تیتر, سرمقاله, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

فقر و نابرابری در چین

china vs usa


بررسی نابرابری‌های چین از منظر جهانی بسيار  آموزنده است. در سال ۲۰۱۸ شهروندان استان ساحلی «گوانگدونگ» ۵ برابر غنی‌تر از شهروندان استان داخلی «گانزو» بودند ولی مردم «گانزو» به طور متوسط بهتر از مردم حد متوسط ارمنستان و یا اوکرائین زندگی می‌کردند. و شهروندان غنی شهرهای پکن، شانگهای، «تیانجینز» و «یانگ سوز» نه تنها از شهروندان حد متوسط آمریکا درآمد بیش‌تری داشتند، بلکه حد متوسط اندوخته‌های آنان بالغ بر ۱۳۰ هزار دلار از حد متوسط در آمریکا بیش‌تر بود.


منبع: لینکه تسایتونگ
تارنگاشت عدالت


 آزمون اخلاقی دولت این است که با کسانی که در ابتدای زندگی خود ایستاده اند؛ یعنی کودکان، با آنانی که در خزان زندگی به سر می‌برند؛ یعنی سالخوردگان، و با افرادی که در سایۀ حیات به سر می‌برند؛ یعنی بیماران، نیازمندان و معلولین، چگونه رفتار می‌کند؟ (هوبرت همفری ۱ نوامبر ۱۹۷۷)

در سال ۱٨۵۰ هنگامی‌که ملل غربی ثروتمندترین ملل جهان بودند، سرمایه‌داران اولین اقتصاد بازار را خلق کردند. به دنبال خصوصی‌سازی اعتبارها، زمین‌ها و نیروی کار تنظیم جوامع انسانی به وسيلۀ بازار ممکن شد. ۱۹۵۰ هنگامی‌که چین فقیرترین ملت جهان بود، کمونیست‌ها اقتصادی ارگانیک به وجود آورند و در آن اعتبارها، زمین و نیروی کار را در خدمت جامعه قرار دادند و  به دولت اعتماد کردند که جامعه را تنظیم کند

پس از رشد سریع دوبرابری نسبت به دیگر کشورها، اقتصاد چین توانست در سال ۲۰۲۰ از اقتصاد بازار سبقت گیرد و آن‌هم در دو جنبه بسیار مهم: یعنی در از بین بردن فقر و نابرابری.

در سال ۲۰۰۰ سازمان ملل متحد برای هزاره جدید ۶ وظیفه تعیین کرد:
۱. از بین بردن فقر شدید؛
۲. گرسنگی؛
۳. بیماری؛
۴. حمايت ناکافی؛
٥. محرومیت و به حاشیه رانده شدن؛
۶. و سمتگیری جنسیتی در آموزش تا سال ۲۰۱۵؛

از آن زمان در روز مبارزه با فقر ريیس‌جمهور و نخست‌وزیر چین همراه تیم‌های تلویزیونی دهکده‌ها را مورد بازدید قرار دادند تا به شهرنشینان فقر را یادآور شوند

در سال ۲۰۱۶ فقر شهری ناپدید شد و تا ۱ ژوئن ۲۰۲۱ فقر روستایی از بین خواهد رفت و هر فرد چینی در نیمه پايین توزیع درآمد، خانه‌دار خواهد بود. در اینجا قبل از این که فقیرترین انسان یک دهکده فقیر را ملاقات کنیم، به شرح اجزاء این برنامه جالب خواهیم پرداخت.

در سال ۱۹۹۳ موفق‌ترین مرکز آزمایش شانگهای برای تضمین حداقل امرار معاش به عنوان شبکه تأمین اجتماعی امروزی (dībǎo) در سطح ملی به اجراء درآمد که مابه‌التفاوت بین درآمد واقعی مردم و هزینه زندگی در محل را که روی «خط dībǎo»  تعیین شده می‌پردازد. اگرچه فرآیند احراز صلاحیت مأیوس کننده است ولی dībǎo برای دریافت کنندگان امکان دسترسی اختیاری به برخی از خدمات مانند بیمه درمانی متناسب و ارزان‌تر را به وجود می‌آورد.

