تاریخی, سرتیتر

ارانی در آینه ی تاریخ – حسین بهادری


ارانی در آینه ی تاریخ

حسین بهادری

ارانی به مثابه بینان گذار مجله دنیا پس از اتمام تحصیلاتش و کسب دکترای علوم طبیعی از دانشگاه برلین در سال ۱۳۰۹ به ایران بازگشت. او در شرایطی به ایران بازگشته بود که فعالین جنبش کارگری وکمونیستی در میدان جنگ طبقاتی با ارتجاع حاکم و امپریالیسم، جان باخته و یا در زندان های قرون وسطائی رضاشاهی تحت شکنجه به سرمی بردند. رژیم پهلوی جهت تحکیم حاکمیت خود درمدت ۵ سال (۱۳۰۶-۱۳۱۰) با شدت هرچه بیشتر به سرکوب جنبش کارگری و کمونیستی دست زده و توانسته بود با اعمال دیکتاتوری مانع ادامه فعالیت احزاب، گروهای سیاسی، اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری بشود. در این مقطع تاریخی طبق دستور دولت، شهربانی به سانسورچی های حکومتی وظیفه داده بود از چاپ مطالبی که مربوط به جنبش کارگری است، جلوگیری کنند. ارانی طی ۸ سال تحصیل در آلمان با گذشت از مراحل مختلف مبارزات سیاسی به مرور تحت تاثیرجنبش کارگری اروپا به جهان بینی سوسیالیسم علمی مسلح می شود. او با استفاده از تجربیات مبارزات سیاسی گذشته خود در اروپا پس از بازگشت به ایران تلاش کرد تا متناسب با شرایط حکومت استبدادی در ایران با جامعه روشنفکری آن روز ایران تماس برقرار کند. ارانی نقش روشنفکران ترقی خواه را بیش از هر قشر دیگر در رشد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران برجسته تر می دانست. در عین حال برای فعالیت فرهنگی و اجتماعی مشترک، به دنبال آن روشنفکرانی بود که صرفاً به فعالیت مستقل فکری و فرهنگی اکتفا نکنند بلکه همچنان آماده باشند که با قلم و اندیشه خود در عرصه مبارزه سیاسی از جمله با پدیده نوظهور فاشیسم و نژاد پرستی که همزمان با انتشار مجله – دنیا – در آلمان پدیدار شده بود، مشارکت کنند و مخاطرات احتمالی آن را بپذیرند.

بزرگ علوی نخستین چهره انتخابی دکتر ارانی برای انتشار مجله – دنیا – بود و در این مقطع، حدود سه سال از دیدار و آشنائی جدیدشان در ایران می گذشت. پس از پیوستن ایرج اسکندری به آنان، نخستین شماره مجله – دنیا – را در یکم بهمن ۱۳۱۲ در تهران منتشر کردند. (نقل از کتاب خاطرات بزرگ علوی ص۲۹) مقاله ها در مجله دنیا با نامهای مستعار الف.جمشید(ایرج اسکندری)، فریدون ناخدا(بزرگ علوی) و ارانی(قاضی) نوشته می شد. روی جلد نخستین شماره مجله نوشته شده بود «علم جزء لایتجزی را تجزیه می کند!» مجله دنیا ضمن پیشبرد مبارزه سیاسی با نژاد پرستی و افکار فاشیستی، با بررسی مسائل علمی، اجتماعی و اقتصادی با شیوه تفکر مادی توانست روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان را به همکاری با مجله جلب کند. ارانی با برگزاری جلسات بحث و تبادل نظر با خوانندگان مجله، به تربیت بخشی از روشنفکران و پیشروان جامعه کمک شایانی نمود. دراثر فعالیت های ارانی و تاثیرمجله دنیا بود که در آن جو پلیسی دانشجویان دانشکده پزشکی توانستند در سال ۱۳۱۳با برپائی اعتصاب رئیس انتصابی دانشکده را از کار بر کنار کنند. درهمین سال ۳۰۰ دانشجوی تربیت معلم برای دریافت حقوق، نسبت به تورم دست به اعتصاب زدند و به خواست خود رسیدند.

