تیتر, سياسی, سرتیتر

امریکا…..عوامل افول دولتهای بزرگ – موفق محادین – احمد مزارعی

امریکا…..عوامل افول دولتهای بزرگ

نوشته : دکتر موفق محادین،سایت المیادین

مترجم: احمد مزارعی، نهم بهمن 1399


با جرات میتوان گفت که هم اکنون صدای زنگ افول «دولت عظمی» یعنی امریکا را میتوان شنید، وزمان ان رسیده است که این «دولت عظمی» صندلی طلائی خودرا ترک کرده ودربهترین حالت در صف کشورهای بزرگ قراربگیرد .

زیبگنیوبرژنسکی که مهمترین فیلسوف ومتخصص سیاست امریکا میباشد ، درکتاب خود «امریکا میان دوعصر»که درسال 1970، منتشر گردید ، پیش بینی نمود که امریکا درپایان دهه دوم ویا سوم قرن بیست ویکم افول کرده ودر ردیف کشورهای بزرگ جهانی قرار خواهد گرفت ، دراینجا باید بررسی کنیم که چه معیارهائی صعود وافول امپراتوریها ونیروهای بزرگ جهانی راتعیین میکند؟

درکنار کتاب برژنسکی ونظریات ژئوپولتیکی دیگردرباره امپراتوریهای زمینی ودریائی همچون (راتزل – ماکندر – اسپیکمان)، کتابهای دیگری نیز درمورد صعود وسقوط امپراتوری رم ازگیبون نویسنده انگلیسی وهمچنین پال کندی درمورد قدرتهای بزرگ منتشر گردیده است.

نویسندگان کتب مذکوربر معیارها وفرقهائی که دراین مرحله ومرحله دیگر، ویا تغییراتی که در بطن این ویا ان مرحله اتفاق افتاده است اتفاق نظر دارند، برای مثال بیماری طاعون که مارا بیاد کورنای کنونی می اندازد ، تاثیر تعیین کننده ای درافول امپراتوری رم داشت که البته این امپراتوری از قبل دراثر جنگهایش با امپراتوری پارس دچارانحطاط شده بود واین اتفاقات پیش از موج هجوم اسلامی بود که رم قبل ازاین دچار انحطاط وضعف وهمچنین بیماری طاعون شده بود.

برای مثال باید از نقش باروت یادکرد که عثمانیها درجنگهایشان برعلیه «ممالیک مصر»بکار گرفتند ومغولها ازان برعلیه امپراتوری هندوستان ویا نقش انبوه برفهای سرزمین روسیه که باعث شکست ارتشهای ناپلئون وهتلر گردید.

از عوامل تاریخی وتعیین کننده دیگرسرنوشت قدرتها وامپراتوریها ی قدیم ، تغییر وتحولات در راههای طولانی تجارت است ، ظهور وارتقای مکه به عنوان مرکزی بازرگانی ودینی به این دلایل امکان پذیر گردید که تحولات مذکور به تمدنهای یمن، رها، تدمر وانباط ضربات سختی وارد کرد.

همچنین مشخص است که ظهوراولیه قبایل ترک خزر که ابتدا یهودی وسپس مسلمان شدند ، به علت تحول در راههای تجارتی «جاده ابریشم»از طرف شمال بود. وسپس که کانال سوئز حفر گردید ترکیه وارد مرحله «مرد بیمارگردید، منظور سلطان عبدالحمید مرحله انحطاط عثمانی «، واینکه فرانسویها کانال سوئز را حفر کردند منظورشان وارد کردن ضربه به شرکت هند شرقی انگلستان وراههای تجارتی انها بود.

بر همین منوال مناطق زیادی به راههای دیگری ارتباط پیدا کرد، همچون «جاده طلا» در «صحرای بزرگ»ویا راه نمک شمالی، در اروپا و…./

دراین مرحله اکتشافات جغرافیائی واختراعات علمی به ظهوررسید وطلا در دستان امپراتوریهای اسپانیا وپرتقال متراکم گردید واین پیش ازان بود که درانگلستان انقلاب صنعتی ظهور کرد وخانواده های بزرگ فئودال همچون هابسبورگ کاتولیک (ائتلاف اطریش – اسپانیا) وعثمانیها درشرق وغرب از میان رفتند.

نباید نظریه کارل مارکس وماتریالیسم تاریخی وی را درباره مبارزه طبقاتی وتحولی که این مبارزه درچهارچوب روابط تولیدی به وجود میاورد فراموش کنیم، همچنین باید انعکاس این مبارزه وتغییراتی که این تحول درنوع شیوه های اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی وایدئولوژی به وجود میاورد درنظر بگیریم.

درعصر حاضر ، یعنی مرحله ما بعد از انقلاب صنعتی واقتصاد های علمی وانقلاب اطلاعاتی مرحله چهارم وپنجم آن، دور تازه ای برای ظهور امپراتوریها ومتلاشی شدن انها بویژه متروپولها و امپریالیستهای بزرگی همچون ایالات متحده امریکا به وجود اورده است ، به اضافه وضعیت ویژه ونقش دلار ودلاری شدن نظام مالی جهان که باید درنظر گرفت.

کارل مارکس در کتاب سرمایه خود درمورد خصلت نظام سرمایه داری این ملاحظه را متذکر میشود که انقلاب تکنیکی مداوم درشیوه تولیدی ، همزمان تضادهای این نظام را هم تشدید میکند.

