کوبا, تیتر, سرمقاله, سرتیتر

پیروزی مردم بولیوی و «جنبش به سوی سوسیالیسم» – محمد سعادتمند

wp-16023642171327108932790406453510.jpg

محمد سعادتمند

منتشر شده در مجله دانش و امید دی ماه ۱۳۹۹


یک سال پیش نیروهای راستگرا با پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و با یک کودتای نظامی دست به تخریب بنای نوپای دموکراسی مردم بولیوی زدند. اما مردم آن کشور با رأی قاطع خود در انتخابات اکتبر ۲۰۲۰ و انتخاب کاندیدای «جنبش به سوی سوسیالیسم» از تخریب بنای نوپای خود جلوگیری به عمل آورده و مرمت آن را آغاز کرده اند.
در نوامبر سال ۲۰۱۹، چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری بولیوی در ماه اکتبر، اوو مورالس که برای چهارمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شده بود، با تهدید نیروهای پلیس و ارتش روبه رو گردید. او برای جلوگیری از خونریزی کشور را ترک کرد و به مکزیک پناهنده شد.

در نتیجه رژیم کودتایی به رهبری جنیین آنزا ، « رئیس جمهور موقت» خود خوانده، بر سر کار آمد و با کمک ارتش دست به کشتار بومیان هوادار مورالس زد. مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با استناد به ادعای بی پایه «سازمان کشورهای آمریکایی» (OAS) مبنی بر تقلب در انتخابات، حمایت خود از کودتا را علنی کرد و به زعم خود خواستار استفاده از «شیوه های دموکراتیک در انتخابات بولیوی برای انتخاب نمایندگان واقعی مردم» شد.
پس از آن که رژیم کودتایی آنز دو بار انتخابات برنامه ریزی شده در سال جاری را به تعویق انداخت، بالاخره مردم بولیوی در روز ۱۸ اکتبر (۲۷ مهرماه) به پای صندوق های رأی رفتند و لوئیس آرسه، کاندیدای «جنبش به سوی سوسیالیسم» (MAS) را با رأی قاطع به پیروزی رساندند.

لوئیس آرسه، که در دولت مورالس وزیر اقتصاد بود، با کسب بیش از ۵۰ درصد آرا توانست رئیس جمهور میانه رو سابق و کاندیدای کودتاچیان را متحمل شکست سنگینی کند و آنز مجبور شد تا قبل از اعلام رسمی نتایج آرا، پیروزی «جنبش به سوی سوسیالیسم» را بپذیرد و انتخاب لوئیس آرسه به ریاست جمهوری و معاون او «چوکوهوانکا» را تبریک بگوید. شاید به سختی بشود پذیرفت که، جدیدترین کودتای نظامی مورد حمایت ایالات متحده در آمریکای لاتین، اینگونه مفتضحانه با شکست روبه رو شود.
در انتخابات ۲۰۱۹، با وجود ادعای بی اساس تقلب در انتخابات از سوی سازمان کشورهای آمریکایی» هیچ کس تردیدی نداشت که آرای آوو مورالس از تمام کاندیداهای دیگر بیشتر بود. در واقع تنها چیزی که از سوی سازمان کشورهای آمریکایی» مطرح شد، تردید در این مساله بود که آیا درصد آرای مورالس برای انتخاب او در دور اول کافی بوده یا نه، والا نتوانستند هیچ ادعای دیگری در مورد انتخاب مورالس مطرح کنند.
نکته پر اهمیتی که باید به آن توجه کرد این است که مقایسه ترکیب آرای کسب شده توسط کاندیداها در انتخابات ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نشان می دهد که برخلاف ادعای «سازمان کشورهای آمریکایی» تقلبی در انتخابات ۲۰۱۹ نمی توانسته رخ داده باشد. در انتخابات ۲۰۱۹، مورالس ۴۷/۰۸ درصد؛ «کارلوس مساع» رییس جمهور میانه رو سابق بولیوی ۳۶/۵۱ درصد؛ و « چی هیون چونگه»، کاندیدای حزب دموکرات مسیحی ۸/۷۸ درصد آرا را کسب کردند. در انتخابات ۲۰۲۰، لوئیس آرسه ۵۵٫۱ درصد؛ کارلوس مسا۲۸/ ۸۳ درصد و «لوئیس فرناندو کاماچو»، کاندیدای جناح راست، 14 درصد آرا را به دست آوردند.

