گوناگون, سرتیتر

سناریو امپریالیستی:خاورمیانه بدون اعراب وایرانیها – موفق محادین – احمد مزارعی

نوشته : دکتر موفق محادین

مترجم:احمد مزارعی، پانزدهم بهمن 1399

از دهه ها وبه شکلهای مختلف وبطور مستمر امپریالیسم امریکا وهمپیمانانش رژیم صهیونیستی ومترو پلهای سرمایه داری اروپا، میکوشند تا خاورمیانه بزرگ را متلاشی کنند.

ازطرفی سالهای زیادی است که برنامه ای منظم دردست اجرا میباشد که میکوشد تضاد اصلی را درخاورمیانه که میان اعراب، صهیونیستها وامپریالیستها میباشد به تضادی دیگر تبدیل کنند که گویا تضاد اصلی درخاورمیانه میان ایرانیها واعراب است تا بدینوسیله تضاد اصلی ملل منطقه که با غرب است تبدیل به تضادی شرقی نمایند وبدینوسیله اسرائیل صهیونیستی وغرب امپریالیستی را که دشمن اصلی ملل شرق ومنطقه میباشند ازتیررس وازانظار دور نگهدارند.

شراکت تاریخی ایرانیها واعراب

تحت هیچ شرایطی امکان ندارد که شراکت ونقش شخصیتهای فکری ، ادبی وعلمی ایرانیها را درطول دوره شکوفائی خلافت عباسیان درخارج از شراکت وهمفکری ایرانیها واعراب درنظر گرفت بلکه ملتهای قومیت ایرانی شریک در بازسازی وتصحیح لغت وقاعده زبان عربی بوده ، بویژه دراین مورد مشخص میتوان از سیبویه وخلیل ابن احمد یاد کرد واین به غیر از شرکت ایرانیها در کوششهای فلسفی وتمد نی انها، از ساختن شهر بغداد پایتخت عباسیان مطابق معماری دوره ساسانی وتا بنای «بیت الحکمه»را شامل میشد

بسیاری از مردم عمق وریشه های قبل از اسلام این شراکت تاریخی وبسیار قوی را نمیدانند، امپراتوری پارسها قبل از اسلام لغت ارامی را که ریشه های عربی داشت مورد استفاده قراردادند وهمین ابجد بود که که ترکها انرا درزمان اتا تورک لغو کردند ، زبان ارامی متضمن فلسفه مانوی است که دارای ایدئو لوژی فلسفی توازن میان نفس وجسد وهمچنین رموز افسانه ای اب واتش است.

دراینجا باید از جدائی عظیمی که میان ایرانیها واعراب اتفاق افتاد نام برد وان هجوم بادیه نشینان عثمانی درقرن شانزدهم بود که از جنگ چالدران بر علیه ایرانیها وجنگ مرج دابق برعلیه منا طق اعراب درسال 1516، میلادی بود.

ظلمات عثمانیها بر اعراب سایه می افکند

اگر ایرانیها توانستند درجنگهای بعدی زمام امور خودرا دردست گرفته وبنای دولت مستقلی را درعهد صفویها وقاجارها بنیانگزاری کنند، برعکس سایه ظلمت فئودالیسم عثمانی چند قرن بر اعراب سایه افکند وهنگامی که از این دوره ظلمانی عثمانی خلاصی یافتند خودرا تحت سلطه اشغالگران استعمار سرمایه داری اروپا یافتند.

چند دهه دیگر گذشت تا جمال عبد الناصر به میدان امد واعراب را مجددا درقلب تاریخ قرارداد واولین نماد سیاست استعماری عثمانی را که بنام «پیمان بغداد انکارا» معروف بود رسواکرده وبا شکست روبرو نمود، این پیمان بمثابه دست دراز شده جنوبی «پیمان اتلانتیک شمالی» بود،وتکراری بود از اقدام محمد علی پاشا در قرن نوزدهم مصر که دران زمان موفق شد عثمانیهارا درشرق کشورهای عربی شکست دهد وسلطان عثمانی را در خانه خود استانبول به محاصره دراورد . دراین زمان سه کشور استعماری بریتانیا، قیصر روسیه واتریش علیه مصر متحد شده ومحمد علی پاشا را مجبور کردند تا از محاصره سلطان عثمانی عقب نشینی کند ، همین حادثه درزمان عبد الناصروچند کشور عربی درجنگ 1967، تکرارشد ، سپس این تجاوز استعماری درزمان انور سادات ، مردی که نماد ونماینده ارتجاع ، نفت ، بانک جهانی ودرهای باز اقتصادی بود ومقدمه وامادگی فراهم شد برای امضای قرارداد ننگین «کمپ دیوید» وهمچنین مرحله ای شد تا بدینوسیله حلقه های مقاومتی که درجهان عرب به وجود امده بود شکسته شود ، دراین میان تنها سوریه با تمام توان ایستادگی نمود، زبان ولغت مقاومت را وتاریخ مقاومت را درجای واقعی خود نشانید ودر همراهی با همسایه ایرانی خود درمنطقه وهمچنین روسیه مرزهای مقاومت وهویتهای جدیدی را برعلیه استعماررقم زدند.

