سرمقاله, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

به حاکمیت بلاروس احترام بگذارید!

belarus_2321

این‌که لوکاشنکو کاستی‌هایی دارد ابداً موضوع نیست. هر بار که یک کودتا به وسیله قدرت‌های امپریالیستی طراحی می‌شود ناگزیر به مخالفان آن‌ها برچسب «دیکتاتور» زده می‌شود. درست شبیه سوریه، اوکرائین و ونزوئلا، پرسش در این خلاصه می‌شود: آیا شما به طور عینی با نیروهای ضدامپریالیستی هستیدیا با نیروهای امپریالیستی؟ هیچ «راه سومی» وجود ندارد، آن‌طور که بسیاری از چپ‌ها می‌خواهند استدلال کنند، که به موجب آن شخص بتواند هر دو سمت را به یک اندازه محکوم کند و روی حصار بنشیند.


 منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: دوریان اُ شانائین

تارنگاشت عدالت


این یک داستان آشناست: نیروهای امپریالیستی غربی یک کودتای دیگر را در یک دولت مستقل هدایت می‌کنند و رسانه‌های بورژوایی در ایرلند ما را با پوشش هم‌دلانه با معترضین دولتی و «اپوزیسیون دمکراتیک»، که صفوف آن‌ها مملو از شریر‌ترین مرتجعین است، بمباران می‌کنند.

در پشت صحنه، ایالات متحده و قدرت‌های سرمایه‌دار اروپایی منابع قابل توجهی در اختیار ستون پنجمی‌ها قرار می‌دهند. شباهت‌ها با کودتای ۲۰۱۴ که اوکرائین را ویران کرده غیرقابل انکار است. تقریباً ۳۰ سال پس از انحلال اتحاد شوروی، ماشین جنگی ناتو برنامه دارد مداخله نماید و راه را برای سرمایه خارجی در جهت ویران کردن بلاروس هموار نماید، همان کاری که از روزهای پیمان ورشو در همه جای دیگر در اروپای شرقی انجام داده است.

علی‌رغم سقوط اقتصادی برآمده از ضدانقلاب دهه ۱۹۹۰، بلاروس با حفظ صنایع دولتی و تور تأمین اجتماعی، از سرنوشت بسیاری دیگر از دولت‌های سوسیالیستی پیشین احتراز نمود. به جای به حرّاج گذاشتن منابع کشور، برنامه رییس‌جمهور لوکاشنکو تضمین نمود که بلاروس کنترل اساسی بر امور خود را حفظ نماید.

این را با ریاست جمهوری بوریس یلتسین در روسیه مقایسه کنيد، که خصوصی‌سازی گسترده و سقوط سطح زندگی مشخصۀ دوره پس از عصر شوروی بود. روسیه از آن زمان به بعد از مدار آمریکایی خارج گردیده و این موجب ناراحتی زیاد واشنگتن شده است.

سر کار آوردن یک رژیم دست‌نشانده در بلاروس اشغال نظامی مرز غربی روسیه را تکمیل خواهد کرد.

البته دولت کنونی بلاروس بدون عیب نیست. روشن است که هزاران کارگر بلاروس شکواییه‌هایی دارند که موجب شده در اعتراض به خبابان‌ها بیایند. اما، دولت هنوز از حمایت اکثریت مردم برخوردار است. مهم‌تر از همه، بلاروسی‌ها می‌دانند که حاکمیت کشور در خطر است.

تعجب‌آور نیست که رسانه‌های غربی از گزارش اعتراضات بزرگ هوادار دولت، هوادار حاکمیت، که بسیاری از آن‌ها عظیم‌تر از هر اعتراضی است که اپوزیسیون ارتجاعی به راه انداخته، خودداری می‌نمایند.

مردم بلاروس از تجربیات همسایگان خود و از مجموعه نیروهایی که مشکل را هدایت می‌کنند، بسیار می‌ترسند. در واقع چندین کشور در هفته‌های اخیر بر طبل جنگ کوبیده اند، و شدت آن در کشورهای بالتیک بیش‌تر است. با توجه به این‌که سیاست خارجی آن‌ها به ناتو اجازه می‌دهد از قلمرو آن‌ها به مثابۀ یک پایگاه نظامی برای هماهنگ نمودن طرح‌های پنتاگون استفاد شود، این تعجب‌برانگیز نیست.

