تیتر, سرمقاله, سرتیتر

کابوس ژئوپلیتیک آمریکا: آیا مسکو و پکن امسال اتحاد نظامی تشکیل می دهند؟

توسط توماس روپر

https://www.anti-spiegel.ru/


موسسه استراتژی های سیاسی و اقتصادی بین المللی مسکو (RusStrat) تحلیلی بسیار جالب را منتشر کرده است که بیان می دارد به احتمال زیاد اواخر امسال دو کشور روسیه و جمهوری خلق چین یک اتحاد نظامی ایجاد می کنند.
روسیه و چین طی سالهای اخیر نزدیکتر و نزدیکتر شده اند اما این نزدیکی منجر به اتحاد نظامی نشده و در برخی از مسائل ژئوپلیتیک اختلاف نظر هم دارند. اما فشارهای فزاینده ایالات متحده بر هر دو کشور می تواند منجر به اتحاد نظامی و توافق در مورد موضوعات بحث برانگیز قبلی شود.

«سلطه در سراسر جهان» – اهداف ژئوپلیتیک ایالات متحده آمریکا

مهمترین هدف ژئوپلیتیک ایالات متحده آمریکا سلطه بر منطقه اوراسیا ، یعنی قاره های اروپا و آسیا است. این امری کاملاً اثبات شده است و متخصصان سیاست راهبردی در ایالات متحده کاملاً صریح آن را می گویند: این تنها راه برای تأمین «سلطه جهانی» ایالات متحده در بلند مدت است.
راه رسیدن به این هدف اشغال همه کشور های منطقه نیست ، این امری غیر ممکن است. هدف این است که ایالات متحده در بیشتر کشورهای منطقه دولت های متحد آمریکا را نصب کند و کشورهائی که مخالف اجرای اراده ایالات متحده علیه خود هستند را مورد حمله قرار دهد. – این اصل موثر «تقسیم و حکومت» از روم باستان است ، که توسط تمام قدرت های جهانی (یا امپراتوری ها) ۲۰۰۰ سال است مورد استفاده قرار گرفته شده است.
در حالی که ایالات متحده آمریكا با كمك سازمانهای مختلفی كه بر آن تسلط دارند ، مانند ناتو ، عملاً كاملاً اروپا را كنترل می كند ، اما این نفوذ در آسیا محدود است و اوضاع در آنجا متفاوت است. در آنجا دو قدرت بزرگ روسیه و چین ، که نمی خواهند توسط «آن سوی اقیانوس» اداره شوند ، در مقابل ایالات متحده ایستاده‌اند. بسیاری از کشورهای کوچکتر (به ویژه در خلیج فارس ، یا در مناطقی در درب آسیا) نیز تحت تأثیر ایالات متحده آمریکا هستند. هر کسی که مخالف ایالات متحده آمریکا باشد ، مانند بلاروس یا ایران ، با مجازات روبرو خواهد شد. یا تغییر رژیم در آنجا انجام می شود ، برای یادآوری به عنوان مثال در اوکراین ، شاهد بودیم که در آنجا چگونه یک دولت وفادار به آمریکا نصب شد.
فقط روسیه و چین همچنان با موفقیت در برابر این فشار مقاومت می کنند و برخی از کشورها (بعنوان مثال بلاروس یا ایران) برای محافظت کشورشان در مقابل فشار ایالات متحده به این دو قدرت بزرگ شرق نزدیک می شوند.
بنابراین همه تحریم ها و درگیری ها – همانطور که رسانه ها و سیاستمداران غربی دوست دارند به مخاطبان ساده لوح خود بگویند – در مورد حقوق بشر یا دموکراسی نیستند ، این مربوط به منافع ژئوپلیتیک پیش پا افتاده اما مهم است. با افزایش فشار غرب، ایالات متحده اکنون می تواند باعث و بانی تحولی شود که قطعاً خواسته آنها نیست: اتحاد واقعی بین روسیه و چین. این وضعیت ایالات متحده را به شدت تضعیف می کند و سایر کشورها را به پیوستن به این اتحاد تشویق می کند.
اگر روسیه قصد داشته باشد که به عنوان واسطه ای در حل و فصل اختلافات بین هند و چین به موفقیت برسد ، سلطه ایالات متحده در اوراسیا و بنابراین سلطه جهانی بر ایالات متحده برای همیشه به پایان خواهد رسید. چنین توافقی بین هند و چین امکان پذیر است زیرا پوتین با هر دو رئیس دولت روابط بسیار خوبی دارد و هر دو به او اعتماد دارند. بنابراین پوتین می تواند یک واسطه شناخته شده و قابل اتکا باشد.
هنوز فاصله زیادی تا به حقیقت پیوسته این مهم داریم ، اولین گام اتحاد بین روسیه و چین است ، که هر دو کشور هرگز واقعاً خواستار آن نشده اند ، اما فشار آمریکا می تواند منجر به چنین مهمی بشود – آنهم در سال جاری. دلیل آن این است که معاهده دوستی روسیه و چین که در سال جاری منقضی می شود ، باید بزودی تمدید شود. موسسه استراتژی های سیاسی و اقتصادی بین المللی مسکو (RusStrat) تفاوت های ظریف بین روسیه و چین را تجزیه و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که چنین اتحادی می تواند در سال جاری شکل بگیرد ، که حتی فراتر از یک اتحاد نظامی خالص باشد ، زیرا همچنین دارای مولفه های اقتصادی برای مقابله با جنگ اقتصادی است كه ایالات متحده با تصویب تحریم های روسیه و بکار گیری تعرفه های مجازاتی علیه چین قصد انجام آنها را دارد.
از آنجا که این اتحاد در عرصه سیاست جهانی یک انفجار ژئوپلیتیکی است ، من تحلیل RusStrat را ترجمه کردم.