از دهه ها وبا اشکال مختلف ومستمر امپریالیسم امریکا وهمپیمانانش رژیم صهیونیستی ومترو پلهای سرمایه داری اروپا، میکوشند تا «خاورمیانه بزرگ را تجزیه کنند» ازشمال افریقا تا افغانستان ، همه را تبدیل به نقشه های جغرافیائی خونین وهویتهای طایفه ای تازه ای تبدیل کنند، انان درراه اعمال این برنامه شوم خود از هرگونه ابزاری استفاده میکنند ،ابزارهای نرم وخشن، از قلمهای اطلاعاتی ویا منبرهای تبلیغاتی ، تا انقلابات رنگی وگروههای اصولگرا وتکفیری ولیبرالیسم یکسان استفاده میکنند وبه بسیاری اعمال جنایتکارانه وتجاوزکارانه دیگردست میزنند.

درحالی که متروپلهای سرمایه داری خدمات گوناگونی را به این سناریو تقدیم میداشتند، حکومتهای ارتجاعی عربی نفتی منطقه نیز خدمات مالی وتبلیغاتی ومعاملات هنگفت تسلیحاتی علنی ومخفی خودرا دراختیار این سناریو قرارمیدادند، از انسو حکومت عثمانی جدید جزئی اساسی ودرحقیقت ضلع سوم این سناریو بود، اضافه بر واشنگتن و»تل ابیب» ودرزیر شعار علنی وواضح : ولایتها وکانتونهای طایفه ای وصهیونیستی بجای شرق فعلی تبلیغ و عمل میشد.

لازم است گفته شود که مثلث نظریه پردازان یهودی ، همچون برنارد لویس ، لیو اشتراوس ونوح فیلدمان از این جریانات ووقایع دور نبودند بلکه مصدری بسیار غنی از تفکرات صهیونیستی و»حقانیت» عثمانیگری بودند که به سناریوی موجود خدمت میکردند.این تفکرات درادامه درشکل گروههای تروریستی و مزدور جدیدعثمانی بر ضد اعراب وایرانیها در منطقه عمل میکردند.

عملکرد صهیونیسی: درشکل توسعه دادن نفوذ این رژیم از فلسطین اشغالی وتا منطقه خلیج ودرهمکاری با بقایای غرب رود اردن وحاکمیت اسلو ودولت اردن به عنوان «دولت میانجی»که البته تنها جغرافیا وساکنان بیشتر نیستند ودراین جغرافیا هیچ نیروی سیاسی ومدنی جدی ومستقل وجود ندارد.واز مظاهر این اقدامات برنامه های متعددی همچون خط راه اهن میان حیفا وخلیج بود ویا انچه که درحرف گفته میشود «پروژه های گسترده وصل کردن نیوم به اشدود»(عربستان به اسرائیل)

عملکرد ترکیه : درزیر شعار «رهبر جهانی مدافع اهل سنت»اردوغان خودرا برای بزرگداشت «یکصدسالگی قرارداد لوزان» اماده میکند، هدف اردوخان از احیا ویا بزرگداشت قرارداد لوزان چنگ اندازی مجدد ترکیه برمناطق مختلفی درکشورها واشغال انها وایجاد اشکال مختلفی از حکومت از نظامی گرفته تا اطلاعاتی بطور مستقیم ویا غیر مستقیم وبرای مثال اشغال مناطقی درسوریه وعراق تا مصراته درغرب لیبی وغارت ثروتهای موجود دراین مناطق، هم اکنون دولت ترکیه اقدام به شناسائی ترکها در این مناطق وسرشماری انها تحت عنوان»رعایای ترکیه» درکشورهای مجاور که زمینه ای میباشد برای رخنه دراین کشورها وغارت ثروتها یشان.

محورمقاومت وممانعت موقعیت خودرا تحکیم میبخشد

معروف است که بورژوازی ترکیه نظریه سکولاریسم را به این دلیل رواج داد تا بتواند وارد اتحادیه اروپا شود، اکنون این بورژوازی عقب نشینی کرده وشعار «دفاع از اهل سنت» را برای رقابت در بازارها ومنابع شرقی انتخاب کرده است.درمقابل محور مقاومت عربی – ایرانی ، موقعیت خودرا از موضع وتشخیص ملی در قانون تضادها انتخاب کرده است: تضاد اساسی با امپریالیسم است، اما تضاد رئیسی با صهیونیسم ، انعکاسات این دو تضاد در ارتجاع وتبعیت است.

درمقابل گروههای وابسته به صهیونیسم وعثمانی ، بنیه محور مقاومت هرروز گسترده تر وقوی تر وبر تجربیاتش درسطح منطقه از لبنان گرفته تا فلسطین وتا باب المندب بیشتر میشود.

افزون بر انچه که محور مقاومت وممانعت متحقق میسازد ، چه درمراکزرسمی واطراف خود ازجنگ وایستادگی وپیشروی درتمام جبهه ها ، بطور حتم باید گفت که درعین حال این محور ترسیم نقشه جدید خاورمیانه ملی ومقاوم را بر اساس حقا یق تاریخ وجغرافیا وجایگاه واقعی اعراب وایرانیها ونقش انها را دران تعیین میکند.

# دکتر موفق محادین استاد درفلسفه ، رئیس اتحادیه نویسنگان اردن ومعاون اتحادیه نویسندگان اسیا وافریقا وهمچنین رئیس مرکز مطالعات سوسیالیستی اردن میباشد ، از وی مقالاتی به فارسی ترجمه و درمطبوعات ایران به چاپ رسیده است،ایشان چند باربرای کارهای تحقیقاتی به ایران سفر کرده است.