این فاکت که سوياتلانا تيخانوسكايا، نامزد اپوزیسیون از زمان باخت در انتخابات ریاست جمهوری در اوت به لیتوانی گریخته است، تصادفی نیست. دولت‌های بالتیک همگی، فقط پس از آن‌که بانک مرکزی اتحادیۀ اروپایی مقرراتی را به اجرا نهاد که به کاهش دستمزدها و خدمات عمومی انجامید، در سال‌های اخیر یورو را به عنوان پول خود برگزیده اند. تعجب‌آور نیست که دیکتاتوری سرمایه در این کشورها از فاشیسم برای انجام برنامه‌های خود استفاده کرده است.

مانند اوکرائین، کمونیسم‌ستیزی، یهودی‌ستیزی و اعادۀ حیثیت هم‌دستان نازیسم عناصر مرکزی ایدئولوژی ارتجای غالب است. برعکس اوکرائین، شرایط مادی برای یک جنبش فاشیستی قابل توجه هنوز در بلاروس مهیا نشده است؛ اما پدیدار شدن پرچم‌های سرخ و سفید در تظاهرات اپوزیسیون نشان می‌دهد که کمونیسم‌ستیزی و رویزیونیسم تاریخی محرک بسیاری در میان «اپوزیسیون دمکراتیک» است.

پرچم‌های سفید و سرخ به وسیله یک جنبش ضدبلشویکی که در ۱۹۱۸ به وجود آمد، و نهایتاً فاقد قدرت بود، استفاده می‌شد. به علاوه،

جمهوری بلاروس شوروی، نسبت به جمعیت خود، بیش‌ترین تعداد جان‌باخته را در جریان جنگ بزرگ میهنی داشت.

مشروعیت‌زدایی از انتخابات بلاروس و جایگاه لوکاشنکو به مثابۀ رییس‌جمهور بلاروس پیام‌های اصلی بودند، که از سوی رسانه‌های بورژوایی طی چند هفته گذشته ازسال شدند. طبق معمول، کارگران در ایرلند و جاهای دیگر با خطی که مستقیماً از وزارت امور خارجه ایالات متحده می‌آید، تغذیه می‌شوند.

این‌که لوکاشنکو کاستی‌هایی دارد ابداً موضوع نیست. هر بار که یک کودتا به وسیله قدرت‌های امپریالیستی طراحی می‌شود ناگزیر به مخالفان آن‌ها برچسب «دیکتاتور» زده می‌شود. درست شبیه سوریه، اوکرائین و ونزوئلا، پرسش در این خلاصه می‌شود: آیا شما به طور عینی با نیروهای ضدامپریالیستی هستیدیا با نیروهای امپریالیستی؟ هیچ «راه سومی» وجود ندارد، آن‌طور که بسیاری از چپ‌ها می‌خواهند استدلال کنند، که به موجب آن شخص بتواند هر دو سمت را به یک اندازه محکوم کند و روی حصار بنشیند.


 
پاسخ احزاب کمونیست و کارگری روشن بوده است:
به حاکمیت بلاروس احترام بگذارید!
مداخله اتحادیۀ اروپاییایالات متحدهناتو را در بلاروس رد کنيد!


منابع

روجر هریس، «گزینه‌های بلاروس در میان یک انقلاب رنگی»، مارکسیسملنینیسم امروز، ۲۴ اوت ۲۰۲۰«لیتونی به یورو ملحق می‌شود»، صدای سوسیالستی، ژانویه ۲۰۱۴
«
پرچم سفید و سرخ بلاروس: یک نماد همدستان و ضدانقلاب»، در دفاع از کمونیسم، ۲۰ اوت ۲۰۲۰«بلاروس: بیانیه‌هاواکنش‌ها بوسیله احزاب کمونیست و کارگری»، در دفاع از کمونیسم

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.