گوناگون, سرتیتر

تغییر رئیس کاخ سفید نقشی در حل اختلافات ترانس آتلانتیک آمریکا و اروپا نخواهد داشت

در حال حاضر که پروسه انتقال قدرت دولت آمریکا به پایان رسیده است، این سؤال مطرح می شود که آیا نقطه عطفی در مسیر حل اختلافات ترانس آتلانتیک به وجود خواهد آمد یا خیر؟!

اگرچه «جو بایدن» رئیس جمهور جدید آمریکا مکررا تاکید کرده است که به بهبود روابط واشنگتن با اروپا خواهد پرداخت اما بیانیه «آنتونی بلینکن» وزیر امور خارجه جدید آمریکا مبنی بر اینکه واشنگتن مصمم به جلوگیری از اجرای پیمان خط لوله «نورد استریم 2» است،‌ باعث نارضایتی عمیق اروپا شده است.

برای مثال، «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان تاکید دارد که ضمن اینکه در رابطه با همه امور با بایدن موافق نیست اما پروژه خط لوله گاز طبیعی «بیکسی-2» (خط لوله ای از گاز طبیعی که از روسیه به سوی آلمان و از آنجا به سایر کشورهای اروپایی کشیده می شود) را نیز رها نخواهد کرد.

اروپایی ها اجرای پروژه خط لوله گاز طبیعی «بیکسی-2» با همکاری روسیه را موضوعی مرتبط با امنیت انرژی خود لحاظ می کنند؛ با این حال، آمریکا با تلاش برای مهار روسیه و فروش گاز طبیعی خودش به اروپا نهایت سعی خود را به کار گرفته است تا در مسیر اجرای پروژه بیکسی-2 اختلال ایجاد کند که این رویکرد واشنگتن باعث نارضایتی های شدیدی از سوی سران کشورهای اروپایی و از جمله مرکل شده است.

اختلاف آمریکا و اروپا بسیار فراتر از پروژه بیکسی-2 است؛ شرکت آمریکایی «فایزر» اخیرا تحویل واکسن های ضد کرونا به اروپا را به تاخیر انداخته و باعث خشم بسیاری از کشورهای اروپایی شده است؛ تحلیلگران بر این باورند که علت تاخیر تحویل واکسن های کرونا توسط فایزر به اروپا، اولویت قائل شدن این شرکت برای آمریکا در مسیر واکسیناسیون علیه کرونا است.

«جوزپه کونته» نخست وزیر ایتالیا صراحتا این موضوع را غیر قابل قبول توصیف کرده و هشدار داده است که اقدامات قانونی لازم را پیش خواهد گرفت؛ مقامات بهداشت کشورهای سوئد، دانمارک و سایر کشورهای اروپایی نیز به صورت مشترک با ارسال نامه ای سرگشاده از کمیسیون اروپا خواسته اند تا شرکت آمریکایی فایزر را به منظور تضمین ثبات و شفافیت تحویل به موقع واکسن های کرونا تحت فشار قرار دهد.

بدیهی است که ارتباط بین آمریکا و اروپا با تغییر رؤسای کاخ سفید ترمیم نخواهد شد چرا که از یک طرف اختلافات قدیمی که روابط بین آمریکا و اروپا را دچار سردی کرده است، ناپدید نخواهند شد و از طرف دیگر، با توجه به وضعیت بین المللی فعلی، تمرکز استراتژی خارجی آمریکا به «ایندوپسیفیک» (هند –اقیانوس آرام) تغییر پیدا کرده است و بنابراین، افزایش سرمایه گذاری های نظامی و اقتصادی آمریکا در اروپا خیالی واهی است و بنابراین، احتمال تغییر سریع در سیاست گذاری های آمریکا در ارتباط با هزینه های نظامی ناتو دور از ذهن خواهد بود.

در عین حال، دیدگاه عمومی درباره احتمال ترمیم روابط بین آمریکا و اروپا نیز متزلزل شده است؛ نتایج نظرسنجی انجام شده اخیر که توسط شورای روابط خارجی اروپا منتشر شده است،‌ نشان می دهد که بیشتر مردم کشورهای اروپایی،‌ آمریکا را غیر قابل اعتماد می دانند.

همانطور که بسیاری از تحلیلگران نیز تاکید دارند، عوامل ایجاد کننده درگیری و اختلافات اساسی بین آمریکا و اروپا که آنها را از متحدان نزدیک قدیم به شرایط کنونی کشانده است، عبارتند از این موارد: واشنگتن می خواهد یک جبهه متحد به رهبری آمریکا با فرمانبرداری اروپا تشکیل دهد تا هژمونی و سلطه طلبی خود را تقویت کند؛ از طرف دیگر واشنگتن امیدوار است که تقویت روابط بین آمریکا و اروپا، بتواند به ادامه تقویت استقلال استراتژیکی آمریکا ختم شود.

با این وجود، این احتمال وجود ندارد که این گونه تناقض ها و اختلافات ساختاری موجود بین آمریکا و اروپا با تغییر دولت واشنگتن حل شود و باید گفت که حل این اختلافات در زمینه همکاری های ترانس آتلانتیک بین آمریکا و اروپا به زبان ساده است و در عمل اینطور نیست!