تیتر, سرمقاله, سرتیتر

مبارزه با جنگ اقتصادی ایالات متحده بر علیه ونزوئلا – اختلاف درون جبهۀ چاویست ها

chavez2018

اُورینوکو تریبیون(Orinoco Tribune)- نوشتۀ : استانفیلد اسمیت، راجر هریس و هزوس رودریگز- اسپینوزا
ترجمۀ مسعود یاوری


گزینۀ انقلابی خلق، ائتلافی تازه در درون جنبش چاویست ها در ونزوئلا، برای پیش برد بهتر مبارزۀ بولیواری ،تاکیدش بر روی اهمیت تحکیم کمون ها، سازمان های مردمی جنبش های دهقانی و تعاونی های تولیدی می باشد. شک نیست که این اقدامات برای ایجاد نظام اقتصادی متکی به خود، ضرورت دارد.

اما، موفقیت در این زمینه ها به تنهایی نمی تواند بر مانع عظیم اقتصادی که ونزوئلا با آن روبروست فایق آید: این مانع یعنی تحریم و محاصرۀ اقتصادی ایالات متحده و اتحادیه اروپا که با غارت تمام عیار منابع و ثروت ونزوئلا همراه شده ، و دائما هم چون چکمه ای بر گلوی ونزوئلا فشار می آورد. این فشار با تلاش شجاعانۀ ونزوئلا برای استقلال روز به روز شدید تر خواهد شد.
آلفرد دی زایاس ( Alfred De Zayas)، گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در مورد ونزوئلا، تحریم ها علیه ونزوئلا را » اختناق اقتصادی » می نامد.به گزارش مرکز مطالعات اقتصادی و سیاسی ( CEPR)، در سال 2018، این تحریم ها موجب مرگ حدود 40000 نفر از ونزوئلایی ها در عرض کمتر از یک سال شده است. تعداد قربانیان ناشی از این تحریم ها امروزه نصاعدی بالا رفته است. انداختن گناه این همه قربانی به گردن چیزی بجز محاصرۀ اقتصادی ، تنها پاک شویی نقش قدرت های امپریالیستی، و پذیرش تبلیغات ضد ونزوئلا ی واشنگتن و مخالفان دست راستی است.

تشکیل اتئلاف جدید چاویستی بدون حضور حزب حاکم

در این زمینه است که ائتلاف گزینۀ جدید انقلابی خلق ( APR- از این به بعد «ائتلاف جدید»)، که به تازگی تشکیل یافته، قرار است که در انتخابات ششم دسامبر برای مجلس ملی ، نامزد های خود را مستقل از حزب حاکم چاویست ها (PSUV) معرفی نماید. اعضای اصلی این ائتلاف را حزب کمونیست ونزوئلا (PCV) و حزب پارتیا پارا تودوس ( PPT) ) حزب آحاد مردم) تشکیل می دهند، که احزاب کوچکی بوده و قبل از خلع ید از مجلس کنونی ، دوازده کرسی از 167 کرسی را در اختیار داشتند.
این اتئلاف جدید مدافع مواضعی است که برای کارگران و دهقانان اهمیت داشته و از این نظر نقش مهم و مثبتی را به عهده دارد. بنا بر تارنمای » تحلیل ونزوئلا» ( Venezuelanalysis)، زمانی این ائتلاف شکل گرفت : » که این احزاب در انتقاد از رشته ای از اقدامات دولت، از قبیل خصوصی کردن دارایی های عمومی، بی کیفر گذاشتن خشونت های تشدید شده در روستا ها ، سیاست های عدم تقویت کمون ها و برنامۀ اقتصادی که آنرا » ضد کارگری» می نامیدند، هم صدا شدند.»
ائتلاف برای توزیع عادلانه تر، پیشنهاد کاهش سهم سرمایه داران و افزایش سهم مردم، از ثروت ملی را میکند. لوئیز بریتو گارسیا ( Luis Britto Garcia)، روشنفکری برجسته از چاویست ها که نظراتی نزدیک به حزب کمونیست دارد، مسئلۀ کمک دولت به شرکت های بزرگ و نظام مالیاتی موجود که به نفع 5% صاحبان شرکت ها و به ضرر نیروی کار در جامعه است را مطرح می کند.
ائتلاف خواستار » بر پایی مبنایی سیاسی برای غلبه انقلابی بر بحران سرمایه داری » می باشد.رهبر حزب کمونیست ، اُسکار فیگوئِرا ( Oscar Figuera) میگوید: » هدف این ائتلاف جدید، گرد آوردن طبقۀ کارگر، کشاورزان، و نیرو های عضو کمون ها، به شیوه ای انقلابی است»

