تیتر, سرمقاله, سرتیتر

ان جی او ها در خدمت امپریالیسم – جیمز پتراس – قسمت اول

james_petrasS_1200

ان جی او ها در خدمت امپریالیسم

جیمز پتراس

علیرضا ثقفی


در سراسر تاریخ، طبقات حاکمه ای که اقلیت، کوچکی بوده اند، به اجبار به دستگاه های دولتی و نهادهای اجتماعی متوسل می شده اند تا از قدرت، منافع و امتیازات خود دفاع کنند. در گذشته، به خصوص در جهان سلطه طبقات حاکمه از طرف آن سوی دریاها حمایت و تقویت می شد و همراه با آن نهادهای مذهبی محلی، مردم تحت استثمار را کنترل می کردند و نارضایتی مردم را به سمت اختلافات و رقابت های مذهبی و قومی منحرف می کردند.

گر چه این حرکات تا امروز ادامه یافته است، اما در چند دهه اخیر نهادهایی به منصه ی ظهور رسیده اند که همان عملکردهای کنترل و شکل دهی ایدئولوژیکی را انجام می دهند. این نهادها خودشان را سازمان های غیردولتی می نامند. امروزه حدود ۵۰۰۰۰ ان جی او در جهان سوم وجود دارد که در مجموع بیش از ده میلیارد دلار از نهادهای بین المللی، دولت های اروپا، ایالات متحده، ژاپن و حکومت های محلیل کمک مالی دریافت می کنند. مدیران بزرگترین ان جی او ها، بودجه های میلیون دلاری و امتیازات و خدماتی را در اختیار دارند که قابل مقایسه با مدیران شرکت های چندملیتی است. آنها به کنفرانس های بین المللی می روند. با بازرگانان بلندپایه و مدیران مالی برجسته هم ارز هستند و شیوه های تصمیم گیری ای را به کار می گیرند که میلیون ها نفر از مردم، به خصوص مردم فقیر، زنان و کارگران غیر رسمی را تحت تأثیر قرار می دهند.

ان جی او در همه جا دارای فعالین سیاسی و اجتماعی هستند که در و مناطق شهری و روستایی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین فعالند و به طور کلی وابسته به ولی نعمتان خود در اروپا، ایالات متحده و ژاپن هستند. این مسأله بیانگر نفوذ فراگیر ان جی او ها ت سیاسی و اقتصادی آنها در به اصطلاح جهان پیشرفته است. به گونه ای که برخورد نقادانه چپ با نقش منفی آنها ضعیف است. بخش زیادی از این مسأله مدیون موفقیتان جی او. ها در جایگزینی و تخریب جنبش های چپ سازمان یافته و جذب روشنفکران ارزشمند و رهبران سازمانده آنها می باشد.

امروزه بسیاری از جنبش های چپ و نمایندگان مردمی، انتقاد خود را بر صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، شرکت های چندملیتی، بانکهای خصوصی و غیره متمرکز کرده اند. آنهایی که برنامه های کلان اقتصادی را در جهت غارت جهان سوم تنظیم میکنند. هر چند این مسأله مهم است، اما پایمال کردن بنیان های صنعتی، استقلال و استانداردهای زندگی جهان سوم، هم در زمینه اقتصاد کلان و هم در سطح سیاسی و اجتماعی خرد انجام گرفته است. تأثیرات مشخص اقتصاد نئولیبرالی بر روی دستمزد و مزایای کارگران، دهقانان و صنایع کوچک ملی، جو نارضایتی در سطح ملی به وجود آورده است. در چنین حالتی ان جی او ها به صحنه می آیند برای آنکه این نارضایتی را از مسیر اصلی آن منحرف کنند و از حمله مستقیم به ساختار قدرت (شرکت ها و بانک ها و …) و سود آنها جلوگیری کرده و مردم را به سمت پروژه های کوچک محلی که دارای زمینه های غیرسیاسی و مربوط به تعلیم و تربیت عمومی، و یا خودیاری می باشد منحرف کنند، به گونه ای که از تحلیل طبقاتی امپریالیسم و استثمار سرمایه داری اجتناب شود.