مثلاً یک خانواده نژاد «میائو» در سال ۲۰۰۸ نمونه‌ای برای فقر روستایی بود. آن‌ها یک کلبه کوچک کاهگلی و یک مزرعه کوچک در اختیار داشتند، خون خود را می‌فروختند و کارهای فصلی تقبل می‌کردند تا زندگی خود را بگذرانند. آن‌ها با سه فرزند (اقلیت‌ها از برنامه تنظیم خانواده مستثنا بودند) نمی‌توانستند اثاثیه لازم زندگی خود را خریداری کنند، به طوری‌که لباس‌های آنان تا شده روی زمین قرار داشت و سرگرمی آنان یک تلویزیون سیاه و سفید بود. آن‌ها از طرف دولت محلی ماهانه ۲۰۰ دلار کمک دریافت می‌کردند. درآمد از کار موسمی و نامنظم مرد خانواده روزانه بین ۱۰ تا ۲۰ دلار بود و فروش خون ۱۰۰ دلار دیگر به همراه داشت. همسر او می‌گفت با این پول ممکن بود قیمت ۳۰ کیلو برنج، دو بسته نمک، یک کیلو فلفل فرنگی، یک بسته پودر رختشویی، برق و حمل‌ونقل را پرداخت. کدخدای ده می‌گفت: «جمعیت ده ما ۱۷۷۰ نفر است که بیش از ۲۰۰ نفر از فروش خون خود زندگی می‌کنند. سرزمین‌های ما خشک است

پرداخت حقوق بازنشستگی که در سال ۲۰۰۹ در مناطق روستایی به اجراء درآمد فقر را به ۱۴٪ کاهش بخشید که در سال ۲۰۱۴ به وسيلۀ حق سنوات به کارگران، کمک هزینه زایمان، بیمه بیکاری، کسب صلاحیت شغلی و امکان دسترسی به مشاغل شهری به ۷٪ کاهش یافت.

در گام بعدی ده‌ها هزار تیم مبارزه علیه فقر به دهکده‌های فقیر روان شدند تا این دهات را به اقتصاد پولی مربوط سازند. آن‌ها به پرورش قارچ پرداختند، درختان گلابی کاشتند، بز پرورش دادند و گردشگران زیست‌محیطی را پذیرا شدند تا مردم فقیر دهات را وارد اقتصاد پولی کنند. تا سال ۲۰۱۸ روی در خانه هر خانواده فقیری ورقه‌ای نصب شده بود که روی آن نام اعضای خانواده، علت فقر آن‌ها، برنامه نوسازی، تاریخ مهلت اجراء و هم‌چنین نام، عکس و شماره تلفن کارمند مسؤول چاپ شده بود. شرکت‌ها نیز وارد عمل شدند.

Foxconn  و Apples Monteur ۲۰۰ هزار اشتغال را به بخش‌های مرکزی کشور منتقل کردند. «هیولت پکارد» کارخانجات عظیمی را به «سین کیانگ» و پکن تمام یک دانشگاه بزرگ را منتقل کردند.

ولی تفاوت اصلی از راه ایجاد زیرساخت‌هاجاده، راه‌آهن، اینترنت و پهپادبه وجود آمد. تا سال ۲۰۱۹ زندگی در ۱۲۳ هزار دهکده فقیر کشور به کمک خدمات اینترنتی سریع با قیمت مناسب تغییر کرد. معاملات الکترونیکی، تدریس از راه دور، بهداشت و خدمات درمانی از راه دور و اجرای خدمات دولتی ممکن شد. در دهات دورافتاده و منزوی به زودی به طور متوسط روزانه ۴ پهپاد پرواز می‌کرد و هنگامی که سمپاشی گیاهان، نقشه‌برداری و تحویل محصول بیش‌ترین اشتغال غیرمزرعه‌ای را برای عمده درآمد روستایی تشکیل ‌داد،  تقاضا برای کلاس‌های خلبانی هواپیماهای بدون سرنشین به شدت افزایش یافت.

برای از بین بردن انزوا کنگره ۱۲۰ میلیارد دلار از درآمد مالیات خودرو را صرف ساختن ۱۵۰ هزار مایل جاده شوسه جدید کرد که از جمله از «ماشوپینگ»، یک دهکده صخره‌ای در ساحل رود زرد و یکی از فقیرترین مناطق ایالت «شانکسی» عبور می‌کرد. اهالی دهکده درختان سیب و فلفلِ «سيچوان» پرورش می‌دادند و مجبور بودند محصولات خود را به قیمت نازل به تعداد کمی خریدار که با موتورسیکلت به آنجا می‌آمدند، بفروشند. ولی بعد  یک اتوبان جدید به طول ۵۰۰ مایل در ساحل رودخانه، «تیم‌های مبارزه هدفمند با فقر» را وارد منطقه کرد. اکنون یکی از پرورش‌دهندگان می‌گفت: «سیب‌های ما هنوز به درخت است که به طور کامل به فروش رفتهتا سال ۲۰۱۹ درآمد سرانه در این منطقه دوبرابر خط فقر ملی شده بود.