chavez__rain_rtr-col
خطراتی که جنبش چاویست را تهدید می کند

ایالات متحده با دعوت به بایکوت انتخابات مجلس ملی، فعالانه در امور داخلی ونزوئلا دخالت می کند. این دعوت بخشی از نقشۀ بزرگتری است که هدفش نامشروع سازی و در نهایت سرنگونی دولت منتخب مردم است. تقاضا برای بایکوت انتخابات توسط خوان گوایدو رئیس جمهور ساختگی دست نشاندۀ آمریکا ومتحدین غربی و مخالفان دست راستی افراطی نیز تکرار می شود.
مجلس ملی هم اکنون زیر تسلط مخالفان است. بخشودگی تعدادی از عناصر مخالف دولت که به دلیل اقدامات جنایت کارانه زندانی شده بودند، به نفع مبارزۀ ضد امپریالیستی و با هدف تشدید تفرقه در میان مخالفان شرکت در انتخابات دسامبر انجام گرفت. باید منتظر بود و دید که آیا وجود دو لیست انتخاباتی مختلف در میان چاویست ها، منجر به تصاحب کرسی های بیشتر توسط مخالفان در مجلس نخواهد شد؟ بسیاری از اعضای عادی جنبش چاویست ها، که هوادار حزب کمونیست هستند، خود را بیشتر چاویست می دانند تا کمونیست. به اعتقاد بسیاری از این هواداران، رای به این ائتلاف جدید، موجب ریزش رای حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا ( حزب حاکم ) و به خطر افتادن پروژۀ چاویست ها در بدست آوردن کنترل در مجلس ملی می شود.
در حالی که وجود ائتلاف جدید در درون جنبش چاویست ها می تواند بانی شروع بحث هایی سالم وطرح مشکلات در درون جنبش باشد، خطراتی نیز در بر دارد. بطور مثال با توجه به شرایط سختی که محاصرۀ ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا بر ونزوئلا تحمیل کرده است، دولت مادورو برای تضمین نیاز های حیاتی تودۀ مردم، مجبور به سازش هایی با شرکت های بزرگ سرمایه دار شده است. در این موقعیت انتقادات اتئلاف جدید و حزب کمونیست از این اقدامات هر چند که بی پایه نیست اما می تواند به غلط طرد دولت مادورو تلقی شود.
در رهبری چاویست ها، تنش هایی به دلیل اقدامات حزب حاکم وجود دارد. این حزب گاهی با عنوان اینکه کشور در محاصرۀ دشمن قرار دارد، رفتار متکبرانه ای با حزب کمونیست و حزب «آحاد مردم» دارد، هر چند که محاصرۀ دشمن، امری واقعی است. خطر این است که این تنش ها در ذهن چپ گرایان در سرتاسر دنیا، سوء تفاهمی را در مورد طبیعت مبارزه در ونزوئلا ایجاد نماید. برای بعضی ممکن است این تصور پیش آید که انتقاداتی که حزب کمونیست از رئیس جمهور مادورو و حزب سوسیالیست متحد می کند، همگی بجاست. این گرایش با وجود عناصر تروتسکیست ماورای چپی چون ( Marea Socialista – خیزش سوسیالیستی) در ونزوئلا، تشدید می شود. این گروه ها با شعار های چپ گرایانه، درپی ائتلاف با دست راستی ها برعلیه دولت چاویست ها هستند.