ان جی او ها در سراسر جهان تبدیل به آخرین وسیله ترقی برای طبقات تحصیل کرده جاه طلب شده اند. آکادمیسینهاء روزنامه نگاران و حرفه ای هایی که پاداش های فقیرانه جنبش های چپ گرا را در برابر مدیریت سودمند یک ان جی او رها کرده، مهارت های تشکیلاتی و سخنوری با واژگان مردمی را با خود به همراه دارند. امروزه هزاران نفر از گردانندگان ان جی او ها سوار ماشین های ۴۰۰۰۰ دلاری لوکس می شوند و از ویلاهای لوکس شان به سمت دفاتر کار آراسته در مجموعه های ساختمانی شان رفت و آمد کارهای روزانه خودشان و نیز نگهداری از فرزندانشان را به خدمتکاران و پرستاران می سپارند. آنها پیشرفت خود را در آن سوی دریاها در کنفرانسهای بین المللی در واشنگتن، بانکوک، توکیو، بروکسل، روم وغیره) که درباره فقر در دهکده های ناشناخته کشورشان برگزار می شود، جستجو میک کنند. آنها بیشتر راغبند که طرح های جدید نوشته شده برای برخورد با جریانات حاد از طرف مقامات حرفه ای را ارائه دهند و از اعتراض علیه حمله پلیس به تظاهرات معلمان کم حقوق مدارس پرهیز می

رهبران ان جی او ها طبقه جدیدی هستند که بر مبنای مالکیت خصوصی و یا منابع دولتی پایه گذاری نشده اند. بلکه از درون بنیان های حاکم تغذیه می شوند و توانایی آنها در کنترل گروه های مردمی، ارزشمند است. رهبران NGOها را می توان همانند نوعی از گروه های نئوکمپرادور به حساب آورد که هیچ گونه کالای مفیدی تولید نمی کنند اما دارای عملکردی در جهت ارائه خدمات برای کشورهای ولی نعمت اند که به افزایش فقر در کشورشان کمک کرده و خودپسندیهای شخصی شان را ارضاء میکند.

در ابتدا گردانندگان ان جی او ها اظهار می داشتند که در برابر فقر و نابرابری می جنگند و بدین وسیله کارشان را توجیه می کردند. ظاهر این مسأله فریبنده بود. رابطه مستقیم میان رشد آنها و کاهش استانداردهای زندگی وجود د

ود دارد: اما افزایش ان جی او ها موجب پایین آمدن بیکاری و یا کاهش مهاجرت وسیع دهقانان نشد و سطح دستمزد ارتش رو به رشد کارگران غیر رسمی را به سطح قابل قبول نرساند. آنچه که ان جی او ها انجام دادند عبارت بود از ایجاد لایه نازکی از حرفه ای های نئولیبرال که با داشتن درآمد در شرایط سخت، غارتگران اقتصاد نئولیبرالی را نجات می دهند. نئولیبرالیسمی که کشور و مردم آنها را تحت تسلط در آورده و در حال نفوذ به درون ساختار طبقاتی موجود است.