آنچه ارانی را از خیلی ازمدعیان دروغین سوسیالیسم علمی جدا می کند، انتقاد از خود و قبول آنچه در گذشته انجام داده بود، است. روش او تحقیق مستقل از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه با متد نقد و بررسی علمی بود. نه الگوبرداری از روی نسخه های پیش ساخته شده. ارانی درباره تحول فکری انسان ها و انتقاد از خود می نویسد: هیچ قضیه را نمی توان عاری از شرایط زمان و مکان و شخص متفکر تحقیق نمود از طرف دیگر حالت شعور، هوشیاری و دانستن از خود دائمأ تغییر می کند. خود اجتماعی من در چند سال پیش با اکنون فرق دارد… اما از طرف دیگرمن همان هستم، همان اسم را دارم، مسئول تمام امضاهای همان خودی های گذشته می باشم. از تمام کارهایی که خود گذشته کرده است، برای خود کنونی و خود آینده متوقع جزا و نتیجه هستم. این تضاد را نیز با فکر دیالکتیک میتوان بر طرف کرد» (تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران وگروه ارانی ص۷ منبع کتاب پسیکولوژی فردی نوشته تقی ارانی)

ارانی در مجله دنیا دوره اول سال ۱۳۱۳ می نویسد: «درجه حقیقت هر ایدئولوژی مشروط به زمان است … از یک طرف این حقیقت نسبی که ما می گوییم غیر مشخص است و به واسطه همین غیرمشخص بودن حقیقت است که علم بشر جامد و راکد نمانده تکامل پیدا کرده است… ما در دوره علمی زندگی می کنیم اختصاص دوره علمی این است که فیلسوف به معنی قرون وسطی و قدیمه نمی تواند موجود باشد زیرا دامنه علم به قدری وسیع است که فرد نمی تواند تمام علوم را به طور دقیق بداند. هرعلم با اصول کلی و فلسفه آن علم تحصیل می شود. در جدید ترین جامعه ها فلسفه همراه علوم اجتماعی، اقتصادی، پسیکولوژی، بیولوژی، شیمی، فیزیک و ریاضی تحصیل می شود. از این معلوم می شود که مهم ترین مناظر دستگاه فوقانی در جامعه امروزی بشر تشکیلات علمی یعنی دارالعلم ها، لابراتوارها، کتابخانه ها و غیره است و طرز تحقیقات علمی و صنعتی درجه تمدن بشرامروز نشان می دهد، مهد علم قرن بیستم (که فلسفه هم جزء آن است) دیگر گوشه اطاق فیلسوف یا صومعه عارف نبوده بلکه فضای کارخانه و لابراتور و مزرعه است. از این مشروحات واضح می شود که عقاید کلی به واسطه خاصیت روحانی بشر پیدا نشده، از تجارب روزانه به وجود می آید.»(نقل از تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران وگروه ارانی ص ۲۱۷و۲۱۸ منبع مجله دنیا دوره اول سال ۱۳۱۳، ص217و344)

ارانی با تیزبینی سیاسی و اجتماعی با ارائه آمار فعالیت های نظامی آلمان هیتلری و تولیدات تسلیحاتی کارخانجات کروپ را بررسی و در شماره خرداد ماه ۱۳۱۴می نویسد:«آلمان با یک حرارت و یک جدیت فوق العاده مشغول تسلیحات است. هیچ کس امروزه نمی تواند پیشگویی کند که بالاخره فاشیست از کدام سرحد ضربه اولیه خود را خواهد زد. آیا در سرحد لیتوانی یا سرحد اتریش یا چکسلواکی یا سرحد فرانسه خواهد بود.» ( تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران وگروه ارانی ص۷۸) و در برخورد به رشد افکار فاشیستی درآلمان می نویسد: « فاشیسم آخرین اسلحه حفظ منافع طبقاتی است « (تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران و گروه ارانی ص۲۳۲) او در جمعبندی از شش ماه انتشار مجله دنیا در افشای تبلیغات نژاد آریائی توسط حکومت پهلوی درشماره ۶ مجله دنیا می نویسد: « یک عده هرهفته یا ماه دورهم جمع می شوند، اما چه می کنند و چه می گویند؟ بر گذشته ها تاسف می خورند، خود را مفتخر به سوابق و شئون موهومی قدیم اعلام می کنند. شخصی که اصلأ ترک، یهودی یا عرب و یا به واسطه طوفان های تاریخ مخلوطی ازهزار نژاد است افتخارات نژاد آریائی را به عنوان این که ازآن خویش است شمرده بدان مباهات می کند. مجامع اینها عمومأ باید مجلس تذکر نامید. مجامع مزبور که از مرحله اقدام و عمل بکلی دور می باشد برای جوانان این جامعه کاملأ مضرند. یکی از وظایف مجله «دنیا» متوجه کردن جوانان به احتراز از دچار شدن بدین گونه دام هاست. ( نقل از تاریخچه…ص ۲۱۲منبع مجله دنیا شماره 6تیرماه1313ص166)