wp-16023642438448464650930673687906.jpg

بی جهت نیست که رسانه های جریان غالب نسبت به تحلیل ترکیب آرای کاندیداها در دو انتخابات ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ که نشانه روشنی از سالم بودن انتخابات ۲۰۱۹ است سکوت معنی داری اختیار کرده اند.
مورالس، چند هفته پس از پناهنده شدن به مکزیک، در مصاحبه ای با «گلن گرین والدك» روزنامه نگار معروف آمریکایی گفت، پس از پیروزی در انتخابات، پلیس و سپس ارتش تهدید کردند چنانچه کشور را هر چه زودتر ترک نکنم، جان خودم، اعضا خانواده ام و نزدیکترین همکارانم در خطر خواهد بود. در همین مصاحبه مورالس آمریکا را به دادن چراغ سبز به رهبران راستگرای کودتا متهم کرد و علت کودتا را خشم آمریکا از توافقنامه فروش ماده ارزشمند لیتیوم به چین دانست.
با اینکه انتخاب مورالس به عنوان اولین رئیس جمهور بومی کشور، دستاوردهای بزرگی برای مردم بولیوی در پی داشته، اما برخی از عملکردهای او مورد انتقاد حامیان شناخته شده داخلی و خارجی واقع شده است. برخی از نزدیکترین حامیان مورالس او را به اعمال روش های اتوکراتیک ( یکه سالاری) متهم می کردند. «لولا دا سیلوا» رئیس جمهور پیشین برزیل و متحد و دوست قدیمی او، در مصاحبه ای که قبل از انتخابات ۲۰۱۹ با گلن گرین والد داشت، به درستی پیش بینی کرد که « مطمئن باشید که اگر مورالس در انتخابات امسال ریاست جمهوری کاندیدا شود، قطعا پیروز خواهد شد، با این حال کاندیدا شدن او برای چهارمین بار یک اشتباه است.»
شایان ذکر است که قانون اساسی بولیوی انتخاب یک فرد به سمت ریاست جمهوری برای بیش از دو دوره را منع کرده است، مگر اینکه مجوز قانونی لازم گرفته شود. این همان راهکاری است که مورالس به آن متوسل شده بود.

گفته میشود «لوییس آرسه» رئیسجمهور منتخب جدید نیز از نامزدی مورالس برای بار چهارم در انتخابات ۲۰۱۹انتقاد کرد،که مورالس این انتقاد را پذیرفت.

 با این حال، انتقاداتی از این دست مانع از آن نشد که مردم بولیوی مورالس را برای چهارمین بار به ریاست جمهوری انتخاب کنند. لولا دا سیلوا در مصاحبه ای که پس از کودتای بولیوی با «گاردین» داشت این نکته را مورد تأکید قرار داد که «آنچه با مورالس کردند یک جنایت بود، آنها کودتا کردند و کودتا در آمریکای لاتین وحشتناک و فاجعه بار است.»
اینکه یک رهبر سیاسی بیش از یک دهه در قدرت باشد و دچار اشتباه نشود و موجب سرخوردگی برخی از حامیانش نگردد، شاید تصور سختی باشد. اما با وجود انتقاداتی که به مورالس می شود، تردیدی نیست که سه دوره ریاست جمهوری او با هر معیاری سنجيده شود، پیروزی و موفقیت بزرگی برای مردم بولیوی به شمار می رود که دستاوردهای ارزشمندی با خود داشت. پس از ده ها سال بی ثباتی در بولیوی و گسترش فقر در این کشور، مورالس و «جنبش به سوی سوسیالیسم» توانستند به چنان رشد اقتصادی دست یابند که حتی مؤسسات مالی غربی انگشت به دهان ماندند. آنچه برای مردم بیش از همه اهمیت داشت، توزیع هرچه عادلانه تر ثروت و درآمد کشور بود که به خصوص اقلیت بومی و دهقانان بولیوی از آن بهره مند شدند.
آنچه در نوامبر ۲۰۱۹ رخ داد، در واقع ضربه ای هدفمند به این موفقیت ها بود تا این دستاوردهای بزرگ مردم بولیوی را خنثی کند. غرب با کارزار تبلیغاتی که از سوی مقامات غربی و با هدایت اتاق های فکر امپریالیستی به راه انداخت و با به کار بستن روش های ماکیاولیستی و جرج اورولی رویدادهای بولیوی را وارونه جلوه داد و از کودتای نظامی علیه دولت قانونی و مردمی آن کشور حمایت کرد. در این کارزار تبلیغاتی، به روش مرسوم غرب، کودتاگران را حامی دموکراسی، و حکومت قانونی و منتخب مردم بولیوی را دشمن دموکراسی می خواندند. غرب همیشه در اینگونه کارزارهای تبلیغاتی از رهبران مردمی و منتخب مردم به عنوان دیکتاتور یاد می کند. اما مردم بولیوی فریب این کارزار تبلیغاتی را نخوردند و خوشبختانه این تاکتیک مردم بولیوی با وجود شیوع بیماری کرونا در بولیوی نتیجه مورد انتظار غرب را از تظاهرات و راهپیمایی های اعتراضی به بار نیاورد. در یکسال گذشته مردم بولیوی با وجود شیوع بیماری کرونا، از تظاهرات و راهپیماییهای اعتراضی دست برنداشتند و با به خطر انداختن جان خود توانستندخواسته های برحقشان مبنی براستقرار مجدد دموکراسی و اعمال حاکمیت ملی را به کرسی بنشانند.