این واقعیت با آنچه که ان جی اوها از عملکرد خود تصور می کنند در تقابل قرار می گیرد. بر طبق آنچه که تبلیغ شده میان مردم رایج است ان جی اوها راه سوم میان سلطه سیاستمداران و بازار وحشی سرمایه داری هستند. آنها خود را به مثابه پیشروان جامعه مدنی که در خدمت اقتصاد جهانی هستند، توصیف می کنند. تصور عمومی که در کنفرانس های ان جی اوها مطرح می شود، عبارت است از: آلترناتیو توسعه عبارت کاسبکارانه ی جامعه ی مدنی به دور از واقعیت است و تنها در خلا وجود دارد. جامعه ی مدنی یک کل مقدس واحد نیست. این جامعه از طبقات تشکیل شده و در این قرن فاصله میان طبقات بیش از پیش عمیق گشته است. بسیاری از بی قانونی ها در برابر کارگران به وسیله بانکداران ثروتمند در جوامع مدنی صورت می گیرد. جوامعی که بهره گزافی را برای پرداخت وام های داخلی دریافت می کنند. همچنین به وسیله زمیندارانی که دهقانان را از زمین اخراج می کنند و نیز به وسیله سرمایه داران صنعتی که کارگران ساده را با دستمزدهای پایین از کارگاه های دارای شرایط غیر انسانی اخراج کنند. با صحبت کردن در باره جامعه مدنی، گردانندگان ان جی او ها تضادهای عمیق طبقاتی را مخفی کنند. همچنین استثمار طبقاتی، مبارزه طبقاتی ای که جوامع مدنی امروزه را به دو قطب تقسیم کرده است را منکر می شوند. منظور از جامعه مدنی این است که ان جی اوها در همکاری با سرمایه داری که از نظر مالی آنها را تأمین می کند، تسهیلاتی به وجود آورند و این امکان را بیابند که برنامه ها و پیروانشان را به تبعیت از منافع سرمایه های بزرگ که اقتصاد نئولیبرالی را تنظیم می نمایند، هدایت کنند. در بسیاری از موارد گردانندگان ان جی او های به اصطلاح جامعه مدنی، عوام فریبانه به برنامه های عمومی و نهادهای دولتی حمله می کنند و آنان را مورد سرزنش قرار می دهند که خدمات عمومی را کنار گذارده اند. گردانندگان ان جی او ها در کنار بنگاه های بزرگ اقتصادی عوام فریبانه به سیاستمداران حمله . کنند ( از یک طرف با نام دفاع از جامعه مدنی و از طرف دیگر دفاع از بازار) تا آنکه منابع دولتی را در اختیار گیرند. سرمایه داری به اصطلاح ضد سیاست، سعی در افزایش نهادهای عمومی در جهت کمک به صادرات و حمایت های مالی دارد و گردانندگان ان جی او ها سعی در به حساب آوردن سهم مسافرت، قراردادهای فرعی، به دست آوردن خدمات دست دوم برای اعضا خاص خود دارند.

علی رغم تصور گردانندگان ان جی او ها از خودشان به عنوان رهبران مبتکر، آنها به صورت واقعی رهبران ارتجاعی هستند که تکمیل کننده کار صندوق بین المللی پول در زمینه خصوصی سازی از پایین و جلوگیری از جنبش های عمومی مردمی هستند. بنابراین تلاش می کنند مقاومت مردم را تخفیف دهند.

وجود و حضور ان جی او ها در همه جا نیروهای چپ را به معارضه ای جدی کشانده است که نیاز به نقد سیاسی و تحلیل ریشه ای از ساختار ایدئولوژی آنها وجود دارد

ریشه، ساختار و ایدئولوژی ان جی او ها

ان جی او به عنوان اینکه نقش مخالفی در سیاست داشته باشند، ظاهر شدند. آنها دیکتاتوری را مورد نقد قرار داده و به پایمال کردن حقوق بشر اعتراض کردند. از طرف دیگر در رقابت با جنبش های اجتماعی رادیکال قرار گرفتند و تلاش می کردند که جنبش های اجتماعی را به سمت روابط همکاری با نخبگان نئولیبرال حاکم سوق دهند. در حقیقت این روش سیاسی آنچنان که می نمود متضاد با وضع موجود نبود.

وجود و رشد ان جی او ها در زمینه های گوناگون در اواخر قرن بیستم به ما نشان می دهد که ان جی او ها در سه زمینه فعال هستند. در مرحله اول آنها به عنوان پناهگاهی مطمئن در حکومت های دیکتاتوری ظاهر شدند. در آنجا که روشنفکران بی طرف بتوانند مسائل حقوق بشر را پیگیری کرده و برنامه های حمایتی را برای قربانیان خشونت های سازمان یافته پایه ریزی کنند. این ان جی او های انسان گرا مواظب آنان بودند که با ایالات متحده برخورد شدید نداشته باشند و همچنین نیز در برابر اروپائیانی که در پایمال کردن حقوق بشر دست داشته اند و ظهور سیاست های بازار آزاد که منجر به فقیرتر شدن توده های مردم می شود، عکس العملی نداشته باشند. بدین ترتیب گردانندگان ان جی او ها به صورت استراتژیک از دموکرات هایی انتخاب شدند که به عنوان سیاستمداران جایگزین برای طبقات حاکم محلی و سیاست بازان حاکم در دسترس بودند. در آن هنگام حاکمان، تحت فشار جدی جنبش های مردمی به سرنگونی تهدید مین شدند. بنیان گذاران غربی ان جی او ها به عنوان منتقدین، با این کار مرتجعین در حال سرنگونی را بیمه می کردند. به همین خاطر بود که در جریان تزلزل رژیم مارکوس در فیلیپین – ان جی او های منتقد را بوجود آوردند. همچنین رژیم پینوشه در شیلی و دیکتاتوری پارک (پارک چونگ هی) در کره جنوبی و غیره .

