سرمقاله, سرتیتر

ویولن دوم همچنان نواساز است – خبرگزاری چین- ظفردخت خواجه پور


دنیای جوان، ۲۸٫۱۱٫۲۰۲۰ –  آنلاین- تاریخ

نوشتاری از خبرگزاری چین، شینهوا به مناسبت دویستمین سال تولد فردریش انگلس

برگردان: ظفردخت خواجه پور

ما به نوشتار زیر  از خبرگزاری چین، شینهوا، استناد می‌کنیم


 مجسمه ی  فردریش انگلس با فراک، ریش کامل(توپی) و بازوهایی صلیب وار بر سینه به  قلب محل خرید و فروش شیک و مدرن مر کز شهر منچستر نظر دوخته است.

مجسمه سه سال پیش در منچستر، گهواره ی انقلاب صنعتی برپا شده است.

در جریان انقلاب صنعتی این شهر انگلیسی و بخشی از اروپا سیاهترین و ضد انسانی ترین رویِ سرمایه داری را تجربه کردند.

 فردریش انگلس که خود را «ویولن دوم» می نامید، با کارل مارکس (دوست) مورد اعتماد با پشتکار تمام کار می‌کردند. هر دو واقعیت  قواعد بازی تحت سیستم سرمایه داری را تحقیق می‌کردند و به این نتیجه نهایی رسیدند که سرمایه با تلاش زیاد در  درجه ی اول برای سود، بدون توجه به زندگی انسانی به کار گرفته شده است. تئوری های پیشگامانه ی آن‌ها سیر تاریخ را در قرن نوزدهم تغییر داد.

دویست سال بعد از تولد انگلس جهان تغییرات بی مانندی را تجربه می کند: شدیدترین پاندمی در صد سال اخیر، بدترین بحران جهانی اقتصادی بعد از بحران اقتصادی(دپرسیون) سالهای ۱۹۳۰ و در گیری های مکرر اجتماعی بعد از بحران اقتصادی منجر به تجدید نظر در نقش سرمایه ها گشته و  به یک نو آوری نظری اساسی در نحوه ی و نوع حکومت منتهی شده است.

این امر بدیهی است  که تأثیر جهانیِ نوشتارها و تلاشهای جمعی مارکس و انگلس به زمان آن‌ها محدود نمی‌شود. نقطه نظر های آگاهانه آنها، بیشتر از اینها می‌توانست روشنائی بر راه‌ آینده  افکند، آگاهی هائی که باید جهان را در  زمان بی امنیتی عمیق  به راه درست بیندازد. 

 فردریش انگلس به عنوان پسری از یک خانواده ی مرفه و صاحب کارخانه ی نساجی در خانه‌ای به سبک زمان باروک در بارمِن(Barmen) بخشی از ووپرتال =Wuppertal=) امروز) در قلب منطقه ی روهر(Ruhrgebiet)، جائی که او دوران کودکی و جوانیش را گذراند، زاده شد. ووپرتال_ امسال_سال دوهزار و بیست، دویست سالگیِ زاد روز انگلس در بیست و هشتم نوامبر سال هزار و هشتصد و بیست _ سال انگلز_ را جشن می‌گیرد. همه جا در این شهر پوسترها ئی دیده می‌شوند که یک جوان، انگلس فعال و پر انرژی را نشان می‌دهند که به عنوان  متفکر، کاری و فعال و ووپرتالی ، تقدیر و ستایش می‌شود.

 آدم از خود می‌پرسد برای چه هنوز امروز روز در آلمان، جائی که مارکسیسم آموزه ی رایج به حساب نمی آید، همچنین در منچستر، در جائی که مجسمه‌ را که از دهکده ای در شرق اوکراین با آب و تاب از اروپا به انگلستان آورده و برای بزرگداشت او بر پا شده است، از انگلس یاد می‌کنند.