Luis Arce

رژیم کودتا و جناح راست نهایت تلاش خود را کرد تا از پیروزی کاندیدای «جنبش به سوی سوسیالیسم» جلوگیری نماید و مانع از بازگشت آنها به قدرت گردد، اما پیروزی قاطع و رای بالای لوئیس آرسه جایی برای عرض اندام نیروهای واپسگرا در بولیوی باقی نگذاشت.

وظیفه تمام دموکراسی خواهان و عدالتجویان جهان است که فداکاریهای مردم بولیوی برای بازگرداندن دموکراسی و اعمال حاکمیت ملی و اتخاذ سیاستهای آزادیخواهانه و عدالت محور را ارج نهند و در مقابل انتخاب مردم بولیوی کلاه از سر بردارند. در پی رأی قاطع مردم بولیوی به برگشت ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به کشورشان، میگوئل دیاز کانل برمودز9، رئیس جمهوری کوبا در پایان روز انتخابات در توییتی پیروزی «جنبش به سوی سوسیالیسم» و شکست الیگارشی بولیوی را که تحت حمایت «سازمان کشورهای آمریکایی» و امپریالیستها قدرت را غصب کرده بود، تبریک گفت.

لوئیس آرسه در اولین اظهارنظر پس از پیروزی در انتخابات گفت که یک دولت وحدت ملی تشکیل خواهد داد و با درس گرفتن از اشتباهات گذشته در جهت ایجاد همدلی بین مردم بولیوی گام برخواهد داشت. به نوشته گرانما «دیوید چوکوهوانا، معاون لوئیس آرسه که از تخصص و تجربه کافی و نفوذ لازم در میان مردم برخوردار است، سایه شوم نئولیبرالیسم را که پس از کودتای نظامی به کشور تحمیل شده بود را از سر مردم بولیوی خواهد زدود». گرانما ادامه می دهد، «پیروزی «جنبش به سوی سوسیالیسم» در بولیوی قطعا با واکنش دشمنان داخلی و خارجی روبه رو خواهد شد و چالش های فراوانی پیش روی دولت قرار خواهد داد. برای فائق آمدن بر این چالش ها، دولت جدید باید در پی وحدت نیروهای سیاسی بوده و اعتماد به نفس مردم بولیوی را ارتقا بخشد. برنامه ریزی توسعه اقتصادی جتماعی، اصلاح روشهای مبارزه با بیماری کووید-۱۹، اعمال حاکمیت ملی و ترمیم مناسبات بین المللی، که توسط کودتا گران تخریب شده بود، از دیگر اقداماتی است که دولت جدید باید به آنها اهتمام ورزد.»