شروع ترجمه:

اتحاد نظامی بین روسیه و چین: مبانی ، چشم اندازها و عواقب

بدترین کابوس ژنرال های آمریکایی در شرف تحقق است
در 4 فوریه 2021 ، یک گفتگوی تلفنی بین وزرای خارجه روسیه و چین ، سرگئی لاوروف و وانگ یی انجام شد که از اهمیت بی سابقه ای برخوردار است.
به عنوان بخشی از تمدید توافق نامه دوستی و همسایگی ، که در آستانه انقضا است ، پکن پیشنهاد کرده است که پیمان جدید را با محتوای دوران سازنده پر کند ، که نه تنها نشان دهنده تمایل هر دو کشور برای محافظت از امنیت خود ، بلکه همچنین امنیت به طور کلی (منطقه‌ای) و کشورهای همسایه است. می توان اینگونه ارزیابی کرد که عملا پکن به مسکو پیشنهاد اتحاد رسمی نظامی را داده است.
لازم به یادآوری است که این پیشنهاد اقدامی غافلگیرکننده ای از سوی پکن نیست. با توجه به اشارات و اعلامیه های متعدد ، از جمله گفته‌های خود سران کشورها ، این موضوع از سال 2016 پشت درهای بسته مورد بحث قرار گرفته است و تا سال 2020 همگرایی جدی دیدگاه ها وجود داشته است.
به ویژه ، رئیس جمهور روسیه در 22 اکتبر سال 2020 در نوو اوگاروو گفت که او معتقد است که انعقاد یک اتحاد نظامی بین دو کشور کاملاً امکان پذیر است ، اگرچه آنها «به هیچ وجه به آن نیازی ندارند». طرف چینی بلافاصله به این پیشنهاد با احساساتی «بسیار گرم» پاسخ داد.
بنابراین رویکرد ژئوپلیتیک جهانی بین روسیه و چین یک روند طبیعی و اجتناب ناپذیر است. به خصوص که دو کشور اهداف بسیار مشابه و استراتژی های طولانی مدت را دنبال می کنند که در آینده قابل پیش بینی به مخالفت با هم منجر نمی شود و منجر به برخورد منافع نمی شود. این بدان معنی است که حداقل برای نیم قرن ، اگر نه بیشتر ، نباید درگیری جدی بین کشورهای ما باشد که منجر به درگیری مسلحانه شود.
و در عین حال ما یک مخالف مشترک ، نسبتاً جدی و همان هدف مشترک ژئوپلیتیک را دنبال مبکنیم.
علاقه چین به این اتحاد سه دلیل دارد.
اول ، وجود چتر هسته ای استراتژیک روسیه. آمریکا میتواند علیه یک چین هسته‌ای تنها دست بالا را داشته و آن کشور را تهدید به حمله اتمی کند (بر فرض محدود به سلاح های هسته ای تاکتیکی)، البته این امری بسیار ذهنی و فرضی است اما اگر چین اتمی در اتحاد با روسیه اتمی در یک جبهه قرار داشته باشد ، قطعاً ماجرا دیگر اینگونه به پیش نمی‌رود و آمریکا در جایگاه نیست که دست به چنبن تهدید‌های بزند.
دوم ، این اتحاد میتواند پشت جبهه نظامی پکن را در مقابل حملات آمریکا از سوی غرب چین (مرزهای غربی با روسیه) از حملات نظامی حفظ کرده ، ارتش چین می‌تواند تمرکز خود را بر قسمت باریک «شرقی» کشور در یک جبهه بالقوه متمرکز کند ، در نتیجه برتری قاطع خود را در برابر حمله احتمالی آمریکا تضمین کند.
سوم ، چنین معاهده ای نه تنها دست چین را در مورد «مسئله تایوان» باز می کند ، بلکه همچنین به این معنی است که روسیه به صلاحدید خود به طور غیر رسمی حق چین را برای حل «مسئله» به رسمیت می شناسد.