دکتر لارس بلوما، دانشمندی در مرکز تاریخی ووپرتال به خبرگزاری شینهوا گفته است که این امر به این دلیل است که بخشی از تفکر انگلس اگر چه در زمان خودش ریشه‌دار  و مربوط به آن زمان است، «فراتر از از زمان اوست و امروز نیز مهم و الهامبخش است.»

 بلوما گفته است که : با وجودی که امروز، سرمایه داری غربی با  آن زمان تفاوت دارد، هنوز هم انسان کوشش می‌کند از تئوری‌های انگلس استفاده کند تا از اشتباهات سرمایه داری جلوگیری کند.

در آکادمی دانشمندان برلین -براندنبورگ، در برلین گروهی از دانشمندان همراه با همکاران بین المللیشان، تلاش زیادی می‌کنند

تا تعداد زیادی از نوشته‌های اصلی مارکس و انگلس را جمع آوری کنند و نسخه ای کامل تألیف نمایند.

دانشمندان در چهار چوب پروژه ی نسخه ی آثار کامل  مارکس و انگلس (MEGA )می خواهند مجموعه‌ای مدون از کارها و آثار ، دستنوشته ها و نامه‌های آن‌ها را منتشر کنند که تا آنجا که ممکن است جامع و در‌ واقع نسخه ی اصلی باشد.

جرالد هوبمن رئیس تحریریه نسخه ی کامل، در برابر شینهوا بر اهمیت  اساسی آثار مارکس – انگلس تأکید کرد. همچنین هوبمن می‌گوید که از زمان بحران اقتصادی سال دو هزار و هشت، علاقه و توجه به مارکس و انگلس در میان شکاف افزاینده ی اجتماعی و بحران در گیریهای اجتماعی، تازه پدیدار شده است. بخش محل کار او برای نشر یک نسخه ی علمی از آثار انگلس  « وضعیت طبقه ی کارگر در بریتانیا» را برای جشن دویست سالگی زادروز انگلس برنامه‌ریزی می کند. هوبمن گفته است که: „تا زمانی که مسائل اساسی و عمیق اجتماعی  سرمایه داری و این بدبختی و بیچارگی ماندگار است، مارکس وانگلس این تئوریسین های طبقات اجتماعی و منقدان سرمایه داری پایدار خواهند ماند.

واتراستونزس، کتابفروشی زنجیره ای بزرگ بریتانیا، از  زمان بروز بحران جهانی روز افزون مالی، فروش فراینده ی مانفیست کمونیست و اثر برجسته ی مارکس در زمینه ی اقتصاد سیاسی»کاپیتال»(سرمایه ) و انتقاد اساسی اقتصاد سیاسی را به ثبت رسانده است .

هوبمن گفته است: مردم به طبقات بر می گردند، تا الهام و پیشنهادهائی برای حل مسائل جوامع امروز پیدا کنند.

در پائیز هزار و هشتصد و چهل و دو، انگلس در سن بیست و دو سالگی به منچستر که معروف به  مرکز بزرگ پنبه»Cottonopolis بود، نقل مکان کرد و برای کارخانه ی سرمایه گزاری شده ی فامیلش آغاز به کار کرد. در شهر محل سکونت دوم خود پیوند دوستی بین انگلس و مارکس محکم شد، هر دو آغاز به تدوین و تکامل تئوری‌های نوِین انقلابی کردند.

Little Irland (ایرلند کوچک) ، امروزه محلی مسکونی محصور با دیواری قرمز رنگ در منچستر، به نظر آرام و صلح آمیز و ساده می آید. ولی بنا به گفته ی انگلس این محیط مسکونی کارگران ایرلندی یکی از «بدترین زاغه نشین های شهر» با شرایط زندگی دلهره آور بود، شرایطی که انسان‌ها را به آخرخط  می رساند.

شرایط زندگی غمبار کارگران بود که انگلس را  به نوشتن اثر انقلابی“وضعیت طبقه ی کارگر در بریتانیا» واداشت. مارکس آشکارا به شدت تحت تأثیر این کتاب قرار گرفت و این دو نفر که کاملا به طبقات اجتماعی متفاوتی تعلق داشتند وظیفه خود دانستند که باید باهم روند تاریخ بشری را تغییر دهند.