chavez_sw
شک نیست که تعدی هایی از سوی دولت مادورو و همین طور در زمان چاوز، صورت گرفته است. اما نمی توان که تقصیر اعمال مقامات رسمی کشور را تنها به گردن رهبر و یا گروه حاکم انداخت. اینجا نباید برخورد دو گانۀ ایالات متحده و رسانه های حاکم آنرا پذیرفت: وقتی در امریکا پلیس به فردی تعدی می کند، عمل او را ناشی از خطایی انفرادی، اما تعدی پلیس در کشوری که ایالات متحده در صدد سرنگونی دولت آن است، دلیل قاطعی است بر دیکتاتوری و خودکامگی رژیم آن کشور.
باید یادآور شد که بر خلاف آمریکا، ونزوئلا بطور جدی با تعدی های پلیس مبارزه کرده و تعداد زیادی پلیس را محاکمه و زندانی کرده است. درمجموع 540 نفر پلیس از پنجم آگوست 2017، محاکمه و 426 نفر آنها زندانی شده اند. در مقابل در ایالات متحده، جایی که پلیس بطور متوسط سالیانه 1000 نفر را می کشد، در بازۀ 12 سالۀ بین 2005 تا 2017 ، تنها 28 پلیس برای قتل عمد و غیر عمد محکوم شده اند.
بدون پایان بخشیدن به محاصرۀ اقتصادی، هیچ راه حلی برای ونزوئلا متصور نیست
هرچند که رهبر حزب کمونیست ، فیگوئرا ، می پذیرد که: » ما امپریالیسم را به عنوان دشمن اصلی مردم ونزوئلا می شناسیم»، اتئلاف جدید او روش موثرتری برای مبارزه با آن ارائه نمی دهد. همانطور که اقتصاد دان ونزوئلایی پاسکوالینا کورسیو ( Pasqualina Curcio) اشاره می کند: هیچ راه حلی برای بحران ونزوئلا، جز پایان دادن به غارت منابع و محاصرۀ اقتصادی وجود ندارد. به نظرمارک وایس بروت (Mark Weisbrot) اقتصاد دان مرکز مطالعات اقتصادی و سیاسی، تحریم های ایالات متحده بطور تعمدی و آشکارا با هدف جلوگیری از بهبود اقتصادی در ونزوئلاطراحی شده است.

