سياسی, سرتیتر

کامالا هریس و آیندۀ ایالات متحده

کامالا هریس[1] و آیندۀ ایالات متحده

نوشتۀ کی‌لب ماپین[2]، مرکز نوآوری سیاسی

يادداشتي از هلن مرسر[3]، مورنیگ استار

منتشر شده در مجله دانش و مردم


کی لب ماپین، در کتاب موجز اما تفکر برانگیزخود، با تمرکز بر شخصیت نامزد ریاست جمهوری کامالا هریس، به تشریح شکاف‌های موجود در طبقۀ حاکم که در انتخابات فعلی نمود یافته، پرداخته، و در عین حال به روند‌هایی فرهنگی اشاره دارد که مسبب خلع سلاح چپ‌گرایان منتقد نظام شده‌اند. کتاب برای حمایت از این یا آن نامزد نوشته نشده، و اعتبار آن مستقل از برندۀ انتخابات است.

هریس در برکلی و در محیط چپ جدید سال‌های 1960، بدنیا آمده است (پدرش اقتصاد دانی مارکسيست بود) . تمرکز کتاب بر روی تضاد میان محیط پرورشی و جهت گیری‌های شرم آور و نگران کنندۀ سیاسی او قرار دارد.

در مقام دادستان کل ایالت کالیفرنیا، در بین سال‌های 2010 تا 2017، او هیچ قدمی در راه کمک به فقرا و سیاهانی که مدعی حمایت از آنهاست، برنداشت و در آن دوران به عنوان «ملکۀ بازداشت‌های انبوه» شناخته می‌شد.

هریس مدافع «مجازات‌های شدید و سخت در مقابل جنایت» بوده و کسانی را که طرفدار ساختن مدرسه‌های بیشتر به جای توسعۀ زندان ها بودند، به سخره می‌گرفت. دستگاه او متهم است که تجاوز‌های جنسی استیو مونوچین، وزیر خزانه داری کنونی را لاپوشانی کرده و مانع از مجازات او شده است.

مشی سیاست خارجی او نزدیکی به لابی‌گران اسرائیلی، دشمنی با روسیه و کرۀ شمالی، و مخالفت با پیشنهاد ترامپ برای خارج کردن نیروها از افغانستان و سوریه بوده است.

ماپین صعود شگفت انگیز کامالا هریس را به جهت گیری او در منازعۀ موجود میان بخش‌های مختلف سرمایه در ایالات متحده، نسبت می‌دهد.

ماپین، بایدن و هریس را نمایندگان «نهاد سخت قدرت شرقی، گروه راکفلر که خود را در جایگاه “مترقی” و “طرفدار جهانی شدن” قرار داده‌اند» می‌شناسد.

او «بانک‌های مهم، چهار شرکت اصلی نفتی، و غول‌های فن آوری جدید در سلیکون ولی» را در حمایت از این دو ذی‌نفع می‌داند. در مقابل، ترامپ را سردمدار ائتلافی از شرکت‌های فراکینگ نفتی (که در رقابت با نهاد سنتي شرکت‌های بزرگ نفتی قرار دارند) و عناصری که مرتبط با «پیمانکاران نظامی و تولید کنندگان اسلحه هستند»، و همین‌طور صاحبان بزرگ املاک می‌شمارد.

دستۀ طرفدار ترامپ تمایل به کسب سود‌های کوتاه مدت داشته و بیشتر در صنایع داخلی آمریکا ریشه دارند، و از این‌رو طرفدار «آمریکا مقدم برهمه» هستند.

طرفداران بایدن به دنبال ثبات در داخل کشور (که قاعدتاً به معنای افزایش دوره‌های محکومیت زندانيان است)، ادغام بیشتر اقتصاد آمریکا در بازار‌های جهانی، در عین حال پیگیر اهداف دراز مدت امپریالیستی هستند.

این اختلافات هم چنین موجب ایجاد شکاف‌هایی در درون هر دو حزب شده است. ماپین می‌نویسد که هریس از سال 2017 توسط جناح طرفدار کلینتون در حزب دموکرات برگزیده شده بود. اما پس از نتایج مأیوس کننده‌ای که در انتخابات اولیه در حزب بدست آورد، با فشار این جناح به عنوان معاون به بایدن تحمیل شد. به عقیدۀ ماپین، وزارت امور خارجۀ خانم کلینتون موضع تندروتری نسبت به نظرات کاخ سفید، یعنی اوباما/بایدن داشت.

نمایش ویژگی‌های شکاف میان طبقۀ حاکمه، نیاز به روشنگری‌های بیشتری دارد و سؤالات بسیاری بی‌پاسخ گذاشته شده است؛ اما کتاب فرضیۀ مفیدی را برای تشریح شدت لفاظی‌هایی که در انتخابات اخیر آمریکا به‌وجود آمد، ارائه می‌دهد.

به نظر ماپین، ژست لیبرالی هریس و سیاست‌های ارتجاعی او «نتیجۀ منطقی انحراف سیاست چپ در آمریکاست» که از سال 1945 آغاز شد.

هم زمان با تأثیر ویرانگر مک کارتیسم بر روی حزب کمونیست آمریکا، «کنگره برای آزادی فرهنگی»، از مجاری مجله‌های مختلف، آثار چپ‌گرایان ضد کمونیست را برجسته مي‌کرد. هدف مورد ادعای بنیان گذاران این کنگره، تضعیف تأثیر کمونيسم بر روی روشنفکران، و ترویج نویسندگان، هنرمندان و آهنگ‌سازانی بود که بسیاری از آنها با وجود داشتن زمینه‌های متمایل به چپ، با «سوسیالیسم واقعا موجود» دشمنی داشتند.

تأمین مالی «کنگره برای آزادی فرهنگی»، بطور نهانی توسط سازمان سیا انجام می‌گرفت. این، موضوعی است که در آثار افرادی چون فرانسيس استانر سندرز[4] و دیگران به تفصیل افشا شده است. هانا آرنت و سوزان سونتاگ از جملۀ نویسندگان این کنگره بودند که ‌اندیشۀ «کمونیسم گونۀ دیگری از فاشیسم است» را رواج دادند.

ماپین چنین نتیجه می‌گیرد که چپ جدید، ساختۀ دست سازمان سیا، چپی «قلابی» و یا «مصنوعی» است، که به نظر می رسد تا حدودی ساده سازی موضوع باشد. هر چند مشارکت سیا در پیدایش این چپ، حقیقتی غیر قابل انکار است.

ماپین هم چنین با تحلیلی از اشاعۀ نقش هربرت مارکوزه و مکتب نظریۀ انتقادی فرانکفورت، آنها را نیز جزو این نقشه بشمار می‌آورد. او معتقد است آنها پشتوانه‌ای فلسفی را برای به حاشیۀ کشاندن مبارزۀ طبقاتی و امکان تحقق رهایی از طریق دانشجویان، زنان و سیاهان، تأمین کردند. عقاید آنها زمینه‌ای شد برای تولد یوروکمونیسم و ایجاد نقاط کور در دیدگاه‌های احزاب کمونیست و ادامۀ داستانی که همه از آن باخبریم.

کتاب ضعف‌هایی هم دارد: ازجمله عدم معرفی مراجع بیشتر و برخورد غریبی که به هیتلریسم دارد. اما علی‌رغم این ضعف‌های جزیی، کتاب به عنوان تحلیل موجزی از توازن میان نیرو‌های طبقاتی در آمریکا، بینشی روشنگرانه در اختیار خواننده می‌گذارد.


[1] Kamala Harris

[2] Caleb Maupin

[3] Helen Mercer

[4] Frances Stonor Saunders