bolivia_venezuella_sw
«جنبش به سوی سوسیالیسم» و پیشینه آن
یکی از دلایل اصلی پیروزی مردم بولیوی، اتحاد نیروهای سیاسی و سازمانهای صنفی و متشکل بودن آنها است. اگرچه تاریخچه اتحاد نیروها در بولیوی مانند بسیاری از کشورها شاهد افت و خیزهای فراوان و اتحاد و گسست های گوناگونی بوده، اما در تحليل نهایی، وجود همین اتحادهای رسمی بین سازمان های سیاسی و صنفی، و اتحادهای نانوشته را می توان منشا اتفاق نظر بر روی اهداف حداقل و همسویی بر روی مسائل کلیدی و تضمین کننده پیروزی مردم بولیوی دانست.
مروری بر تاریخچه «جنبش به سوی سوسیالیسم» و نگاهی به سیر تحولات آن، نشان دهنده تجربه ارزشمندی است که می تواند برای نیروهای سیاسی کشورهای مختلف آموزنده باشد. پیشینه ی «جنبش به سوی سوسیالیسم» برمی گردد به دهه ۱۹۸۰ و تعطیلی معادن بولیوی که موجب گردید هزاران کارگر بیکار شده ی معادن برای امرار معاش خود به کشت کاکائو در روستاها روی آورند. بسیاری از این کشاورزان خیلی زود به دو اتحادیه بزرگ صنفی بولیوی یعنی «کنفدراسیون اتحادیه کارگران روستایی بولیوی» (CSUTCB) و «کنفدراسیون اتحادیه کارگران خوش نشین بولیوی» (CSCB) پیوستند. این دو اتحادیه با انقلابی»
دچار انشعاب شد و مورالس به همراه یکی از رهبران برجسته اتحادیه ی CSUTCB و با حمایت اکثریت اعضا، «جنبش به سوی سوسیالیسم» را پایه ریزی کردند. «جنبش به سوی سوسیالیسم» به منظور شرکت در انتخابات شهرداری ها در سال ۱۹۹۹ در واقع نام یک گروه سیاسی فالانژ سابق که عملا از هم پاشیده شده بود را به عاریت گرفت و برای رعایت قوانین انتخابات، نام «جنبش به سوی سوسیالیسم» – شاخه سیاسی مجمع حاکمیت مردم را برای خود برگزید که در زبان اسپانیولی با اختصارMAS – IPSP شناخته می شود.

برگزیدن نام یک گروه فالانژ، خود موجب تشدید اختلاف نظر گردید و رهبر اتحادیهی CSUTCB از مجمع حاکمیت مردم» کناره گرفت و به همراه رهبر سابق مجمع یعنی آلجو ولیز در لیست انتخاباتی حزب کمونیست بولیوی قرار گرفتند و وارد مبارزه انتخاباتی شدند.
حزب کمونیست بولیوی که در سال ۱۹۵۰ توسط اعضا سابق «حزب چپ بنیان گذاشته شده بود و در دهه ۱۹۶۰ در رهبری اتحادیه ی «کانون کارگران بولیوی» و در رهبری « فدراسیون اتحادیه های کارگران معدن» نقش داشت، در دهه های بعد همواره در ائتلاف های گوناگون حضور داشته و با سازمان های سیاسی دیگر متحد بوده است.
در انتخابات شهرداری ها، در سال ۱۹۹۹، «جنبش به سوی سوسیالیسم» ۳٫۳ درصد كل آرا کشوری را کسب کرد و در حالی ۸۱ کرسی شورای شهرهای مختلف را از آن خود کرد که اکثریت منتخبین از بومیان بودند.
سه سازمان بنیانگذار اولیه «جنبش به سوی سوسیالیسم» از این قرارند:

۱. کنفدراسیون اتحادیه کارگران روستایی بولیوی (CSUTCB)؛

۲. کنفدراسیون اتحادیه کارگران تحت استعمار بولیوی (CSCB)؛

۳. کنفدراسیون اتحادیه زنان کشاورز بولیوی (Bartolina Sisa)؛
این سه سازمان، هم زمان، به همراه «کنفدراسیون بومیان بولیوی» (CIDOB) و « شورای ملی کارکنان ادارات دولتی» (CONAMAQ) عضو یک اتحاد دیگر هم بودند.
در سال ۲۰۰۶ چهار سازمان دیگر به «جنبش به سوی سوسیالیسم» پیوستند که عبارت بودند از:

۱. فدراسیون ملی معلمان روستایی؛

۲. کنفدراسیون اتحادیه های کارگران بولیوی؛

۳. کنفدراسیون اجاره نشینان و بازنشستگان؛

۴. اتحادیه ملی کسب وکارهای کوچک و خرد.