maduro chavez_000657945795..jpg
کورسیو موقعیت امروز ونزوئلا را با رفتاری که ایالات متحده با شیلی زمان آلنده کرد، مقایسه می کند: » [ کاری می کنیم] که اقتصاد [ شیلی] به ناله بیفتد…» (1):
حملات امپریالیسم بر اقتصاد ما و در نتیجه بر علیه مردم ونزوئلا به دقت طراحی شده است. آنها نقاط استراتژیک ما را هدف گرفته اند (1) ارزش بولیوار( پول ملی کشور) (2) منبع اصلی درآمد ما یعنی نفت… اما نکتۀ مهم درک این مطلب است که موتور های تولیدی اقتصاد چه برای مصرف داخلی و چه برای صادرات، تا زمانی که حمله به بولیوار بطور استراتژیک متوقف نشود و تولید نفت در کوتاه مدت جریان پیدا نکند، به راه نخواهد افتاد.»
اقتصاد ونزوئلا برای زمانی طولانی وابسته به نفت بوده که 95% درآمد صادراتش را تشکیل می دهد. این وابستگی به یک یا تعداد اندکی از اقلام صادراتی، مشکلی نیست که تنها منحصر به ونزوئلا باشد. اقتصاد کشورهای جهان جنوب، بعد از فتوحات امپریالیستی، اغلب برای انطباق با نیاز های «کشور های «مادر» دچار انحراف شد. رهایی از این تلۀ وابستگی تقریبا امری امکان ناپذیر است. مبارزه در داخل کشور برای باز سازی اقتصادی که خود اتکا بتواند به رشد خود ادامه دهد، نیازمند رویارویی سخت با موانعی بی شمار است. موانعی چون تحریم، محاصره اقتصادی و حتی حملۀ احتمالی، که با هدف تغییر حکومت از خارج، توسط قدرت های امپریالیستی اعمال می شود.
ائتلاف جدید خواستار » اتخاذ روشی انقلابی برای برون رفت از الگوی رانتی سرمایه داری » است ، بدون آنکه تعریف ملموسی از این روش انقلابی بدست دهد.لازمۀ این روش انقلابی، درگیری با قدرت سیستم امپریالیسم جهانی است که در پی تداوم وابستگی نو استعماری کشور است. تنها کشور هایی که در تاریخ توانسته اند خود را از وابستگی اقتصادی رها نمایند، اتحاد شوروی و چین بوده اند. کشور های کوچکی چون کوبا، کرۀ شمالی و لیبی، هرچند که به درجاتی از استقلال اقتصادی دست یافتند، اما نتوانستند که بر محاصرۀ اقتصادی ویران گر و یا کودتا های پرداختۀ ایالات متحده، غلبه کرده و اقتصادی کاملا مستقل را بنیان نهند.
کشور کوچکی چون ونزوئلا، که سال هاست زیر فشار حملات اقتصادی و ضد انقلابی نیرو های امپریالیستی قرار دارد، مستقل از سرشت دولتش با زوال اقتصادی روبرو خواهد بود. برخلاف کوبای بعد از انقلاب 1959، کشوری چون اتحاد شوروی وجود ندارد که با اتکا به آن، کشور از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی حمایت شود. ونزوئلا عمدتا تنها به خود می تواند اتکا داشته باشد. انداختن تمام تقصیرات وضع بد اقتصاد به گردن دولت ونزوئلا، موجب بدآموزی دیگران، پاک شویی جنایت های غرب، و ایجاد تصوراتی باطل در مورد وجود راه حلی آسان است.

(2)CUBA-HABANA-POLITICA-CASTRO-CHAVEZ-MARADONA-REUNION

(110723) — LA HABANA, julio 23, 2011 (Xinhua) — El l¨ªder de la Revoluci¨®n cubana Fidel Castro (c), observa mientras el futbolista argentino Diego Armando Maradona (i), saluda al presidente venezolano, Hugo Ch¨¢vez (d), en la ciudad de La Habana, capital de Cuba, el 23 de julio de 2011. Maradona visit¨ªo al presidente venezolano para desearle una pronta recuperaci¨®n. (Xinhua/Estudios Revoluci¨®n/ABN) (ce)

