رسانه ها

رونمایی از نسخه جدید جنگ‌های نیابتی در معرکه قره‌باغ؛ طراح کیست و هدف کجاست؟

درگیری‌های آذربایجان و ارمنستان بر سر مساله قره‌باغ که از 5 مهرماه آغاز شده، همچنان ادامه دارد و مقامات آذربایجان و ترکیه اعلام کرده‌اند که این درگیری تا آزادسازی کامل مناطق اشغالی ادامه دارد.

درگیری‌های نظامی اخیر ناشی از ناتوانی کامل «گروه میانجی مینسک» یا «سازمان امنیت و همکاری اروپا» است که آمریکا، فرانسه و روسیه از 1997 میلادی ریاست مشترک آن را بر عهده دارند و همین مسئله ضرورت انتخاب یک طرح و مدل جدید میانجیگری برای برقراری صلح در منطقه را دو چندان کرده است.

بنابر یک تحلیل، ریشه این بحران یک درگیری تاریخی است که شعله‌ور شدن آن در شرایط کنونی حاصل تلاش ناکام آمریکا برای جلوگیری از قدرت گرفتن سه‌گانه روسیه، چین و ایران در منطقه است، چنانچه شواهد اطلاعاتی نشان می‌دهد این درگیری‌ها بیش از آنکه حاصل یک درگیری مرزی یا حتی مذهبی باشد، تلاشی برای محاصره روسیه، چین و ایران است.

دخالت مستقیم ترکیه در عملیات‌های نظامی آذربایجان و تصدی ریاست اتاق عملیات مشترک با رژیم اسرائیل در این کشور اقدام جدیدی نیست و از یک برنامه‌ریزی هدفمند و راهبردی حکایت دارد.

بررسی دقیق‌تر تحولات این منطقه نشان می‌دهد که هدف ترکیه از دخالت در بحران قره‌باغ فقط حمایت از آذربایجان به عنوان کشوری با روابط نزدیک قومیتی نیست بلکه هدف اصلی از این مداخله تلاش برای ایجاد پایگاه‌های دائمی نظامی در این کشور است که ماموریت اصلی آنها تقویت نیروهای آمریکایی و اروپایی و رصد تحرکات مداوم هوایی و دریایی ناوگان روسیه در مجاورت دریای سیاه است.

در حال حاضر پایگاه‌های ترکیه در آذربایجان مسئولیت رصد صادرات نفت و گاز روسیه به بازارهای اروپا را بر عهده دارند، بازاری که ترکیه تلاش می‌کند با اتصال به منابع گاز ترکمنستان و سایر کشورهای آسیای میانه آن را از دست رقیب روسی خود در آورد.

از سویی؛ پایگاه‌هایی که قرار است در آذربایجان ایجاد شود نقش مستقیم در ارائه کمک‌های اطلاعاتی به رژیم اسرائیل علیه ایران خواهد داشت. هم اکنون رژیم اسرائیل 40 درصد از نفت مورد نیاز خود را از آذربایجان تامین می‌کند که این نفت از طریق بندر شیخان ترکیه به بندر حیفا در اسرائیل منتقل می‌شود.

اتاق عملیات مشترک آمریکایی، ترکی، اسرائیلی و آذری در صدد تهیه طرحی برای گسترش ناتو در آسیای میانه از طریق پایگاه‌های نظامی ترکیه در آذربایجان است تا در قالب این طرح ارتباط جغرافیایی و زمینی بین آذربایجان و ترکیه که هم اکنون تحت کنترل نیروهای ارمنی است برقرار شود.

تلاش برای ایجاد یک ساختار نظامی برای ناتو با هدف افزایش فشار و تهدید علیه ایران در شمال غرب این کشور از دیگر اهداف رژیم صهیونیستی از مداخله در بحران قره‌باغ است و به همین منظور سه ژنرال و هجده افسر ستاد اسرائیلی با هدف گسترش کنترل نیروهای آذری و اشغال یک نوار مرزی در داخل خاک ارمنستان به موازات مرزهای ایران در حال اجرای این نقشه هستند.

استقرار عناصر باقی‌مانده داعش و سایر گروه‌های تروریستی در آذربایجان تحت عنوان «کمک به آذربایجان برای دفع تجاوزات ارمنستان» و بازگرداندن بخش اشغالی از سوی ارمنستان از دیگر قطعات این پازل است و بر همین اساس تاکنون 5300 نفر از تروریست‌های تکفیری به منطقه منتقل شده‌اند.

در همین حال؛ هزاران زندانی داعشی که هم اکنون در شمال شرقی سوریه به سر می‌برند در انتظار انتقال به این منطقه هستند. این عناصر تکفیری تابعیت‌های مختلفی از حوزه آسیای میانه به ویژه اویغورهای ساکن در ایالت سین کیانگ در شمال غربی چین دارند.

