سياسی, سرتیتر

آیا ترامپ واقعاً هیچ جنگی را آغاز نکرد؟! – ماهیار قوتی

trump_navy

چهل و پنجمین رئیس جمهوری ایالت متحده در مراسم خداحافظی از کاخ سفید بار دیگر به تمجید از خود پرداخت و از عملکرد دولتش با تمام وجود دفاع کرد اما به باور بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی میراث این تاجر «غریبه» در جهان سیاست آمریکا و جهان نه تنها مثبت نبوده که موارد منفی بسیاری نیز در کارنامه او دیده می‎ شود.

روز چهارشنبه 1 بهمن (20 ژانویه) دونالد ترامپ به جای حضور در مراسم سوگند یاد کردن جو بایدن، جانشین خود ترجیح داد بار دیگر یک سنت سیاسی دیگر آمریکایی را بشکند و در مریلند مراسمی را برای خداحافظی از ریاست جمهوری و هوادارنش ترتیب دهد که حتی معاون باوفایش مایک پنس نیز حاضر به شرکت در آن نشد. او در این مراسم خود را تنها رئیس جمهور در آمریکا خواند که در دوران زمامداریش جنگی آغاز نشده اما آیا به واقع همین طور است؟!

ترامپ که سابقه طولانی در حمایت از کاندیداهای دموکرات (از جمله بیل کلینتون در انتخابات سال 1996) داشت از همان زمان اعلام آغاز کارزار انتخاباتی خود با چرخش به سوی رقیب و نامزد شدن از سوی حزب جمهوری خواه به جای ارائه برنامه های دقیق و مشخص برای حل مشکلات داخلی و خارجیِ آمریکا، تمام نیروی خود را بر وارد کردن اتهامات و انتقادات (در بسیاری از موارد بی پایه) به سیاست های دولت های پیش از خود در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و روابط خارجی متمرکز کرد. او با بالیدن بر موفقیت‎های تجاری‎ اش(که هنوز هم مورد تردید بسیاری هستند)، خود را نامزد ضد ساختار نهادینه قدرت و فساد حاکم بر نظام سیاسی آمریکا خواند و توانست از این طریق بسیاری از آمریکایی‎ها که از سوی دولت‎های پیشین این کشور نادیده گرفته شدند بودند را با خود همراه کند. مردان سفیدپوست طبقه کارگر، زنان سفید پوست ساکن حومه شهرها و حتی گروهی از سیاهان و لاتین تبارها مجذوب وعده‌های ترامپ شدند. این وعده ها تا جایی کارگر افتاد که حتی گاف ها، پرده دری ها، سخنان نژادپرستانه و جنسیت زده ترامپ نیز نتوانست نظر هواداران او را تغییر دهد و او در نهایت توانست (با بسیاری از اما و اگرها و ابهامات) به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده سوگند یاد کند. در واقع ترامپ در همین دوران کارزار انتخاباتی نشان داد که مشی سیاسی او در دو واژه «دروغ» و «دریدگی» خلاصه می شود.

با در نظر گرفتن این مشی سیاسی و نگاهی به عملکرد ترامپ در سطح داخلی به خوبی می بینیم که در دوره چهارساله دولت او، شکاف و تبعیض اجتماعی و اقتصادی به جایی رسید که امروز جو بایدن باید در فضایی کاملاً امنیتی و با ترس از شورش سراسری در آمریکا کار خود را آغاز کند. حمایت ترامپ از گروه های طرفدار برتری نژاد سفید و افراطی های دست راستی باعث شد که تبعیض ساختاری علیه آمریکایی هایی با تبارها و نژادهای دیگر بسیار کمتر از گذشته دیده شود و آنان را در قالب جنبش‌ هایی نظیر «جان سیاهان مهم است» و در اعتراض به کشته شدن سیاه پوستان بی گناه به دست پلیس های سفید به خیابان ها بکشاند. دروغ پراکنی و دامن زدن به تئوری توطئه و نپذیرفتن حقایق علمی و نظر کارشناسان از سوی ترامپ و طرفدارانش باعث شده که امروز یک چهارم تمام مبتلایان به ویروس کرونا در سراسر جهان آمریکایی (با اختلاف بسیار رنگین پوست) باشند و بیش از 415 هزار نفر در این کشور بر اثر کرونا جان خود را از دست بدهند و بسیاری از خانواده های آمریکایی با مشکلات ناشی از آن نظیر بیکاری، فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم کنند. دونالد ترامپ و طرفداران او پس از شکست در انتخابات 2020 نیز با طرح ادعای تقلب (که در ادامه هیچ مدرکی برای آن ارائه ندادند) کار را به جایی رساندند که کنگره آمریکا را به دست یک عده شورشی بسپارند. این موارد به خوبی نشان می‎دهند وضعیت امروز آمریکا چیزی کمتر از یک جنگ داخلی نیست و به گفته بسیاری از تحلیلگران تأثیرات «ترامپیسم» نیز به این زودی دست از سر ایالات این روزها نه چندان متحده آمریکا بر نخواهد داشت.

trump wars_col

در سوی دیگر ترامپ و دولتش در سطح بین‎المللی نیز عملکرد چندان متفاوتی نداشتند. خروج از توافق اقلیمی پاریس، برجام و نهادهایی مانند سازمان بهداشت جهانی، یونسکو و برداشتن سر ناسازگاری در پیمان ها و سازمان هایی نظیر ناتو و سازمان تجارت جهانی با هیچ عقل سلیمی چه در آمریکا و چه در خارج این کشور جور در نمی‎ آید اما ترامپ پا را از این نیز فراتر گذاشت و آمریکا را وارد جنگ (بله درست می‎خوانید جنگ) تجاری و تعرفه با چین و حتی همپیانان اروپایی و غربی خود کرد. چین با توجه به برنامه ریزی درست اقتصادی و با تکیه بر ضرب‎المثل مشهور «امیدواری برای بهترین و آمادگی برای بدترین» توانست این جنگ تجاری را به خوبی مدیریت کند و با خِرَد خود بر نابخردی دولت پیشین آمریکا پیروز شود. ضربه ناشی از این جنگ تجاری اروپایی ها را نیز به خود آورد تا به جای تکیه کورکورانه به آمریکا در دوستی های خود تجدید نظر کنند. میراث فردی ترامپ در دنیای سیاست دو بار استیضاح به همراه احتمال محکومیت و محروم شدن از خدمت دولتی برای تمام عمر است. ترامپ برای آمریکا نیز انزوا و بی آبرویی را به یادگار گذاشت.

حال پرسش این است که آیا بایدن خواهد توانست بر ویرانه سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ به جای مانده از دولت ترامپ، آرمانشهر آمریکایی بنا کند؟!

ماهیار قوتی

رادیو بین‌المللی چین