ساختمان سوسیالیسم در جهانی امپریالیستی

آنها که قبلا از چاوز به دلیل عدم بنای سریع تر » سوسیالیسم» انتقاد نمی کردند، امروز با برخوردی دوگانه، به همان دلیل از مادورو انتقاد می کنند.بطور مثال رهبر حزب کمونیست، اسکار فیگوئرا، در نقد مادورو چنین می گوید:» به نظر ما ( ما این نظر را در همان زمانی که رئیس جهمور چاوز پیشنهاد خود را ارائه کرد نیز ابراز داشتیم)، رشد [ اقتصاد] ونزوئلا به حدی نرسیده که بتوان در جهت سوسیالیسم حرکت کرد.» فیگوئرا در ادامه می گوید:
چاوز علی رغم آنکه در صدد ساختن سوسیالیسم نبود، اما اعتقاد داشت که مسیر درست همان سوسیالیسم است. اما امروز رهبران چاویست ها بدون آنکه تعهدی برای سوسیالیسم داشته باشند، از سوسیالیسم دم می زنند. عمل و سخن مقامات رسمی یکی نیست، آنها دربارۀ سوسیالیسم و رهایی ملی سخن می گویند، اما مشی سیاسی و اقتصادی » بورژوا –لیبرال» را در پیش گرفته اند.»
این خطایی فاحش است که به برنامه های توده ای تامین خوراک، مسکن و بهداشت که برای میلیون ها کارگر فقیر درحال اجراست، و هم چنین بسیج توده ای که چاویست ها به انجام رساندند، برچسب » لیبرال- بورژوا» بزنیم.
میتوان نظر فیگوئرا را که حاوی گوشه ای از حقیقت است، در مورد همۀ جریانات و گرایشات طرفدارسوسیالیسم در چند دهۀ اخیر اظهار نمود.
از 1959، تاکنون هیچ انقلاب سوسیالیستی در جهان رخ نداده است. در صورتی که از 1917، در دوره ای چهل ساله، انقلابات سوسیالیستی در شوروی، چین، کره ، ویتنام ، شرق اروپا و کوبا بوقوع پیوست. اما در 60 سال بعد اثری از چنین انقلاب هایی دیده نمی شود. بعضی مدعی افول امپریالیسم آمریکا هستند، در حالی که افول واقعی و چشم گیر را می توان در زمینۀ وقوع انقلاب های سوسیالیستی دید. در سی سال گذشته با موفقیت امپریالیسم آمریکا و متحدانش در سرنگونی سوسیالیسم در کشور های بلوک شرق، تلاش برای انقلاب سوسیالیستی مسیر کاملا معکوسی را طی کرده است. در نتیجه موقعیت ونزوئلا را باید در این زمینۀ توقف مبارزه در راه سوسیالیسم در کل جهان، بررسی کرد.
فیگوئرا چنین ادامه می دهد:» ونزوئلا کشوری سرمایه داری است و در نتیجه دولت آن خصلتا بورژوا است». اما باید دانست استثنائات بسیاری را بر این حکم کلی می توان بر شمرد. به عنوان مثال نیکارگوائه کشوری سرمایه داری باقی مانده است، ولی نمی توان دولت ساندنیست ها را بورژوا دانست.همین حکم را می توان در مورد گرانادای دوران موریس بیشاب، بورکینا فاسوی زمان توماس سانکارا، الجزایر دوران بن بلا، و حتی روسیه در زمانی که لنین آن را کشور سرمایه داری دولتی می نامید، صادق دانست.
با این وجود، اگر فیگوئرا دولت ونزوئلا خصلتا بورژوا اعلام می کند، این خصلت می بایست در زمان چاوز و مادورو، هردو در مدیریت کشور حاکم بود. ونزوئلا هیچ گاه دولت کارگران و دهقانان نبوده است. ونزوئلا دولتی ناسیونالیست و ضد امپریالیست دارد که نمایندۀ همۀ مردم ونزوئلا به مثابۀ یک کل می باشد. وهردو دولت الگویی چشمگیر از چگونگی دفاع از حیثیت ملی در مقایل حملات امپریالیسم، تجهیز مردم در دفاع از خود، و نحوۀ بهره برداری از تفرقۀ میان مخالفان و میان قدرت های امپریالیستی، را ارائه می دهند.
نه ائتلاف جدید و نه دیگر طرفداران » کمون ها و هیچ چیز دیگر» (2)، برنامه ای عملی برای گذار به انقلاب سوسیالیستی ارائه نمی کنند. آنها برای زمانی که به قدرت رسیده و وسایل تولید، توزیع ، زمین و نظام بانکی ملی شده در دست نمایندگان کارگران و دهقانان قرار گیرد؛ و ماشین دولتی مطابق منافع آنان بازسازی شود، هیچ گونه برنامه ای ندارند.
سخن از «ساختمان» سوسیالیسم در ونزوئلا به عنوان اقدامی فوری، به جای هدف، موجی سردگمی است. این نظر مهم ترین و مقدم ترین قدم را که پیروزی انقلاب سوسیالیستی است، نادیده می گیرد.ساختمان سوسیالیسم مستقل از انقلاب طبقۀ کارگر ممکن نیست. چیزی که که حتی سخنی از آن هم مطرح نشده است، چه برسد به سازماندهی لازم برای آن، توسط احزاب تشکیل دهندۀ ائتلاف جدید.

