گوناگون, سرتیتر

نقش ایران در نظم جدید جهانی.


نوشته: دکتر وفیق ابراهیم، استاد مطالعات استراتژیک دانشگاه لبنان

مترجم:احمد مزارعی،

سایت «البناء«لبنان ، هشتم شهریور 1399


پنج قدرت بزرگ جهانی درمقابله با درگیریهای بین المللی وهمچنین با یکدیگراختلافاتی در حد تضاد دارند، اما همه اینها یکپارچه درمقابل سیاستهای ضد ایرانی امریکا ایستاده اند.

این کشورها عبارتند از چین، روسیه ، وکشورهای سه گانه قدرتمند اروپائی ، یعنی المان ، فرانسه وانگلستان.

اگر درنظر بگیریم که روسیه وچین با امریکا از سالهای 1990 ، درگیری دائمی داشتند ، اما این سه کشور اروپائی برای اولین بارپس از جنگ جهانی دوم درسال1945، دریک موضعگیری جدی، ضدیت اشکارخودرا با امریکا ابراز میدارند.

از ان تاریخ امریکائیها وارثان نفوذ اروپائیها درجهان شده وانها را به نظام تک قطبی خود ملحق نمودند بطوری که استقلال اروپارا لغو وبا یک تفاوت نسبی میان وابستگی انگلستان وتبعیت المان ازامریکا ازیک طرف وکوششهای فرانسه برای تمرد از تبعیت امریکا که دربیشترموارد به نتیجه نمی رسید.

چه حوادثی باعث شد تا اروپائیها نافرمانی خودرا ازامریکا اغاز کنند؟.

درسال 2005 ، کشورهای پنجگانه بهمراهی امریکا موفق به امضای قرارداد هسته ای با جمهوری اسلامی ایران شدند تا این کشور غنی سازی اورانیوم را درحدی که بتواند بمب اتمی بسازد متوقف سازد ، ایران همچنین موافقت نمود که ازطرف نماینده مرکزانرژی بین المللی هسته ای مورد نظارت قراربگیرد ، این قرارداد درمرکز شورای امنیت سازمان ملل به امضا رسید وهمچنین به اعضای این شورا حق داده میشد که درصورت ضرورت اعتراض کرده ویا سخت گیریهائی شدیدی علیه ایران اعمال کنند.

هنگامی که ترامپ به ریاست جمهوری امریکارسید، دست به یک اقدامات جدی بر علیه ایران زد، ازجمله اینکه سیاستهای ضدایرانی اسرائیل وکشورهای خلیج را برعلیه ایران گسترش داد، این سیاست ضدایرانی ترامپ به مرحله ای رسید که امریکا درسال 2018،از قراردادهسته ای که با ایران وسایر کشورها به امضا رسیده بود خارج شد، واین اقدام امریکا علیرغم این بود که که نماینده انرژی هسته ای بین المللی بیش از یکبار اعلام داشته بود که ایران هیچگونه خلافی که مغایر قرارداد هسته ای باشد مرتکب نشده واین کشور به دنبال تولید سلاح هسته ای نیست.

امریکائیها دراین مرحله میان قرارداد هسته ای که با ایران امضا کرده بودندوتولید سلاحهای موشکی ، بالستیکی ایران که جنبه دفاعی داشتند،وهمچنین ارتباط این کشور با نیروهای محلی منطقه همچون پاکستان ، افغانستان، دولت یمن درصنعا، ونفوذ گسترده اش درعراق وائتلافش با دولت سوریه وهمچنین ارتباط بنیادی با حزب الله لبنان، ارتباط دادند.

از اینجا روشن گشت که امریکائیها درنظر دارند ازقرارداد هسته ای ابزار فشاری خلق کنند تا بتوانند بوسیله ان مقاومت قدرتمندانه ایران درمنطقه را درهم شکسته واین سیاست تازه خودرا درخدمت به اسرائیل ونفوذخود درمنطقه خاورمیانه قراردهند.

این سیاست ضد ایرانی وضد انسانی امریکا به مرحله ای رسید که به یک محاصره شدید وهمه جانبه تازه علیه ایران دست زده که تا کنون هرگونه رابطه اقتصادی واردات وصادرات ایران را باخارج قطع کرده واگر قدرت وتوانائیهای درونی ایران نبود این کشور ازدرون منفجر میشد ، اما ایران توانست درمقابل همه این فشارها مقاومت کند وازهمه مهمتر اینکه توانست با غالب کشورهای منطقه وارد ائتلافات گسترده ای شود.

این وضعیت تازه مورد قبول امریکا نبود لذا انها تحریکات خود وهمپیمانانشان راعلیه ایران گسترش داده واین دشمنی را به مرحله ای رساندند تا درسال 2018، از قرارداد هسته ای خارج شدند وامریکا با این اقدام خود دراین قضیه تنها ماند وکسی حاضر نشد درکنار امریکا باقی بماند.دراین مرحله اروپائیها وارد یک دوره ضدو نقیض گوئی ودفاع غیر مستقیم ازامریکا دست زده وازغالب انتقادات امریکائیها علیه ایران دفاع نمودند، اما برخروج از قرارداد هسته ای توافق نکردند.

ازسوی دیگربازرسان سازمان انرژی هسته ای بیش از یکبار از مراکز هسته ای ایران با دقت بازدید کرده وبر پایبندی ایران به همه مقررات این سازمان بین المللی تاکید ورزیدند.

