تیتر, سياسی, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

يک نگاه کوبايی: تأملاتی پیرامون شکست ترامپ

منبع: مارکسیسم – لنینیسم امروز
نویسنده: آنجل گوئرا کابرا

تارنگاشت عدالت


شکست رییس‌جمهور ترامپ در انتخابات ۳ نوامبر یک واقعیت بازگشت ناپذیر است. این با یک اتحاد ضمنی از نیروهای اجتماعی متنوع و حتا آنتاگونیستی حاصل شد، که انتخاب دوبارۀ کديور (magnate) را غیرممکن ساخت.
ترامپ تاکنون هیچ مدرکی در اثبات تقلب ادعایی ارايه نکرده و همۀ دعاوی حقوقی اقامه شده به وسلیه وکلای او، به استثنای یک مورد که نتایج را تغییر نمی‌دهد، رد شده اند. پیروزی فرمول بایدن-هریس قاطع نبود، اما همان‌طور که یک روز پس از انتخابات در این ستون نوشتم («خداحافظ ترامپ؟») روشن بود. در آن زمان شخص می‌توانست پیروزی حتمی نامزدهای حزب دمکرات را در چند ایالت کلیدی، یا گرایش مثبت در دیگر ایالات را، که پیروزی در کالج انتخاباتی را نشان می‌داد، به روشنی ببیند.

اعلام پیروزی بایدن به وسیله رسانه‌های مسلط، از جمله «فوکس» راست‌گرای افراطی، منطبق با یک رسم قدیمی در کشوری است که در آن یک داور انتخابات ملی وجود ندارد. به همین ترتیب، همان‌طور که دیوید بروکس گفت، هنگامی‌که در سال ۲۰۱۶ پیروزی ترامپ اعلام شد، او فوراً با خوشحالی تأییدات را دریافت کرد.
با امتناع قطب از پذیرش نتایج منتشر شده، آن‌طور که همه پیشینیان او عمل کرده بودند، سنت این بار قطع شد. این برخورد، که تعدادی از ما پیش‌بینی کرده بودیم، تعجب‌آور نیست. خود او چندین ماه آراء پستی را کلاهبرداری اعلام کرد و گفت او فقط در صورت تقلب دمکرات‌ها شکست خواهد خورد. مشخص بود که خودشیفتگی او، که دیوانه‌های مانند پومپئو به آن دامن می‌زنند، مانع از این خواهد شد که او یک پی‌آمد ناخوشایند را بپذیرد و به این منجر شد که او خود را در کاخ سفید در محاصره قرار دهد.
احتمال پیروزی انتخاباتی ترامپ برای طیف وسیعی از نیروهای متفاوت و در برخی موارد مخالفِ هم، مطلوب نبود. این، به دلیل روابط غیرقابل پیش‌بینی و ناسازگار ترامپ با متحدین سنتی آمریکا- به ویژه اتحادیۀ اروپایی- به دلیل حمایت و دوستی او با راست افراطی وحشی مانند بولسانارو و همتایان اروپایی آن، یا به علت امتناع او از پذیرش حتا رسمی قوانین چندجانبه‌گرایی که موجب شد او از توافق پاریس پیرامون تغییرات اقلیمی، از قراداد اتمی ۶+۱ با ایران، سازمان جهانی بهداشت و شورای حقوق بشر سازمان ملل خارج شود، مطلوب سرمایه‌داران مالی نبود. نیروهای چپ و مترقی ایالات متحده نیز از مواضع واقعاً دمکراتیک، یک‌جانبه‌گرایی ترامپ، بیزاری او از دمکراسی و حقوق بشر، نسخۀ فوق ‌وحشی او از نولیبرالیسم قاره‌ای، مواضع نژادپرستانه، بیگانه‌ستیز او، تشدید ددمنشانه محاصره اقتصادی کوبا و ونزوئلا به وسیله او در بحبوحۀ همه‌گیری، انکار وجود خلق فلسطین، در میان شناعت‌های دیگری که به سیاستی شکل می‌دهند که هر چه بیش‎تر به نوفاشیسم نزدیک می‌شود، را نمی‌پذیرند. برخی از این دلايل موجب شد لیبرال‌ها، و هم‌چنین اکثریت جوانان، زنان، سیاهان و آسیایی‌ها به بایدن رأی بدهند. گرچه دمکرات‌ها قدر لاتینو‌ها (Latinos) را ندانستند، اما شرکت عظیم و بی‌سابقه آن‌ها به ویژه در ایالت‌های به اصلاح «میدان جنگ» بود که دمکرات‌ها را در صدر قرار داد.
ظاهراً، میلیون‌ها در وال استریت و ماشین انتخاباتی حزب دمکرات برای شکست ترامپ کافی نبود. فراخوان برنی ساندرز، الکسندریا اوکاسیو کورتز و دیگر مراجع مترقی حزب دمکرات، به علاوۀ انگیزش «جان سیاه مهم است» و دیگر نیروهای اجتماعی دمکراتیک، تعیین کننده بود. ترامپ یک شرور است، شخصی است که از هیچ نجابتی برخوردار نیست. اما او یک عوام‌فریب خارق‌العاده، یک ارتباط گيرندۀ عالی، یک خُبره در روانشناسی آمریکایی معمولی است، که در نظامی که در بحران کشنده قرار دارد، و بخش‌های مهم آن از استیصال، ترس، دردآورترین نابرابری‌ها، و اغلب از جهل بزرگ رنج می‌برند، از او یک نامزد قدرتمند می‌سازد. او  در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰ به  نوعی کاخ سفید را ترک خواهد کرد یا با زور بیرون انداخته خواهد شد. اما اگر او به دلیل یک یا چند روند قضایی که در جریان است از زندان سر در نیاورد، با سرمایه بزرگ هواداران خود، که سیاستمداران جمهوری‌خواه وابسته به او نیستند، به سیاست ادامه خواهد داد. در هر حال، اين فرد توانسته است بزرگ‌ترین جنبش راست با تمایلات فاشیستی را در تاریخ آمریکا گرد‌آورد، يک خطر جدی که دیگر عوام‌فریبان در کمین‌نشسته می‌توانند از آن استفاده کنند.

دولت بایدن می‌تواند شبیه یک دولت اوباما، منتها با باری بيش از اندازه، باشد و اکنون زمان ساختمان یک ائتلاف بزرگ، از اتحاد همه نیروهای مترقی برای طلب مراقبت بهداشتی و آموزش رایگان برای همه، اقدامات جدی علیه نژادپرستی و خشونت پلیس، بازتوزیع ثروت از بالا به پایین، یک «معامله سبز» بزرگ، سیاست صلح بین‌المللی، و پایان دادن به محاصرۀ کوبا، ونزوئلا، و دیگر کشورها از بایدن- هریس است. شگفت این‌که، این چیزی است که ممکن است به سرمایه‌داری آمریکايی جان سیاسی بیش‌تری بدهد.  برگرفته از: چشم بی‌خواب (La Pupila Insomne)

برگردان از اسپانیایی به انگلیسی از دفتر آمریکای شمالی

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.