با هر پیشرفت تکنولوژیکی وتا رسیدن به اقتصادهای علمی ومحاسباتی ، نظام سرمایه داری ملیونها نفریقه سفید ویقه ابی وافراد مستقل دارای حرفه را به خارج از بازار کار پرتاب میکند، به اضافه اینکه متروپولها ترجیح میدهند تا از کارگران ارزان قیمت مهاجردرمقابل کارگران سفید استفاد کنند

دراینجا نظام سرمایه داری بجای اینکه به این بحران گسترده وروبه رشد خود اعتراف کند برعکس ادعا میکند که سرمایه داری توانائی تصحیح خودرا دارد (نوشته های هایک ومیلتون)، از طرفی این نظام میکوشد این بحران را متوجه کارگران مهاجر نموده وبا سخنرانیهای اتشین ونژاد پرستانه دراینجا وانجا همچون هتلر المانی وترامپ امریکائی ، خودرا از مسئولیت مبری کند.

وبدین شکل نژاد پرستی ، مالتوسیسم وداروینیسم اجتماعی همگام با یکدیگر بهمراه با بحران دوره ای روبه رشد سرمایه داری حرکت میکنند که درادامه به مرحله شمارش معکوس افول تاریخی خود نزدیکتر شده که نتیجه اش همانا هرج ومرج جهانی است ،همان چیزی که روزا لوکزامبورگ درمورد ان اخطار داده بود.

درمورد وضعیت ویژه امریکا باید گفت که عامل اضافی، دولاری شدن سیستم مالی جهانی میباشد ، این وضعیت امریکارا وامیدارد که بطور لاینقطع برای راه انداختن جنگهای تجاوزکارانه خود دستاویزهائی را خلق کند تا بدینوسیله موقعیت فعلی خودرا حفظ نماید ، این نازیسم سرمایه داری امریکا ی شمالی تبدیل به ظاهره ای جهانی میشود وبه تعبیرفیلسوف المانی، شپنگلر، «عالیترین مرحله هرج ومرج وحماقت» که موج گسترده ان در شکل جنبشهای تکفیری درجنوب جهان انعکاس پیدا کرده است.

وبرحسب توضیح پال کندی ، افراط در گسترش میلیتاریسم خارجی امریکا ، به هیچوجه به استراتیژی متروپولها، بویژه متروپول امریکا خدمتی نمیکند ، بقول ارسطو همیشه مشکل بوده است که به نظریه ارشادی طلائی میانه بازگشت نمود.

برای مثال امروز مطالعات وتحقیقات گوناگون به این نتیجه رسیده اند که انتقال سرمایه ها بسوی بهره برداری از علوم فضا ویا علوم اعماق اقیانوسها به امری بیمعنی ونشدنی تبدیل شده است. زیرا مکانیزمهای اساسی مراکز امپریالیستی برای تسلط وایجاد توازن میان انقلاب تکنیکی وبازار کار وجود ندارد.

با جرات میتوان گفت که هم اکنون صدای زنگ افول «دولت عظمی» را میتوان شنید، وزمان ان رسیده است که این دولت عظمی صندلی طلائی خودرا ترک کرده ودربهترین حالت در صف کشورهای بزرگ قراربگیرد

امور دراین حد نیز متوقف نمیشود، پیری وفرسودگی امپریالیستی برحسب نظریه مرکز واطراف ومبادله اماکن میان انها بر اساس مدرسه «متلاشی شدن تبعیت»ازدیدگاه والرشتاین وسمیر امین، درمقابل صعود تدریجی قدرتهای تازه ای قرارداردکه از که از قلب فعل وانفعالات تحولات موجود سر براورده است.

اگر عصر کارل مارکس، عصر سرمایه داری صنعتی واتحاد متروپولها بود ، عصر فعلی عصر امپریالیستها ی بزرگی است که وابستگی شدیدی وبا صفت جدیدی دارد وانهم تقسیم کار اجتماعی بین المللی وصدور سرمایه وخطهای تولید است . واین به معنای انتقال خطوط تولید بطور کامل از مراکز اصلی تولیدی گذشته به محیط واطراف است، این امر بویژه برای کشورهای بزرگی که امادگی وصلاحیت استقبال از این خطوط را دارند دردرجه اول قراردارد، این امکانات وصلاحیتها شامل زیر بنای انرژی مطمئن، صنعت وحمل ونقل ، بازارهای گسترده ونیروی ارزان کارمتخصص، وهمچنین تسهیلات مالی فراوان میگردد.

قابل ذکر است که این نقل وانتقالات ازمرکز به محیط غالبا درارتباط با بانک وصندوق بین المللی پول وباشگاه رم وسایر سازمانهای جهانی انجام میگیرد.

باید گفت که کشورهای بزرگ امپریالیستی همچون امریکا هرچه بیشتر بسوی اقتصادهای علمی واطلاعاتی روی میاورند ودر نتیجه از دهها نوع صنایعی که درگذشته داشتند خودرا رهامیسازند، اما این کشورها با گذشت زمان توازن میان سرما یه ، تکنولوژی وهمچنین تسلط بربازار دلاررا ازدست میدهند، امری که نیاز به ادامه ماجراجوئیهای نظامی خارجی برای حمایت از انها داشت، حمایت وماجراجوئیهائی که هزینه بسیار سنگینی داشت.

درادامه بقول سمیر امین کشورهای محیط همچون چین تبدیل به مراکزجایگزین میشوند که میروند تا درخلال گسترش قدرتهای نظامی عظیم خود وهمچنین تولید شبکه های گسترده ای از حمل ونقل وبنادر وهمچنین زنده کردن جاده ابریشم ، تبدیل به یک امپراتوری اقتصادی زمینی ودریائی میشوند که مرزهای ان از دریای چین جنوبی فراتر رفته وبه کل منطقه اسیا ومابعد ازان امتداد مییابد.