تاریخی, سرتیتر

هدف از دشمن تراشی های «پمپئو» چیست؟

pompeo_2018درحالیکه فقط یک ماه دیگر از زمان حضور دولت فعلی آمریکا در کاخ سفید باقی مانده است اما جنون رستاخیزی سیاستمداران آمریکایی همچنان ادامه دارد؛ جنونی که در حال تشدید تنش ها در همه جای جهان است.

«مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه تاریخ 18 دسامبر/28 آذرماه خود با شبکه خبری «فاکس نیوز» مدعی شد که روسیه باید در فهرست دشمنان آمریکا قرار بگیرد! درست در همان روز 18 دسامبر بود که وزارت امور خارجه آمریکا از تعطیلی دو کنسولگری باقی مانده خود در روسیه خبر داد؛ روابط آمریکا و روسیه به یک نقطه انجمادی و کمترین سطح ممکن خود سقوط کرده است.

پیش از این مقامات آمریکایی معمولا روسیه را به عنوان مخالف و نه یک دشمن برای خود خطاب کرده بودند؛ واژه «دشمن» در شرایط فعلی به ندرت برای توصیف روابط بین کشورها مورد استفاده قرار می گیرد اما تعجبی ندارد که این واژه از دهان «فسیل زنده جنگ سرد» یعنی پمپئو بیرون آید!

آمریکا امروزه قدرت شماره یک جهان محسوب می شود؛ صادقانه باید گفت که هیچ کشوری نمی خواهد دشمن آمریکا باشد؛ روسیه، چین و کشورهای دیگری مانند ایران، کره شمالی،‌ ونزوئلا و سوریه نمی خواهند دشمن آمریکا باشند!

بنابراین، این سؤال به وجود می آید که چرا از نگاه سیاستمداران آمریکایی، واشنگتن دشمنان زیادی دارد و این دشمنان از کجا آمده اند؟!

پاسخ این سؤال بسیار روشن و واضح است؛ دشمن تراشی نیاز اساسی درگیری های سیاسی داخلی در آمریکا محسوب می شود و یا با هدف خدمت به گروه های صنعتی نظامی در این کشور دشمن تراشی صورت می گیرد!

سند این حرف همه جا پیدا می شود؛ به حملات سایبری اخیر صورت گرفته علیه آمریکا نگاه کنید! پمپئو، روسیه را به حملات سایبری گسترده به تعدادی از آژانس های دولتی آمریکا و نهادهای خصوصی این کشور متهم کرده و مدعی شده است که بسیار واضح است که مسکو در پشت پرده این حملات قرار دارد!

این در حالیست که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا اظهارات پمپئو را زیر سؤال می برد و امیدوار است که بتواند چین را مقصر این حملات جلوه دهد! ترامپ هکرهای سایبری در رسانه های خبری جعلی را بسیار خطرناک تر از شرایط واقعی توصیف کرد؛ رسانه ها آمریکایی جرات این را ندارند که از احتمال دست داشتن چین در حملات سایبری به آمریکا حرفی بزنند!

پس این سؤال همچنان باقی می ماند که چه کسی این حملات سایبری علیه آمریکا را به راه انداخته است؛ مقیاس این حملات تا چه اندازه بوده است و تا چه اندازه خسارت به بار آورده اند؟!

تعجب برانگیز است که در این رابطه، رییس جمهور آمریکا و وزیر خارجه اش به خوبی در این زمینه ارتباط برقرار نکرده اند و نهایتا دیدگاه های مختلفی درباره این حملات پدیدار شده است؛ با این حال این روند همچنین نشان می دهد که هیچ حقیقت و یا مدرکی در رابطه با این حملات وجود ندارد و حقیقتا هیچ مدرکی هم لازم نیست چرا که اینکه آمریکا بگوید کدام کشور مسئول این حملات است کاملا بستگی به این موضوع دارد که کدام کشور در شرایط فعلی مناسب تر است که هدف اتهام واشنگتن قرار گیرد!

از نگاه سیاستمداران آمریکایی، مادامی که آنها قدرت تخریب آمریکا را دارند بنابراین همه دشمن آمریکا هستند! اگر چنین باشد، در این صورت، دولت فعلی آمریکا را می توان بزرگ ترین دشمن مردم آمریکا در تاریخ این کشور تلقی کرد آن هم بر اساس تلفات بی شماری که دولت واشنگتن بین آمریکایی ها رقم زده است.

اپیدمی فعلی کرونا در آمریکا از کنترل خارج شده و آمار تلفات ناشی از ابتلا به بیماری کووید-19 در این کشور نزدیک به 320 هزار نفر است؛ این میزان تلفات کرونایی در آمریکا مدت هاست که از میزان تلفات ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم نیز فراتر رفته است!

تقریبا این روزها، هر روزش شبیه 9 سپتامبر سال 2001 میلادی در آمریکاست؛ چنین تراژدی و فاجعه ای در زمان تصدی دولت فعلی ترامپ در آمریکا رخ داده است؛ آیا پمپئو به عنوان یکی از اعضای کلیدی کابینه در آمریکا، نباید احساس گناه کند و مسئولیت قانونی لازم در این رابطه را بر عهده بگیرد؟!

وزیر امور خارجه آمریکا در عین حال که روسیه را دشمن آمریکا خطاب می کند، حمله به چین را نیز فراموش نمی کند و مدعی است که چین مهم ترین تهدید خارجی برای آمریکا محسوب می شود؛ پمپئو در مصاحبه ای با روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» نیز در توصیف روابط فعلی بین چین و آمریکا ادعا کرد که مقصر وضعیت فعلی این روابط، چین است؛‌ پمپئو در این مصاحبه صراحتا تاکید کرد که اینکه چین متفاوت تر و بسیار قدرتمندتر از آمریکا شده است، آمریکا را مجبور به مقابله با پکن می کند!

آدم زورگو و قلدر همواره خودش را یک قربانی جلوه می دهد و باید گفت که مهارت پمپئو در معکوس جلوه دادن این وضعیت و سیاهنمایی واقعا حیرت انگیز است!

در چین اصطلاحی وجود دارد که می گوید: «همه بی گناهند و کسی مجرم است که گنجینه ای داشته باشد» (یعنی پیشرفت کسی جرم اوست)؛ یک ضرب المثل قدیمی فارسی نیز وجود دارد که می گوید: « زور که آمد، حساب برخاست» ( یعنی هر جا قدرت و زور باشد، از عدالت خبری نیست و زور و قلدری حق را پایمال می کند).

این دو جمله برای توصیف سیاستمداران آمریکایی مناسب است؛ سیاستمدارانی که حقیقت را می بینند اما کورکورانه حرف می زنند!

در روابط بین المللی تحت هدایت دولت آمریکا در جهان امروز، وقتی کشورها پیشرفت می کنند دیگر هیچ رفتار مؤدبانه ای از سوی آمریکا دیده نمی شود و صرفا درگیری بر سر منافع شروع می شود.

ادعای آمریکا علیه روسیه چیزی نیست جز اینکه واشنگتن، مسکو را یک مانع در مسیر ارتقاء هژمونی خود می بیند؛ آمریکا همواره چین را از هر راهی که توانسته، مهار کرده است و علت این نیز چیزی نیست جز اینکه واشنگتن توسعه و پیشرفت پکن را تهدید تلقی می کند!

حقیقت این است که در نگاه جهان، این سیاستمداران خود رای و سلطه جوی آمریکایی هستند که بزرگ ترین تهدید برای صلح جهان محسوب می شوند.

رادیو بین‌المللی چین