دهکده‌هایی چون «لیانگ جیاهه» که «شی جین‌پینگ» (ريیس‌جمهور جمهوری خلق چین) در آن به دنیا آمد و رشد یافت، از کنام‌های منحصر به فردی استفاده می‌کنند. با این‌که مزارع کلم در دو طرف جاده گسترده شده ولی مردم زیرک دهکده گردشگران را جلب می‌کنند و در ازای ۸ دلار داستان‌ چهار مشکل «شی» در رابطه با گزیدن کک، غذاهای ناماکول، کار سخت و ادغام در جامعه دهقانی را برایشان تعریف می‌کنند. آن‌ها به ۳۰۰ گردشگری که شب را در آنجا به سر می‌برند گوشه‌ای از کودکی «شی» را در مسافرخانه‌های درون غار، که با پوسترهای مائو و چراغ‌‌های نفتی مزین شده و تختخواب‌هایی که با آجر سخت ساخته شده و اطاق‌هایی که با بخاری نفتی گرم می‌شود، نشان می‌دهند. راهنمای جوان توضیح می‌دهد: «همه چیز واقعی است. ما علاقمندیم که وجه مشخصه لیانگ‌جیاهه حفظ شود
برنامه‌های مخصوص نرم‌افزاری (Apps) به کارگران کشاورزی کمک می‌کنند تا امکان اشتغال بیابند، سالخوردگان و معلولین سرگرمی پیدا کنند و جوانانی که به خانه‌های خویش بازمی‌گردند، بتوانند شرکت‌های کوچک تأسیس کنند. در منطقه آزمایشی «ژِجیانگ» ۵۰۰ دهکده، ۲۰۰ هزار نفر از افراد بومی را به اشتغال واداشته تا محصولات محلی و توانایی‌های تجارت الکترونیکی را در دهکده‌هایی که خوشه‌وار به دور شهرک‌های تجاری حلقه زده اند، تقویت کنند. تا سال ۲۰۱۹ فروشگاه‌های آن‌لاین روستایی ۳۰ میلیون نفر را به اشتغال واداشته و بازار فروش الکترونیکی پدید آورده بود که از اروپا بزرگ‌تر است.

به نظر پکن، برنامه مبارزه علیه فقر هنگامی موفقیت‌آمیز خواهد بود که ۹۰٪ از شهروندان روستایی کتباً سوگند یاد کنند که دیگر فقیر نیستند و پس از این‌که تیم‌های گشتی تحقیقات خود را به پایان رسانده و نتایج را با ویدئو به دست مقامات مبارزه با فقر رسانده باشند. پکن قصد دارد همۀ سرمایه‌گذاری‌های خود را در زمینه کاهش فقر از طریق مالیات فروش الکترونیکی تا سال ۲۰۴۰ مجدداً جبران کند.

در سال ۲۰۱۶ دولت ۱۰٪ از سهم خود در ارزشمندترین شرکت‌های دولتی را به صندوق بیمه‌های اجتماعی وارد کرد و ريیس‌جمهور «شی» یک هدف نهایی تعیین کرد: «اگر ما تا سال ۲۰۲۰  هر سال ۱۰ میلیون از جمعيت روستایی را از فقر آزاد کنیم، سیستم بیمه اجتماعی ما قادر خواهد بود ۲۰ میلیون شهروند معلول ما را به طور مناسبی از نظر مالی تأمین کند

شتاب رشد بازارهای داخلی به کمبود نیروی کار در مناطق ساحلی انجامیده و کارفرمايان را مجبور به اتوماسیون، افزایش بهره‌وری و بهبود زنجیره ارزش کرده است، درست همان‌طور که پکن در نظر داشتدر سال ۲۰۱۹ Mentech که یک تولیدکننده ارتباطات از راه دور در سواحل «دونگوآن» است، دستمزدهای منظم و همین‌طور ۱۱۰۰ دلار اضافه‌کاری ماهانه تضمينی، خوابگاه‌های مجهز به تهویه مطبوع، شبکه محلی بی‌سیم (WLAN) رایگان و هدیه تولد برای کارگران را ارايه داد. دستمزدهای ماهانه تولید در سال ۲۰۱۹ به طور متوسط ۱۸۰۰ دلار بود و اضافه‌کاری، جایزه، خوابگاه‌های متعلق به شرکت و تغذیه مجانی به کارگران امکان می‌داد برای خانواده‌های خود پول ارسال کنند. کارگران کارخانه اغلب جوان، خوشبخت و بی دغدغه هستند، شادی می‌کنند، عشق می‌ورزند، موزیک گوش می‌دهند و به استثنای کارخانجات بزرگ هر ‌آن‌چه را که دوست دارند می‌پوشند.

مخارج خالص کارگران چینی برای کارفرمایان امروز بیش‌تر از مخارج همکارانشان در ایالات متحده آمریکاست و با این حال کم‌تر از دو درصد آن‌ها مالیات می‌پردازند.

