گوناگون, تیتر, سرتیتر

«نظریه پردازان توطئه» درکنار راستگرایان افراطی»

fill hawa1

«نظریه پردازان توطئه» درکنار راستگرایان افراطی»

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آینده ما


بنظر می رسد نخبگان سیاسی و رسانه ای احساس می کنند که به میدان چالش فراخوانده شده اند، زیرا آنها اخیراً به گونه ای فزاینده از اصطلاح «نظریه پردازان توطئه» برای بد نام کردن کسانی که متفاوت فکر می کنند استفاده می کنند. اما این اصطلاح در واقع از کجا آمده و چرا گفتگوئی صادقانه رخ نمی دهد؟

مدتی است که جریان عمدۀ سیاسی و رسانه ای در چارچوب زبانیِ خود حرف تازه ای به میان آورده است که عبارت است از : نظریه توطئه. با این حال ، این اصطلاح برای جریان مسلط یا اصلی، یک اصطلاح بی طرفانه برای توصیف یک پدیده اجتماعی نیست. نه، اصلا این طور نیست، این واژه ای است که بوضوح بار معنایی منفی دارد و معمولاً وقتی به افراد یا گروه هائی اطلاق می شود برای آنست که آنها به داشتن «رنگ و بوئی نامأنوس» به جامعه شناسانده شوند. بنا بر ان وقت آنست که از نزدیک به این موضوع بنگریم.

1. ریشه و معنی اصطلاح («conspiracy theory»)

ریشه این اصطلاح در زبان انگلیسی است («تئوری توطئه») اولین بار که به عنوان ابزاری برای مبارزه با عقاید سیاسی بکار رفت در رابطه با تحقیقات در مورد ترور کندی رئیس جمهور بود. جانشین وی لیندن بی جانسون برای روشن شدن چگونگی قتل رئیس جمهور ایالات متحده ، کمیسیون تحقیق تشکیل داد. این کمیسیون «ارل وارن» نامیده شد. وارن که قاضی ارشد و رئیس دادگاه عالی ایالات متحده بود به این نتیجه رسید که «لی هاروی اسوالد»، قاتل کندی، مجرمی است که به تنهائی مرتکب جرم شده است. بدین ترتیب این سوء ظن که قتل کندی بر اساس یک توطئه صورت گرفته است با مخالفت کمسیون مواجه شد.

با این حال، تحقیقات بیشتر نشان داد که FBI ، CIA و Service Secret (سرویس مخفی) اطلاعات قابل توجهی را از کمیسیون وارن مکتوم نگاه داشته اند که اگر در اختیار کمسیون قرار می گرفت نتیجه داوری می توانست بگونه ای دیگر باشد. افزون بر این، بعداً تردیدهایی در مورد علاقه خود کمیسیون به کشف حقیقت بوجود آمد، زیرا اعضای آن یا به نهادهای مختلف دولتی وابسته بودند یا حتی خود خدمتگزار آن نهاد ها بودند. برای مقابله با «احساس ناخشنودی» جامعه از آنچه عرضه شده بود وهمچنین تردید بخشی از رسانه های آنزمان در صحت حکم صادر شده از سوی دادگاه ،CIA درسال 1967 یک کتابچه راهنمای مخفی برای مقابله با «شکاکان» و بی اعتبار کردن آنها تدوین کرد.

بخشی از استراتژی های پیشنهادی در آن عبارت بود از تحقیر منتقدان. بنا به توصیه «سیا» کسانی که «نظریه های توطئه » را بر زبان می آورند نه پاک هستند و نه صداقت دارند، زیرا طبق آخرین تحقیقات رسما اعلام شده است که توطئه ای در کار نبوده است.

پیشنهاد شده بود که باید منتقدان را متهم کرد به داشتن انگیزه های سیاسی، متهم ساختن به این که پول گرفته اند ، یا متهم به این که تحقیقاتشان نادرست بوده و فاقد اعتبار است. و نیز متهم ساختن آن ها به این که خود شیفته هستند و عاشق نظریه های خود شده اند.

این اصطلاح بعداً به زبان آلمانی راه یافت و اینک سالهاست که به گونه ای فزاینده مورد استفاده قرارمیگیرد – معمولاً توسط نمایندگان جریان اصلی یا مسلط، چه سیاسی و چه رسانه ای.

با این حال ، برخی کلمه «نظریه» را نمی پسندند ، زیرا کاربرد واژه » نظریه» این شبهه را ایجاد می کند که ماهیت این امر ماهیتی علمی است در حالی که اصلا چنین نیست. و پیشنهاد می شود بجای آن از ترکیب «افسانه توطئه » استفاده شود. این ترکیب نشان میدهد که محتوای مربوطه فاقد پایه اساسی است. پیشنهاد دیگر » ایده ئولوژی توطئه » است . با این ترکیب لغوی میتوان نشان داد که در پس آن تردید ها یک جهانبینی خاص، یک ایده ئولوژی ویژه پنهان است.