منافع روسیه در چنین اتحادی چیست؟
مهمتر دست‌آورد امضای چنین معاهده ای برای روسیه، این خواهد بود که به طور خودکار چین را وادار می کند که در بسیاری از موضوعات بین المللی که برای ما (روسیه) مهم است ، موضع فعالانه و شفاف طرفدار روسیه را اتخاذ کند. از «چه کسی صاحب کریمه است» تا تحریم های Nord Stream 2 ، چین از اقتصاد روسیه با فناوری های مالی و صنعتی پشتیبانی می کند.
علاوه بر این ، این یک پایه عالی برای تقسیم منافع آشکار بین دو کشور در آسیای مرکزی و کل منطقه پس از اتحاد جماهیر شوروی است ، که هنوز هم در این مناطق عدم اطمینان زیادی وجود دارد. اگر امکان همکاری‌های بسیار گسترده ای در جهت دفاع از منافع مشترک در آسیای مرکزی و ترکستان بوجود بیاید ، سیاست پکن درمورد مناطق و مرزهای غربی روسیه فقط می تواند از این فرمول بندی پشتیبانی کند که این کشورها (اوراسیا) بخشی از منافع استراتژیک روسیه هستند ، همانطور که تایوان بخشی از منافع استراتژیک پکن است.
مهمترین چیز این است که در نتیجه همگام سازی مواضع مشترک دو کشور فرصت هائی برای بکار گیری توانائی‌های مشترک در جهت اجرای پروژه ارتباطی با اروپا به وجود خواهد آمد. به هر حال ما باید در مورد (سیاست در برابر اروپا) آن تصمیم بگیریم. اما این تصمیم‌گیری با توجه به برخورداری از توان اقتصادی چین ، می‌تواند حل این مشکلات را برای روسیه بسیار ساده تر کند.
واضح است که اتحاد نظامی احتمالی روسیه و چین علاوه بر مزایای آن ، دارای نکات بحث برانگیز است. برخی از آنها بسیار قابل توجه هستند. می توان گفت که با در نظر گرفتن اوضاع مختلف اقتصادی و مشکلات عمده سیاست خارجی و همچنین برخی اختلافات عقیدتی ، در صورت امضای چنین معاهده ای ، مسکو تا حدودی به سیاست خارجی و داخلی پکن وابسته خواهد شد. و واقعاً همینطور است.
اما عکس آن نیز صادق است. چین نیز با امضای این معاهده خود را وابسته خواهد کرد. و اگر آنها با این معاهده موافقت کنند ، به این معنی است که نخبگان حاکم کشور با این وابستگی متقابل موافق هستند.
بنابراین نمی توان رد کرد که یک اتحاد رسمی نظامی بین روسیه و چین در سال جاری منعقد شود ، اما حداکثر تا سال ۲.۲۲.

پایان ترجمه

مینا