دو سازمان دیگر نیز در سال ۲۰۰۹ به این اتحاد اضافه شدند:

۱. فدراسیون ملی تعاونی های معدنی بولیوی، که گفته می شود ۴۰ هزار عضو دارد؛

۲. کانون کارگران منطقه ای «ال آلتو»، که دومین شهر بزرگ بولیوی است.
کنفدراسیون بومیان بولیوی» (CIDOB) متحد شده و اعتراضات مطالباتی مشترکی را در سال ۱۹۹۲ سازمان دادند.
در سال ۱۹۹۶، با بهم پیوستن «کنفدراسیون اتحادیه کارگران روستایی بولیوی»، کنفدراسیون اتحادیه کارگران تحت استعمار بولیوی»، «کنفدراسیون اتحادیه زنان کشاورز بولیوی»، موسوم به کنفدراسیون بارتولينا سيسات و«کنفدراسیون بومیان بولیوی»، اتحاد جدید بزرگ تری شکل گرفت به نام «مجمع حاکمیت مردم» (ASP)، که «آلجو ولیزا» در مقام رهبر اصلی و اوو مورالس در جایگاه دوم آن قرار داشتند. از سال ۱۹۹۶ به بعد بود که جایگاه مورالس در رهبری «مجمع حاکمیت مردم» ارتقا پیدا کرد. «مجمع حاکمیت مردم» که برای شرکت در انتخابات سال ۱۹۹۷ با منع قانونی روبرو بود، در چارچوب ليست « چپ متحد» در انتخابات شرکت کرد و چهار نفر از اعضای آن از جمله اوو مورالس به مجلس نمایندگان راه یافتند. شایان ذکر است که «چپ متحد» ائتلافی بود که در سال ۱۹۸۹ از هشت سازمان چپ از جمله حزب کمونیست بوليوي (PCB) شکل گرفته بود و در واقع ادامه دهنده راه «جبهه متحد خلق» سابق بود.
بعد از انتخابات ۱۹۹۷ «مجمع حاکمیت مردم» به علت بروز اختلافات نظری
دو سازمان صنفی بزرگ دیگر یعنی «کانون کارگران بولیوی» که تعداد اعضا آن را تا دو میلیون نفر هم برآورد می کنند، به اضافه «شورای ملی کارکنان ادارات دولتی»، اگرچه عضو « جنبش به سوی سوسیالیسم» نیستند، اما همواره حامی دولت های او و مورالس بوده اند.
مطالبات بومیان بولیوی در سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ عمق و گسترش بیشتری یافت که به نوبه خود انسجام تشکیلاتی و سازمانی متناسب با فضای سیاسی جدید را ایجاب می کرد و در نتیجه نیروهای سیاسی و اجتماعی اقبال بیشتری به اتحادها نشان دادند، چیزی که قبلا به این گستردگی در بولیوی دیده نشده بود. اخراج اوو مورالس از مجلس نمایندگان بولیوی در سال ۲۰۰۲ به بهانه سازماندهی درگیری بین کشاورزان و پلیس، نفوذ مورالس و «جنبش به سوی سوسیالیسم» را افزایش داد .
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲، «جنبش به سوی سوسیالیسم» سیاست هایی در پیش گرفت تا پایگاه طبقاتی خود را از کشاورزان و کارگران به طرف اقشار میانی جامعه شهری نیز بگستراند. به همین دلیل آنتونیو پدرو ۱۳، شخصیتی که دارای نفوذ قابل توجهی در بین اقشار متوسط شهری بود، را به عنوان کاندیدای معاونت ریاست جمهوری معرفی کردند. در این انتخابات «جنبش به سوی سوسیالیسم» از سازمانهای چپ نیز درخواست کرد که از کاندیداتوری اوو مورالس و معاونش حمایت کنند.
