستان، جامعه جهانی، سازمان های بین المللی و کشورهای حافظ منافع استقرارصلح در دوحه قطر در میز مذاکره با گروه طالبان نشسته و از پیشرفت مذاکرات تحقق صلح سخن می گویند، اما جنایت گروه تروریستی طالبان چنان شدت گرفته است که قابل تحلیل و توصیف نیست و متاسفانه این جنایت و تراژدی عظیم و آشکار با سکوت جامعه جهانی و سازمان های بین المللی همراهی می شوند و حتی یک اعلامیه بشردوستانه و محکومیت را هم شایستۀ صادر نمی داند. عقلانیت سیاسی و منطق استقرارصلح ایجاب می کند، که در جریان نشست‌ها و گفتگوهای تحقق صلح، اولین قدم و اساسی‌ترین‌گام در جهت دستیابی به تحقق صلح و فتح باب گفتگو، مفاهمه و مذاکره و طرح مصالحه ملی به صورت مستقیم برای خروج از بن بست سیاسی، اعلام آمادگی‌کاهش خشونت، آتش بس دایمی و استقرار نیروی حایل میان طرف های درگیر جنگ، منازعه و خشونت، یکی از مهم‌ترین، فوری‌ترین و حیاتی‌ترین اقدامی است که باید دولت جمهوری افغانستان، جامعۀ جهانی و ناظران بین المللی آن را به مثابۀ اقدام عملیاتی استقرارصلح اجرایی نمایند.

بنابراین، خشونت (خشکی، تندی و سختی) به عنوان ابزار استفاده از زور و قدرت به کار می رود و به هر رفتار یا عکس العملی که باعث آسیب رساندن به یک شخص و ایجاد یک پدیدۀ خاص شود، اطلاق می شود، حملات تروریستی و خشونت های این روزهای گروه تروریستی طالبان مصداق خشونت مستقیم بر نیروهای امنیتی و دفاعی و شهروندان ملکی این سرزمین در سایۀ سنگین مذاکرات صلح در حضور جامعه جهانی و سازمان های بین المللی و کشورهای حامی استقرارصلح می باشند. ملت ها و دولت ها به این باور رسیده اند که تبعیض سیستماتیک نسبت به مردم، اقوام و مذاهب، ریشۀ اصلی خشونت و جنگ های داخلی، منطقه ای و جهانی است.

احساس بی عدالتی، نارضایتی، خشونت و جنگ تحت شرایطی امکان دارد توسعه یابد؛ خصوصاً اگر عده ای احساس کنند که به صورت سیستماتیک مورد تبعیض قرار می گیرند. بنابراین، خشونت مستقیم یا اعمال فیزیکی خشونت، ابتدایی ترین و متداول ترین نوع خشونت در تاریخ بشر است به صورت درگیری، تجاوز جنسی، ضرب و شتم و دعوا و جنگ بروز می کند. متأسفانه، خشونت مستقیم در افغانستان، مانند اغلب کشورهای جهان سوم، امری کاملاً مرسوم و متداول است. بی عدالتی ها، نابسامانی ها و مصایب بی شمار گذشته و قریب به چهار دهه بحران حاکمیت، جنگ و خشونت، آسیب دیدن وحدت ملی، آوارگی و مهاجرت، سیر نزولی تعلیم و تربیت، بیکاری و فقر و محرومیت، از یک طرف فقدان نظام سیاسی کارآمد و سوء استفادۀ شیفتگان قدرت داخلی و دخالت های پیدا و پنهان استعمارگران و سوداگران بین المللی از سوی دیگر، زمینۀ گسترش خشونت مستقیم در‌کشور را بیش از پیش‌گسترش داده است.

درکشوری که خشونت مستقیم امری فرهنگی و متداول تلقی شود، طبیعی است که نخستین قربانی آن، استقرارصلح و امنیت شهروندان و ثبات سیاسی‌کشور خواهد بود. بنابراین، در نشست‌ها و گفتگوهای مذاکرات صلح بین الافغانی که نزدیک به یک ماه می شود در دوحه قطر میان هیأت مذاکره کنندۀ دولت جمهوری اسلامی و گروه تروریستی طالبان جریان دارد، خشونت مستقیم فیزیکی گروه طالبان و حملات مرگبار تروریستی و عدم توجه جامعۀ جهانی و سازمان های بین المللی و کشورهای منطقه‌ای و جهانی به عنوان ناظر و حافظ منافع استقرارصلح در افغانستان، مصداق‌کامل سکوت ننگین و مرگبار مدافعان حقوق بشر و دموکراسی و چشم پوشی آشکار نسبت به جنایات و خشونت‌های مستقیم علیه نیروهای امنیتی و دفاعی و شهروندان ملکی جامعۀ افغانی می باشند.