از سوی دیگر؛ چنانچه شواهد میدانی نشان می‌دهد، استقرار تروریست‌های افراطی در طول نوار مرزی ترکمنستان، آذربایجان، ازبکستان، جنوب شرقی تاجیکستان و شمال شرقی افغانستان در نزدیکی مرزهای چین، به عنوان بخشی از برنامه‌ محاصره استراتژیک چین، روسیه و ایران و دامن زدن به جنگ‌ها و تنش‌های نیابتی در این مناطق انجام می‌شود.

بر این اساس؛ گرچه تاکنون ترکیه هرگونه اخباری پیرامون این نقل و انتقالات به منطقه را تکذیب کرده، اما چنانچه قبلا هم برای انجام عملیات‌های تروریستی از خاک آذربایجان استفاده شده، با استقرار این تروریست‌ها در آذربایجان در آینده نیز قطعا از آنها برای انجام عملیات‌ در چین، روسیه و ایران استفاده خواهد شد.

این طرح که تمامی اجزای آن با نظارت مستقیم پنتاگون و رهبری ناتو در حال اجرا است، در واقع طرح و نقشه‌ای جدید برای جبران شکست طرح‌های آمریکایی ـ اسرائیلی در رویارویی همه جانبه آنها روسیه، چین، ایران و محور مقاومت است.

شکست رژیم اسرائیل از حزب‌الله در سال 2006، شکست و عقب‌نشینی ارتش آمریکا از عراق در سال 2011، شکست پروژه آنها برای سرنگونی دولت سوریه و اشغال مجدد عراق، تحولات جبهه یمن و شکست‌های پی در پی نیروهای متجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی در قالب ائتلاف سعودی ـ اماراتی و تأثیرات بزرگ و راهبردی پایداری جبهه مقاومت را می‌توان در زمره مصادیق این شکست‌ها به شمار آورد..

ایرنا

۱ دیدگاه

  1. ناظر says

    آقای شیری لطفاً نظری را که در زیر مقاله «درگیری قره‌باغ، دخالت تروریست‌های ترکیه و نقش روسیه» نوشته اید یکبار دیگر بخوانید. کارت شناسایی شما در آنجاست.

    دوست داشتم

  2. ناظر says

    آهنگ شیپور گشاد من این است:
    اُبلاست به زبانهای اسلاوی به معنی استان است. پس از تشکیل جمهوری سوسیالیستی شوروی ارمنستان و جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان، با تصمیم استالین «اُبلاست خودمختار قره باغ» در درون جمهوری سوسیالستی آذربایجان تشکیل شد.
    پس از فروپاشی اتحاد شوروی این منطقه خودمختار هدف «آذربایجانیزه کردن» قرار گرفت. و در یک همه پرسی اکثریت جمعیت آن به خودمحتاری رأی داد، و باقی داستان تاریخ است…

    دوست داشتم

  3. ناظر says

    جناب شیری با تمام آب دریای خزر هم نمی شود خانواده وابسته به صهیوینسم علی اف را تطهیر کرد. اگر نخست وزیر جدید ارمنستان تمابل به آمریکا دارد علی افها که 30 سال است در دامن آمریکا و اسراییل هستند. لطفاً به این بهانه به تبلیغات پان ترکیستی دامن نزنید.

    دوست داشتم

    • جناب ناظر بد جوری شیپور را از سر گشادش به صدا در می‌آوری.
      شما بعنوان یک شونیست مرتجع بسیار کمتر از آنید بتوانید مرا به دامن زدن به تبلیغات پان‌ترکیستی متهم بکنید.
      موضع ضد بشری و ضد انقلابی شما در برخورد به انقلاب رنگی در بلاروس و تفاهمنامه راهبردی بین ایران و چین را با اب کدام اقیانوس می‌توان شست؟!
      ضمن اینکه، من تنها به روند شروع دور جدید جنگ نیابتی و به تبع آن، گسترش ناتو به شرق و تنگ کردن حلقه محاصره روسیه اشار کردم.
      موارد ذکر شده نشان می‌دهد با کله در دام تبلیغات امپریالیسم افتاده‌ای و شیپور آن را از سر گشادش می‌نوازی.
      خوب می‌شناسمت. بیخودی با نام مستعار جر زنی می‌کنی. چون شهامت عرض اندام نداری آقای میر…

      دوست داشتم

  4. شروع انقلاب رنگی در جمهوری بلاروس و تداوم شورش‌های هدایت شده در آن کشور، باضافه اقدامات تحریکی جمهوری ارمنستان مبنی بر به زیر آتش توپخانه گرفتن شهرهای تووز و قازاخ (آذربایجان) در ۲۷ سپتامبر، که منجر به اقدامات دفاعی نیروهای جمهوری آذربایجان گردید، قطعات دیگری از پازل گسترش ناتو به سوی شرق و تنگ‌تر کردن حلقه محاصره روسیه است، که منشاء آن را باید از تجزیه اتحاد شوروی واکاوی نمود.
    حاکمیت جدید ارمنستان و نخست وزیر دست‌نشانده آن که محصول انقلاب رنگی با حمایت مالی، سیاسی و تشکیلات بنیاد جورج سورس است، با دست زدن به این اقدامات، بعنوان محلل اهداف غرب عمل می‌کند.

    دوست داشتم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.