  Chetham s Library کتابخانه چتهامس، ساختمانی آجری  قهوه ای روشن قرون وسطائی رفاقتی عمیق بین انگلس و مارکس را گواهی می دهد. یک میز تحریر دوباره رنگزده ی بلوط، مشهور به میز تحریر مارکس از همان زمان تقریباً دست نخورده در نزدیکی پنجره ی اتاق مطالعه قرار دارد.

این کتابخانه بنا به گفته ی وایلد (Fergus Wilde)نقش تعیین کننده ای در  پیدائی تئوری مارکس و انگلس و استدلالها ئی دارد که در پایان منجر به تدوین اثر آن‌ها «مانیفیست کمونیستی» شد که در آخر فوریه ی هزار و هشتصد و چهل و هشت انتشار یافت.

علیرغم اینکه انگلس اغلب در  نقش حامی مارکس دیده شده است، نمی‌شود انکار کرد که انگلس به میزان زیادی در پیدائی و گسترش مارکسیسم  مشارکت داشته است.

وایلد به خبرگزاری شینهوا گفته است که :“ اسم مستعار «ویولن دوم» که انگلس به خودش داده است، فروتنی و قناعت نفس  او را نشان می دهد. او همیشه مرتبه ی مطالعاتی و تحقیقی مارکس را مقدم می‌شمُرد و هم از نظر مالی و هم آکادمیک از او حمایت می کرد“. وایلد گفته است که ما نباید فراموش کنیم که حمایت از مارکس بی اندازه مهم بود. اگر انگلس او را پشتبانی نمی کرد، شاید هرگز در وضعیتی نبود که « کتاب سرمایه»-کاپیتال – را بنویسد.

همچنین بلوما از مرکز تاریخی ووپرتال شخصیت ممتاز انگلس را برجسته می کند» وجدانا او در مورد خودش بسیار فروتن بود ، او میداند که دوست کسی است که همه چیز را در طبق اخلاص گذارد. دوستی آن‌ها واقعاً محکم بود زیرا که آن‌ها دیدگاهی همگونه  را  نسبت به جهان، زندگی و ارزشها به اشتراک می گذاشتند.“

انگلس نه تنها با  تیزبینی وضعیت کارگران و استثمار آن‌ها بوسیله ی سرمایه داران را مورد توجه قرار داده، بلکه  در عمل  مشارکتی اساسی در تئوری مارکسیستی داشته است.

انگلس و مارکس نویسندگان « مانیفیست حزب کمونیست» بودند. بنیانگزاران اولین حزب کارگری جهان، که سرنوشت طبقه ی کارگر را تغییر داد.

بعد از فوت مارکس، انگلس کار و اثر ناتمام مارکس،یعنی «کاپیتال» را تنظیم و منتشر کرد، و از تئوری مارکسیستی دفاع نمود و آن را گسترش داد که تأثیر او فراتر از آن زمان است و فراتر از مرزهای اروپا می‌رود و به این‌گونه نقش رهبری جنبش کارگری بین‌المللی را به عهده گرفت.

یک نمایشگاه دائمی در «سالن نمایشگاه ارتباطات مارکسیستی در پکن، چین هر سال هزاران بازدیدکننده را جلب می کند. از جمله موارد به نمایش گذاشته شده حدود پانصد نشریه و دستنویس در باره ی مارکسیسم و حدود سیصد عکس و تصویر از مارکس و انگلس. یک نیم تنه ی سفید که با مانیفیست های کمونیستی گوناگون و آثار اولیه ی خود انگلس و آثار دیگری مانند « ضد دوورینگ» „Anti Dühring“ احاطه شده است.

