رسانه ها

عربستان چطور از پاسخگویی در برابر جنایات خود طفره می رود؟

فارین پالیسی در مطلبی با عنوان «عربستان سعودی چگونه از مسئولیت قتل معاف می شود» به بررسی گزینه های احتمالی دولت جدید واشنگتن در تعامل با ریاض پرداخته و این طور نتیجه گیری می کند که هراندازه جو بایدن دموکرات مدعی سخت گیری نسبت به خودسری های «محمد بن سلمان» باشد؛ باز هم در نهایت برخی محدودیت های ژئوپلیتیکی و در نهایت وابستگی های تجاری، مانع از آن می شود که واشنگتن بخواهد او را از بابت اشتباهاتش بازخواست کند.

فارین پالیسی در این باره می نویسد: طبق ادعای بایدن که مدعی ارزیابی روابط واشنگتن-ریاض و پایان حمایت نظامی از جنگ یمن است؛ این تصور وجود دارد که روزهای دشواری پیش روی سعودی ها است. توقف هرچند کوتاه فروش تسلیحات به عربستان نیز این گمانه زنی را تقویت کرده است.

در حال حاضر، آمریکا به عربستان به چشم یک متحد دردسرساز نگاه می کند که از دید جامعه بین الملل باید پاسخگوی جنگ بیهوده یمن، سرکوب منتقدان داخلی، تحریم قطر به عنوان یکی از شرکای امنیتی واشنگتن و همچنین نقش آفرینی در حادثه ۱۱ سپتامبر باشد. اما سوال این است که دولت بایدن تا چه اندازه برای پاسخگو کردن عربستان جدی است یا به عبارت بهتر چه محدودیت هایی برای پاسخگو کردن این کشور دارد.

از نگاه فارین پالیسی، نخستین محدودیت آمریکا حجم سرمایه گذاری در کشوری است که به رغم رفتارهای غیرقابل توجیهی مانند قتل خاشقجی، همچنان بزرگترین اقتصاد خاورمیانه محسوب می شود. نکته دیگر، محدودیت های ژئوپلیتیکی است. از نظر برنامه ریزان نظامی آمریکا، عربستان یک شریک مهم در تعیین سیاست ها در قبال ایران تلقی می شود. سیاست های بالقوه دولت بایدن در مورد ایران نیز در این مقوله جای می گیرد که این می تواند شامل بازگشت به برجام یا حتی ادعای مذاکره برای حصول یک توافق جدید باشد. در هر دو مورد، دولت بایدن نیازمند جلب حمایت ریاض است و به همین دلیل نگرانی های عربستان را لحاظ می کند.

نکته دیگر، میزان پاسخگو کردن عربستان از بابت بحران یمن است. به ادعای فارین پالیسی، در هر صورت، عربستان متحد و از طرفین اصلی صحبت با آمریکا است و دست کم بخشی از توافق آمریکا با ایران، از یمن می گذرد. سعودی ها هم می دانند که جنگ یمن فایده ای ندارد و باید آن را خاتمه دهند اما آیا آنها بدون کمک ایالات متحده می توانند این کار را انجام دهند؟ بدون شک سعودی ها دوست دارند که این کار در قالب امنیت مرزی از جمله برخورداری از سامانه های تسلیحاتی محقق شود. با این حساب، تصمیم دولت بایدن مبنی بر ارزیابی روابط با عربستان چالش برانگیز خواهد شد.

آنچه پیرامون پاسخگویی عربستان ناگفته مانده این است که اساساً تعریف پاسخگویی چیست؟ آیا منتقدان سعودی می خواهند ولیعهد را سرنگون کنند؟ واقعیت آن است که حتی اگر حقایق قتل خاشقجی فاش شود؛ آمریکا قصد ندارد رهبر آتی عربستان را تعیین کند. از نگاه آنها، محمد بن سلمان پادشاه عربستان خواهد شد و پادشاه عربستان خواهد ماند. افشاگری درباره فسادهای وی، بدون شک یک شورش بین المللی ایجاد کرده و برای مدتی کسب و کارها را از عربستان دور نگه خواهد داشت. اما سرمایه گذاران دوباره راه خود را به عربستان باز خواهند کرد.

پیامدهای احتمالی اصرار بر پاسخگویی نیز قابل توجه است. نباید هزینه خودداری فروش سلاح به عربستان را نادیده گرفت. سعودی ها ممکن است در مسیر تعامل برای بازگشت به برجام کارشکنی کنند. حتی می توانند به رقبای آمریکا نظیر چین یا روسیه روی خوش نشان دهند. فراموش نکنیم که در حال حاضر، رقابت قدرت های بزرگ جایی در چارچوب سیاست خارجی آمریکا برای خود باز کرده است.

علاوه بر این، احتمالاً سیاستمداران آمریکایی توجهی به کوچک جلوه دادن مخاطرات پاسخگو کردن عربستان سعودی ندارند. اینکه منابع انرژی خلیج فارس مثل گذشته برای آمریکا مهم نیست، ممکن است به تیم بایدن این حس را بدهد که از قدرت مانور بیشتری برخوردار است. اما در نهایت، این طور به نظر می رسد که در داخل حلقه قدرت واشنگتن، تعداد اندکی هستند که به این سوال فکر کرده باشند که اعمال فشار برای پاسخگو کردن عربستان چه مفهومی دارد.