ارانی مبارزه فکری با خرافات و موهومات را گامی در جهت رشد فرهنگ اجتماعی می دانست در برخورد به مذهب در مجله دنیا شماره ۱۰ص ۳۴۳ می نویسد: یک دسته می گویند بایستی آئین های قدیمی را زنده کرد و یکی دیگر ادعا دارد آخرعلم به ملاصدراتمام می شود هیچ کس حق ندارد از آن یک قدم جلوتر رود و هرکس رفت جاهل و یا کافر است. این ها بقیة السیف* *(1 – کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در برده اند. 2 – بازمانده ، بجا مانده .فرهنگ فارسی معین) و طرفداران کهنه . موهومات پرستی می باشند. ( نقل از تاریخچه…ص ۲۰۸ و ۲۰۹)

ارانی با انتشار مجله دنیا در ۱۲ شماره در فاصله بهمن ۱۳۱۲ تا خرداد ۱۳۱۴ توانست با وجود تمام کمبودها و کارشکنی ها، در میان روشنفکران و زحمتکشان جامعه افکارمترقی وعلمی را رواج دهد. در حقیقت مقالات دنیا در شرایط دیکتاتوری آن زمان، مشعل راهنمای پویندگان راه آزادی بود.

دستگیری گروه ارانی

با دستگیری یکی از اعضای مربوط به گروه ارانی به نام «شورشیان» در اردیبهشت ۱۳۱۶در آبادان گروه لو می رود. شورشیان بعد از بازجوئی های اولیه به دلیل حساس بودن اطلاعات داده شده، بازجویان شهربانی آبادان او را روانه تهران می کنند. شورشیان در اولین بازجوئی خود در اداره سیاسی شهربانی تهران در۱۳برگ تمام اطلاعات خود را در اختیار پلیس می گذارد. بنوشته انورخامه ای مطالبی که شورشیان در این 13برگ نوشته به طور خلاصه چنین است: او و دو نفر همراهانش عضو حزب کمونیست نیرومند(!) ایران اند که با کمینترن و دولت شوروی ارتباط دارد. این حزب مجله دنیا را به طورعلنی منتشر می کرده و هواداران زیادی داشته است. هدف این حزب برانداختن حکومت رضاشاه و ایجاد جمهوری سوسیالیستی شوروی ایران است. ضمنأ تمام اعضای حزب که می شناخته و آدرس هائی که می دانسته است ذکر می کند. این اشخاص عبارتند: از دکترارانی، دکتر بهرامی، ضیاءالموتی، عباس آذری و کامبخش منتها کامبخش را به اسم مستعار« تنبورک » می شناخته و به همین نام هم معرفی می کند. روز پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت چهار نفراول بازداشت می شوند، منازلشان تفتیش می شود، کتاب ها، نوشته ها و اشیاء دیگری ضبط می شود و به اداره ی سیاسی می آورند. بلافاصله بازجوئی از آنها شروع می شود، همه انکارمی کنند جز آذری که مجبور می شود بعضی از سوابق سیاسی گذشته خود را قبول کند. ولی موضوع های دیگر را رد می کند. بازجوئی و فشار چهار روز متوالی ادامه پیدا می کند. دکترارانی بیش ازهمه تحت فشاراست. آنها را با شورشیان مواجهه می دهند. ولی ارانی و بهرامی آشنائی با او را انکار می کنند و او را دروغگو و مفتری می نامند.

پلیس بیش از همه چیز در جستجوی نفر پنجم است و می خواهد بداند تنبورک کیست. سرانجام عصر روز یک شنبه ۱۹ اردیبهشت موفق می شوداین راز کشف کند و کامبخش را بشناسد. به احتمال قوی با توجه به این که شورشیان گفته بوده که او از کمونیست های سابقه دار است و روسی را بسیارخوب حرف می زند، عکس های چند تن را به او نشان داده و از میان آن ها شورشیان کامبخش را شناخته و معرفی کرده است. به هر حال همان شب کامبخش را بازداشت می کنند. روز دوشنبه 20 اردیبهشت 1316برای 53 نفر یک روز سرنوشت سازاست. کامبخش دراولین بازجوئی خود نه تنها گفته های شورشیان را تایید می کند بلکه هرچه ازاین جریان می دانسته است شرح می دهد. اعترافات کامبخش صورت بازجوئی ندارد بلکه درجواب یک سئوال مختصر پلیس که « هرچه درباره حزب کمونیست ایران می دانید شرح دهید؟» یک گزارش تمام وکمال فصل بندی شده از کل جریان می نویسد. به قول یکی از دستگیر شدگان 53 نفر کامبخش بازجوئی پس نداده بلکه گزارش شامل تاریخچه تشکیل حزب، نقش مجله دنیا ، تشکیلات اسامی تمام اعضاء و هواداران و حتی کسانی که کاندید برای تبلیغ شده بودند با ذکرمشخصات، محل کار و آدرس تا آن جا که می دانست آمده بود. از روی این صورت پلیس روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت به شکار 53 نفر پرداخت و در حدود ۴۰ نفر بازداشت کرد و بقیه به تدریج تا اوائل خرداد دستگیر شدند. (نقل از کتاب ۵۳ نفر نوشته انور خامه ای ص۱۰۲ و۱۰۳)