تا چندی پیش میلیون‌ها کارگر مهاجر که حق عضویت خود را به صندوق بازنشستگی شهری می‌پرداختند، می‌توانستند فقط در زادگاه خود حقوق کامل بازنشستگی دریافت کنند ولی هنگامی‌که آنان در پایان حیات کاری خود به موطن خود بازمی‌گشتند، دولت محلی امکان پرداخت مالی نداشت. با وجود تمنای ایالات فقیر درون کشوری، نواحی غنی ساحلی از مازادهای میلیاردی خود چشم‌پوشی نمی‌کردند و در نتیجه پکن در سال ۲۰۱۱ برنامه یک بیلیون دلاری بیمه بازنشستگی ملی را پایه‌گذاری کرد و ایالات غنی را به عضویت در این برنامه درآورد و مطبوعات به دفاع از برنامه فوق فراخوانی برای نمایش غرور ملی منتشر کردند. «در کشورهای صنعتی مانند ایالات متحده آمریکا که شاخص جينی  گه‌گاه به ۰٫۴۱ می‌رسد، برای حمایت از فقرا به کمک افزایش گام‌به‌گام مالیات‌ اغنیا و بهبود سیستم اجتماعی تفاوت‌ درآمدها کم‌تر می‌شود. چین باید از تجربیات آمریکا بیاموزددر سال ۲۰۱۴ کارمندان دولت و فرهیختگان و دانشمندان نیز به این سیستم ملی پیوستند.

از آنجا که توزیع رفاه به يک اولویت ملی تبديل می‌شود، اقتصاددانان به این نتیجه رسیده اند که آمار نابرابری اغراق‌آمیز است، زیرا مخارج کسب زمین، سکونت و مواد غذایی با وجود کیفیت مشابه در مناطق داخلی کشور ارزان‌تر است و قدرت خرید درآمدها در ایالات درونی کشور بیش از ۵۰٪ نسبت به دستمزدها در مناطق ساحلی بیش‌تر است.

اگر مهاجرین موقت را کنار بگذاریم نابرابری باز هم کم‌تر خواهد شد. تا سال ۲۰۱۹ اقتصاددانان شهروندان را در شهرهایی که طبق سیستم Hukou ثبت‌نام شده بودند، شمارش می‌کردند و نه شهرهایی که واقعاً در آن زندگی می‌کردند. حرکت ۳۰۰ میلیون کارگر مهاجر آمار را به شدت مخدوش می‌کرد. در حقیقت  مناطق ساحلی دارای میلیون‌ها نفر مهاجر بیش‌تر از تعداد به ثبت رسیده شهروندان است و در ایالات درونی کشور این وضعیت معکوس می‌باشد. در نتیجه کارگری که از مناطق درونی کشور به مناطق ساحلی کوچ می‌کند شاخص نابرابری را لغو می‌نماید، زیرا به درآمد کل منطقه ساحلی مربوطه کمک می‌نماید ولی هنوز طوری محاسبه می‌شود که گویی در زادگاه خود زندگی می‌کند. هنگامی‌که تحلیلگران این اشتباه را تصحیح کردند، به این نتیجه رسیدند که نابرابری منطقه‌ای از سال ۱۹۷۸ سالانه ۱٫۱٪ کاهش یافته. مثلاً در سال ۲۰۰۲ درآمد ترکیبی ۱۴ کارگر استان «گوئیژو» برابر درآمد یک کارگر شانگهای بود ولی این اختلاف در سال ۲۰۱۹ به ۵ نفر کاهش يافت. شکاف ساختاری آن‌طور که به نظر می‌رسد، زیاد دردناک نیست. مردم بخش‌های داخلی و دوستانشان سال به سال ثروتمندتر شدند و برای آن‌ها شیوه زننده زندگی در شانگهای همانقدر جالب بود که شیوه زندگی در مان‌هاتان برای شهروندان لیتل راک و یا آلاسکا.

بررسی نابرابری‌های چین از منظر جهانی بسيار  آموزنده است

در سال ۲۰۱۸ شهروندان استان ساحلی «گوانگدونگ» ۵ برابر غنی‌تر از شهروندان استان داخلی «گانزو» بودند ولی مردم «گانزو» به طور متوسط بهتر از مردم حد متوسط ارمنستان و یا اوکرائین زندگی می‌کردند. و شهروندان غنی شهرهای پکن، شانگهای، «تیانجینز» و «یانگ سوز» نه تنها از شهروندان حد متوسط آمریکا درآمد بیش‌تری داشتند، بلکه حد متوسط اندوخته‌های آنان بالغ بر ۱۳۰ هزار دلار از حد متوسط در آمریکا بیش‌تر بود.

نگرش‌های کنفوسیوسی به تعادل بزرگ کمک خواهد کرد، زیرا این هشدار استاد را همه می‌دانند: «حاکم یک کشور نباید از اين‌که مردمش فقیر باشند نگرانی بشود، بلکه از اين‌که ثروت نابرابر توزيع شده باشد، زیرا اگر ثروت عادلانه تقسیم شود، دیگر فقیری وجود نخواهد داشت

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.