venezuella_8hgh
همبستگی در زمان بحران

مردم ونزوئلا تا زمانی که تحریم و محاصرۀ اقتصادی ادامه دارد، در بحران بسر خواهند برد. و این هدف ایالات متحده است که حل مشکلات تحمیلی را برای مردم ونزوئلا غیر ممکن گرداند. هیچ رهبری هر قدر هم انقلابی در کشوری به اندازۀ ونزوئلا به تنهایی قادر نیست که از این بحران رها شود. برای پیشرفت انقلاب، به همبستگی بسیار وسیع تری با ونزوئلا در آمریکا و در سطح بین المللی نیاز است.
ائنلاف جدید به درستی نقش حیاتی مبارزه با امپریالیسم را تشخیص داده و در جبهۀ متحد ملی ضد امپریالیستی و ضد دست راستی ونزوئلا ( GPP) باقی مانده است. فیگوئرا به درستی اشاره می کند که :» ضروری است که اتحادی انقلابی بر اساس منافع طبقۀ کارگر، دهقانان ( کامپاسینو ها)، کمونار ها و دیگر بخش های مردمی به وجود آید. جبهۀ متحد ملی ..، جبهۀ چاویستی ایده آلی است برای انقلابیون که در درون آن بتوانند طی مباحثاتی سازنده، وحدتی ضد امپریالیستی را میان خود شکل داده و انقلاب را به پیش برانند. در غیاب یک همبستگی جهانی با ونزوئلا، آن چنان که در چند نسل پیش در مورد ویتنام تجربه اش کردیم، تنها سازمان و یا اتحادی در سطح ملی از تمامی این بخش هاست که میتواند مقاومت ونزوئلا در مقابل امپریالیسم و عوامل داخلیش را استحکام بخشد.
در سطح جهان چپ گرایانی چون مایکل لوبوویتز، بدلایلی، از جمله اینکه دولت ونزوئلا بر مشکلات اقتصادی به سیاق مورد پسند آنان فایق نیامده است ، از حمایت پروژۀ چاویست ها در مقابل تحریم ایالات متحده سرباز زده اند. چپ گرایانی از این دست که مقیم کشور های امپریالیستی هستند، دولت های هوگو چاوز و به ویژه دولت رئیس جمهور مادورو را به دلیل «نساختن سوسیالیسم»، مورد انتقاد قرار می دهند.
در حالی به نظر ما، مسئلۀ ساختمان سوسیالیسم در ونزوئلا، ارتباط اندکی با مسئلۀ دفاع از حاکمیت ملی و ضدیت با مداخلات، تحریم ها و محاصرۀ کشور توسط ایالات متحده دارد. حتی اگر بپذیریم که همۀ اتهاماتی که امپریالیست ها به ونزوئلا می زنند، بجا باشد بازهم این توجیهی برای تجاوزات امپریالیستی آنها نیست.
در گذشته، امکان حمایت از سوی کشوری سوسیالیستی چون اتحاد شوروی وجود داشت. اما امروزه، بسیج مردم در کشور های امپریالیستی برای پایان بخشیدن به این محاصره ضرورتی فوری دارد. ادامۀ بقای ونزوئلای بولیواری در عین سخت تر شدن دائمی شرایط جهان، پیروزی عظیمی برای مردم تحت ستم در سرتاسر جهان و اثباتی است برای این امر که جهانی نوین امکان پذیر است.


(1) – اشاره به گفتۀ کیسینجر در ملاقات با ریچارد نیکسون، برای تعیین خط مشی سازمان سیا، در سرنگونی دولت سالوادر آلنده .
(2) گروه چپ گرایی در ونزوئلا