بعداز دوران بازجوئی و پشت سرگذاشتن حبس های انفرادی و مستقر شدن دراطاق های عمومی و معلوم شدن این مطلب که همه گروه تقریبأ در یک روز دستگیرشده اند، در جمع این سئوال مطرح شد که چه کسی گروه را لو داده است؟ کامبخش در کمال وقاحت می گفت: « وقتی مرا گرفتند همه چیزمثل… بز واز بود» این عین عبارت اوست و به عقیده او شورشیان و آذری و ضیاء الموتی و به ویژه دکترارانی همه چیز را لو داده بودند و او جز تائید قسمتی از اعترافات آنها کار دیگری نکرده است. اما دکتر ارانی می گفت که او بیش از یک هفته مقاومت کرده و پس از آن که اعترافات کامبخش را جلو او گذاشته اند ناگزیر آن قسمت که مربوط به خود او بوده تائید کرده است.» ( ۵۳ نفر… ص ۱۴۱ نوشته انور خامه ای)

این چنین بود که تا موقع پرونده خوانی گروه، توسط سرهنگ نیرومند اکثریت دستگیر شدگان، ارانی را مسئول دستگیری گروه می دانستند. پس از پرونده خوانی برهمگان مشخص شد که ارانی « تنها در روز۲۳ اردیبهشت ۱۳۱۶یعنی دو روز پس ازآن که تقریبأ همه ی۵۳ نفر بازداشت شده اند اعترافاتی نموده و در جلسه بعد آنها را نیز تکذیب کرده است.» (۵۳… ص ۱۴۵)

با خوانده شدن پرونده کامبخش، همه واقعیت را دریافتند که « اولین کسی که همه را لو داده، مسلمأ کامبخش بوده است.»( خاطرات بزرگ علوی ص۱۶۱)

اسامی۵۳ نفر از زندانیان سیاسی در ایران سال ۱۳۱۶ خورشیدی:

۱- تقی ارانی ۲- عبدالصمد کامبخش ۳- محمد پژوه ۴- محمد بهرامی ۵- محمد شورشیان ۶- علی صادقپور ۷- محمود بقراطی ۸- انور خامه‌ای ۹- مرتضی یزدی ۱۰- ضیاء الموتی ۱۱- رحیم الموتی ۱۲- نورالدین الموتی ۱۳- میرعماد الموتی ۱۴- ایرج اسکندری ۱۵- رضا روستا ۱۶- بزرگ علوی ۱۷- محمدرضا قدوه ۱۸- محمدباقر فرجامی ۱۹- نصرت‌الله جهانشاهلو ۲۰- خلیل ملکی ۲۱- احسان‌ طبری ۲۲- رضا رادمنش ۲۳- عباس آذری ۲۴- نصرت‌الله اغرازی ۲۵- اکبر افشار ۲۶- مجتبی سجادی ۲۷- حسن سجادی ۲۸- مهدی رسایی ۲۹- مرتضی رضوی ۳۰- سیف‌الله سیاح ۳۱- علی‌نقی حکمی ۳۲- ابوالقاسم اشتری ۳۳- فضل‌الله گرگانی ۳۴- ولی خواجوی ۳۵- یوسف ثقفی ۳۶- عزت‌الله عتیقه‌چی ۳۷- شعبان زمانی ۳۸- حسین تربیت ۳۹- رجبعلی نسیمی ۴۰- بهمن شمالی۴۱- مهدی لاله ۴۲- تقی شاهین۴۳- عباس نراقی ۴۴- مهدی دانشور ۴۵- حسن حبیبی ۴۶- آناقلیج خضربابا ۴۷- رضا ابراهیم‌زاده ۴۸- خلیل انقلاب آذر ۴۹- فریدون منو ۵۰- تقی مکی‌نژاد ۵۱- علی‌اکبر شاندرمنی ۵۲- سیدجلال حسن نایبی ۵۳- حکیم الهی

به گفته میرزا مهدی حقیقت فقط سه نفر از گروه ارانی دستگیرنشدند که رابط هر سه نفرآن ها بزرگ علوی بود. این سه نفرعبارت بودند از: عبدالحسین نوشین، حسین خیرخواه و حسن خاشع که هرسه نفر از هنرمندان مشهور تاتر ایران بودند. در حقیقت می توان گفت گروه دکترارانی پنجاه وشش نفربودند.