سنگ فِنگیو(zang Fengyu) ، سرپرست دانشکده ی فلسفه ی دانشگاه رِنمین چین یک دهه است که مشغول (تحقیق) در مورد انگلس است. سنگ گفته است که صرف نظر از نقشش در گسترش مارکسیسم شرکت فعالی در کاربرد تئوری مارکسیستی در عمل داشته است.“ سنگ به خبرگزاری شینهوا گفته است:“ اساساً انگلس مقالات مهمی نوشته است که به ما کمک می کنند مارکسیسم و سوسیالیسم و نیز فرمهای حکومت را برای یک جامعه ی مدرن بفهمیم. الهام بخشی کارهای او در سالهای آخرش در باره ی مدل حکومتهای سوسیالیستی برای کشورهای مدرن ثابت شده است. „

از زمان بحران  اقتصادی، غرب بجای اینکه خود را کاملا متکی به رقابت بازار کند به تقویت قوانین و احکام اقتصادی پرداخته است. همچنین حکومت های غربی تلاش می‌کنند با تصویب قوانینی در مورد ساعات کار و حداقل مزد که رعایت و توجه  به  آموزه ها وتعالیم مارکس اند، امنیت اجتماعی را بهبود بخشند.

انگلس یک بار گفته است :“ ملتی که مایل به صعود به قله ی دانش است محال است که بدون ملاحظات تئوریک به مقصد برسد.„ حزب کمو نیست چین(CPC) از زمان بنیادش در سال هزارو نهصد و بیست و یک مارکسیسم را به مثابه ی اصول اساسی  مورد توجه قرار  داده است. بجای تئوری خشک و بدون نرمش و انعطاف، حزب کمونیست چین در این دهه آخر اصول اساسی مارکسیسم را با واقعیت چین در هم آمیخت و در روند انقلاب تا گشایش درهای کشور، معجزه آسا عمل کرد.

تائئو ونزو معاون سرپرست دانشکده تحقیقات مارکسیسم در دانشگاه رِنمین چین گفته است که:»ترکیب جوهر سوسیالسم با ویژگی‌های چین بر این اصل استوار است که مارکسیسم را به واقعیت چین پیوند دهد و یگانه راه رشد و توسعه ی خود را پیدا کند.

هان یوهای استاد ارشد دانشگاه پکن که در حال تحقیق است: «ایده های شی جین پینگ از سوسیالیزم عصر جدید چینی آخرین دستآورد در انطباق مارکسیسم با متن و محتوای چینی است. هان گفته است: تاریخ نشان داده است که تازگی و  پایداری  مارکسیسم در چین را فقط میتوان با آمیزش و ریشه‌دار کردن آن با  تمدن چینی،  پایدار ساخت.  وقتی  با علائق و تمدن چینی پیوند یابد و در عمل با هم هماهنگ باشند تا احتیاجات خلق چین را برآورده  و  مسائل  عملی چین را حل کند.

در سالهای اخیر برخلاف رشد متوقف و کُند خیلی از کشورهای صنعتی، چین نرخ رشد متوسط تا زیاد خود را حفظ کرده و  در حدود سی درصد به  رشد اقتصاد جهان کمک کرده است.

در پنجمین جلسه ی عمومی نوزدهمین کمیته ی مرکزی حزب کمونیست چین در آخر اکتبر در پکن، حزب کمونیست چین تعداد زیادی از اهداف دراز مدت را تعیین وتدوین کرده تا به نوآوری های لازم اجتماعی تا سال دو هزار و سی وپنج دست یابد. مارکسیسم در چین همچنان نقش راهبردی دارد و تأثیر آن اَشکارا به فراتر از مرزهای چین می رسد.

فیل کولینز موزیسین انگلیسی که مجسمه ی انگلس را از اوکراین به منچستر برده است، یک  بار گفته است که انگلس  نویسنده ایست که ما امروز هم می‌توانیم در مورد پرسش هائی که او مطرح کرده است، عمیق و دقیق بحث و جدل کنیم. او نیاید محدود  به زمان خودش شود و فراموش گردد.

 از غرب تا شرق درستی این مطلب ثابت شده است.


https://www.jungewelt.de/artikel/391

ظفردخت خواجه پور،  02.12.2020