مواضع پیگیر « جنبش به سوی سوسیالیسم»، در رابطه با اعمال حاکمیت ملی و جلوگیری از دخالت های آمریکا در امور داخلی بولیوی و همچنین مخالفت با سیاست های نئولیبرالی مورد حمایت آمریکا، موجب شد که سفیر آمریکا در بولیوی تهدید کند که «در صورت پیروزی مورالس در انتخابات، کمک های آمریکا به بولیوی قطع خواهد شد». مورالس معتقد بود که هر جمله ای که از دهان سفیر آمریکا علیه ما بیرون بیاید، گرایش مردم به ما را افزایش خواهد داد. اوضاع زمانی بدتر شد که سفیر بعدی آمریکا، در اظهارنظری مداخله جویانه، آشکارا اعلام کرد که آمریکا هیچ رئیس جمهور دیگری جز گونزالو سانچز را نخواهد پذیرفت. نهایتا در این انتخابات گونزالو سانچز انتخاب شد و مورالس در جایگاه دوم قرار گرفت، اما «جنبش به سوی سوسیالیسم» ۲۷ کرسی از ۱۳۰ کرسی مجلس نمایندگان و ۸ کرسی از ۲۷ کرسی مجلس سنا را به دست آورد. از میان نمایندگان منتخب «جنبش به سوی سوسیالیسم» در مجالس قانونگذاری، ۱۰ نفر بومی یا کشاورز بودند و ۱۲ نفر نیز از روشنفکران چپ و یا رهبران کارگری بودند.
در انتخابات ۲۰۰۵ اوو مورالس با کسب ۵۳٫۷ درصد آرا در دور اول به ریاست جمهوری بولیوی انتخاب شد و «جنبش به سوی سوسیالیسم» ۵۵ درصد کرسی های مجلس نمایندگان و ۴۴ درصد کرسی های مجلس سنا را از آن خود کرد. پیروزی «جنبش به سوی سوسیالیسم» در انتخابات بعدی نیز تکرار شد و در آخرین انتخابات، که ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰ برگزار گردید، لوئیس آرسه کاندیدای آن به سمت ریاست جمهوری انتخابات گردید و اکثریت دو مجلس قانونگذاری را نیز از آن خود کرد.
ائتلاف بزرگ دیگری که در بولیوی باید از آن یاد کرد، «همکاری ملی برای تغییرات» است که در سال ۲۰۰۷ و در جریان تشکیل مجلس مؤسسان شکل گرفت. سازمان های گوناگون اجتماعی و صنفی و همچنین بسیاری از مدیران اجرایی و نمایندگان مجلس وابسته به «جنبش به سوی سوسیالیسم» در این اتحاد بزرگ عضویت دارند.
اگرچه اتحاد سازمان های سیاسی و صنفی در بولیوی از یکپارچگی کامل و سراسری برخوردار نیستند، اما در تحولات بولیوی به ویژه در دو دهه اخیر نقش پراهمیتی ایفا کرده اند و پیروزی مردم بولیوی در انتخابات اخیر از دستاوردهای قابل توجه آن به شمار می رود.
آخرین خبرها حاکیست که روز دوشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰، یک روز پس از برگزاری مراسم سوگند لوئیس آرسه رئیس جمهور منتخب، اوو مورالس با استقبال با شکوه مردم بولیوی و به ویژه بومیان آن کشور به میهن بازگشت. این بازگشت نیز از جمله دستاوردهای اتحاد نیروهای صنفی و سیاسی طرفدار عدالت و آزادی است.


1. Jeanine Anez
2. Luis Arce
3. Choquehuanca
4. Carlos Mesa
5. Chi Hyun Chung
6. Luis Fernando Camacho
7. Glenn Greenwald
8. Lula Da Silva
9. Miguel Díaz-Canel Bermúdez
10. Bartolina Sisa
11. Alejo Veliz
12. Movimiento al Socialismo-Unzaguista
13. Antonio Pedro
14. Gonzalo Sanchez


منابع:
https://mltoday.com/bolivians-return-evo-moraless-party-to-power-one-year-after-a-u-sapplauded-coup/
http://en.granma.cu/mundo/2020-10-20/in-bolivia-mas-is-more
https://www.dw.com/fa-ir https://en.wikipedia.org
https://www.npr.org/2020/11/09/933139632/evo-morales-makes-triumphant-return-to-bolivia