با این حساب چه چیز تازه است؟

برنامه امریکا برای منهدم کردن ایران باشکست روبروشد وجمهوری اسلامی ایران پیشنهاداتی که ترامپ برای ایران فرستاد تا شاید بتواند خودش را از بحران موجود رها ساخته شاید بتواند درانتخابات اینده که بزودی برگزار میشود پیروز شود ، این سرسختی ایران دردفاع از منافع خود باعث شد تا امریکا کشورهای خلیج واسرائیل را وادارد تا مسئله تسلیحاتی ایران را درشورای امنیت مطرح وخرید وفروش اسلحه را برای ایران منع کنند که انهم با شکست رسوا کننده ای برای امریکا پیش اورد وبمثابه ضربه خرد کننده ای برای حیثیت جهانی امریکا بود.

بعد از رسوائی فوق ، امریکا اینبار بطور ناگهانی از سه کشور اروپائی درخواست نمود که بر اساس قرارداد هسته ای گذشته، درشورای امنیت محاصره ایران را تجدید کنند.

واینبار طبیعی بود که روسیه وچین بطور قاطعانه مخالفت خودرا با این درخواست امریکا درشورای امنیت ، ابراز کنند ، زیرا این دوکشور در صدد ان هستند که قراردادهائی عمیق با جمهوری اسلامی منعقد کنند.

اما انچه که برای امریکائیها ، اسرائیلیها وکشورهای خلیج شگفتی اور بود اینکه سه کشور اروپائی یعنی فرانسه، انگلستان والمان ، با مصوبه منع خرید وفروش اسلحه برای ایران ومحاصره این کشور درشورای امنیت مخالفت کردند .کشورهای سه گانه بر این باور بودند که اولا ایران همه شرایط سازمان انرژی بین المللی بطور کامل اجرا نموده است واما درمورد دوم یعنی محاصره ایران، اروپائیها براین نظر بودند که امریکائیها این حق را ندارند تا به محاصره ایران دست بزنند زیرا انها درسال 1918،از این قرارداد خارج شده وبمثابه غریبه دراین قراردادبه حساب میایند.

این وضعیت همچون ضربات خرد کننده ای بود که بطور عمیقی بر امریکائیها فرود امد، اگر درگذشته مخالفتهای چین وروسیه با سیاستهایشان درمجامع بین المللی برایشان قابل تحمل بود اما مخالفت سه کشور اروپائی امر تازه ای بود که براساس شرایط وعوامل تازه جهانی شک وشبهه امریکائیها را بر می انگیخت، این شرایط وعوامل کدامند:

یکم : متلاشی شدن ترس تاریخی اروپا ازامریکا وحتی انگلستان که وابستگی کاملی به امریکا داشت و اکنون بطور کامل ازامریکا کنار گرفته است

دوم: هم اکنون موضعگیری اروپائیها دراتحاد با موضعگیریهای روسیه وچین قراردارد، این بدان معنا است که از نظراستراتژیک اروپائیها فرصت یافته اند تا از فرمانبرداری وتسلط امریکا سرپیچی کنند.

ودراینجا نقطه سومی وجودداردوان ایران است که متمرد اصلی است ، زیرا ایران زمینه را برای چین وروسیه وهمچنین کشورهای سه گانه اروپائی فرصتی فراهم اورد تا متشکل شوند، ایران یک قدرت معمولی نیست بلکه قدرتی است که مشحون از ثروتهائی است که اروپائیها به ان نیاز دارند ، از طرفی دیگرایران درمنطقه دارای متحدانی بسیار قوی است که درنوبه خود همگی دارای مصادر انرژی واقتصادهای گوناگون هستند که مورد توجه جهانیان است.

با این حساب روشن میگردد که انچه که اروپائیها انجام میدهند ، شروع انقلابی است بر علیه ژئوپلتیک امریکا که درمرحله عقب نشینی خود قراردارد ومیکوشد موقعیت تازه ای برای خود کسب کند، وازسویی جهان نیز درمرحله تشکیل قطب بندی جدیدی است.

اگر درگذشته کشورهای اروپائی هرکدام به تنهائی عاجز بودند که به نظام تازه جهانی بپیوندند ، اکنون که سه کشور متمرد هستند توانائی انرا دارند تا خود تشکیل قطب چهارم جهانی قدرتمندی را بدهند که شامل چین ، روسیه وامریکا میگردد ومیتوانند از پشتیبانی غیر مستقیم ایران نیز برخردار باشند که توانست با مقاومتش امریکا را به عقب نشینی وادار کند وزمینه را برای تشکیل چند قطبی تازه را فراهم کند.

البته ایران منتظر نیست تا کشورهائی که ازوضعیت موجوداستفاده کرده اند ، برایش تلگراف تبریک بفرستند، بلکه اتحادش با سوریه ، حزب الله ، حوثیها، حشد الشعبی ، ومقاومت فلسطین توانائی انرا دارند تا یک نظام قدرتمند که از تایید ملتها ی خود برخوردار ودارای امکانات اقتصادی ، نظامی وهمچنین با داشتن برنامه های پیشرو، به تشکیل خاورمیانه ای مستقل وبه دور ازنفوذ امریکا دست بزنند.