رشد قارچ گونه ان جی او ها هنگامی به وجود آمد که جنبش های توده ای د هژمونی های حاکم را مورد تعرض قرار دادند. رشد جنبش های سیاسی۔ تا اجتماعی رادیکال و مبارزات مردمی وضعیت مناسبی را برای روشنفکران غیررادیکال وكاذب به وجود آورد که آنان را قادر به بهره برداری از این شرایط نمود. این بهره برداری مربوط به نهادهایی بود که به خوبی از نظر مالی تغذیه شده و رابطه تنگاتنگی با اروپا، نهادهای ایالات متحده و حکومت داشته را باشند. پایه گذاران این نهادها آگاهی های علمی جامعه شناسانه از تمایلات مردمی داشتند، (همانند تمایل طبیعی برای شورش در محلات پرجمعیت). یک پروژه NGO در شیلی در طی یک شورش مردمی در سال های ۱۹۸۳۸۶ سازمان داده شد. توانایی گردانندگان NGO در آن شورش این بود که یورش جمعیت های مردمی را رهبری کرده و انرژی آن را به سمت پروژه های خودیاری کشاندند و به جای آنکه تغییرات اجتماعی رادیکال را بخواهند تبلیغات گمراه کننده ای در جهت همکاری طبقاتی به عنوان یک بحث تحلیلی جدید به راه انداختند، که فعالین انقلابی را منفرد و ایزوله کردند.

شورش های مردمی باعث شل شدن سر کیسه عوامل آن سوی دریاها شد. و دسترسی میلیون ها دلار سرازیر اندونزی گشت. تایلند و پرو در دهه هفتاد نیکاراگوئه، شیلی، فلیپین در دهه هشتاد و السالوادور و گواتمالا وکره در دهه نود مشمول این بخششها شدند. گردانندگان ان جی او ها به طور اساسی خطر را برطرف کردند. تحت پوشش پروژه های بنیانی، آنها اصرار به مقابله با جنبش های ایدئولوژیک داشتند و بدین ترتیب به صورت مؤثری وجوه خارجی را در جهت تقویت رهبران محلی و فرستادن آنها به کنفرانسهای آن سوی دریاها وتشويق گروه های محلی در انطباق با نئولیبرالیسم صرف می کردند. منابع مالی خارجی قابل است. ان جی او های در حال گسترش جمعیت ها را به بخش های تحت کنترلده ای خاص به عنوان قلمرو آنها تقسیم کنند. هر زمینه فعالیتی بخشی از فقرا را در بر می گیرد (زنان، جوانان، اقلیت ها و غیره). برای تأسیس یک ان جی او جدید، عده ای را رهسپار آمستردام، استکهلم و سایر مناطق می کنند تا آنکه پروژه را به معرض بازار گذارده و مرکز قلمرو فعالیت شان را از کمک های مالی منتفع گردانند.

سومین وضعیتی که در آن ان جی او ها تکثیر می شوند در جریان عمیق تر شدن بحران های اقتصادی به وجود آمده توسط بازار آزاد سرمایه داری است. روشنفکران، آکادمیسین ها و متخصصین شاهد تنزل شغلها و مستمری هایی هستند که بودجه آنها کاهش یافته است. در نتیجه شغل جدیدی ضروری است. ان جی او ها مکان جدیدی برای اشتغال می شوند و مشاوره تبدیل به شغل سالمی برای روشنفکران فرودستی می شود که آرزوی ترقی در جامعه مدرن را دارند. آلترناتیو خط توسعه ی بازار آزاد و شیوه های همکاری با رژیم های نئولیبرال و نهادهای مالی بین المللی را برمی گزینند.


پایان قسمت اول

منتشر شده در مجله نقد نو، باز نویسی برای مجله هفته