2. هدف و کاربرد این اصطلاح

خلاصه بگوئیم : هدف دقیقاً همان هدف سیا در سال 1967 است و چرائی استفاده از آن نیز همان است که بود. این اصطلاح معمولاً وقتی بکار میرود که هدف آن بی اعتبار ساختن کسانی است که پرسش های نامطلوب مطرح می کنند . مسلم است کسی که قرار است ازین طریق مورد حمله قرارگیرد و ضربه بخورد، خود این اصطلاح را برای توصیف خودیش بکار نمی برد، زیرا این اصطلاح توصیفی بیطرفانه نیست.

خیلی ساده بگوئیم این اصطلاح یکی از ابزارهای زبانی برای مانیپولاسیون است،( مانیپولاسیون را بفارسی دستکاری ترجمه کرده اند که اگر بخواهیم دقیقتر بگوئیم باید بگوئیم :» دستکاری برای گمراه کردن خواننده یا شنونده، برای تحریف واقعیت » .م). که بیشتر توسط رسانه های جریان مسلط یا اصلی برای رسیدن به اهداف خاص بکار گرفته می شود.

در عین حال می توان مشاهده کرد که چگونه «نظریه پردازان توطئه» اغلب با «افراط گرایان راست»، «نژادپرستان» ، «نازی ها» و غیره در کنار هم ذکر می شوند، گویی که آنها فی نفسه یکی هستند و با هم تفاوتی ندارند. در نهایت ، این اضافات تازه هم تلاشی است برای تشدید بد نام سازی، زیرا ، بررسی و سنجش مطالب و استدلال ها – یعنی کارهائی که از بدیهیات و پیش فرضهای متداول برای یک گفتمان آزاد است – معمولا صورت نمی گیرد .

از این رو این اصطلاح » نظریه پردازان توطئه» دقیقاً زمانی به کار می رود که از یک سو ، از بحث مربوط به محتوا در شرایط برابر جلوگیری میشود ، و از طرف دیگر، نویسنده یا گویندۀ مدعی می داند که بخشهای بزرگی از مخاطبان خواستار شنیدن و خواندن استدلالهای مدعیان هستند. به عنوان مثال این برخورد مطلوب هنگامی می تواند اتفاق بیفتد که مردم در تظاهراتی گسترده حضور داشته باشند، و استدلال های دو طرف را بشنوند و خود داوری کنند ، و این درست آن چیزی است که جریان اصلی یا مسلط آن را دوست ندارد. یا وقتی مردم این احساس را دارند که گزارش رسانه ها یک طرفه و جانبدار است، یا خیلی ساده وقتی کسی از خود می پرسد هنگامی که تصمیم گیرندگان مهم در سطح بالای بین المللی در مکان هائی گرد هم می ایند که بشدت تحت مراقبت قراردارند، مثلا در هتل بیلدر برگ، فقط برای صرف چای و شیرینی دور هم جمع شده اند یا درباره موضوعات دیگری صحبت می شود.

3. چرا نخبگان سیاسی و رسانه ای از «تئوری های توطئه» می ترسند؟

این رفتاربطور ضمنی و غیر مستقیم به این معنی است که » شماهم سطح من نیستید و از این رو من حتی به استدلال های شما اعتنا هم نمی کنم.»

به این صورت ختم قضیه اعلام می شود و این برچسب : » نظریه پرداز توطئه» باید جای استدلال را بگیرد. البته روشن است که قضیه به این صورت ختم نمی شود و این: تازه آغاز راهی است که باید طی گردد.

و سپس این پرسش مطرح می شود: چرا در واقع صحبت کردن در مورد مثلا گیاهان شیمیایی ، یا مثلا سوسمار انسان نما مسئله ساز است؟ اگر این ها معنائی داشته باشند نمی خواهیم بدانیم چه معنایی دارند ؟ و اگر تمام این حرف ها بی پر و پایه ، بی اساس و بکلی دروغ و خالی از معنی است چرا باید از شنیدن و خواندن آن دستپاچه شویم و حرص و جوش بخوریم؟

تردید نداشته باشیم که تبادل نظر صادقانه، به همبستگی اجتماعی، دموکراسی و آزادی اندیشه در این کشور کمک خواهد کرد. در هر صورت ، استراتژی های بدنام سازی، تهمت زدن و توهین کردن نه فقط نمایانگر شیوه ای ناپسند هستند بلکه در دراز مدت قابل دوام نیز نیستند.


مسئوليت هر مطلب منتشر شده با نويسنده آن می باشد! و «مجله هفته» هيچ نوع مسئوليتی در برابرانتشار آن به عهده نمی گيرد.